تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۰۹۶۸۱
آیا بحرین ایستگاه بعدی قطار انقلاب خواهد بود

ریشه‌های خروش مردم علیه حکومت بحرین


منامه شهری در حاشیه جزیره ای خشک در منطقه جنوبی خلیج فارس، که گرما و رطوبت روزهای بلند آن مانند تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس زجر آور است و شاید تنها آغاز وزش نسیم ساحلی فرح بخش در هنگام غروب آفتاب است که شب های آن را تا حدودی برای ساکنان و گردشگران این شهر قابل تحمل می کند.
ساختمان های بلند مرتبه که در منطقه تجاری منامه از سال های ابتدایی دهه نود مانند همتایان اماراتی خود در حال قد کشیدن هستند، سمت و سوی جهت گیری های اقتصادی این شیخ نشین حاشیه خلیج فارس را آشکار می کند.
آزادسازی هرچه بیشتر اقتصاد و تاکید بر حضور شرکت ها و به خصوص موسسات مالی کشورهای خارجی برای مقابله با بحران ته کشیدن منابع نفتی که استقلال مالی این جزیره را تهدید می کند.
به نظر می رسد طی چند سال اخیر بحرین در برآورده کردن این هدف خود تا حدودی موفق بوده و همه چشم به آرامی در حال پیش رفتن است، اما منامه چهره دیگری دارد که چشم کمتر گردشگری آن را تشخیص می دهد و شبکه های تلویزیونی و مطبوعات بحرینی نیز تمایلی به تصویر کشیدن آن ندارند.
لاستیک های به آتش کشیده شده، شکنجه و زندان طویل المدت چهره دیگر حکومت منامه برای اکثریت شیعه اما در بند این کشور است که تنها ثمره آن نفرتی است که به مرور به دملی چرکین تبدیل شده و حالا با اتفاقات روی داده در تونس و مصر این دمل چرکین در حال سر باز کردن است. سئوال اساسی اینجا است که آیا انقلابی دیگر انتظار خاورمیانه را می کشد؟
رابطه با سرزمین مادری
بحرین جزیره است که با تاریخ آن به نوعی با ایران همسایه قدرتمند شمالی این کشور درخلیج فارس پیوند خورده است. این جزیره از زمان ساسانیان تحت حکومت دولت مرکزی ایران قرار داشته و تا اواخر دوره قاجار که حاکمیت ایران با دخالت امپراطوری بریتانیا متزلزل شد، حاکمان بحرین به نوعی خراج گذار پادشاهان ایران منصوب شدند.
البته ایران بارها حق قانونی خود را برای اعمال حاکمیت ملی بر این جزیره جنوبی خلیج فارس به انگلستان متذکر شد، اما به دلایل متفاوت از جمله عدم توان نظامی و وابستگی دولت ایران به انگلستان به خصوص در موضوع نفت سبب عدم تحقق بازگشت این جزیره به خاک ایران شد.
در نهایت محمد رضا شاه پهلوی طی توافق پنهانی با دولت های انگلیس، آمریکا و عربستان سعودی در قبال چشم پوشیدن از بحرین، جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را تحت حاکمیت دولت ایران قرار داد و بحرین بر اساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد و با یک نظرسنجی در سال 1970 به صورت رسمی از ایران جدا شد.
آپارتاید عربی در بحرین
با استقلال شیخ نشین بحرین از ایران خاندان سنی آل خلیفه با حمایت عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی روی کار آمد و بر جمعیت قالب شیعه نشین این کشور حاکم شد.
از همان زمان تضاد منافع و دیدگاه ها بین این نگاه دراین جزیره منجر به اتخاد تبعیض و سیاست های ناعادلانه اقتصادی و جمعیتی از سوی حاکمان سنی این کشور نسبت به اکثریت شیعیان در این کشور شد.
به عنوان مثال حکومت بحرین به شیوه‌های گوناگونی از افزایش جمعیت شیعیان جلوگیری می‌کند که نمونه‌ی آن اعطای تابعیت به اعراب غیر بحرینی سنی است.
از سوی دیگر اکثر شیعیان در روستاهای فقیر اطراف منامه زندگی می‌کنند و حق سکونت در منطقه مسکونی و وسیع «الرفاع» را ندارند، در حالی که بخش اعظم سرمایه گذاری کشورهای خارجی در این منطقه که محل زندگی خاندان حاکم بر بحرین است، انجام می شود.شیعیان نه حق سکونت در این منطقه را دارند و نه می‌توانند زمینی را مالک شوند.
