حوزه دریای سرخ از مهمترین آبراههایی است که اقیانوس آرام را به دریای مدیترانه متصل مینماید و بیش از 95% سواحل آن در کشورهای عربی مانند سودان است.
رژیم صهیونیستی از بدو اشغال فلسطین در سال 1948 با پشتیبانی غرب و با اشغال روستای «امالرشراش» که در داخل دریای سرخ بود و بعداً نام بندر «ایلات» بر آن نهاده شد، سعی در نفوذ در این منطقه داشت و تاکنون نیز تلاش وافری دارد تا به حوزه جنوبی دریای سرخ رخنه کند.
این رژیم از تشکیل اولین کابینهاش به ریاست «بن گوریون» سعی نمود تا از نظریه دولتهای همسایه جغرافیایی تبعیت نموده و یا به کار بستن آن در مورد کشور حبشه «هیلاسیاسی» را از صفوف مبارزه عربی ـ صهیونیستی جدا و موضع وی را حداقل بیطرف گردانند.
دریای سرخ از نظر صهیونیستها از دو جنبه مهم است. جنبه اول آن است که این دریا مدخل «بابالمندب» بوده و جنبه دوم آن که به بندر «ایلات» منتهی میگردد.
رژیم صهیونیستی از دهه شصت میلادی سعی نمود تا در «ارخبیل» و «دهلک» به نحوی مانند شرایط پایگاههای نظامی مستفر گردد.
اشغال جزیره یمنی «جنبش بزرگ» توسط اریتره استقرار صهیونیستها را در مناطق زیرسلطه اریتره از جمله جزیره «دهلک» و دو جزیره «حالب» و «فاطمه» واقع در جنوب بندر «مصوع» آشکار نموده و موجب گردید که یمن رژیم اشغالگر قدس را متهم به همکاری و پشتیبانی اریتره در این اقدام تجاوزکاران کند.
تنشهای یمنی، اریترهای و نقش صهیونیستها در آن، حلقهای از زنجیر نفوذ رژیم صهیونیستی در این منطقه و سعی و تلاشش برای تسلط بر آبراههای حیاتی آن به وسیله ایجاد تنشها و بحرانهای بین کشورهای آن منطقه را نشان میدهد.
بسیاری از استراتژیستها اشغال جزیره حنیش توسط اریتره را گامی در تقویت موقعیت منطقهای آن کشور که ارتباط مستقیمی را با نقشش در دخالت در مسائل داخلی سودان نیز دارد، دانسته و آن را در چهارچوب نفوذ صهیونیستها و سیطره آنها بر ابتدای خلیج برای استوارتر نمودن گامهایشان در «بابالمندب» دانستند.
تاکیداً این امر موجب تهدید آینده کانال سوئز به عنوان یکی از آبراههای حیاتی و عامل فشاری علیه مصر، خواهد گردید.
اریتره طی دو سفر رئیس جمهورش «سیاسی آفورقی»در ژانویه و فوریه سال 1993 به بهانه معالجه بیماری «مالیاریای مغزی» به تل آویو، جان دوبارهای به روابطش با رژیم اشغالگر قدس بخشید.
این دو دیدار موجب گسترش روابط دوجانبه در زمینههای مختلف مورد علاقه دو طرف گردید، رژیم صهیونیستی در مقابل همکاری در زمینه امنیت، ارتش و تسهیلات نظامی با اریتره تسهیلاتی مربوط به حضور نظامی در جزیره استراتژیک دهلک دریافت کرد.
لازم به اشاره است که «آفورقی» رئیس جمهور اریتره بارها در سخنان رسمی خود میل خود را به انتقال متد سیاسی اقتصادی به کار گرفته شده توسط رژیم اشغالگر قدس به عنوان یکی از کشورهای همپیمان و استراتژیک در کشورش اعلام نموده است اما در مورد اتیوپی، حکومت «آدیسآبابا» سعی وافری برای گسترش روابط خود با رژیم اشغالگر قدس داشته و دارد. سفر نخست وزیر اتیوپی در ماه مه 1993 به تل آوی موجب گردید تا توافقنامههای جدیدی در مورد اعطای کمکهای صهیونیستی به اتیوپی در زمینه ارسال کارشناس، اعطای بورسهای تحصیلی و پروتکل همکاریهای مشترک در مورد انتقال دانش فنی صهیونیستها به اتیوپی به امضا رسد.
اداره سیاسی جامعه عربی مقالهای را در مورد مطالعه صهیونیسها در دریای سرخ بین نمایندگان کلیه کشورهای عضو توزیع نمود. در این مقاله پژوهشی آمده است که رژیم صهیونیستی طرحی استراتژیک برای تسلط بر آبراههای دریای سرخ از جمله «بابالمندب» در جنوب و خلیج عقبه و سوئز در شمال، در دست دارد تا به وسیله آن بتواند به اهداف نظامیاش برای تحقق خواسته رهبران رژیم صهیونیستی جهت برپایی دولت اسرائیل بزرگ جامه عمل پوشاند، همچنین در این گزارش آمده است که هماکنون رژیم صهیونیستی دارای پایگاههای نظامی در اتیوپی و ارتیره است.
رژیم صهیونیستی همچنین درصدد آن است تا به وسیله گسترش روابط خود با اتیوپی و تقویت نفوذ خود بر دریاچههای بزرگ (منابع اصلی آب نیل) به طور جدی در مسائل مربوط به رود نیل شرکت نماید، تا اهرم فشاری را علیه کشورهای سودان و مصر به دست آورد.
حال آنچه گذشت مبین اهداف حقیقی حمله سه جانبه (شورشیان جذب و ارتشهای اریتره و اتیوپی) به کشور سودان است و نقش رژیم اشغالگر قدس را در محاصره سودان از طریق تحریک بعضی از پایگاههای مجاور سودان که تحت نفوذ صهیونیستها برای ایجاد جو ناامنی و قطببندیهای مختلف که صهیونیسها در آن نقش مهمی را ایفا مینمایند، تبیین مینماید.
این استراتژی رژیم صهیونیستی مورد حمایت و پشتیبانی آمریکا است، چون ایالات متحده معتقد است که سودان باید همیشه کشوری از هم گسیخته و ضعیف باقی بماند تا نتواند در مسائل منطقهای نقشی ایفا کند.
ظاهراً آمریکا فشارهای زیادی را بر کشور همسایه سودان یعنی مصر جهت اعلام بیطرفیاش در درگیریهای به وجود آمده، علیرغم خطرات زیادی که میتواند برای این امر بر منافع حیاتی، آبی و استراتژیک مصر بگذارد، وارد میکند.
هدف دیگری که رژیم صهیونیستی از این درگیری همهجانبه با سودان دنبال میکند، آن است که بتواند این کشور نوپای اسلامی را از صدور تجربهاش و تاثیرگذاری بر کشورهای آفریقای مسلمان جنوب خط صحرا که اکثراً اقلیتهای دیگر بر آنها حکومت میکنند، باز دارد.