محمد قوچانی
1- انتخابات شوراهای شهر و روستا احتمالاً دموکراتیکترین صورتبندی انتخابات در نظام جمهوری اسلامی است. انتخاباتی که در آن نه فقط رای مردم در گزینش نمایندگان شوراهای شهر و روستا حرف اول و آخر را میزند بلکه در تعیین صلاحیت، گزینش ناظران و مجریان انتخابات نیز این نمایندگان مردم در دولت و مجلس شورای اسلامی هستند که به وکالت از سوی آنان اعمال قدرت میکنند. بدین ترتیب اگر پارهای تنگنظریها از سوی برخی چهرههای سیاسی حاکم بر دولت و مجلس که به صفت اصلاحطلبی شناخته شدهاند رخت بسته باشد عرصه رقابت در دومین دوره انتخابات شوراها بیش از پیش گشوده خواهد شد.
2- نکته تاسفبرانگیز ماجرا اما در جایی است که عرصه رقابت محدود به گروههای اصلاحطلب است. طی ماه گذشته بارها از رقابت شانه به شانه احزاب اصلاحطلب اعم از حزب مشارکت تا نهضت آزادی در این انتخابات اخباری مخابره و تحلیل شده است. همچنین در فهرست ثبتنام برای انتخابات اسفندماه نام افرادی از همین احزاب به چشم میخورد در حالی که کوچکترین نامی از چهرههای دیگر و احزاب منتسب به آنان دیده نمیشود. جمعیت موتلفه اسلامی و جامعه اسلامی مهندسان که بنا به یک سنت حزبی هر هفته اقدام به برگزاری کنفرانس مطبوعاتی و اظهار نظر درباره عموم مسائل کشور میکنند در این باره سکوت اختیار کرده و جز رهنمودهای کلی مانند رای ندادن به سیاستمداران، دیدگاه جدیدی عرضه نکردهاند، نامی از آنان نیز در فرمانداری تهران به ثبت نرسیده است.
3- اینک این پرسش وجود دارد که چگونه جریانی که همواره خویش را «اکثریت» جامعه خوانده و در دو مجلس چهارم و پنجم پارلمان و بخش مهمی از دولت را در اختیار داشته این چنین از صحنه انتخابات غایب است؟ این در حالی است که حتی تندروترین منتقدان جریان محافظهکار با بدبینی تمام سقف 25 درصدی نیروهای اجتماعی برای این گروههای سیاسی را به رسمیت شناختهاند و این اقلبت اندک نیست. آیا این اقلیت قرار است از حق اجتماعی خود صرفنظر کند؟ و آیا این سیاست در انتخابات پارلمانی آینده یا ریاست جمهوری 1384 نیز ادامه خواهد یافت؟
4- به نظر میرسد حتی اگر جناح راست بکوشد با پرهیز و تهذیب نفس خود را از انتخابات شوراها کنار بکشد به زودی بهار توبهشکن فرا میرسد و در انتخابات آینده حضور فعال خواهد داشت اما چه چیزی است که آنها را اکنون به تهذیب و در آینده به تحرک وا میدارد؟
پاسخ روشن است. رمز توبهشکنی و راز سیاستورزی محافظهکاران، شورای نگهبان است. آنان همانگونه که میکوشند با پیوند خویش به تجمعات سراسری از نوع روزهای 22 بهمن سهم معنوی خود را از صندوق پسانداز نظام تبیین کنند در صورتبندی حقوقی نظام جمهوری اسلامی نیز به نهادهایی متکی هستند که صحنه رقابت را برای آنان مهیا میکند.
5- بدین ترتیب میتوان گفت محافظهکاران خود را به منبع نظارتی صندوق رای مردم متصل ساختهاند. آنان در واقع خود را بیش از آنکه به رایدهندگان متکی بدانند چشم به ناظران انتخابات دارند. شمارش آرا از نظر آنان مهمتر از خود آراست و این مهمترین چالشی است که در آینده با آن مواجه خواهند شد. اگر روزی انتخابات شوراها به مدل همه انتخابهای ایران تبدیل شود به یکی از حوزههای رقابت انتخاباتی (محافظهکاران – اصلاحطلبان) لطمه خواهد خورد و این اتفاق ناگواری است نه فقط برای محافظهکاری که برای دموکراسی ایران. دموکراسی بدون رقابت معنایی ندارد. و خروج محافظهکاران از دایره رقابت نه فقط سنت را از در اختیار داشتن نمایندگانی در دموکراسی محروم میکند بلکه دموکراسی را از حضور نمایندگان سنت محروم میسازد. از این رو اگر سنت با دموکراسی یا دموکراسی با سنت بستیزد هیچ تعجب نکنید.