شیعیان راهی به مناصب عالی ندارند
از سوی دیگر نگاهی گذرا به وضعیت استخدام در بخش عمومی که دولت بر آن سیطره کامل دارد نشان می دهد که شیعیان سهم چندانی در آن ندارند. مناصب عالی و مشاغل حساس مثل نیروهای مسلح و وزارت دفاع، تحت سیطره خانواده حاکم است.
براساس گزارش سال 2003 میلادی مرکز حقوق بشر بحرین، از 572 منصب عمومی و عالی، تنها 101 منصب یعنی 18% و از 47 منصب عالی درحد وزیر و مدیر کل فقط 10 منصب یعنی 21% به شیعیان تعلق دارد. شیعیان در این نظام به هیچ وجه نمی‌توانند عهده دار مناصب عالی حکومتی مثل وزارت دفاع، خارجه، دادگستری و کشور شوند.
روستاهای مخروبه شیعه
در خصوص وضعیت اقتصادی نیز آمارها حاکی از تبعیض گسترده در توزیع ثروت ملی این کشور است.از دهه 1990 تا کنون بیکاری مهمترین عامل ناآرامی به ویژه در میان جوانان شیعه بوده است. آمارهای رسمی، میزان بیکاری را 15% اعلام می‌کنند؛ در حالی که آمارهای واقعی، به خصوص در میان شیعیان بسیار بالاتر از این میزان است. به رغم نبود آمارهای مشخص از تعداد بیکاران شیعه، بسیاری معتقدند که چنانچه اقدامات سیاسی در زمینه اصلاح بازار کار انجام نگیرد، شیعیان در این زمینه بیشترین مشکل را خواهند داشت. مشکلات ناشی از بیکاری، وضعیت شیعیان را به شدت تحت تأثیر قرارداده که مهمترین آن استخدام رو به کاهش و دستمزد اندک است.
ازبین 84 هزار شغل ایجاد شده در بخش خصوصی میان سال‌های 1990 تا 2002 میلادی، دستمزد 67 هزار شغل کاهش یافته و بیش از 80% از این مشاغل نصیب کارگران خارجی شده است. در روستاهای فقیر که غالباً جمعیت آنها را شیعیان تشکیل می‌دهند، مشکلات اقتصادی، اجتماعی، مثل بیکاری و فقر و حتی مشکلات بهداشتی رو به افزایش است. به گونه‌ای که روستاهای فقیرنشین شیعه به خرابه‌های حاشیه‌ای تبدیل شده و ساکنان آن ناچار به ترک آن می‌شوند.
باد تغییر می وزد
تمام این تبعیضات زمینه نا آرامی های گسترده ای را در بحرین پدید آورده است. البته تنها شیعیان به این وضع معترض نبودند بلکه بخشی از جمعیت سنی نشین این منطقه نیز به فساد خاندان حاکم معترض هستند.
حرکت اسلامی مردم بحرین که ریشه های آن به سال های دهه 60 بر می گردد و بعدها با پیروزی انقلاب اسلامی عمق بیشتری پیدا کرد.نخستین حرکت اسلامی بحرین «جمعیة التوعیة الاسلامیة» بحرین بود که در اواسط دهه 1960 میلادی شکل گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران دو حرکت دیگر که دارای صبغه اسلامی بودند یعنی «حرکت احرار البحرین الاسلامیه» و «جبهة الاسلامیة لتحریر البحرین» فعالیت‌های خود را گسترش دادند و خواهان سرنگونی حکومت آل خلیفه، به عنوان یک حکومت طاغوتی، و برقراری یک حکومت اسلامی شدند.
ارزش های دموکراتیک نیز از زمان انتفاضه 1994 جوانان شیعه در کنار حرکت اسلامی مردم بحرین تبدیل به یک محرک دیگر برای تحول سیاسی در این کشور شده است.
از سوی دیگر با برقراری مجدد مجلس شورای ملی در بحرین گروه های شیعه همواره به عنوان یک گروه قدرتمند در این مجلس حضور داشتند و به عنوان مثال در آخرین انتخابات بحرین گروه های شیعه توانستند نیمی از کرسی های مجلس بحرین را به خود اختصاص دهند.
و حالا با وزیدن باد تغییرات به نظر می رشد که شیعیان قوی تر از قبل وارد عمل شده اند. اما آیا سرنوشت بحرین در دستان مردم این کشور است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات