تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۰۹۶۱

احزاب، با مردم یا بر مردم؟


 حمیدرضا شکوهی

بهار 1384 خورشیدی، زمانی که نظرسنجی‌ها در مورد انتخابات ریاست جمهوری نهم، اکبر هاشمی رفسنجانی، مصطفی معین، محمدباقر قالیباف و مهدی کروبی را بالاتر از محمود احمدی‌نژاد نشان می‌داد، کمتر کسی تصور می‌کرد که احمدی‌نژاد همراه با هاشمی به دور دوم انتخابات صعود کند. اما احمدی‌نژاد که شعارهای عامه‌پسند سر می‌داد و خود را کاندیدایی برآمده از میان توده مردم می‌دانست، با اطمینان از موفقیت خود در انتخابات سخن می‌گفت و برخلاف نظرسنجی‌هایی که صورت گرفته بود، پیش‌بینی می‌کرد به مرحله دوم انتخابات صعود خواهد کرد.

البته نظرسنجی‌ها به ویژه در مورد مسائل سیاسی، هیچ‌گاه در ایران، پیش‌بینی روشنی در اختیار قرار نمی‌دهد. چرا که در ایران بسیاری از تصمیم‌گیری‌های سیاسی مردم تا دقایق پایانی هم قابلیت تغییر دارد و حتی اگر در فاصله 24 ساعت به یک انتخابات هم از مردم در مورد نتیجه آن سوال کنند باز هم به احتمال فراوان، نتیجه انتخابات با آن چه که مردم در نظرسنجی‌ها اعلام کرده‌اند متفاوت است. در حالی که به عنوان نمونه، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، درصد انحراف پیش‌بینی‌ها بسیار پایین و تا حد زیادی مشابه نتیجه نهایی انتخابات است. البته موضوع بحث ما پیش‌بینی‌های انتخاباتی نیست. اما آن چه ذکر شد تاکیدی دیگر بر این مدعاست که پیش‌بینی مسائل سیاسی در ایران کار راحتی نیست و به همین دلیل هم بسیاری از پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها در مورد نتایج انتخابات ریاست جمهوری نهم، حتی 180 درجه با نتیجه واقعی تفاوت داشت.

در میان این همه نظرسنجی اشتباه، اما احمدی‌نژاد پیش‌بینی بهتری ارائه داد که با نتیجه نهایی انتخابات قابل مقایسه بود. احمدی‌نژاد از شکفتی در انتخابات سخن گفته بود و خود را در مرحله دوم انتخابات می‌دید. اما با چه پشتوانه‌ای؟

احمدی‌نژاد در طول دوران تبلیغات انتخاباتی همواره بر این نکته تاکید می‌کرد که کاندیدایی برآمده از احزاب و گروهی نیست و صرفا با دلگرمی حمایت عامه مردم پا به انتخابات گذاشته است. او در سخنرانی‌های تبلیغاتی خود در شهرستان‌ها و نیز در سخنرانی‌های خود در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی که با حضور کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شد، به صراحت به نفی فعالیت‌های حزبی می‌پرداخت و عدم وابستگی خود به احزاب سیاسی را نقطه مثبتی در کارنامه فعالیت‌های سیاسی خود، به ویژه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم قلمداد می‌کرد. احمدی‌نژاد اعتقاد داشت ـ و البته دارد ـ که کاندیداهای برآمده از احزاب، به جای پیشبرد اهداف و آرمان‌های مردم، در پی تحقق آرمان‌های احزاب پشتیبان خود هستند و به همین دلیل هم فرصتی برای رسیدگی به مشکلات مردم و حل معضلات آنها پیدا نمی‌کنند.

