یادداشت از سید مصطفی فرقانی
امروزه نمی توان هیچ پدیده ای را بصورت مستقل بررسی کرد. درهم تنیدگی علوم و فنون مختلف و نیاز به ارتباطات جهت برقراری تعامل بین خطاب و مخاطب باعث گردیده تا همه امور جنبه استراتژیک یافته و درهم ادغام شوند.
اگر تا یک دهه قبل شخصی یک عمل فرعی و فردی را صرفا در محدوده رای و نظر خود به بررسی می نشست امروزه می بایست رد افکاری را که در ذهن فرد نشسته است ؛ در تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم فیلمها و کالاهای تجاری و اخبار و رویدادهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی توامان جستجو کرد.
یکی از پدیده های مهم که طی یک قرن اخیر بانی اکثر تحولات مثبت و منفی جهان شده است کالای نفت است.
برخی معتقدند نفت صرفا یک ماده ومحصول استراتژیک است که همانند دیگر کالاها و محصولات وپدیده های استراتژیک که درامور مختلف تاثیر گذاری می نمایند نفت نیز چنین نقشی دارد....که البته پذیرش همین مقدار از تاثیرگذاری نفت کافیست تا اهمیت این ماده حیاتی آشکار گردد ؛ اما نگاهی عمیق تر به تحولات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی جهان ؛ طی یک قرن گذشته - نقشی فراتر از یک فراورده استراتژیک ویک پدیده تاثیرگذار را از نفت به ما ارایه می دهد.
اگر سلاحهای هسته ای طی نیم قرن گذشته فرصت اقتدار و برتری در عرصه های مختلف را برای دارندگان آن به ارمغان آورد و کشورهای هسته ای با امتیاز تفوق نظامی توانسته اند خواسته های مشروع و نامشروع خود را به جهانیان تحمیل نمایند و داعیه تعیین سرنوشت برای دیگر کشورها و مجامع را داشته باشند ؛ نفت بسیار فراتر از سلاحهای هسته ای امتیازات اقتدار و توانمندی را در اختیار کشورها و مجامعی که از آن بهره برداری می نمایند فراهم ساخت.
نقش نفت بعنوان مهمترین سلاح قرن که بستر اقتدار را در کلیه عرصه ها برای کشورهای صنعتی مهیا نموده است وسیاست های کلان و راهبردی قدرت های بزرگ معطوف به آن بوده وبانی تحولات مهم سیاسی در کشورهای جهان شده است کمتر مورد کنکاش وبازبینی قرار گرفته است.
نگاهی به دور و برخود بیندازید! هرکه هستید و در هر کجا زندگی می کنید. در شهرهای بزرگ، در شهرهای کوچک، در روستاهای دورافتاده- با هر امکاناتی که در زندگی دارید! نگاهی دقیق به پیرامون خود داشته باشید!
می خواهیم نفت و آثارش را در جای جای زندگی بشر امروز بررسی کنیم.
لباسی که بر تن دارید، به احتمال خیلی فراوان از الیاف نایلونی و پلی استر است، که از نفت بدست می آید. فرشی که روی آن نشسته اید، موکتی که زیرپا دارید، کفش و دمپایی که در پا می کنید، سفره ای که پهن می کنید و نانتان را درون آن می گذارید. کاسه و بشقاب و بسیاری از ظروف منزلتان از نفت است.
تلویزیون، یخچال، کامپیوتر ؛ موبایل ؛ رادیو، ضبط صوت و بسیاری از وسایل و لوازم خانگی که در منزلتان است از مشتقات نفتی است، کلید و پریز و سیم کشی های برق منزلتان از نفت است. لوله های آبرسانی منزلتان از نفت است.
ساعت دیواری منزلتان، پرده ها و چوب پرده ها، دستگیره ها و بسیاری از اجزای در وپنجره منزلتان از نفت است.
از گلدان های پلاستیکی تا گلهای مصنوعی خانه شما از نفت تهیه شده، چمدان ها و ساک ها و کیف مدرسه فرزندانتان از نفت است. کارت تلفن، گوشی تلفن، تشک و لحاف و متکای منزلتان از پارچه های نفتی است...
از منزل بیرون بیایید!
مراقب نفت که زیرپایتان است باشید!
البته منظور سفره های نفتی گسترده در اعماق زمین نیست ؛ بلکه لوله های آب است که از ده ها و صدها و هزاران کیلومتر آنسوتر آب حیات را از سرچشمه ها به درب منزل شما آورده است.
بازهم مراقب باشید!
کابل های زیرزمینی تلفن، برق و حفاظ بندی لوله های گاز همه از نفت است.
در کوچه که راه می روید دقت کنید!
همسایه هایتان همه با نفت سر وکار دارند و نفت و مشتقات آن را حمل ونقل می کنند!
لباس هایشان، کیف هایشان، کفش هایشان، گوشی موبایلشان همه از نفت است.
ازکنار مغازه ها که رد می شوید، نفت و مشتقاتش را در اجزاء مغازه ها به وضوح خواهید دید.
بطری های نوشابه، بطری های روغن، ظروف مایعات شوینده و پاک کننده،ظروف شیر، پنیر، ماست و دیگر لبنیات... بسته بندی های انواع موادغذایی را نگاه کنید- از بیسکویت ها و پفک نمکی ها و شکلات ها و آدامس ها گرفته تا ماکارونی و حبوبات و ادویه جات- گونی ها، نایلکس ها و پاکت ها را ببینید همه از نفت است.
به مغازه ها و فروشگاه های دیگر نظری بیندازید.
وقتی از مغازه های میوه و تره بار یا قصابی که می گذرید شاید تا پانزده درصد اجزاء آن را نفت تشکیل دهد، قفسه بندی ها، میز و صندلی و پیشخوان پاکت ها و ظروف بسته بندی، اجزاء یخچال و کولر و پنکه و وسایل برقی یا تزئیناتی.... ولی مطمئناً مغازه های دیگر از بیست تا چهل درصد اجزایشان ازنفت است و وقتی که از فروشگاه های لباس و لوازم خانگی و... می گذرید ؛ رقم هشتاددرصد چندان گزافه نیست!
به خیابان قدم بگذارید، نفت در حرکت است!
اتوبوس ها، کامیون ها، تریلی ها، اتومبیل های سواری، موتورسیکلت ها، همه و همه چیز در اجزاء داخلی و قطعات درونیشان و چه سوختی که مصرف می کنند بنزین، گازوئیل، روغن موتور، روغن ترمز و... همه از نفت است.
وقتی به اداره پا می گذارید یا روی نفت می نشینید و با نفت صحبت می کنید و درباره مشتقات نفت فعالیت های اداریتان را انجام می دهید و اگر در کارخانه هستید، مشغول ساختن و تولید بخشی از مشتقات نفتی هستید.
و این امر نه تنها برای شما خواننده و هموطن ایرانی بلکه برای تمام مردم جهان صدق می کند. تازه ما خیلی کمتر از دیگران از مشتقات نفتی بهره برداری می کنیم.
هواپیماها با نفت حرکت می کنند، کشتی ها با نفت اقیانوس ها را طی می کنند، قطارها با نفت مسافران و بارها را جابجا می کنند و بیش از 80 درصد نیروگاه های برق سراسر جهان با نفت و مشتقات آن انرژی الکتریسته تولید می کنند.
نفت حدود یک قرن است وارد زندگی بشر شده، البته حضور جدی نفت به یک قرن می رسد و تمام تحولات صنعتی و تکنولوژیکی نیز در طی همین یک قرن به وقوع پیوسته است!
نفت ماده ای حیاتی است و تمام شدنی و منبع جایگزینی ندارد.
بیست سال دیگر، سی سال دیگر و یا نیم قرن دیگر نفت به پایان می رسد و با پایان آن عمر بسیاری از تحولات صنعتی و تکنولوژیکی نیز به پایان خواهد رسید.
شاید بتوان بجای بنزین و گازوئیل، گاز را در سیستم سوخت وسائط نقلیه جایگزین ساخت ،که البته کار چندان ساده ای نخواهد بود و به انقلابی در صنایع اتومبیل سازی و صنایع حمل و نقل بین المللی می انجامد.
چرا که بیش از 400 میلیون خودرو در جهان، که بیش از 220 میلیون آن فقط در اروپا و آمریکا در ترددند، می بایست از نو بازسازی شوند (البته کارخانه ها و تولید قطعات پشتیبانی آنها)، هواپیماها همینطور- قطارها، کشتی ها، اتوبوس ها و کامیون ها هم همینطور.
اما معلوم نیست میلیون ها کیلومتر جاده در سراسر جهان، خیابان ها و کوچه ها، وقتی نفت نباشد، آسفالت و قیر تعمیرات و بازسازی و جاده سازی خود را با چه ماده ای انجام خواهند داد.
شاید بتوان نیروگاه ها را اتمی یا گازی کرد، اما میلیون ها کارخانه در سراسر جهان که انواع پلاستیک ها، الیاف و لاستیک مصنوعی، حشره کش ها، کودها، رنگ ها، داروها، مواد رنگ کننده و آرایشی و بهداشتی، مواد پاک کننده، چسب ها، مرکب ها، صنایع نساجی و غذایی و... را با ده ها و صدها هزار قلم کالا تولید می کنند تکلیفشان چه خواهد بود؟! نفت بیش از 80000 مشتقات دارد.
نفت تمام شدنی است و این را آمریکا، اروپا، ژاپن و همه کشورها می دانند.
آنها که به نفت و قدرت آن در سازندگی و رشد صنعت و تکنولوژی باور دارند، می دانند رگ حیاتی قدرت با خون سیاه نفت، زندگی مدرن و رفاه و پیشرفت را از دل صنایع و تکنولوژی بیرون کشیده است و به جامعه بشری هدیه کرده است.
آنها می دانند هر کس اختیار این رگ و کنترل آن را در دست داشته باشد، برنده میدان رقابت جهان امروز است.
آنها می دانند تملک مناطق نفت خیز جهان به معنای تملک تمام جهان است ؛ چرا که قدرتی که قدرتمندان نوین اقتصاد امروز جهان دارند همه به واسطه نفت است - نفتی که ارزانتر از آب در اختیار ژاپن، اروپا، آمریکا و بسیاری از قدرت های اقتصادی امروزجهان قرار می گیرد.
آمریکا به عنوان اولین کشوری که در سرزمین خود نفت یافت، آن را استخراج و پالایش کرد و به مشتقات ابتدایی اش در سوخت وسائط نقلیه دسترسی پیدا کرد، متوجه گنج عظیم و محدودی که در سرزمینش است گردید و از همان سال های اولیه، با کشف نفت در دیگر نقاط جهان و بهره وری عمومی ملت ها و جوامع صنعتی از این ماده حیاتی و به مرور قدرتمند شدن دیگران، دریافت که می بایست گنج خود را ذخیره کند و از گنج دیگران بهره برداری نماید!
نفوذ و گسترش شرکت ها و مؤسسات نفتی ایالات متحده، که سردمداران این رژیم هستند، در نقاط نفت خیز جهان، به ویژه خاورمیانه تا آنجا گسترش یافت که ادعای مالکیت بر این سرزمین ها را یافتند.
زمینه این ادعا به واسطه وابستگی رژیم های منطقه به آمریکا برای تأمین تسلیحات و حمایت از آنها در مقابل اسرائیل، که فرزند خلف! ایالات متحده در این منطقه حساس بود، صورت گرفت.
ولی چندی که گذشت و اعتراضات عمومی ملت های این منطقه، سرانشان را وادار به تشکیل اتحادیه ای نمود که منافع اعضای آن را در مقابل جهان صنعتی رو به پیشرفت تأمین کند وبا این اقدام اوپک تشکیل گردید و بعنوان کانون تصمیم گیر جمعی درصدد احیای حق ملتهای دارنده این ماده حیاتی برآمد، قیمت نفت افزایش پیدا کرد.
این امر آمریکا را بر آن داشت تا برای کسب قدرت مطلق در اندیشه تصرف چاه های نفت خاورمیانه بیفتد. چرا که شرایط پیش آمده برای دیگر کشورهای رقیب فرق نمی کرد و گاهاً به سود آنها بود.
مهمترین رقیب آمریکا اتحاد جماهیر شوروی بود که خود از تولیدکنندگان و صادرکنندگان عمده نفت بود، و افزایش بهای نفت به رونق اقتصادی شوروی کمک می کرد.
رقبای صنعتی و تجاری آمریکا، یعنی اروپا و ژاپن نیز - هم از نفت ارزان بهره می بردند و هم با افزایش بهای نفت متضرر نمی شدند، چرا که نفت ارزان باعث رونق و شکوفایی اقتصادشان شده بود و افزایش بهای نفت، قدرت خرید کشورهای صادر کننده نفت را در گسترش بازار فروش کالاهای آنان افزایش می داد و سودی دوچندان می کردند.
تصرف و تملک میادین نفتی خاورمیانه، که تأمین کننده بیش از 53 درصد نفت اروپا و ژاپن بود، می توانست قدرت آمریکا را آنچنان افزایش دهد که در دوره ای کوتاه بتواند ضمن انهدام اقتصاد ژاپن و اروپا، با پیشی گرفتن از قدرت نظامی شوروی به دیگر مناطق نفت خیز جهان دسترسی یابد.
در صورت تحقق این رویا، رساندن بهای نفت به بشکه ای 1000 دلار هم امکان پذیر بود. وقتی مالک و فروشنده انحصاری نفت آمریکا باشد، آمریکایی که چندین دهه است در چاه های نفت خود را برای زمانی که جهان در حسرت یک قطره نفت می سوزد پلمپ کرده است، در صورت تصرف و تملک میادین نفتی، آیا این گنج گرانبها را به کمتر از بشکه ای هزار دلار خواهد فروخت؟!
آیا دیگر رقیبی صنعتی و تجاری در اروپا و ژاپن برای ایالات متحده باقی خواهد ماند؟!...
از این رو، طرح ها و پروژه های مختلف برای تصرف و تملک میادین نفتی خاورمیانه و در تمام جهان به مرحله اجرا درآمدند.
نفت در طی ده سال یعنی از اواخر دهه 60 میلادی تا اواخر دهه 70 از بشکه ای 2 دلار به 32 دلار رسید، یعنی افزایشی معادل (1600 درصد!!) و اوپک رسماً اعلام کرده بود تا سال 1985 مجدداً بهای نفت به دو برابر، یعنی بیش از 60 دلار در هر بشکه خواهد رسید...
این تحولات شگرف و زمینه هضم و جذب این ثروت قدرت ساز، آمریکا را به تکاپو انداخت، چرا که دلارهای نفتی اعراب نیز از حجم دلارهای منتشره ایالات متحده در بانک های جهانی بیشتر شده بود و این یعنی مرگ اقتصادی و نابودی آمریکا.
اجرای طرح ها و پروژه های تصرف میادین نفتی خاورمیانه مثل همیشه نیازمند آماده سازی افکار عمومی آمریکا و دیگر کشورها و ارزیابی عکس العمل های داخلی و جهانی در مقابل این اهداف بود و زمینه سازی آن همانند همیشه از طریق ارائه مقالات، گزارشات جعلی، داستان ها و نمایشنامه ها و فیلم های سینمایی انجام می گرفت.
در این رابطه فیلم های زیادی ساخته شد- خلاصه داستان یکی از این فیلم ها که در مجله الحوادث در اواسط سال 1979 چاپ گردید، ماجرا را چنین نشان می دهد:
دو نفتکش غول پیکر، که در حال عبور از تنگه هرمز هستند، در اثر انفجار منهدم می شوند و بدنبال آن تنگه هرمز بسته می شود.
در پی این انفجار، یکی از سازمان های چریکی ایران مسئولیت آن را به عهده می گیرد. ساعاتی بعد در واشنگتن اعلام می شود که شورای امنیت ملی آمریکا به ریاست جیمی کارتر یک جلسه فوق العاده تشکیل می دهد و بعد از آن دعوتی ضرب الاجل از رهبران اروپا و نخست وزیران اسرائیل و ژاپن به عمل می آید.
تاریخ تشکیل کنفرانس سران سه روز بعد تعیین می شود، ولی در این فاصله لشگر 82 ایالات متحده با دخالت نظامی در منطقه، تشکیل این کنفرانس و ابتکارات سیاسی را به تعویق می اندازد.
هواپیماهای ویژه انتقال نیرو (S141S5) سربازان آمریکایی را به آبادان منتقل می کنند اما در آنجا با مقاومت سربازان و نیروهای مردمی ایران روبرو می شوند.
در این فاصله کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس و بطور دقیق اطراف چاه های نفت این مناطق توسط لشگر سوم دریایی ایالات متحده محاصره می شوند.
با استقرار این نیروها مقاومت مردمی و کارگران چاه های نفت برای مبارزه با اشغالگران آغاز می شود.
با این مبارزه تعدادی از تصفیه خانه ها توسط کارگران منفجر می شوند و... در این حال واحدهایی از نیروی دریایی شوروی از اقیانوس هند به سمت آبادان حرکت می کنند.
شورای عالی اتحاد جماهیرشوروی اعلام آماده باش می دهد و برژنف شخصاً بیانیه ای منتشر می کند.
