دفاع ملی موشکی (NMD) در واقع یک اصطلاح کلی از استراتژیهای نظامی و سیستمهای مرتبط با آن جهت محافظت از تمامیت کشور در مقابل موشکهای بالستیکی قاره پیما میباشد. موشکهای مزبور به وسیله موشکهای دیگر و یا سلاحهای لیزری قابلیت راهگیری را دارند و این اقدام میتواند در سه مرحله آغازین یعنی شلیک، مرحله طی مسافت و مرحله قبل از اصابت به هدف یعنی از نقطه پرتاب، در فضا و در هنگام فرود آمدن به مقصد، صورت پذیرد.
اصطلاح «سپر دفاع موشکی» از بار معنایی زیادی برخوردار است. عمدهترین آن موشکهای زمین به هوای آمریکا با برد محدود برای دفاع ملی سیستم ضد موشکی از سال 1990 میلادی به این طرف میباشد. در سال 2002 میلادی، نام سیستم مذکور را به موشکهای دفاعی با برد متوسط تغییر دادند تا با سایر موشکهای دفاعی چون فضایی، دریایی، لیزری و غیره قابل تفکیک گردد. در سال 2006 میلادی، همین سیستم با توانایی محدود، فعال گردید و برای راهگیری سلاحهای کوچک هستهای با توانایی میان برد که از پایگاه آلاسکا پرتاب میگردید، طراحی شد که در آن از کلاهکهای جنگی جنبشی غیرهستهای استفاده شده بود.
چه در گذشته و چه در شرایط فعلی بسیاری از کشورها برای دفاع، خود را ملزم به داشتن سیستم موشکهای بالستیکی قارهپیما نمودند. سیستم ضد موشک بالستیکی 135- A روسیه همین الان در اطراف مسکو فعال میباشد. این سیستم اساسا با کلاهکهای هستهای تجهیز گردیده است که در صورت نیاز به راهگیری موشکهای دشمن بپردازد. برخی از منابع مدعیاند که در بسیاری از موشکها، تغییراتی به وجود آمد و بعدها آنان به کلاهکهای جنگی مجهز شدهاند.
سیستم حفاظت موشکی آمریکا که از سال 1976 فعال گردیده بود و به کلاهکهای هستهای مجهز بود، اخیرا غیرفعال شده است. اسرائیل نیز از مزایای سیستم دفاع ملی موشکی در مقابل موشکهای میانبرد و کوتاهبرد بهرهمند گردیده است.
فکر مقابله با موشک های هستهای که هر روز به صورت وحشتناک گسترش مییابد، بسیاری از نظامیان ارشد و مقامات سیاسی کشورهای جهان را برای چندین دهه متوالی مشغول و نگران ساخته است. صرف نظر از بررسی سیر تحول تاریخی موشکهای مذکور، سرانجام مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر 1999م قطعنامهای را به تصویب رساند که مفاد آن ایالات متحده آمریکا را ملزم به متوقف نمودن برنامههای ساخت دفاع ضدموشکی میکرد.
آمریکا و کشورهای آلبانی، اسرائیل و میکرونزی علیه این مصوبه رای مخالف دادند و 15 عضو کشورهای اتحادیه اروپا به استثنای فرانسه و ایرلند، رایشان ممتنع بود. قطعنامه مذکور روی ادامه تلاشها برای تقویت و حفظ پیمان منعقده ضدموشکهای بالستیکی سال 1972 م میان آمریکا و شوروی تاکید داشت که خواهان محدودسازی دفاع موشکی بود اما ایالات متحده آمریکا در 15 دسامبر سال 2001 میلادی از این پیمان (پیمان ضدموشکی بالستیکی ABM) خارج گردید.
برنامه جاری دفاع ملی موشکی(NMD)
در سال 1990 میلادی و در آستانه ورود به قرن 21م ایالات متحده آمریکا طی بیانیهای در رابطه با دفاع ملی موشکی، دلایلی را عنوان نمود، مبنی بر اینکه گروههای تروریستی و دولتهای سرکش، احتمالا به سلاحهای هستهای دستیابی پیدا خواهند کرد، لذا همین امر مانع از آن است که آمریکا بتواند به اهداف خود در خصوص گسترش سیستم دفاع ملی موشکی خاتمه بدهد. امکان احتمالی وقوع چنین حوادثی، مقداری بحثبرانگیز گردید؛ آن هم در زمان ریاست جمهوری کلینتون که آزمایشاتی در رابطه با پروژه مذکور صورت پذیرفت ولی زیاد مفید فایده نبود و اهداف مورد نظر را تامین نکرد.
