دکتر فرید میرباقری
مترجم: وحیدرضا نعیمی
سخن از تشیع و تأثیر آن بر سیاست خارجی ایران به یک معنا، تعریف نقش تشکیلات روحانیت شیعه در تحولات اجتماعی – سیاسی این کشور است. این مقاله به دو روش اساسی به این کار میپردازد: اول تأثیر تشیع بر فرهنگ سیاسی ایرانیان بررسی خواهد شد و دوم تأثیر تشیع در مقام یک نهاد مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. در خلال این بحث به تاریخ معاصر ایران نیز اشاره خواهد شد.
اکنون شواهد کافی وجود دارد که رابطه بین سیاستهای داخلی و خارجی را ثابت میکند. از این رو، توضیح تأثیر تشیع بر سیاست خارجی ایران به طور اجتنابناپذیری بررسی تأثیر آن را بر سیاست داخلی در ایران نیز دربردارد. همچنین آنچه سیاست خارجی را تشکیل میدهد (آنچه آن را از سیاست داخلی جدا میکند) نیز در اینجا بررسی میشود. در بسیاری موارد، آنچه سیاست خارجی پنداشته میشود، در واقع مصرف داخلی دارد و گاه سیاست داخلی برای مخاطبان خارجی در نظر گرفته میشود. با این حال، برای مقصود ما، سیاستهایی که به موضوعاتی میپردازد که عنصر خارجی در آن حضور غالب دارد، بخشی از سیاست خارجی به شمار میآید. هدف سیاست شاید فراتر از مرزهای کشور باشد و شاید نباشد. اما در واقع گاه فرق چندانی بین این دو مقوله از سیاست وجود ندارد.
تشیع تا چه اندازه سیاسی است؟
شکلگیری این مذاهب به یک واقعه سیاسی مربوط میشود که پس از مرگ پیامبر(ص) رخ داد. پس از مرگ پیامبر(ص) ابوبکر پدر همسر ایشان را شورایی مرکب از یاران نزدیک پیامبر(ص) برای حکومت بر مسلمانان برگزید. پس از ابوبکر، عمر و عثمان به ترتیب حکم راندند. علی(ع) پسرعمو و داماد پیامبر(ص) پس از زمامداری و مرگ این سه نفر به حکومت برگزیده شد. سنیها که فرقه اکثریت در میان مسلمانان هستند، تمام جانسینان پیامبر(ص) را بزرگ میدارند. اما شیعیان معتقدند علی(ع) باید خطبههای مذهبی و مالیات مذهبی به نام خمس. با وجود آن که زکات با صدقهدادن نزد تمام مسلمانان مشترک است، خمس مختص شیعیان است. این ویژگیها به ترتیب توضیح داده میشود.
مهم است به یاد داشته باشیم که تأثیر جمعی این ویژگیها بر این مذهب از نظر سیاسیشدن آن عاملی مهم در توصیف اثری است که تشیع بر سیاست داخلی و خارجی ایران گذاشته است.
اصولیون (این لفظ موید اهمیت حفظ اصول است) و اخباریون (این لفظ موید اهمیت تبعیت صرف از قرآن و حدیث است) دو فلسفه رقیب در فقه اسلامی هستند. در حالی که اصولیون معتقدند با به کارگیری عقل و اجتهاد باید اصول اسلام را حفظ کرد که به وضوح شامل قرآن و حدیث میشود، اخباریون بر این باورند که قرآن و حدیث برای هدایت مومنان کفایت میکند و نیازی به افزودن چیز دیگری به صورت عقل وجود ندارد. این تفاوت اساسی سبب شده است تا روحانیون شیعه دین را در پرتو رخدادهای جاری تفسیر کنند. از نظر سیاستگذاری، با پیروزی اصولیون صورتبندی سیاست به قابلیت متمایزی در تشیع بدل شد. همانطور که بعداً خواهیم دید، نهضت تنباکو به وضوح مبین این نکته است.
دومین ویژگی از اولی ناشی میشود. موقعیت اجتهاد یعنی والاترین نوع تحصیل در تشیع که بر اساس آن شخص به اندازه کافی آموخته است تا دین را تفسیر کند، به فقیه اجازه میدهد تا اختیارات وسیعی برای ارائه یا سلب مشروعیت داشته باشد. از این رو هم سیاستگذاران و هم مجریان سیاست باید به عقاید علما توجه کنند تا از حمایت مذهبی که به طور سنتی در برگیرنده احساسات عمومی است، برخوردار شوند یا آن را از دست ندهند. این ما را به سومین ویژگی میرساند. سومین ویژگی تقلید است که براساس آن هر کس موظف است در مورد هر موضوعی از فتاوا و احکام یک مرجع تقلید پیروی کند. این ویژگی احتمالاً مؤثرترین بخش تشیع است. این ویژگی قدرتدهنده تشیع در دوران سلسله صفویه شکل گرفت، هر چند که گروهی مدعیاند این امر به نوعی پیش از به قدرترسیدن آنان نیز وجود داشته است. برای نشاندادن اهمیت این ویژگی، میتوان به نظر آخوند خراسانی در اوایل قرن نوزدهم به این مضمون اشاره کرد که اگر شیعهای تن به تقلید ندهد، اعمال خوب و نماز وی در سراسر عمر نزد خداوند متعال هیچ انگاشته خواهد شد. از این رو، بر اساس آموزههای تشیع، هر مسلمان شیعه باید مرجع تقلید برگزیند و از فتاوایش تبعیت کند.
