اسدالله بادامچیان
انتخابات مجلس هشتم، محور اصلی برای مواضع جریانات و جناحهای سیاسی است.
هفت دوره مجلس شورای اسلامی، اثبات کرده که مجلس نقش محوری در اداره امور کشور دارد و ترکیب آن برای ملت و نظام جمهوری اسلامی و جهان اسلام و در مقابل برای استکبار جهانی بویژه آمریکا و اروپا، سرنوشتساز است.
از هفت دوره مجلس، مجالس سوم و ششم، در اختیار یک گروه خاص بوده که نامهای متفاوتی برخود، پس از تاسیس نظام گذاشتهاند. خط 3، طرفداران جنگ فقر و غنا، جناح چپ، جناح دوم خرداد، جناح جامعه مدنی، جناح اصلاحات و اصلاحطلبان.
عملکرد مجلس سوم به گونهای بود که مردم در تهران در جمع سی نفره، حتی به یک نفر از آن گروه رای ندادند و اکثریت در مجلس چهارم و پنجم از آن مجموعهای دیگر شد.
مجلس ششم، عملکردی به شدت منفی و نامطلوبتر از مجلس سوم داشت. هر روز در این مجلس تنشزایی و درگیری فضا را پر میکرد. تحصن، اعتصاب غذا، برخی طرحهای مغایر با موازین و سایر موارد کار را به جایی رسانده بود که زمانی که مجلس ششم در تعطیلی بود نوعی آرامش روحی برای مردم فراهم شده بود.
نتیجه این شد که در انتخابات مجلس هفتم باز مردم به آنها رای ندادند و در تهران باز از سی نفر اصلاحطلبان حتی یک نفر هم رای نیاورد.
مجلس هفتم، مجلسی است که در آن آرامش، و بطور نسبی اخلاق خوب حاکم بوده و کار مفید بطور فراوان انجام شده است لکن تبلیغات و ارایه عملکرد آن خیلی کم و محدود است.
آن گروه خاص که امروز خود را اصلاحطلب میخوانند اهل تبلیغاتند. آنها کار کم خود را کوهی و بلکه کوههایی از کار جلوه میدهند. دهانشان باز است، پولشان بسیار است که حتی برای روزنامه شرق، ظرف سه سال 23 میلیارد تومان هزینه میکنند!!
آنها در حالی سخن از اینکه حزب آنها، یک روزنامه ندارد میگویند که از چهل و چند روزنامه فعلی اکثریت آنها، متعلق به دوستان آنهاست و چند روزنامه دیگر بزودی منتشر میشوند.
آنها در هشت سال که دولت و مجلس و تقریبا همه دستگاهها در اختیارشان بود کارنامهای منفی و خاطرهای تلخ به جا گذاشتند. اما حالا که نزدیک انتخابات مجلس هشتم است کاملا تجهیز شدهاند که آن دوره را به فراموشی بسپارند و خود را «بهترین» جلوه دهند.
خودشان گفتند که «اصلاحات مرد» حالا میخواهند «مرده» را به قدرت برسانند.
شاید هم اگر گفتند اصلاحات مرد، برای این بود که ملت ماکاری با عملکرد منفی اصلاحات نداشته باشد زیرا مردم ما معتقدند که ذکر خیر اموات را باید گفت: «اذکرو امواتاکم بالخیر»
آنها میکوشند مجلس هشتم را کاملا قبضه کنند. با همه اختلاف بین خودشان سعی در این دارند که با هم متحد باشند و این را به صراحت میگویند که اتحاد را برای پیروزی در انتخابات میخواهند یعنی «اتحاد برای قدرت»، «نه اتحاد برای خدمت».
این از نظر مبانی اسلامی، اشکال دارد اما از نظر سیاسی، امری عادی است.
آنچه مهم است «شیوه و روش» و برنامهای است که برای رسیدن به قدرت مطلقه، بکار گرفته میشود.
در هر انتخابات، طبیعی است که رقابت هست. حتی اگر بین طرفداران یک اصول و مکتب و یا بین دو برادر باشد.
رقابت گاه بر اصول دینی یا انسانی یا عرف مطلوب، انجام میگیرد. این «رقابت سالم» و «مشروع و مقبول» است.
ولی گاه در راه دستیابی به قدرت، هر نوع گفتار و رفتار و بازی سیاسی و جنگ روانی، بکار گرفته میشود که این نوع رقابت، «رقابت تخریبی» است.
در رقابت سالم هر گروه سیاسی یا جناح یا چهره خود را و اهداف و برنامههای حاشیههای اجلاس شرمالشیخ را آنچنان که هست ارایه میدهد تا مردم از بین این چهرهها و جناحها و نگرشها آن را که شایستهتر مییابند انتخاب نمایند. زیرا حق انتخاب مربوط به ملت است و نباید حق انتخاب ملت را با شیوههای تخریبی و جنگ روانی، دچار خدشه نمود. در رقابت تخریبی، جناح تخریبگر، بنای کار را بر حمله و تخریب رقبای انتخاباتی میگذارد و از هیچ نوع کار زشت خودداری نمیکند. بطور مثال میکوشد جناح مقابل را دارای اختلاف، دچار تنازع و انشعاب، و تفرقه معرفی نماید ولو دروغ باشد. یا عناوین خاصی را برای رقبای خود در نظر بگیرد و آن را تکرار کند مانند جناح محافظهکار، جناح سنتی، جناح راست، جناح میانهرو، جناح افراطی، جناح راست سنتی، راست مدرن، و هر چه که برای تخریب رقیب مناسب بیابد. یا هر عمل مثبت رقیب را کوچکنمایی و هر نقطه ضعف را بزرگنمایی میکند. و سایر ترفندها و شیوههایی که در این سه دهه که انتخابات آزاد در کشور انجام شده و مردم رای دادهاند برای مردم تجربه شده است.
باز هم طبیعی خواهد بود که گروهها و جناحهای سیاسی که پایبند اصول و ارزشها نباشند خود را مقید به هیچ ارزش انسانی و الهی نکنند و تشنگان قدرت و مقامپرستان هر کار از دستشان برآید برای رسیدن به قدرت و مقام انجام دهند.
آنچه مهم است این است که ارزشگرایان و اصولگرایان همه جناحها، رقابت سالم، و فعالیتهای انتخاباتی منطبق با ارزشها و اخلاق اسلامی و ادب ایرانی داشته باشند.
مردم خود روش نیک و روش زشت را میشناسند و ثابت کردهاند که جنگهای روانی، رسانههای بیگانه، و ترفندهای بنیصدری و لیبرالی و نفاق و قدرتپرستانه، آنها را از مسیر صحیح و خط خمینی ـ خامنهای باز نمیدارد و در موقع خود به وظیفه و تکلیف خویش عمل خواهند کرد. این بار هم چنین خواهد شد.
انشاءالله