بابک مهدیزاده
*بعضی از جریانها تمایل دارند که دوباره در دانشگاهها انقلاب فرهنگی اتفاق بیفتد. اما از نظر شما آیا دانشگاهها اکنون احتیاج به یک انقلاب فرهنگی دارند؟
** من به انقلاب فرهنگی جدیدی اعتقاد ندارم. چون بعد از انقلاب فرهنگی که در اوایل انقلاب انجام شد ما اکنون، ساختار مورد نظر را داریم و کافی است دانشگاهها از لحاظ تولید علم دچار تحول شوند. به دلیل آنکه یک نفر در دانشگاه آزاد یا امام صادق تصمیم گرفته ظرفیتسازی کند و تعداد دانشجو را بالا ببرد مجبور شدند که اساتیدی را دعوت به کار کنند که بسیاری از آنان ظرفیت استادی نداشتند، متاسفانه بیتدبیریها وعدم برنامهریزیهای کلان توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی موجب شده دانشگاهها محل تدریس اساتید کمسوادی باشند که تنها میتوانند از روی جزوههایی که ترجمه کتابهای خارجی چند سال پیش است و به روز نشده تدریس کنند و وقتی دانشجویی به مطالب گفته شده و اشتباه استاد ایراد وارد کند نمرهاش صفر خواهد شد.
*با این اوصاف شما مشکل دانشگاهها را داشتن اندیشههای متفاوت بین اساتید نمیدانید بلکه مشکل را در کمبود سواد علمی میبینید؟
** متفاوت فکر کردن، حداقل تولید فکر را متوقف نمیکند مشکل ما، فقر فکری است. بعضی از اساتید ما اهل فکر و اندیشهاند، حال ممکن است این استاد فکرش متفاوت با فکر دولت حاکم باشد یا موافق دولت قبلی باشد، این مساله موجب رشد محیط علمی خواهد شد البته به شرطی که استاد با هر تفکری که دارد در تفکرش جزماندیش نباشد و اجازه طرح فکر مخالفش را هم بدهد. اکنون اما مشکل این است که استاد فرصت مطالعه ندارد و مدام از این کلاس به آن کلاس میرود و اینها همه به ضعف شورای عالی انقلاب فرهنگی برمیگردد.
* برسیم به ماجرای که عدهای آن را بهانه برای طرح دوباره انقلاب فرهنگی میدانند. نظر شما در مورد ماجرایی که بین آقای زرینکلک و برادرزاده شما اتفاق افتاده چیست؟
** در مورد آقای زرین کلک باید بگویم که قبل از این ماجرا یکسری اتفاقاتی افتاده بود که از ترم پیش دانشگاه تصمیم گرفته بود که به ایشان دیگر درس ندهد. بروید بپرسید که این مسائل چه بوده چون من نمیتوانم بگویم. بروید سوال کنید که علت این تصمیم که آقای زرینکلک از ترم قبل باید اخراج میشد چه بوده است. بعضیها برای اینکه من متعلق به یک گرایش سیاسی خاصی هستم، آمدند گفتند آن دختر خانم برادرزاده فلانی است و این ماجرا را سیاسی کردند. اما هیچ کس نیست بگوید وقتی آقای زرینکلک نمیتواند عقیده و نوع پوشش کسی را تحمل کند چگونه میتواند آرای علمی مخالف را هم تحمل کند.
* از آن طرف هم برخی از گروهها به خاطر این ماجرا به نوع دیگری فضا را سیاسی میکنند و خواستار انقلاب فرهنگی میشوند.
** من که گفتم انقلاب فرهنگی را الان قبول ندارم. من تعلق سیاسی به هیچ کس ندارم اما شما هم به عنوان خبرنگار روزنامهای که ادعای علمپروری دارد نگذارید کسانی با شعارهای دهن پرکن پدر دانشگاهها را در بیاورند. من تعجب میکنم از روشنفکرانی که برای سیاسی کردن این قضیه از آن استاد دفاع میکنند.
* رئیس جمهور قبلا گفته بود که دانشجویان بر سراساتید سکولار فریاد بزنند و اخیرا هم یکی از نزدیکانشان گفتهاند که نه تنها فریاد بزنند که باید با مشت بر سرشان بکوبند. آیا این رفتار درست است؟
** من قطعا چنین رفتارهایی را تایید نمیکنم. من معتقدم محیط دانشگاه را باید محیطی کرد که اولا دانشجو بسازد و دوما کسی نتواند به ساحت دانشگاه و دانشجو هتاکی کند. ما هر موضوع ارزشی را سیاسی میکنیم. یکی عدهای فحش میدهند و یک عدهای هم دفاع میکنند آن عدهای که دفاع میکنند اشتباه میکنند آن عدهای هم که میگویند توی دهان فلان استاد باید کوبید اشتباه میکنند.
*اما در نهایت نظر شما درباره بحث اسلامی کردن دانشگاهها چیست؟
** من نمیدانم منظور از اسلامی کردن دانشگاهها چیست. اسلام، شأن انسانی افراد را در مرتبه اول قرار میدهد. اما متاسفانه دانشگاههای ما ارزشی برای شأن انسانی افراد قائل نیستند، همه ما باید با هر سلیقهای که داریم قدرت تحمل همدیگر را داشته باشیم.