سخنرانی جانبدارانه کلینتون از سیستم دفاع ملی موشکی در 5 سپتامبر 2000 میلادی باعث نگرانی برخی محافل گردید. وی در سخنرانی خود تاکید کرد که اگر چنین سیستمی به صورت درست و مطلوب کار کند، میتواند جهان را در مقابل خطرات، کاملا بیمه نماید، جهانی که گستردگی آن، صلح و امنیت موجود را به چالش فراخوانده است. در 16 دسامبر 2002 میلادی، بوش، رئیسجمهوری آمریکا یک سند شماره 23 را به مثابه دستورالعمل ریاست امنیت ملی به امضا رساند که طی آن استقرار سیستم فعال دفاع موشک بالستیکی تا سال 2004 خواسته شده بود.
چند روز از امضای سند مذکور نگذشته بود که آمریکا از انگلیس و دانمارک به طور رسمی درخواست نمود که تسهیلات و امکانات مورد نیاز را در اختیار برنامه دفاع ملی موشکی قرار دهند. پروژه مذکور طی برآوردی که از سال 2004 تا 2009 ادامه مییافت بالغ بر 53 میلیارد دلار هزینه برمیداشت که همین پروژه به تنهایی بزرگترین بودجه پنتاگون، وزارت جنگ آمریکا را به خود اختصاص داده بود.
از سال 2002م، آمریکا با لهستان و سایر کشورهای اروپایی وارد یک سلسله گفتوگوهایی گردید تا کشورهای اروپایی شرقی را متقاعد نماید که امکانات لازم را در اختیار آمریکا برای ایجاد پایگاه اروپایی دفاع موشکی و سپر دفاعی قرار دهند. پایگاهی شبیه پایگاه دفاع موشکی آمریکا در آلاسکا که آمریکا و اروپا را در مقابل شلیک و حمله موشکی از جانب خاورمیانه و شمال آفریقا محاظت مینماید. نخست وزیر لهستان، کازیمیرز مرسینکویکز در نوامبر 2005 قول مساعد به آمریکا داد که در این زمینه بحثی را بین افکار عمومی لهستان مطرح مینماید تا کشور بتواند در آینده میزبان پایگاه مورد نظر آمریکا باشد.
در 22 ژوئیه 2004م نخستین رهیاب موشکی با پایگاه زمینی در فالت گریلی آلاسکا با طول 954/63 درجه شمالی و عرض 735/145 درجه غربی استقرار یافت و در پایان همین سال جمعا 6 فروند از این موشکها در پایگاه مذکور مستقر گردید و دو فروند دیگر در پایگاه نیروی هوایی ویندنبرگ ایالت کالیفرنیا استقرار یافت. در سال 2005م دو فروند دیگر به تعداد تجهیزات فالت گریلی افزوده شد که به این ترتیب سیستم یاد شده با حفاظهای اولیه مجهز گردیده بود. در 15 دسامبر 2004م یک آزمایش راهیابی در جزایر مارشال صورت پذیرفت که در واقع اهداف از پیش تعیین شده در آزمایش یاد شده مورد اصابت قرار نگرفت بلکه یک ربع ساعت بعد از پرتاب، هدفی به خطا در جزایر کودیاک آلاسکا مورد اصابت قرار گرفت. یکی از مقامات پنتاگون در سال 2005م طی کنفرانسی مطبوعاتی اظهار داشت: «من فکر میکنم اهداف ما در ابتدا این بود که تواناییهای خود را تا پایان سال 2004م به فعلیت برسانیم ولی مشکل ما، مساله تامین مالی پروژه است و این در شرایطی است که توقعات خیلی بالا اما نامشخص میباشد، چنانچه کنگره به مسائل تامین مالی پروژه توجه بیشتر نماید، مسلما اقدامات سریع در این زمینه صورت خواهد گرفت.»
