12- کاهش تماشاچیان سینما
وزارت ارشاد مدعی بود با حذف نظارتها و محدودیتها موفق شده تعداد بیشتری از مردم را به سینما بکشاند، اما اخیراً آمار جدیدی انتشار یافت که ادعای فوق را تکذیب میکند. براساس این گزارش تعداد تماشاچیان سینما در سال 1374، 000/493/52 نفر، سال 1375، 000/760/44 نفر، سال 1376، 000/830/39 نفر، سال 1377، 000/815/30 نفر، سال 1378، 000/000/40 نفر.
در سال 1374 و 1375 که بهزعم اینان شرایط اختناق، خفقان و سانسور و نفی آزادی (کدام آزادی و از چه نوع؟!) بر سینما حاکم بود، تعداد تماشاگران سینماها و فیلمها به مراتب بیشتر از سه سال اخیر بوده که به بهانه جذب هرچه بیشتر مخاطب و فروش بیشتر بلیت، نوعی از ابتذال اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را بر سینما حاکم کردند. از سوی دیگر این آمار میتواند بیانگر این مطلب نیز باشد که به جهت نازل شدن سطح سوژهها و تکراری بودن آن و همچنین افزایش موارد ضداخلاقی در فیلمها، رغبت مردم برای دیدن فیلمهای سینمایی کمتر شده است.
13- حمایت از فیلمی که سرگذشت زنان به فساد کشیده شده بعد از انقلاب را به تصویر کشیده جهت شرکت در جشنواره ونیز در ایتالیا
دو ماه قبل از هجدهمین جشنواره فیلم فجر در سال 1378 متوجه شدم جعفر پناهی در حال ساخت فیلمی بهنام «دایره» به صورت پنهانی میباشد و موضوع آن بهگونهای است که زندگی زنان بدکاره در ایران را به تصویر کشیده است. سکانس اول فیلم از آنجا شروع میشود که زائویی در بیمارستان دختری را به دنیا میآورد که خانواده همسرش وی را به خاطر این دختر طرد میکنند و از اینجا به بعد است که سرنوشت هشت زن در جمهوری اسلامی رقم میخورد. تا آنجا که مطلع شدم سفارت فرانسه نیز وی را مورد حمایت قرار داده، احتمالاً مواد خام را نیز از خارج وارد کردند. مکانهای فیلمبرداری مخفی و محرمانه بوده و تا روز فیلمبرداری هیچکس نمیدانست مکان بعدی برای فیلمبرداری کجاست. دستاندرکاران فیلم در همان روز با تلفن از مکان فیلمبرداری مطلع میشدند و از ایشان خواسته میشد به عنوان مثال در میدان رسالت یا ولیعصر تجمع کنند. سپس با آژانس یا مینیبوس آنان را به مکان فیلمبرداری انتقال میدادند. این فیلم آنچنان زننده بود که معاونت سینمایی آن را توقیف کرد و مجوز شرکت فیلم در هجدهمین جشنواره را صادر نکرد تا آنکه متوجه شدیم ارشاد به جهت شرکت این فیلم در جشنواره «ونیز در ایتالیا»، مجوز اکران آن را در ایران صادر کرد، زیرا اکران و یا داشتن مجوز اکران در کشوری که فیلم در آن ساخته شده، جزو شروط اصلی جشنواره ونیز بوده است. این فیلم توانست رتبه اول جشنواره را به خود اختصاص دهد که بهتر است نظر یکی از خبرگزاریهای خارجی را در این خصوص به صورت بسیار خلاصه درج کنیم.
خبرگزاری فرانسه تحت عنوان «راویان جشنواره ونیز با زنان پوشیده در چادر سیاه ایرانی از طریق فیلم «دایره» آشنا میشوند» مینویسد: «دایره» زندگی پر از درد و یأس هشت زن را در ایران امروز به تصویر میکشد. این خبرگزاری میافزاید: «این یک دایره جهنمی است که هیچ راه خروجی از آن نیست.» پناهی میگوید: «زن بودن در ایران نفرین است، آزادی او آنچنان محدود است که گویی او در یک زندان بزرگ به سر میبرد.»
