مقدمه: با توجه به اینکه نیمی از جمعیت جهان، زنان هستند برای دستیابی به توسعه ضروری است زنان مانند مردان در فرایند توسعه مشارکت کرده و بهطور کامل از نتایج آن بهره جویند.
ولی متاسفانه از بسیاری جهات در فرایند، توسعه زنان مورد غفلت قرار گرفتهاند و به آنان توجهی درخور نشده است.
بهطور نمونه شورای همکاری کانادا سال 1991، آمار زیر را ارائه نموده است.
- 67٪ ساعات کار جهان به زنان تعلق دارد. (تقریباً همه کارهایی که در محیط خانه صورت میگیرد به وسیله زنان انجام میپذیرد، آنها حدود 18 ساعت در روز کار میکنند.) ـ 10٪ درآمد جهان را زنان بدست میآورند. (زنان یکسوم نیروی کار رسمی را در جهان تشکیل میدهند اما در کارهایی که اشتغال دارند پایینترین مزد به آنان پرداخت میشود و بیش از مردان نسبت به بیکاری آسیبپذیرند.) ـ 1٪ از دارایی جهان در اختیار زنان میباشد. (زنان نیمی از مواد غذایی جهان را تولید میکنند اما به ندرت مالک زمین بوده و به سختی میتوانند وامی دریافت کنند.) ـ دوسوم بیسوادان جهان را زنان تشکیل میدهند.
- زنان بیش از همه، در زمینه اولویت پیشگیری از بیماری بر مداوا و نیز بهبود وضعیت بهداشتی خانواده خود پیشگام بودهاند.
اگرچه 90٪ کشورهای جهان دارای تشکیلاتی برای پیشرفت پایگاه اجتماعی زنان هستند با این وجود به دلیل آموزش کم، عدم اعتماد به نفس و کار و مسئولیت سنگینتر خویش، حضور بسیار اندکی در سطوح مختلف تصمیمگیری دارند.
برای مقایسه وضعیت توسعه کشورها، برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) در سال 1990 شاخصهای متفاوتی ابداع کرده که یکی از آنها شاخص توسعه انسانی (HDI) میباشد که شامل مولفههای ـ میانگین سواد ـ طول عمر افراد و ـ درآمد است.
ولی با توجه به اینکه این شاخص توسعه مربوط به جنسیت پیشنهاد نمود که در آن همان متغیرهای (GDI) اپهر HDI ریت دو جنس و به منظور نشان دادن نابرابری بین آنها مورد استفاده قرار میگیرد.
در گزارش توسعه انسانی 1998 این شاخص برای 163 کشور محاسبه و آنها از این نظر طبقهبندی شدهاند. رتبه اول کشور کانادا با مقدار 940٪ GDI= و کشور ردیف آخر (163) نیجریه با مقدار 196٪ GDI= میباشد.
مقدار این شاخص برای ایران در سال مورد نظر 707٪ و در مرتبه 92 قرار دارد.
1- پیشرفت کند در تساوی بین زنان و مردان از جهت قدرت و امکان دستیابی به منابع.
2- در حاشیه قرار دادن زنان در مورد هدفگذاریهای توسعه و دستیابی به آنها.
با توجه به اینکه دیدگاه زنان در توسعه فقط در دو زمینه فقرزدایی و کارآیی موفق بوده و زنان را به عنوان نیمی از جمعیت جهان که باید نیازهای آنان تامین شود در نظر گرفته مسئله برابری حقوق مردان و زنان که منشا تقسیم نقشها، کار و سود حاصل از آنان و شکلگیری سنتها، آداب و فرهنگ در مورد زنان میباشد، نادیده گرفته شده است.
دیدگاه جنسیت و توسعه (GAD)
دیدگاه زنان در توسعه به ساختارهای جنسیتی موجود توجه چندانی نداشت بلکه تنها بر فنآوری تاکید کرده و به همکاری زنان در طرحهای معمول و در دست اجرا توجه داشت. این مساله موجب پدید آمدن دیدگاه جنسیت و توسعه (GAD) در سال 1980 شد که بیانگر رویکرد فمنیستی ـ سوسیالیستی است که ارتباط میان ساختارهای خانواده و ساختارهای عمومی را بررسی میکند تا علت تمایزها و تفاوتهای میان این دو ساختار را در مورد زنان کشف کند.
این دیدگاه تنها به مسائل مربوط به زنان برنمیگردد بلکه به ساخت اجتماعی و سپردن نقشهای اجتماعی به زنان و مردان و انتظارات مشخصی که جامعه از ایشان دارد نیز ارتباط مییابد. این مفهوم همچنین ماهیت مشارکت زنان را در محیط فعالیت، اعم از درون و بیرون خانه به تحلیل میکشد و به طبقهبندی کار زنان که در آن کار (خانه) نادیده گرفته شدهاند دست مییازد.
در چهارچوب تحلیل جنسیت در کشورهای مختلف، پنج نوع سیاستگذاری برای تغییر موقعیت زنان اجرا شده یا در حال اجراست که عبارتند از: الف) دیدگاه رفاه و خیریه که بر نقشهای خانهداری و مادری زنان تاکید کرده درصدد نوعی یاری رساندن به زنان در زمینههای بهداشتی، تغذیه، تنظیم خانواده و از این نوع موارد است.
ب) دیدگاه حقوقی که درپی ایجاد حقوق برابر میان زنان و مردان است. در این دیدگاه بر نقش فعال زنان در روند توسعۀ اقتصادی از راه مشارکت در بازار کار تاکید میشود.
