جعفر گلابی
راستی کارکرد عملی انتخابات چیست؟ اگر با صرف هزینههای بسیار مادی و معنوی پیش از انتخابات و هزینههای مستقیمی که از بودجه کشور خرج برگزاری انتخابات میشود تا مردم در یک حرکت عظیم پای صندوقهای رأی بیایند و نظر خود را پیرامون چگونگی اداره کشور بیان کنند، چهار روز بعد روزنامهها و چهرههای مخالف دولت همان ساز ملالآور گذشته خویش را تکرار کنند و بر طبل منویات خود (بدون کوچکترین اصلاحی) بکوبند و حتی سمت و سوی انتقادات خود را به تحریک عواطف دینی در جهتی خاص سوق دهند، دیگر چه نیازی به انتخابات وجود دارد؟
این روزها در صحنه مطبوعات کشور شاهد نوشتجاتی هستیم که اگر همه آنان را جمعآوری کنیم و در کتابی بگنجانیم بر عجایب جهان سیاست افزوده میگردد و از مطالعه آن حیرت خلق برانگیخته خواهد شد.
از افاضات یک جناح سیاسی چنین برمیآید که گویا 28 میلیون شرکت کننده در انتخابات دعوت آنان را پذیرفته و زحمت رأی دادن را به جان خریدهاند، 22 میلیون رأیدهنده به جناب آقای خاتمی، عدهای از اقلیتهای قومی و مذهبی هستند! عدهای در مبادی ورودی کالا! به دلایلی به ایشان رأی دادهاند و عده دیگر هم به ارزشهای دینی بیاعتنا هستند، آن 14 میلیونی هم که پای صندوق رأی نیامدند از غیبت یار قهر کرده و درهای خانه را به روی خود بستهاند! لذا هیچ چیز تغییر نکرده و اقلیت پرمدعا همچنان باید به نمایندگی از مردم سخن بگوید و مفسر مطالبات و اولویتهای مردم باشد!!
رأی مردم به جناب آقای خاتمی اگر معنای دلخواه آقایان را نداشته باشد قضاوت راجع به امهات مسائل کشور را در بر ندارد! حمایت بینظیر ملت از مردمسالاری ناظر به تقویت مجلس نیست و هنوز این مجلس به عنوان عصاره فضایل ملت جایگاه خود را در رأس امور را پیدا نکرده است؟ تفسیر و برداشت رحمانی از اسلام و پیگیری سیاست تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق و گریز از خشونت و بسط فضای دوستی و صمیمیت که در لابهلای سخنان منتخب مردم موج میزند اگر مورد پذیرش منتقدان دولت قرار نمیگیرد احترام بدان هم دیده نمیشود. معلوم نیست مردم چگونه باید آمال و آرزوها و آرمانهای خود را که در تمام جهان طنین افکنده است به گوش اینان برسانند؟ ای کاش حداقلی از صداقت وجود داشت و پیش از انتخابات به مردم گفته میشد که برای یک جناح سیاسی نتیجه انتخابات مهم و اثرگذار نیست. ظاهراً چرخه همه حکایتها و مانعتراشیها و عزم برای بحرانسازی که در چهار سال گذشته مکرراً به حرکت درآمد پس از یک وقفه کوتاه میل به حرکت را در خود نشان میدهد و انتظار جدی و متبلور شده یک ملت برای رفع معضلات پاسخی در خور و شایسته نمییابد.
متاسفانه مقاومت در مقابل اراده مردم در حالی چهره مینمایاند و هزینههای تاریخی خود را تحمیل میسازد که عدهای خود را عین ارزشها و مدافعان اصلی آن قلمداد میکنند و ابایی ندارند که خدای ناکرده ادبار مردم علاوه بر آنها شامل شعارها و اهداف اعلامی آنان هم بگردد. اگر تواضعی واقعی و همه جانبه و بیتکلف از سوی جناح منتقد در مقابل مردم صورت نگیرد و صور عینی و ملموس خود را نشان ندهد نگرانی از آینده بیمورد نیست.
آری به راحتی میتوان خواست و اراده شهروندان ایرانی را تفسیر به رأی کرد، آن را از عمق و تأثیرگذاری در جریانات مهم و مشخص کشور تهی ساخت و رندانه و به ظاهر از کنار قضاوتی به بزرگی 18 خرداد گذاشت اما نمیتوان برای همیشه مردم را نادیده گرفت. آنان وجود دارند، فعال هستند و خود را در همه صحنهها نشان میدهند، نظر و اراده مردم در دعواهای سیاسی هویداست و جناح منتقد هم به خوبی آن را میشناسد. مردم منتظرند تا در اولین مسائل کشور رفتار جناحهای سیاسی را ارزیابی کنند، امکان تحقیق و تفحص مجلس در صدا و سیما یکی از سوژههای قضاوت مردم است. باید منتظر ماند و دید که پیامهای روشن 18 خرداد تا چه حد مفهوم شده است؟