بدنبال این بیانیه، واحدهای دیگری از ناوگان شوروی در اطراف عدن تمرکز می یابند. برژنف در بیانیه خود از آمریکا می خواهد که فوراً عقب نشینی کند والا جهان با یک جنگ هسته ای مواجه خواهد شد.
دو روز پس از این اخطار و شدت گیری تشنج، آمریکا به تهاجم خود که با شرکت 60.000 نیروی نظامی در چهارصد هزار مایل و به عمق 50 میل از آبادان تا قطر بود، خاتمه می دهد.
مناطق اشغال شده در این عملیات نظامی دارای 1778 حلقه چاه نفت در 31 حوزه نفتی، که از غنی ترین منابع جهان به شمار می رود، می باشد.
این مناطق همچنین دارای10 پالایشگاه عظیم و 10 بندر برای لنگر انداختن نفتکش های غول پیکر است. با این وجود معلوم نیست بازسازی و ترمیم بنادر و پالایشگاه های منهدم شده و به بهانه آن حضور نیروهای آمریکایی برای حفاظت از آنها تا کی طول می کشد؟!
ولی پیش بینی می شود نفت این منابع، نیازمندی انرژی آمریکا و اروپا و ژاپن را تا 25 سال بعد تأمین می کند!
این فیلم و فیلم های مشابه که در آن سالها ساخته شد، افکار عمومی جهانیان را تست می زد ولی پروژه های اصلی در کاخ سفید و پنتاگون و سیا در حال بررسی و اقدام بود.
فرانک داونیز از مفسرین معروف نظامی آمریکا، که تفسیرهایش مورد توجه افکار عمومی اروپا و آمریکا بود، در سال 1975 در مجله استراتژی و تاکتیک، زمان دخالت نظامی آمریکا در خلیج فارس و اجرای نقشه تصرف چاه های نفتی را ماه سپتامبر سال 1979 (شهریور 1358) پیش بینی کرده بود.
از سوی دیگر در شورای امنیت ملی ایالات متحده طرح های مختلف مورد بررسی و ارزیابی قرار می گرفت. یکی از این طرح ها، که توسط هنری کیسینجر ارائه گردید، دخالت نظامی توجیهی آمریکا بود.
خلاصه طرح کیسینجر از این قرار بود که کماندوهای صهیونیستی به بعضی از چاه های نفتی منطقه حمله کرده و آن مناطق را اشغال نمایند، پس از آن آمریکا برای اخراج آنها از مناطق اشغالی به دعوت اعراب وارد عمل شود و با حمله ای ضربتی نیروهای مهاجم را از منطقه بیرون کند.
پس از آن، نیروهای آمریکایی جای کماندوهای صهیونیستی را گرفته و با ایجاد پایگاه های دائم، برای همیشه در آن مناطق (البته به دعوت اعراب و برای جلوگیری از حمله مجدد صهیونیستها!!) مستقر شوند و هر بار اعتراضات مردمی و فشار به حکومت ها برای این حضور افزایش یافت، کماندوهای صهیونیستی با چند عملیات ایضائی ضرورت تداوم و حضور دائمی آمریکا را برای مقابله و بیرون راندن آنها احیا کنندو...
البته این طرح ؛ چند سال بعد نه توسط صهیونیستها، که در صورت انجام با اعتراض و مقابله میلیاردی مسلمانان مواجه می گشت و برای همیشه این غده سرطانی را از سرزمین های اسلامی ریشه کن می نمودند، بلکه توسط عراق در دو نوبت انجام گرفت.
نوبت اول حمله عراق به ایران بود، که با حمایت بسیاری از اعراب منطقه هم مواجه بود، ولی تبدیل به جنگی فرسایشی و هشت ساله گردید، که ثمری برای ایالات متحده نداشت و نوبت دوم حمله عراق به کویت بود، که تا حدودی به این پروژه قدیمی، یعنی حضور و استقرار دائمی نیروهای آمریکایی در منطقه جامه عمل پوشانید، ولی بهره برداری اصلی، که تصرف و تملک چاه های نفتی و اختیار فروش انحصاری نفت به اروپا و ژاپن و دیگر کشورهای صنعتی بود را محقق نساخت.
این تحرکات نظامی، که منتهی به زیان های سنگین و خسارات و تلفات جانی و مالی فراوان به ملت های منطقه گشت، صرفاً توانست بهای نفت را به نرخ 30 سال قبل آن، یعنی حول و حوش 20 دلار تنزل دهد، که با این اقدام، اقتصاد روزمره آمریکا به حیات خود ادامه می داد ولی در مقابل ژاپن و اروپا بهره اصلی را می بردند که هیچکدام ازآنها خواسته نهایی آمریکا را تامین نمی کرد.