ج) دیدگاه ضد فقر، که بر کسب درآمد از طریق وارد کردن زنان در طرحهای کوچک درآمدزا تاکید میشود. در کشورهای در حال توسعه اولین گام برای پیشرفت زنان نیازمند خطمشی ملی است که نیازهای ناشی از فقر را برآورده سازد و زیرساختهای اجتماعی مناسبی را ایجاد کند. علاوه بر این باید بر سیاستهای کاهش نابرابریها علیه زنان بهطور صریح تمرکز شود.
د) دیدگاه کارآیی، در این دیدگاه این نظریه دنبال میشود که با کار کردن زنان از راه مشارکت دادن آنها در توسعه اقتصادی و اجتماعی و کسب منزلت اجتماعی لازم، زنان میتوانند به برابری و موقعیت مناسب دست پیدا کنند.
ح) دیدگاه تواناسازی، که بر فعالیت سازمانی و همکاری و همفکری در بین زنان برای کسب قدرت تاکید میشود.
در مجموع تا قبل از سال 1980 در سطح بینالمللی سیاستهای توسعهای درباره زنان برای حل مسائل رفاهی آنان وجود داشت ولی در نگرش جدید آنها نه تنها دریافتکننده کمکها هستند بلکه تولیدکننده، مشارکتکننده و در عین حال برخوردار از امکانات بدست آمده از فرایند توسعه نیز هستند.
برنامهریزی پروژههای توسعه و زنان
اولین و مهمترین راهکار برای تحقق توسعه، برنامهریزی درست و اصولی آن میباشد. متاسفانه تاکنون نقش زنان در مراحل مختلف توسعه بهطور کامل یا سیستماتیک مورد توجه نبوده و یا اثر فرایند توسعه بر وضعیت زنان مشخص نشده است. ناتوانی برنامههای توسعه در این رابطه تاثیر و نتیجه این برنامهها را محدود نموده است. (نمودار شماره 1)
همانطور که ملاحظه میگردد زنان باید در تمام مراحل سیکل پروژه با مطروح کردن سوالاتی در نظر گرفت و نیازهای آنان را برطرف نمود.
استراتژیهای اصلی جنسیت در توسعه
دخالت مساله جنسیت در برنامههای توسعه به استراتژیها و پویشهایی بازمیگردد که هدفهای پاسخ به جنسیت را در دستورات، سیاستها، طرحها و خدمات بخشهای متنوع سازمان وارد کرده و موجب بهبود آموزش اعضای سازمانها برای تفکر در مورد موضوع جنسیت و اختصاص امکانات کافی برای انجام فعالیتهای پاسخ به جنسیت در برنامههای دولت خواهد شد. برخی از استراتژیهای پیشنهادی بدین شرحاند:
استراتژی اول: وارد کردن آگاهی و حساسیت جنسیتی در تحصیلات، آموزش منظم و برنامههای دولت.
برنامههای دولت باید حساسیت جنسیتی را در میان دستاندرکاران سیاست و مجریان توسعه و گروههای ذیربط بگستراند. به طوریکه متضمن نکات زیر باشد:
پیبردن به این واقعیت که تفاوت نقشهای زن و مرد و انتظارات جامعه از این دو، از هنجارهای اجتماعی نشات گرفته و همین امر به اقدامات تبعیض آمیزی علیه زنان منجر گردیده است.
اعتقاد به اینکه روابط انسانی باید بر اصول برابری، عدالت و کنشهای متقابل و برکنار از تبعیض استوار باشد.
دست زدن به تلاش بیوقفه به منظور ریشهکن کردن هر نوع تبعیض در محیط خانه و محل کار.
استراتژی دوم: بهبود دستیابی برابر به منافع، فرصتها و منافع.
که این برابری شامل برابری مشارکت (مشارکت زنان در کلیه امور و برنامههای دولت). برابری دسترسی به فرصتها (رفع موانع قانونی و رویهای) برطرف نمودن موانع اجتماعی و فرهنگی (الگوها و کلیشههای سنتی) در برابر مشارکت کامل زنان. تقویت برنامههای آموزشی برای کارفرمایان، کارگران و تلاشهای زنان و مردان در عرصه حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. علاوه بر این لازم است برای ارزشگذاری فعالیتهای گوناگون اقتصادی و غیراقتصادی، چاچوبی تدارک شود. از این گذشته رسیدن به هدفهای توسعه، به اندیشه و اقدامی جدی نیاز دارد که جهتی انسانی داشته و برای حل مسائل جنسیت الهامبخش باشد و آینده جامعه را درک کند و نیازهای مردان و زنان پیر و جوان در هر موقعیتی که هستند به خوبی فهم کند و برای تحقق این نیازها، همه مساعی خود را به کار گیرد.
افزون بر این، اقدامات دیگری باید صورت پذیرد، اولاً قبل از هر چیز لازم است هدفهای جنسیت و توسعه به خوبی روشن شود و در متن برنامهها و دستاوردهایی که در کشور دنبال میشود قرار گیرد. ثانیاً چون این مفاهیم تازگی داشته و با راه و رسم متعارف اندیشه توسعه سنتی سازگار نیست از اینرو باید یک گروه طرفدار جنسیت در سازمانها به وجود آید و برای تحقق این اهداف مجدانه تلاش کند.
بدینترتیب باید در جهت سازماندهی مناسب، زنان، توانمند ساختن آنها، توجه به منافع و سهم آنها در جریان توسعه و برخورداری از مواهب توسعه، برنامهریزی لازم صورت پذیرد تا توسعۀ مناسب، متوازن و پایدار که هدف آن تعالی و کرامت انسان اعم از زن و مرد است تحقق یابد.