خمس یا مالیات مذهبی منحصر به تشیع است. شیعیان باید یک پنجم از سود خالص درآمد خود را در سال بپردازند. این پول به مرجع تقلید برگزیده شخص داده میشود تا وی به هر شکل که مصلحت میداند، به مصرف برساند. با وجود آن که هیچ پاسخگویی در زمینه چگونگی مصرف پول وجود ندارد، تصور میشود این پول صرف حوزههای علمیه و پرداخت حقوق کارکنان آنها و نیز تعدادی شبکههای مذهبی در داخل و خارج میشود. این مبادله مالی چند پیامد سیاسی مهم دارد؛ اول آنکه روحانیت را در تماس مستقیم با عامه مردم قرار میدهد. این تماس باعث مبادله منظم آراء و عقاید درباره مسائل جاری میشود. دوم، علما همواره به صدور فتاوایی که بر خلاف احساسات عمومی باشد، بدبین بودهاند. از این رو نوعی محافظهکاری بر تشیع حاکم بوده است. سومین نکته که از نکته قبلی ناشی میشود، استقلال سنتی روحانیت از ساختار قدرت سیاسی است.
عوامل فوق در واقع بر فرهنگ سیاسی ایرانیان تأثیر گذاشته است، چون به شکلگیری نهاد تشیع در کشور کمک کرده است. تبیین مفاهیم نیابت و ولایت در فقه شیعه نفوذ روحانیون را در تمام جنبههای جامعه تحکیم کرد. هر کدام از این مفاهیم به تفویض قدرت به فقهای دینی مربوط است و به نوبه خود باعث میشود شیعه مذهب سیاسیتر اسلام باشد. اتفاقی نیست که چهرههای سیاسی رادیکال در کشورهای مسلمان سنی عمدتاً از میان عامه مردم برخاستهاند. در حالی که مثلاً عبده در مصر و وهاب در عربستان هر دو چهرههای غیر روحانی بودند، بسیاری از چهرههای ملیگرا و سیاسی از صفوف روحانیون برخایتند. آیتالله میرزای شیرازی (نهضت تنباکو)، آیتالله نائینی (نهضت مشروطه)، آیتالله کاشانی (ملی شدن نفت)، آیتالله نوری (نهضت مشروطه) و آیتالله خمینی (انقلاب اسلامی) چند نمونه هستند. این برخلاف تجربه غرب است که در آن تصور میشد دین بر سر راه جنبشهای ملیگرا قرار دارد. مثلاً انقلاب فرانسه اساساً ضد دینی بود.
تشیع نهادینه شده
در این مقاله، تشیع را به عنوان یک نهاد مینگریم. نهاد چیست؟ کشوهان اظهار میکند: «نهاد الگویی کلی یا دستهبندی فعالیت یا ترتیبات خاص شکل گرفته به دست انسان و سازمان یافته به طور رسمی و غیررسمی اطلاق میشود که در طول زمان دوام دارد». یونگ دیدگاهی مشابه دارد. وی نهادها را اعمال به رسمیت شناختهشدهای تعریف میکند که از نقشهای به سهولت قابل تشخیص همراه مجموعه مقررات معاهدههای حاکم بر روابط بین دارندگان این نقشها تشکیل میشود.
از این رو، آنچه از نهاد تشیع مورد نظر است، به طور کلی سلسله مراتب تثبیت شده نقشها در میان روحانیت شیعه و ساختارهای حوزهها، مساجد و مراکز مذهبی است که همگی شبکهای از روابط را بین خودشان و عامه مردم تعریف و از آن حمایت میکند.
نهاد شیعه در ایران همواره پیوند نزدیکی با سیاست کشور داشته است. به بیان دیگر، تشیع هرگز نقشی دورافتاده از سیاست را نپذیرفته است. در سراسر دوره صفویه، همکاری گسترده و مداوم بین روحانیت و حکومت وجود داشت. این بدان معناست که تمام واعظان دینی چه پایین مرتبه یا بلند مرتبه، ستایش از پادشاه را در خطبههایشان میگنجاندند. این اقدامی مشروعیتبخش در جامعه ایران و دارای اهمیت نمادین بود. در عوض، روحانیت آنچه را که برای تعمیق ریشه و گسترش نفوذ در کشور لازم داشت، از حکومت دریافت میکرد. این همکاری دوجانبه تا مدتها پس از کنار رفتن صفویان از قدرت ادامه داشت. با این حال، در دوره قاجار، تشیع برای نخستین بار در نهضت تنباکو با حکومت رقابت کرد. حکومت که تصور میشد از بعد داخلی بیهمتا و از بعد خارجی هیچ بدلیل برتری ندارد، با نومیدی دریافت نهاد تشیع فراتر از همتای آن در کشور بود. دولت رسماً امتیاز تنباکو در ایران را به انگلیس داد. در پاسخ به این اقدام، میرزا حسن شیرازی مرجع بیچون و چرای تقلید آن دوران، با صدور فتوایی، مسلمانان شیعه ایران را از استعمال تنباکو برحذر داشت. دولت زیر فشار شدید عمومی این امتیاز را لغو و عملا یک سیاست مهم را باطل کرد.