طرح سوم برای تصرف و تملک میادین نفتی خاورمیانه نیازمند انگیزه ای قوی و بهانه ای قابل قبول هم برای مردم منطقه و مردم جهان وهم ملت آمریکا برای این حضور نامتعارف در سرزمین دیگران واشغال و غارت منابع آنها را داشت ؛ انگیزه ای که به ایالات متحده آمریکا مجوز قانونی تصرف کشورهای منطقه را بدهد...یازده سپتامبر با بهره گیری از ارتش سری آمریکا یعنی نیروهای آموزش دیده القاعده که از زمان اشغال افغانستان توسط شوروی تحت حمایت و هدایت آمریکا کارآزموده شده بودند به اجرا درآمد.
(8)
آمریکا تنها به فاصله کمتر از یکماه ازاین رویداد به افغانستان حمله کرد ودرطی یکسال زمینه اعتراضات گروههای اسلامی را با تجمیع آنها درافغانستان ( که به کمک برادران مسلمان خود آمده بودند) از بین برد وبا نابودی بیش از 13000نفر از افراد تشکلهای اسلامی که در سراسر قاره اروپا و ایالات متحده و دیگر مراکز به فعالیتهای تبلیغی اسلام و افشای سیاستهای تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل مشغول بودند کانون ها وبسترها وتریبونهای اعتراض بین المللی مسلمانان را با کشاندن آنان به افغانستان ازبین برد وپس از آسودگی از امنیت سیاسی خود در داخل و خارج از ایالات متحده تهاجم به عراق را آغاز کرد. با تهاجم به عراق و سرنگونی صدام و بدنبال تصرف و اشغال این کشور بخشی از چشم انداز تصرف مناطق نفتی ایالات متحده محقق گردید.
نفت باید ارزان باشد تا زمانی که مال دیگران است، ولی این ارزانی رقبا را پیش می اندازد. نفت باید گران شود تا رقبا از پا دربیایند، ولی به زیان ایالات متحده تمام می شود، چرا که خودش از عمده ترین مصرف کنندگان است. تنها راه گران کردن نفت و بدست آوردن سود حاصله از آن برای نابودی رقبا و جلوس برکرسی اقتدار مطلق است که با تصرف و تملک میادین نفتی خاورمیانه و در میان مدت، دیگر مناطق جهان امکان پذیر است.
طرح بعدی آمریکا برای نیل به این هدف ؛ اجرای پروژه دوم نفت خاورمیانه یعنی تهاجم به ایران وتصرف مناطق نفتی کشورماست که پیرامون رسیدن به این هدف شوم چندین سال است با بسیج همپیمانان خود وهمراهی سازمان ملل و شورای امنیت به بهانه غنی سازی اورانیوم و فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران دنبال می شود ....وگامهای بعدی تصرف مناطق نفتی کشورهای کوچک منطقه است.
جهانی شدن اقتصاد و در کنترل گرفتن اختیارات قانونی منابع و معادن و ذخایر و توانمندی های اقتصادی کشورهای مختلف (به واسطه عضویت و پذیرش قوانین جمعی) یکی از اهداف مهمش انحلال اوپک و خروج قانونی اختیارات ملت های منطقه از ثروت های سرزمین هایشان است.
از سوی دیگر، کنترل بر نفت دریای خزر و کشورهای پیرامونی روسیه زمینه را برای تصرف این مناطق در میان مدت آماده می سازد. همزمانی همه این پروژه ها با گسترش پایگاه های آمریکا از خاورمیانه به آسیای میانه ادامه دارد...
نفت بانی تمامی تحولات بنیادی جهان طی یک قرن اخیر است.
نفت مهمترین ابزار و سلاح برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی و نظامی و ...است .
عمده این سلاح قانونا در اختیار کشورها ی مسلمان منطقه خاورمیانه است. بیگانه با تطمیع و تهدید قصد دراختیارگرفتن این سلاح را دارد...اما دارندگان این سلاح بجای اتحاد و همگرایی با تمسک به دهها زمینه اشتراک دردین و مذهب و فرهنگ وآیین و...منافع مشترک اقتصادی ؛ در جهت رویارویی با متجاوزی که قصد نابودی آنها رادارد - تیغ بر خودی کشیده و دست اتحاد در دست دشمن نهاده اند.