یکی دیگر از روزنامهها به نقل از یک زن ایرانی مقیم ایتالیا نوشته بود من نزد ایتالیاییها خیلی شرمسار شدم که شخصیت زن ایرانی اینقدر تحقیر میشود. من خیلی مذهبی نیستم، اما سخنان آقای پناهی درباره زن ایرانی اصلاً درست نیست و من مشکلات و تبعیضهایی را در غرب دیدهام که اصلاً در ایران وجود ندارد. آیا آنچه که در این فیلم به تصویر کشیده شده سرنوشت زنان در نظام جمهوری اسلامی است؟ چرا ارشاد مجوز اکران آن را صادر کرد؟ اگر ارشاد خصومتی با انقلاب و حکومت دینی ندارد، چرا این فیلم را در جشنواره خارجی شرکت داد؟
مقام معظم رهبری فرمودند: زخمهای انقلاب را، دردهای انقلاب را دیدن و آنها را درشت کردن، برجسته کردن، رنگ و جلای داستانی به آنها زدن و آنها را پخش کردن، این هیچ خدمتی به انقلاب نیست. انقلاب نقاط قوت و درخشندگی بیشتری دارد، در کنار نقاط درد و کمبود و محرومیتی که دارد، هیچ انقلابی را هم شما نمیتوانید سراغ کنید که در او درد و رنج و زحمت نباشد.
اگر فرض کنیم انتقادات ایشان به نگرش اسلام یا نظام به زن در جامعه هم صحیح باشد برای رفع این مشکل آیا بهتر نیست به جای آنکه نخست بیگانگان و دشمنان انقلاب و اسلام متوجه ضعف ما شوند، این مشکل را با مردم و مسئولان در ابتدا در داخل کشور مطرح و سپس به دنبال ارایه راهحلهایی از سوی ایشان و دیگر دلسوزان جامعه باشیم؟
14- تلاش در به استخدام درآوردن خانه سینما در جهت اهداف فرهنگی و سیاسی خاص
نکته دیگری که در عملکرد سینمایی آقای مهاجرانی باید به آن اشاره کرد، عملکرد خانه سینما است. این واحد جایی است که صنوف مختلف سینمایی در آن تجمع و تشکل یافتهاند. قبل از انتخابات ریاست جمهوری، آقای داد، معاونت سیاسی وقت، ریاست هیأت مدیره آن را برعهده داشت. پس از آنکه ایشان در پست معاونت انجام وظیفه کرد به شدت به تقویت خانه سینما پرداخت و تقریباً در تمام صحنههای سیاسی که نیاز به حضور هنرمندان وجود داشت، خانه سینما از هیچ اقدامی کوتاهی نکرد. به عنوان مثال در ماجرای کرباسچی و یا استیضاح مهاجرانی و یا در ماجرای شایعات مربوط به رفتن مهاجرانی از ارشاد و... خانه سینما به عنوان پای ثابت دفاع از آقایان، انجام وظیفه کرد. خانه سینما در نامهای به ریاست محترم جمهوری ضمن حمایت از مهاجرانی اعلام کرد آنان که تصور میکنند با رفتن مهاجرانی هنرمندان به موقعیت قبل از دوم خرداد بازخواهند گشت سخت در اشتباهند.
نخستین گام جدی حمایت ارشاد از خانه سینما خریداری یک مکان مطلوب برای خانه سینما بود که گویا هزینه بیش از 400 میلیون تومانی آن توسط آقای مهاجرانی از سودهای بانکی سازمان حج پرداخت شد. سپس نمایندگان خانه سینما در تمام شوراهای معاونت سینمایی شرکت کرده و از حق رأی برخوردار شدند و داوری اختلافات میان هنرمندان و مسایل مختلف آن به خانه سینما واگذار شد و... از سال 1377 خانه سینما مجوز برگزاری جشنی را پیدا کرد که به منتخبین خود با حضور مسئولان فرهنگی جوایزی اعطا نماید. در سال 1378 در حین برگزاری جشن به احترام روزنامهنگاران دستگیر شده چون اکبر گنجی اعلام سکوت سیاسی کرده و هیچکس متعرض آن نشد. خانم گلاب آدینه به هنگام دریافت جایزه خود در جلوی جمع همسرش، آقای هاشمی، را بوسید و چون تعجب تماشاچیان را مشاهده کرد اظهار داشت «همسرم است و اشکالی ندارد» (گویا جای دیگری برای اظهار محبت نیافتند) و...
البته بعد از انتخابات از سوی کرباسچی وعدههایی برای تهیه مسکن به هنرمندان داده شد و مبالغی نیز از ایشان دریافت شد که به تعدادی از تعهدات عمل شد. در اعتراض به عملکرد خانه سینما بعد از جشن 1378 جمعی از هنرمندان اقدام به تأسیس انجمن سینماگران مستقل کردند که بعید است با پشتیبانیهای جدی که از سوی ارشاد از خانه سینما میشود به عنوان یک رقیب جدی در مقابل خانه سینما قد علم کنند.
آنچه که باید در ارتباط با خانه سینما مورد توجه قرار گیرد این است که جریان فرهنگی متعارض با انقلاب و حکومت دینی توانست بسیاری از قشر هنرمند تحت پوشش خانه سینما را با توجه به تأثیرگذاری این عده بر نسل جوان در استخدام اهداف سیاسی خود درآورد، البته تعدادی از اعضا به عنوان اعتراض به عملکرد خانه سینما از هیأت مدیره آن استعفا و یا از باندبازیهای درون آن به شدت انتقاد کردند، اما خانه سینما کماکان به اهداف از پیش تعیین شده در تعارض با ارزشها به پیش میرود. منتخبین جشن خانه سینما نیز در راستای همان اهدافی که ارشاد در هجدهمین جشنواره فیلم فجر طی کرد به پیش میروند بهترین فیلم منتخب امسال ایشان فیلم «زمانی برای مستی اسبها» بوده که به فقر و فلاکت مردم کرد در بعد از انقلاب پرداخته و...
لازم به ذکر است آقای درویش، رییس وقت خانه سینما، در پشتیبانی از جریان به اصطلاح اصلاحات مورد نظر آقای مهاجرانی فیلم «متولد ماه مهر» را ساخت و به نفع آقای مهاجرانی اعلامیه بلندبالایی صادر کرد که قابل توجه است.
15- اولویت دادن به شرکت در جشنوارههای بینالمللی به قیمت نشان دادن فقر، بدبختی و عقبماندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران
معاونت سیاسی ارشاد در مصاحبهای اظهار میدارد که از شهریور 1378 تا شهریور 1379 سینمای ایران در 149 جشنواره داستانی و 69 جشنواره مستند و فیلم کوتاه شرکت کرده و در خارج از کشور 21 هفته فیلم برگزار کرده است. بهجاست به چند فیلمی که در جشنوارههای خارجی مقام آوردهاند اشاره کنیم.
1-فیلم «دو زن» که کارگردان در آن مدعی است زن در اسلام و حکومت اسلامی ارزش و جایگاهی ندارد.
2- فیلم «دایره» که به چگونگی بدکاره شدن هشت زن ایرانی در حکومت اسلامی میپردازد.
3- فیلم «عروس آتش» که در آن زن عشیرهای که بالاجبار با پسر عمویش ازدواج کرده و از حق مادری محروم شده در گفتوگو با گاوی که در حال شیر دادن گوسالهاش است، آرزو میکند که ای کاش به جای آن گاو میبود.
4- فیلم «بودن یا نبودن» که در آن مخالفت و وحشیانه برخورد کردن خانواده دامادی که در شب عروسیاش در یک درگیری ضربه مغزی شده، جهت پیوند قلبش به یک دختر مسیحی به تصویر کشیده شده است.
5- فیلم «مرد کوچک» که در آن تلاش یک کودک خردسال یتیم کشاورز که بسیار نیز فقیر هستند جهت تأمین معاش به تصویر کشیده شده است. (دو فیلم اخیر منتخب جشنواره مصلحین نیز بودند)
6- فیلم «زمانی برای مستی اسبها» که در آن تلاش یک خانواده فقیر کُرد برای معالجه فرزند خردسالشان و سرانجام ازدواج تحمیلی دختر خانواده با یک تبعه عراقی به منظور معالجه پسر به تصویر کشیده شده است و...
البته فیلمهای خوبی چون «بچههای آسمان» و «رنگ خدا» به کارگردانی مجید مجیدی در برخی از جشنوارههای خارجی مورد استقبال قرار گرفتند. همانطور که قبلاً اشاره شد این فیلمها را نمیتوان مربوط به سالهای وزارت آقای مهاجرانی به حساب آورد، زیرا تمام یا اکثریت تولید آن در قبل از روی کار آمدن آقای مهاجرانی انجام پذیرفته است. تا قبل از وزارت آقای مهاجرانی هیچ فیلمی مجوز شرکت در جشنوارههای خارجی و یا اکران در خارج از کشور را نمییافت، مگر آنکه ابتدا در جشنواره و در داخل کشور به نمایش درمیآمد، اما فیلم «دایره» (جعفر پناهی) و «سکوت» (مخملباف) و «باد ما را خواهد برد» (کیارستمی) ابتدا در جشنوارههای خارجی مطرح و سپس در داخل، مجوز اکران یافتند که فیلم «دایره» و «باد ما را خواهد برد» هنوز به اکران درنیامده است. گویا بیگانگان باید زودتر از مردم ایران از محتوای فیلمها مطلع شوند.
مقام معظم رهبری در خصوص جشنوارههای خارجی میفرمایند: بنده این را به شما عرض میکنم که به هیچ وجه دلم را خوش نمیکنم به اینکه در فلان مجمع جهانی، فلان فیلم ما مثلاً جایزهای بگیرد. اینها چیزی نیست، اینها در مواردی هم با انگیزههای سیاسی همراه است، اینها بهترین فیلمهای ما هم نیست و به نظر بنده گاهی هم سوءظنبرانگیز است. اینها چیزی نیست و ما باید از این جهت در دنیا حقیقتاً برجسته باشیم نه اینکه تنها دنیا در ما احساس برجستگی کند. این یک رویدادی است که بیشک در جامعه ما وجود دارد، ولی باید شکوفا بشود و باید کار بشود. مدعی شما فقط هنرمندان بدبخت و سیهروزی نیستند که از انقلاب روبرگردانده و خودشان را محکوم به فنا کردهاند. هیکل عظیم هنری دنیا تا آنجایی که در مشت سیاستهای استکباری است مدعی شماست. باید در مقابلش از پسش بربیایید. باید خیلی کار کنید، البته نه اینکه هنر سالم در دنیا نیست، چرا هست، بوده و هست، خوبش هم هست، اما جریان هنر را استکبار جهانی در مشت دارد.
در خصوص برگزاری هفتههای فیلم نیز بحث و گفتوگو کم نیست، اما تا آنجا که مطلعیم در بسیاری از موارد نمایش فیلمها در خارج و برگزاری هفته فیلم بدون اخذ رضایت صاحب فیلم انجام میپذیرد. حداقل در خصوص بسیاری تولیدات مؤسسه امور سینمایی بنیاد مستضعفان و جانبازان اینگونه عمل شده است.
16- افزایش بیسابقه فساد در پشت صحنههای فیلمهای سینمایی
بعد از روی کار آمدن آقای مهاجرانی و ایجاد ضعف شدید بر نظارتها و عدم برخورد جدی با موارد خلاف اجتماعی، کمیته انضباطی که قبلاً در ارشاد به منظور برخورد با موارد خلاف از جنبه اخلاقی و مالی ایجاد شده بود از حیز انتفاع ساقط و در نتیجه اینگونه موارد به اوج خود رسید. آن چنان که دانشجویان هنر تعریف میکردند بهدلیل اشتیاق جوانان رشته هنر، به خصوص دختران برای بازی در فیلمها، باندهای سینمایی، دختران زیبارو را که حتی حاضر هستند به دلیل مطرح شدن و یا داشتن سابقه کار هنری مجاناً در فیلمها شرکت کنند، انتخاب و با آنان ارتباط نامشروع و یا خلاف اخلاق برقرار کردند. افتضاحات پشت صحنه آنچنان بالا گرفت که این موضوع در مطبوعات اینگونه منعکس شد «بنابر شنیدههای موثق در جلسه شورای عالی توسعه سینما که در مورخه اول آبانماه 1379 با حضور سیفالله داد، برگزار شد در پایان جلسه، آقای داد تقاضای خروج خبرنگاران و ارباب جراید را از جلسه کرده و جلسه را خاتمه یافته اعلام کرد. پس از خروج دوربینهای تلویزیون و خبرنگاران، سیفالله داد رو به حاضران کرده و از سوءاستفادههای شدید جنسی در سینما توسط عوامل تهیه و کارگردانی، فیلمبرداری و حتی بازیگران مرد خبرهای موثقی را ارایه کرده و به فساد دامنگیر سینمای امروز ایران به شدت انتقاد کرد. وی اظهار داشت اگر جلوی این مسأله فوراً در سینما گرفته نشود، موضوع را با دایره مبارزه با مفاسد اجتماعی و دستگاه قضایی در میان خواهم گذاشت. علی معلم در جواب داد گفت: باید این مقوله را به عرصه مطبوعات بکشانیم تا مرتکبین، بیارزش و بایکوت شوند.»
البته بساط موادمخدر و مشروبخواری را نیز باید به مورد فوق اضافه کرد. آیا بهتر نبود از همان ابتدا با تقویت کمیته انضباطی، تخلفات را در نطفه خفه میکردند تا بهزعم آقای علی معلم این مسایل به مطبوعات کشیده نشده و افتضاح دیگری به بار نیاید؟
17- رشد بیسابقه فمنیزم در سینمای بعد از انقلاب
اعمال سیاست تساهل و تسامح در خصوص فیلمنامهها و فیلمهایی که به نحوی از انحا ارزشهای دینی و انقلابی را زیر سؤال برده، سبب شد که جریان فمینیسم در فیلمهای سینمایی از سال 1377 تا آذر 1379 به اوج خود در بعد از پیروزی انقلاب بینجامد، به عنوان مثال در فیلمهای «شهر زنان»، «دو زن» و «قرمز» با توجه به نگرش فمینیستی، اینگونه تبلیغ میشود که زنان برای احیای حقوقشان باید خود دست به کار شده و طرفداران و تشکیلاتی فراهم آورند. در فیلم «شهر زنان» دختر به کمک دیگر زنان، سنتشکنی کرده و باغ سیب رفته و از میان جوانان روستا که در جلویش رژه میروند، شوهر را (همان که از بچگی نافش را به نام او بریدهاند) انتخاب میکند. در فیلم «قرمز» زن به جهت انتقام از شوهر، رأساً اقدام به قتلش میکند. در فیلم «دو زن» قهرمان زن در پاسخ به دوستش به این سؤال که اجازه دهد برای رفع مزاحمت مرد به نیروی انتظامی شکایت کند، میگوید احتیاجی نیست. باید ما زنان تشکیلاتی را به وجود آوریم تا از آن طریق حقوقمان را به دست آوریم. وی نام چنین گروهی را آپاچی مینامد. آنگاه که خبر مرگ شوهر سنتگرایش را میشنود از این مسأله خشنود شده و احساس آزادی میکند. در فیلم «بانوی اردیبهشت» زنان ایرانی آنچنان حقوقشان تضییع میشود که حتی زنی که از شوهر سابقش، فرزند پسری دارد و میخواهد با مرد دیگری ازدواج کند به دلیل مخالفت فرزند و یا به عبارتی جو جامعه مجبور میشود عشق خود را سرکوب کرده و از ازدواج منصرف شود. در فیلم «عینک دودی» دختر چادری که با ضرب و شتم پدرش مجبور شد تن به ازدواج با جوان دزدی بدهد برای بدست آوردن حقوقش باید مورد حمایت زنان با پرستیژ و فرنگ رفته و ضدمرد قرار گیرد تا به حقوق اولیهاش دست یابد و...
توجه فرمایید ما مخالف این نیستیم که دفاع از حقوق زنان در فیلمها مطرح شود، بلکه با آن دسته از فیلمها که به نوعی سعی دارند تضییع حقوق زنان را به انقلاب و اسلام نسبت دهند مخالفیم. تعدادی از کارگردانان این فیلمها همچون تهمینه میلانی علنی اعلام میکنند که به فمنیزم معتقد است و باید آن را در جامعه گسترش داد. فراموش نکنیم فمنیزم یک جریان انحرافی و افراطی زنان در غرب بوده که هماکنون در آستانه فروکش کردن است، زیرا این مکتب نیز نتوانسته همانند تمامی مکاتب خودساخته غرب، سعادت و آرامش را برای انسان غربی به ارمغان آورد. خانم تهمینه میلانی در سخنرانی سال گذشته در دانشگاه تهران در دانشکده ادبیات به تاریخ 10/9/1378 میگوید: زنهای ما در ایران دارای یک دوگانگی هستند و این دوگانگی نوعی بیماری است. زن در جامعه ما مانند مادیانی است که باید بار بکشد.
هنوز برای من این مسأله حل نشده است و چگونه زمان ماقبل از انقلاب با... ظاهر میشدند، ولی الان همه چادر میپوشند. تهمینه میلانی در گفتوگو با خبرنگار روزنامه «کوریره دلاسرا» چاپ ایتالیا میگوید: من خبردار شدم که تعداد زیادی از زنان پس از تماشای فیلم به پیوند زناشویی خود خاتمه دادند و فردی به من تلفن زد و گفت: فیلم «دو زن» را دیدم و زود درخواست طلاق دادم. تهمینه میلانی در ادامه این گفتوگو میگوید: توقیف پخش آگهی تلویزیونی آن شاید به دلیل آن است که این نمایش ضدمردسالاری بهراستی انقلابی است که مردان در آن خرده میشوند. خبرنگار همچنین از وی میپرسد آیا بهراستی مردان ایران اینگونه دیگر آزار و نفرتانگیز هستند که تو در فیلم نمایش دادی؟ تهمینه میلانی حجاب سیاهی را که با یک بیتوجهی ظریف به سر کرده مرتب میکند و میگوید: بهراستی بدتر از اینها هستند و من در هیچچیز افراط به خرج ندادم. براساس قانون اسلام مرد اصلی این فیلم کامل و بیعیب و نقص است. او شرابخوار و قمارباز نیست، لیکن شخصیت همسرش را خُرد میکند و وجود او را در یک بنبست قرار میدهد و ریشه همه اینها در قوانین ما است که به اسلام وابسته است. وی در این جلسه میگوید: من نه مذهبیام و نه ملیام، بلکه یک فمینیست هستم، بچهام هم در راه آرمانم شهید شده است. گفتنی است سقط جنین تهمینه میلانی در هنگام ساخت فیلم فاسد و فمینیستی «دو زن» اتفاق افتاد.
18- توهین به حماسهآفرینان عرصه دفاع مقدس به نام فیلم دفاع مقدس
از بعد از روی کار آمدن آقای مهاجرانی مسایلی در فیلمهای دفاع مقدس مطرح میشد که تا قبل از آن سابقه نداشته است. به عنوان مثال در فیلم «شیدا» رزمنده نابینایی با شنیدن صوت قرآن پرستاری، عاشق وی شده و بعد از بهبودی به بهانه دیدن دختر به بیمارستان صحرایی مراجعه میکند، اما این بازگشت همزمان با پذیرفته شدن قطعنامه 598 است که جانباز بهمجرد شنیدن این خبر دست بر روی قلبش گذارده، گویا بیش از آنکه نگران پذیرش قطعنامه باشد ناراحت عشق گمشدهاش است که به واسطه این پذیرش نمیتواند وی را بیابد. در جای دیگر از همین فیلم یک مجروح به جانباز میگوید که از زخمهایت عکس بگیر، زیرا در آینده برای هر سانتش طلا پرداخت خواهند کرد (جدا از کذب بودن این مطلب آیا حقیقتاً در آن زمان کسی به فکر این چیزهای بیارزش بود؟) شوخیهای این فیلم در برخی از موارد با عرض معذرت کمر به پایین است، به عنوان نمونه مجروح هماتاقی قهرمان فیلم از ناحیه «باسن» مورد اصابت ترکش قرار گرفته و چون میبیند هماطاقیش بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، به وی میگوید که خوشا به حالت که از ناحیهای مجروح شدی که میتوانی جراحتت را به مردم نشان دهی، اما و... در فیلم «سیاوش» پسر شهیدی که به موسیقی پاپ روی آورده و از سوی اطرافیان مورد سؤال است که چرا موسیقی را به عنوان حرفه برگزیده؟ بر سر مزار پدر حاضر شده و از وی میخواهد که نظرش را در خصوص این حرفه بگوید. پسر با روشن کردن یک شمع بر سر مزار پدر به وی میگوید اگر تو با حرفه من موافقی شمع را خاموش کن و اگر مخالفی شمع همچنان روشن بماند، بعد از مدتی شمع خاموش میشود، به این معنا که شهید با حرفه نوازندگی پاپ فرزندش موافق است.
در فیلم «هیوا» با وجود برخی نکات مثبت از زبان همسر شهید خطاب به شوهرش که 15 سال است مفقود است، میشنویم «از بعد از مفقود شدنت نمیدانی که چه کسانی به من پیشنهاد صیغه کردهاند. شاید اگر اسامیشان را برایت بگویم تعجب خواهی کرد. در جایی دیگر همسر شهید ادامه میدهد، یادت میآید که به خاطر مخالفتهای پدر برای ازدواج، چگونه از بالای دیوار خانه فرار کرده و با تو ازدواج کردم.» آیا این است چهره شهید و همسران بزرگوارشان؟
همچنین در این فیلم رزمندگان در صحنهای در حال رقصیدن به تصویر کشیده میشوند.
در فیلم «متولد ماه مهر» جانبازی که فرزند شهید نیز میباشد با دختر راستگرای دینفروشی در دانشگاه رفیق است و تصمیم دارد بعد از مدتها دوستی مسأله ازدواج را با خانواده دختر مطرح کند، اما در دانشگاه غایلهای برپا شده که ناخواسته وی وارد ماجرا میشود و... در همین فیلم است که از بسیجیان به عنوان سامورایی یاد میشود. ادامه دارد...