به تاریخ 18 ژانویه سال 2005م، اداره راهبردی آمریکا طی بیانیهای خواستار تاسیس فرماندهی مشترک سازههای کارکردی دفاع همه جانبه موشکی گردید.
در 14 فوریه 2005 م باز هم آزمایشات رهیابهای موشکی به نتیجه نرسید و در جزایر کیواجالین دچار شکست شد. در 24 همان ماه، آژانس دفاع موشکی، سیستم دفاع موشک بالستیکی آیجس را به طور موفقیتآمیز آزمایش نمود و راهگیری موشکهای فرضی دشمن به صورت مطلوب انجام شد و این اولین آزمایش موفقیتآمیز از 5 آزمایش این سیتسم بود که به هدف از پیش تعیین شده خود میرسید. در دهم نوامبر 2005 پایگاه موشکی بالستیکی ظرف دو دقیقه با پرتاب موشکهای بالستیکی دو مرحلهای موفق شد اهداف فرضی را راهگیری و نابود کند.
در اول سپتامبر 2006م، سیستم سپر دفاعی میان برد زمین به هوا به طور موفقیتآمیز آزمایش شد. یک موشک رهگیرنده از پایگاه هوایی ویندنبرگ به سوی هدف موشکی که از آلاسکا پرتاب گردیده بود، شلیک شد و به طور موفقیتآمیز به هدف اصابت کرد. این آزمایش را مدیر آژانس دفاع موشکی ژنرالتری آبرینگ چنین تعریف کرد:«این آزمایش موفقیتآمیز چنان امید و نشاط به ما داد که میتوان گفت ما دیگر حتی برای آزمایشات موشکهای سیستم دفاعی با برد بالا نیز قادر میباشیم و استقرار سیستم راداری با پایگاه بحری هم اکنون در جریان است.»
در 24 فوریه 2007، نشریه اکونومیست طی گزارشی نوشت که خانم ویکتوریا نولند، نماینده آمریکا در ناتو به همتایان خود توصیه نمود که امکان گزینههای مختلف برای ایجاد پایگاههای موشکی در اروپا را در نظر داشته باشند و ایشان تایید نمود که آمریکا در حال مذاکره با انگلیس برای ایجاد ظرفیتهای بیشتر مشارکت در این سیستم میباشد. براساس گزارش ژوئیه 2003 جامعه فیزیکدانان آمریکا، بسیاری از متخصصین و دانشمندان بحثی را آغاز کرده بودند تا امکانات تکنیکی ساخت سیستم موثر دفاع موشکی را بررسی نمایند. نتایج مطالعات و تحقیقات مشخص نمود که امکان توسعه محدود در توانایی سیستم برای تخریب منابع سوخت مایع وجود دارد و این سیستم قادر خواهد بود که موشکهای شلیک شده از ایران، نه از کره شمالی را نابود کند. یک پایگاه پرتاب موشک در مدار با حداقل 1600 رهیاب برای رهگیری موشکهایی که از ایران و کره شمالی با توان منابع سوخت مایع هدایت میشوند، به منظور دفاع در نظر گرفته شده است. یگانه مرحله پیشرفته سیستم موشکی که آمریکا در مورد آن خیلی تعمق به خرج داد، لیزرهای هوا- فضا میباشد. تحقیقات در این مورد نشان داده که موشکهای رهیاب با سوخت جامد قادر به رهگیری تا مرز 300 کیلومتر و با سوخت مایع تا حدود 600 کیلومتر میباشند. با توجه به اینکه موشکهای با سوخت جامد، مقاومتشان در برابر صدمات خیلی زاید است و با اینکه سیستمهای موجود موشکی آمریکا مانند سیستم دفاع موشکی میان برد در حال حاضر فعال است، ایالات متحده آمریکا نیاز مبرم به توسعه سیستم دفاع موشکی خود در آینده دارد. با وجود اینکه مشکلات و مسائل فنی و تکنیکی به قوت خود باقیست ولی آمریکا مصمم است تا در آینده به ارتقای سیستم دفاع موشکی بالستیکی قارهپیمای خود (ABM) بیشتر توجه نماید و به آن بهطور جدی بپردازد.