بدون شک انقلاب اسلامی ایران ماهیتی اسلامی و ایدئولوژیک دارد. امام خمینی (ره) با متابعت کامل از خط و مشی رسول اکرم(ص)، قبل از آنکه رهبر انقلاب باشد، مربی بزرگ اخلاق و معلم اصول انسانیت بود و فرهنگ حاکم بر جامعه را برخاسته از اصول اسلامی میدانست و معتقد بود که محتوای منحط نظام آموزشی و فرهنگی منطبق با غرب در رژیم شاهنشاهی که هدفی جز «اسلامزدایی» را نشانه نرفته بود باید به کلی تغییر کند و یک تحول بنیادین انسان ساز، هدایتگر و دگرگون کننده مطابق با اسلام و قرآن شکل گیرد و با بوجود آوردن انقلابی در روح و اندیشه انسانها، خط بطلانی بر فرهنگ پوسیده و پوچ ارتجاعی و ظالمانه رژیم سابق کشد و با جایگزینی فرهنگ اسلامی، تداوم و موفقیت انقلاب سال 57 را تضمین نماید. از این رو در دوم اردیبهشت سال 1359 در پیامی ضرورت پدیدار شدن انقلابی در دانشگاهها که به «انقلاب فرهنگی» مشهور شد را به مسئولان و ملت متذکر شدند. در بخشی از این پیام آمده بود: «باید انقلابی اساسی در تمام دانشگاههای سراسر ایران بوجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و غربند، تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی... اگر ما ترتیبی اصولی در دانشگاهها داشتیم هرگز طبقه روشنفکر دانشگاهی نداشتیم که در بحرانیترین اوضاع ایران در نزاع و چند دستگی با خودشان باشند و از مردم بریده باشند و از آنچه که بر مردم میگذرد، چنان آسان گذرند که گویی در ایران نیستند. تمام عقبماندگی ما بخاطر عدم شناخت صحیح اکثر روشنفکران دانشگاهی از جامعه اسلامی ایران بود. روشنفکران متعهد و مسئول! بیایید تفرقه و تشتت را کنار گذارید و به مردم فکر کنید و برای نجات این قهرمانان شهید داده، خود را از شر «ایسم» و «ایست» شرق و غرب نجات دهید. روی پای خود بایستید و از تکیه به اجانب بپرهیزید»1
امام (ره) خیلی زود بر ضرورت انقلاب در افکار و اندیشههای مردم بویژه نسل جوان در مرکز علمی و فکری همچون دانشگاهها، مدارس و غیره تأکید و تصریح نمودند:
«ما میخواهیم یک دانشگاهی داشته باشیم و یک کشوری داشته باشیم که این وابستگی مغزی را که مقدم بر همه وابستگیهاست و خطرناکتر از همه وابستگیهاست، نجات بدهد.»
انقلاب فرهنگی که در واقع جوهره انقلاب اسلامی را تشکیل میداد بیش از آنکه در طبقات گوناگون جامعه پیاده شود، ضرورتش در مدارس و دانشگاهها مهمتر از همه بود.
در سطح مدارس تحولات مهمی رخ داد که عبارتبودند از:
1- آشنا ساختن دانشآموزان با فرهنگ و معارف اسلامی
2- تأسیس نماد امور تربیتی
3- تصفیه معلمان و دبیران منحرف و غیر متعهد
4- تغییر کتابهای درسی
تحولات مذکور که در نهایت رشد شعور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانشآموزان را مطابق با اسلام ناب محمدی(ص) در برداشت به سطح دانشگاهها هم کشیده شد و به این خاطر که دانشجویان پیرو خط امام بعد از قطع دست اجانب از کشور میبایست خلا نیروهای متخصص و کارآمد اجتماع را پر میکردند، مورد توجه ویژه اهل علم قرار گرفتند.
امام (ره) در ضرورت تعهدزا و تخصصزا بودن دانشگاهها جهت خدمت به مردم نیز فرمودهاند: «ما با تخصص مخالف نیستیم؛ با نوکری اجانب مخالفیم. اسلام با تخصص و علم کمال موافقت را دارد؛ لکن تخصص و علمی که به خدمت و صلاح مسلمین باشد.»
بنابراین ضرورت ایجاب میکرد تا دانشگاهها برای مدتی تعطیل باشند تا تغییر و تحولی اساسی در تمام نظام آموزشی کشور انجام گردد؛ زیرا اصلاح نظام آموزشی حاکم بر دانشگاهها صرفاً با تغییر محتوای چند درس و حذف چند استاد، کارمند و دانشجوی وابسته به رژیم سابق کوچکترین تأثیری بر نظام آموزشی نداشت؛ از این رو دانشگاهها تعطیل شد؛ تا با مطالعه و دقت و فرصت کافی تحولی اساسی در نظام دانشگاهی کشور پدید آید. این وظیفه سترگ به عهده ستاد انقلاب فرهنگی محول شد. ستاد انقلاب فرهنگی در تاریخ 23 خرداد سال 59 با فرمان امام (ره) شروع بکار کرد.
سرانجام ستاد پس از مشکلات عدیده از قبیل همکاری عدهای از اساتید و غیره و سنگاندازیهای مغرضان توانست موفقیتهایی در زمینه تحولات فرهنگی در عرصه علم و دانش کسب کند و در نهایت دانشگاههای کشور در 27 آذر سال 61 همزمان با سالروز وحدت حوزه و دانشگاه بازگشایی شد.
با بازگشایی دانشگاهها، فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ادامه یافت و ضرورت توسعه و تعمیق کار این ستاد از نظر کمی و کیفی، ایجاب کرد که در 19 آذر سال 64، حضرت امام (ره)، روسای سه قوه و تعداد دیگری از اندیشمندان فرهنگی کشور را به اعضای آن بیفزاید و بدین ترتیب ستاد انقلاب فرهنگی با ترکیب جدید تحت عنوان «شورای عالی انقلاب فرهنگی» فعالیت خود را آغاز کرد.
ضرورت وحدت بین حوزه و دانشگاه نیز از مبرمترین نیازهای انقلاب فرهنگی بود و همبستگی این دو مرکز عظیم علمی گامی است به سوی سعادت آینده جامعه و این وحدت و یکپارچگی باید بطور کامل شکل گیرد و از این رو بود که امام (ره) در باب اهمیت این موضوع فرمودند: «ستاد انقلاب فرهنگی در این زمینه از حوزه علمیه کمک بگیرد.»
به دنبال صدور فرمان امام (ه) مبنی بر همکاری حوزه و دانشگاه، طرحی از طرف حوزه تهیه شد. این طرح به تصویب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و ستاد انقلاب فرهنگی رسید و مورد تأیید امام (ره) قرار گرفت و برای اجرای آن دفتری بنام «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» تأسیس شد.
امروز هم با گذشت بیش از دو دهه از فرمان رهبر کبیر انقلاب، ضرورت پالایش عرصههای علمی و پژوهشی در کشور به دلیل سیاست تساهل و تسامح بعضی از مسئولان در گذشته و ورود نا اهلان به مراکز حساسی چون دانشگاهها، همچون گذشته احساس میشود که انشاالله با همت مسئولین، اساتید و دانشجویان متعهد و متخصص، روزی مراکز علمی کاملاً منطبق بر اسلام و آرمانهای انقلاب داشته باشیم.