این سخن احمدی‌نژاد، اگر چه از پشتوانه محکمی برخوردار نبود اما به دلیل فقدان آموزش‌های سیاسی صحیح و همه جانبه در جامعه ایرانی، در ذهن توده مردم جای گرفت و این اعتقاد را در میان برخی از اقشار جامعه تقویت کرد که احزاب به فکر مردم نیستند و باید به سراغ کاندیداهای مردمی رفت. نوع گفتار احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های انتخاباتی نیز که از ادبیات عامه‌پسند سرچشمه گرفته بود، جمعی از اقشار طبقه متوسط به پایین جامعه ایرانی را به این باور رساند که احمدی‌نژاد، یک کاندیدای مردمی است. این موضوعات، اگرچه مقبولیت عمومی احمدی‌نژاد در بین توده مردم را افزایش داد و زمینه را برای موفقیت او فراهم ساخت، اما عامل اصلی موفقیت او در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نبود. تنوع و تعدد کاندیداها با طرز فکرهای متفاوت در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری، این امکان را برای احمدی‌نژاد فراهم نمی‌کرد که از سایر رقبا پیشی بگیرد و به تنهایی بر صدر تکیه زند. علاوه بر این، کاندیدای دیگری همچون مهدی کروبی در شعارها و وعده‌ها از احمدی‌نژاد سبقت گرفته بود. اگر احمدی‌نژاد، وعده بهبود معیشت مردم را سر داده بود، کروبی راهکاری عملی برای نیل به این هدف معرفی کرده بود و آن هم پرداخت 50 هزار تومان یارانه نقدی به ایرانیان بود. کروبی برخلاف احمدی‌نژاد که تنها شعارهای عامه‌پسند سر می‌داد با یک تیر دو نشان زده بود؛ هم راهکارهای عملی برای حل مشکلات معیشتی مردم معرفی کرده بود و هم علاوه بر اقتصاد، توسعه سیاسی را هدف گرفته بود؛ موضوعی که احمدی‌نژاد علاقه‌ای به پرداختن به آن نداشت. پس اگر قرار بود کاندیدایی که قصد حل مشکلات معیشتی مردم را دارد به مرحله دوم انتخابات صعود کند، برطبق شواهد موجود، آن کاندیدا باید کروبی باشد، نه احمدی‌نژاد. اما چه شد که احمدی‌نژاد در آخرین ساعات شمارش آرا از کروبی پیش افتاد و به مرحله دوم انتخابات صعود کرد؟

آن زمان کروبی از دست بردن «شمارش آرا» سخن می‌گفت و تا مدت‌ها نسبت به این موضوع اعتراض می‌کرد. اما آنچه که مهم‌تر از این موضوع به نظر می‌رسید، نقش احزاب پنهان و بدون شناسنامه در صعود احمدی‌نژاد به مرحله دوم بود.

احمدی‌نژاد اگرچه کاندیدایی حزبی نبود اما از حمایت تشکلی سود می‌برد که مجموع آرای مردم تهران در دو انتخابات شوراهای دوم و مجلس هفتم را به خود اختصاص داده بود و آن ائتلاف آبادگران بود. ائتلاف آبادگران اگرچه یک حزب محسوب نمی‌شد، اما در زمره احزاب پنهان هم قرار نمی‌گرفت چرا که فعالیتی آشکار داشت و به صراحت از کاندیداتوری احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد. احزاب پنهان، همان گروه‌هایی بودند که از نظر آبادگران حمایت می‌کردند و آن را هدف غایی می‌دانستند. در حقیقت، ائتلاف آبادگران که در انتخابات شورای دوم، در میان مردم هیچ جایگاه شناخته شده‌ای نداشت، از حمایت این تشکل‌های پنهان برخوردار بود تا با رای تشکیلاتی آنها، اکثریت شورای شهر تهران را در اختیار بگیرد، موضوعی که در انتخابات مجلس هفتم هم با رای تشکیلاتی کاندیداهای این گروه در تهران تکرار شد و در انتخابات ریاست جمهوری نهم، با موفقیت احمدی‌نژاد برای صعود به مرحله دوم به اوج خود رسید. در حقیقت، احمدی‌نژاد، صرفا به شعارهای عامه‌پسند خود متکی نبود که اگر این طور بود کروبی شانس بیشتری برای موفقیت در انتخابات داشت. احمدی‌نژاد از حمایت احزاب پنهان و بدون شناسنامه‌ای برخوردار بود که در لوای ائتلاف آبادگران، رای تشکیلاتی خود را به نام او به صندوق‌ها ریختند تا او با اختلاف اندکی به مرحله دوم انتخابات راه یابد.

داستان مرحله دوم انتخابات البته متفاوت است و آن را در فضایی جداگانه باید مورد بررسی قرار داد. هاشمی رفسنجانی در میان مردم، به دلیل حضور مستمر در حاکمیت، نماد حفظ وضع موجود و مسوول نابسامانی‌های گذشته شناخته می‌شد و طبیعی بود که هر کسی به جز احمدی‌نژاد هم در مرحله دوم انتخابات با هاشمی به رقابت برمی‌خواست پیروز می‌شد. به همین دلیل در مرحله دوم انتخابات، پیروزی راحتی در انتظار احمدی‌نژاد بود. اما در مرحله اول انتخابات، آنچه احمدی‌نژاد را در رقابت با رقیبان پیروز کرد، حمایت احزاب پنهان و بدون شناسنامه بود و اینکه احمدی‌نژاد، احزاب را مخالف آمال مردم و خود را برآمده از مردم ـ و نه احزاب ـ می‌داند، منظور احزاب شناسنامه‌‌داری است که سال‌هاست در فضای سیاسی کشور رقابت می‌کنند؛ نه احزاب پنهان بدون شناسنامه. چرا که همین احزاب پنهان بودند که زمینه راهیابی احمدی‌نژاد به مرحله دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری را فراهم ساختند.

از زمانی که دولت احمدی‌نژاد روی کار آمده، دولتمردان دولت نهم بارها به موضع‌گیری بر ضد احزاب پرداخته‌اند و ابایی نداشتند که احزاب را در مقابل مردم و مخالف مطالبات مردم نشان دهند. حتی در زمان دولت نهم، یارانه احزاب هم که در دوره سیدمحمد خاتمی ایجاد شده بود قطع شد تا احزاب با مشکلی تازه مواجه شوند. البته کسی خواستار وابسته شدن احزاب که وظیفه نظارت بر عملکرد حاکمان را دارند به دولت نبود اما در کشوری در حال توسعه همچون ایران که احزاب تازه منفذی برای تنفس پیدا می‌کردند، طبیعی بود که کمک مقدماتی دولت، زمینه را برای ایستادن احزاب روی پای خود فراهم می‌سازد تا برای اعمال وظایف نظارتی خود آماده شوند.

از این گذشته، احمدی‌نژاد و یارانش هیچگاه به این پرسش پاسخ ندادند که اگر احزاب، در تضاد با آمال عامه مردم قرار می‌گیرند، دلیل پیشرفت کشورهای توسعه یافته جهان که متکی بر احزاب هستند چیست؟ چرا راه دور برویم. حزب جمهوری اسلامی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی که بسیاری از بزرگان نظام عضو آن بودند نیز شامل گفتارهای ضدحزبی دولتمردان دولت نهم می‌شود.

از سوی دیگر در زمان دولت نهم، اختلافات در خانه احزاب، نهاد برآمده از احزاب ـ و نه حاکمیت ـ هم افزایش یافت تا مشکلی دیگر بر مشکلات احزاب افزوده شود.

دومین پرونده در سال جدید را همزمان با برگزاری نشست خانه احزاب، به موضوع احزاب اختصاص داده‌ایم تا دریچه‌ای بر اختلافات خانه احزاب باز کنیم و با مروری بر تاریخچه احزاب در ایران، ضرورت فعالیت‌های حزبی را از زاویه‌ای دیگر بررسی کنیم. شاید پایان اختلافات در خانه احزاب، مقدمه‌ای برای قدرت یافتن دوباره احزاب و ایفای نقش فعال‌تر این نهادهای برآمده از مردم در عرصه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات