تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۲۰۹۳۹۸

جامعه باز و دشمنان آن


مخالفان اصلی اورکات دو دسته‌اند: مخالفان فلسفی و مخالفان جامعه‌شناختی. مهمترین دلیلی که گروه اول برای مخالفت با اورکات اقامه می‌کنند شبیه به چنین چیزی است: هر کسی فقط و فقط زمانی حق حضور در اورکات دارد که از سوی شخص دیگری دعوت شده باشدو این بنیادی‌ترین اصل اورکاتی است. در چنین شرایطی حق حضور منفرد و تنها از انسان‌ها گرفته می‌شود و این یعنی ناسازگاری با یکی از بنیادی‌ترین حقوق انسان مدرن، حق فردیت. من اگر بخواهم فقط به دلیل «من بودن»‌ام و نه به خاطر ارتباطی که با «دیگران» دارم به این معرکه وارد شوم، هیچ روزنه‌ای برای موفقیت، پیش رویم نخواهم داشت. دلیل اصلی دسته دوم مخالفان اما جنس دیگری دارد: «مسئله این است که حالا دیگر گوگل بر تمام جزئیات زندگی ما احاطه کامل دارد. متولیان گوگل قبلاً می‌دانستند که آقای x به دنبال نرم‌افزار لینوکس می‌گردد.
اما حالا هم خودش را، هم ویژگی‌های شخصیتی و فامیلی‌اش را و هم دایره ارتباطاتش را به خوبی می‌شناسند. گوگل یک کمپانی آمریکایی است و سردرآوردن از اتفاقاتی که در درونش می‌افتد، برای CIA کاری پیش پا افتاده است. بنابراین کافیست شما تصمیم بگیرید برای مخالفت با جنگ عراق به هاید پارک بروید تا همه آن کسانی که باید خبردارد شوند باخبر شوند و...». اشتباه نکنید. آنچه خواندید بخشی از یک مقاله ساخت داخل نیست. کافیست از همان گوگل ملعون کمک بخواهید و بفهمید بسیارند نویسندگان حرفه‌ای و آماتوری که در همان آمریکا زندگی می‌کنند و درباره اورکات این‌گونه می‌اندیشند. هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که این مخالفت‌ها هیچ وجهی از حقیقت ندارند. به همین دلیل است که ارزیابی موفقیت، کارآمدی و حسن و قبح مقوله‌ای به نام اورکات چندان هم ساده نیست: هنگام سخن گفتن از اورکات، باید احتیاط کرد.
بنیانگذاران اورکات ادعا می‌کنند که هدفشان از راه‌اندازی آن دو چیز بوده است: دوست‌یابی وتفریح. شما وارد محیط شخصی خودتان می‌شوید. احتمالاًچند نفر از شما تقاضا کرده‌اند که آنها را به دوستی بپذیرید. اگر آنها را بشناسید، دوستی‌شان را هم قبول می‌کنید. اما اگر هم آنها را نشناسید اورکات به شما اجازه می‌دهد پروفایلشان را بررسی کنید و بینید آیا اساساً چنین فردی هیچ پیش‌زمینه فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مشترکی با شما دارد که به پذیرفتن دوستی‌اش بیارزد یا نه؟ از اینجاست که تفاوت اصلی اورکات با کامیونیتی‌ها و سایت‌‌های دیگری که دراینترنت وجود دارد مشخص می‌شود. وقتی شما قرار است برای خودتان دوست پیدا کنید، قاعدتاً باید خود را آن‌گونه که هستید معرفی کنید، وگرنه اگر برای خودتان نام و ویژگی‌های مجازی دست و پا کنید، معلوم نیست آنها که دوستتان می‌شوندحاضر باشند با شخصیت واقعی‌تان هم‌ارتباط برقرارکنند. در واقع مجازی بودن در اورکات نقض غرض است.
البته ممکن است در یک فرآیند جنبی بتوانید از اورکات چنین استفاده‌ای هم بکنید، مثلاً نویسنده‌ای باشید که با اسم مستعار می‌نویسد و می‌خواهد بداند چند نفر از خوانندگان آنقدر از مطالبش لذت برده‌اند که حاضرند دوستش باشند. اما فراموش نکنید که این فعالیت اورکاتی یک فعالیت جنبی است و بیشتر در ذیل هدف دوم اورکات یعنی تفریح می‌گنجد. شما می‌توانید تمام ویژگی‌های شخصیتی‌تان را در پروفایلتان فهرست کنید یا اینکه به ذکر مختصری از وصف شمایل مبارکتان اکتفا کنید. می‌توانید آلبومتان را پر از عکس‌های دلخواهتان کنید، می‌توانید برای دوستانتان پیام مخفی بفرستید، یا جمله‌ای درباره‌اش بنویسید که همه بتوانند آن را بخوانند (البته اگر خودش اجازه بدهد)، برای خودتان و چیزهایی که به آنها علاقه دارید کامیونیتی (گروه) باز کنید و از بقیه برای عضو شدن در آن دعوت کنید، درباره کامیونیتی‌های دیگران اظهار نظر کنید، پیامتان را برای همه دوستانتان بفرستید، از آنها برای حل مسائلتان درخواست کمک کنید و کارهایی از این دست.
اما یک نکته را فراموش نکنید، در اورکات همه چیز در همین کارهای ساده خلاصه میشود. هیچ نکته غامض و عجیب و غریبی در پس این ارتباطات ساده انسانی وجود ندارد یا حداقل قرار نیست وجود داشته باشد. اورکات جهان ارتباط است و به همین خاطر یک نفر باید شما را به آن دعوت کند. حالا اگر شما آنقدر ارسطومشرب باشید که بخواهید پوزخند بزنید و بگویید به لحاظ فلسفی ممکن است هیچ کس مرا به دوستی نپذیرد، اورکات شما را به یک دوئل ،دوئل ساده، دعوت می‌کند. کافیست در همان فضای گوگل عبارت How do I Join Orkut (چگونه به اورکات بپیوندم) را درج کنید. گوگل شما را وادار می‌کند با کسانی تماس بگیرید که کوچکترین شناختی از آنها ندارید. نتیجه حیرت‌انگیز است و البته برخواسته از یک اصل بسیار ساده: بالاخره یک نفر شما را به دوستی خواهد پذیرفت. البته هر پدیده ساده‌ای به احاظ تبعات و استلزامات خاصش می‌تواند موضوع اندیشه‌های غامض فلسفی و جامعه‌شناختی قرار بگیرد. مثلاً در لحظه نگارش این نوشته، برزیل، آمریکا، ایران، هند، استونی و پاکستان بالاترین رقم کاربران اورکات در جهان رابه ترتیب به خود اختصاص داده‌اند.
شما می‌توانید در مقام ارزیابی میزان موفقیت اورکات استدلال کنید که وقتی یک فضای اینترنتی انگلیسی زبان نمی‌تواند در کشورهایی مثل بریتانیا، استرالیا و کانادا جلب مخاطب کند حتماً یک جای کار می‌لنگد. به‌راستی هم گسترده توزیع جغرافیایی اورکات حیرت‌انگیز است و قابل تأمل یا اینکه می‌توانید این پرسش را مطرح کنید که چرا کشورهایی مثل ایران و استونی که به لحاظ آمار استفاده کنندگان از اینترنت در رتبه‌های چندان بالایی قرار ندارند، وقتی کار به استفاده از اورکات می‌کشد رکورد شکنی می‌کنند؟ واقعاً عجیب نیست؟ حاصل آمارها اما تأکید بیشتری است برای اینکه اورکات برای مردمی که دغدغه‌های فلسفی و جامعه‌شناختی چندانی ندارند ساده‌تر از این حرف‌هاست. 1/55 درصد از کاربران اورکات بین 18 تا 25 سال سن دارند و مجموع درصد اعضایی که از 31 تا بیش از 50 سال سن دارند به 14 درصد هم نمی‌رسد. از سوی دیگر بیش از 32/88 درصد اعضا هدفشان از عضو شدن در اورکات دوست‌یابی بوده و حتی آمار کسانی که از اورکات به‌عنوان ابزاری برای قرار و مدار گذاشتن با جنس مخالف استفاده می‌کنند به 17 درصد اعضا هم نمی‌رسد.
آنها با اورکات تفریح می‌کنند و از کوچکترین بهانه‌های ممکن وسیله‌ای برای ارتباط می‌سازند. ارتباط با تمام کسانی که شاید در تمام عمرشان هم یک‌بار آنها را نبینند. به مدد ابزار کریمه اینترنت، برای کسانی که دنبال مقاصد شوم اخلاقی و چیزهایی از این قبیل هستند هم آنقدر سایت و وبلاگ و هزار جور زهرمار دیگر وجود دارد که کسی حال و حوصله استفاده از اورکات به مثابه وسیله‌ای برای ارضای انحرافات روانی نداشته باشد. شیطنتی هم اگر باشد، فقط بخش کوچکی از ماجراست. در پرتو همین سادگی است که اورکاتی‌ها می‌توانند به مخالفانشان پاسخ بدهند. هزاران هزار فضای اینترنتی وجود دارد که هر فیلسوف رادیکالی می‌تواند در آنجا خود به مثابه خودش را آنقدر بروز بدهدکه صفا کند. کاری هم به کار بقیه نداشته باشد. حالا یک عده پدر بیامرز یا نیامرز پیدا شده‌اند که می‌خواهند در پرتو ارتباطشان با دیگران تعریف شوند (و البته همین‌ها هم می‌توانند در فضاهایی دیگر در مقام یک فرد منفرد منفصل نامنتشر جلوه‌نمایی کنند).
به ‌نظر شما این اتفاق به جایی از دنیا برمی‌خورد؟ اتفاقاً موافقان فلسفی اینترنت هم گاهی اوقات به بیراهه می‌روند. اورکات را نهادی مدنی برشمردند که عرصه‌ای برای تجلی گفتمان‌های اجتماعی است یا اینکه پیامبر ‌گونه آینده‌ای را تصور می‌کنند که به سیطره شبکه اورکاتی درآمده و آدمیا در آن آموختند که هیچ کاری را بدون مشورت و همکاری دیگری انجام ندهند. انگار به اینها هم باید یادآوری کرد که اورکات برای کاربرانش اینقدرها هم جدی نیست. CIA هم لابد آنقدر کار مهمتر دارد که بخواهد بفهمد من سیب زمینی پخته بیشتر دوست دارم یا نگهداری از یک گربه خانگی را. خدا وکیلی هم آخر عقل آدمیزاد باید گردتر از این حرف‌ها باشد که فرمول بمب هیدروژنی یا مسیر حرکت هواپیما به سمت برج‌های سازمان تجارت جهانی را از جامعه خوشگذرانان هجده تا بیست و پنج ساله استعلام کند. اما به احتمال زیاد پاسخ دادن به استدلال‌های مخالفان اورکات هم به این سادگی نیست. به همین خاطر هیچ کس نباید فراموش کند که هنگام سخن گفتن از اورکات باید احتیاط کرد وگرنه من هم می‌توانستم نوشته‌ام را با این جمله آغاز کنم: 891/726/1 نفر عضو تا لحظه نگارش این سطور و این یعنی ده هزار عضو بیشتر از تعداد اعضا در 12 ساعت قبل. این دندان‌شکن‌ترین پاسخ به منتقدان اورکات است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات