تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۰۹۷۷۸
گزارش تحلیلی از آخرین تحولات و جایگاه ایران در جهان

متحدان استراتژیک ایران!؟


ساسان آقایی
ایران و عراق دو دغدغه مشترک دو رقیب سالهای جنگ سرد بودند، اما مذاکرات صورت گرفته در نیویورک تا حدود زیادی به رفع اختلافات روسیه و اروپا با ایالات متحده بر سر بحران عراق منتهی شد. آنچه که برای کمپ دیوید باقی ماند، بیش از هر محور دیگری پرونده‌یی بود که نام ایران را داشت.
دیدگاه روسیه نسبت به فعالیت هسته‌ای ایران از آن جهت برای سردمداران کاخ سفید حایز اهمیت محسوب می‌شود که علاوه بر همه دلایل سنتی گذشته، این کشور در تمامی طول این سالها دخیل در ساخت تأسیسات هسته‌ای ایران بود و از این رهگذر نیز به سود مالی شایانی دست یافت. در روزهایی که هنوز صف‌بندی عمیقی میان حاکمیت ایران و کلیت جبهه غرب وجود داشت، روسیه نقش یک پشتوانه را برای ایران بازی کرد و این همسایه شمالی همواره مسأله‌ساز، از نظر رهبران ایران یک دوست و وزنه‌ای قابل اعتماد محسوب گردید که اگر اینچنین نبود، محرمانه‌ترین و مهم‌ترین پروژه تاریخ ایران به دست روس‌ها سپرده نمی‌شد. گرچه که عمدتاً تحلیلگران اصلاح‌طلب ایرانی از دیرباز و همواره تأکید داشتند، روس‌ها چه به لحاظ سوابق تاریخی و چه به لحاظ دکترین امروزی دیپلماسی خویش غیرقابل اعتمادند و در روز واقعه معادلات بازی را به زبان کشور بر هم خواهند ریخت.
البته با وجود چنین دیدگاه‌هایی در داخل، تا پیش از رسیدن پرونده ایران به مقطعی سرنوشت‌ساز و نقطه‌ای بدون بازگشت، روسیه عمدتاً مواضعی معقولانه و جانبدارانه از فعالیت‌های ایران را اتخاذ کرد. آنها تأکید داشتند که هرگز مدرکی دال بر تلاش ایران برای دستیابی به بمب اتمی وجود ندارد و همکاری‌های این کشور با ایران در چارچوبی مسالمت‌آمیز دنبال می‌شود. گرچه که اتخاذ این دست مواضع بیشتر به سبب توجیه همکاری پرسود مسکو ـ تهران صورت می‌گرفت اما تأثیر بسزایی نیز در دلگرمی و اعتماد بیشتر ایرانیان داشت. حتی چندی بیش از برگزاری اجلاس سپتامبر در وین نیز پوتین طی یک نشست خبری به صراحت گفت: «تاکنون تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران در چارچوب اهداف مسالمت‌آمیز صورت گرفته و روسیه متعهد به تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر است.» اما هر چه که در سطح است، الزاماً به معنای همه حقیقت نیست. نخستین نشانه‌های سنت دیپلماسی روس که بنا بر آن در دقیقه نود به سود منافع خویش تعهدات را زیر پا می‌گذارد، در اجلاس شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین آشکار شد، روزی که به‌رغم همه اطمینان‌های داده شده از جانب نمایندگان روسی، کشور آنها در روز صدور قطعنامه سکوت کرد تا مهلت تعیین شده برای ایران رسمیت یابد. بی‌تردید پشت پرده این سکوت، نوعی تأیید نهفته است که حاصل لابی‌های گسترده با همتایان آمریکایی بود.
با چنین پیش‌فرض‌هایی، پوتین به دیدار بوش در کمپ دیوید شتاف تا مذاکرات، همگرایی برای آینده را حاصل کند. پس از یک روز مذاکره در کمپ دیوید رؤسای جمهور دو کشور در برابر دوربین‌های متعدد تلویزیونی دست به دست یکدیگر ظاهر شدند و رئیس جمهور پوتین با چهره‌ای خندان به خبرنگاران گفت: «ایالات متحده و روسیه وظیفه خاص و مشابهی برای ادامه ثبات بین‌المللی دارند. به همین دلیل است که ما هرگز به ایران برای تولید سلاح کشتار جمعی کمک نخواهیم کرد و به همراه پرزیدنت مصرانه از ایران می‌خواهیم تا با آژانس انرژی اتمی همکاری‌های کامل و لازم را انجام دهد...» و این سخنان به معنای آن چیزی بود که واشنگتن پست (تریبون جمهوری‌خواهان جنگ‌طلب ایالات متحده) نیز به آن اشاره کرده بود: تشکیل جبهه جهانی و مشترک علیه ایران. رویکرد تازه روسیه البته که چندان تعجب‌آور نیست. سوابق ذهنی ما به اخباری رجوع می‌کند که نشان می‌دهد روس‌ها در قبال صدام نیز همین رویه را اعمال کردند. این اخبار حکایت از آن دارد که تنها 48 ساعت پیش از آغاز حمله ایالات متحده به عراق، شخص پوتین به دیکتاتور عراقی اطمینان می‌دهد که روسیه هرگز نخواهد گذارد حمله آغاز شود و اینها سر و صدایی بیش نیست! امروز نیز آنها در حالی ایران را تنها می‌گذارند که تا کنون بر مسالمت‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران اعتقاد داشتند. اما حال آنها نیز راه اروپا را می‌روند. دوستان اروپایی نیز از مدتها پیش تأکید کرده بودند که نمی‌توان به اروپا امید بست. خاویر سولانا قریب سه ماه پیش‌تر در ژوئن همین سال به هیأت ایرانی حاضر در بروکسل حرف آخر را زد: «ما تا آنجا که می‌توانستیم وظیفه خود را انجام داده‌ایم، حتی بیش از آن را؛ اروپا نمی‌خواهد برای ایران مشکلی پیش آید اما خودتان باید مشکل خودتان را حل کنید چرا که این مشکل شما است، نه ما. از اروپا بیش از این کاری ساخته نیست. از هیچ کس دیگر کاری ساخته نیست...» حرف‌های او به هیأت ایرانی که بعدها بارها از سوی مقامات اروپایی بر آن صحه گذارده شد، این مفهوم را می‌رساند که در صورت تعلل ایران، دوستان اروپایی نیز به ناچار به صف ایالات متحده خواهند پیوست. اتفاقی که به نظر امروز افتاده است و اروپا خود را آماده می‌کند تا زمان پایان مهلت ایران برای امضای پروتکل، به هماهنگی و همگرایی بیشتری با کاخ سفید برسد.
سرسختی ایران در برابر اصرار دوستان خود در ماه‌های آغازین بحران، بازتاب خود را اکنون بروز می‌دهد و خطر تشکیل اجمالی جهانی علیه کشور نشانه آن است. اجمالی که در صدور قطعنامه شورای حکام کاملاً تأثیرگذار و آشکار بود و حتی دول مورد اعتماد ایران نیز بیش از سکوت ره به جایی نبردند. به نظر می‌رسد حاصل شدن چنین اجمالی به دلیل اعتقاد دنیا به امری که واشنگتن پست نیز در سرمقاله خود ادعا کرده است: «به گفته منابع اسراییلی تا اواسط سال آینده میلادی، ایران با به دست آوردن عناصر اصلی بمب اتمی، قادر به ساخت آن خواهد بود و به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت خواهد رسید. این توانایی محصول تأسیسات هسته‌ای گسترده‌ای است که سال گذشته فاش شد، بنابراین باید این فعالیت‌ها متوقف شود اما ایران به وقت‌کشی می‌پردازد و این راهکار از شانس بالایی برای موفقیت برخوردار است...» تعلل ایران با مقیاس وقت‌کشی ارزشیابی می‌شود و با چنین تبلیغاتی واهمه دنیا فزونی می‌یابد، گرچه که جامعه جهانی کاملاً از صادق بودن چنین اطلاعاتی مطلع نیست اما به هر تقدیر این ایران است که باید دنیا را مطمئن سازد که به دنبال ساخت بمب اتمی نیست، کاری که حال با به دست آمدن مدارک جدیدی از اورانیوم غنی شده در کارخانه‌ای با نام کالای برق در اطراف تهران بسیار سخت‌تر از گذشته خواهد بود. این مدارک که درست در بدترین زمان ممکن آشکار شده، سبب واکنش شدید البرادعی رئیس آرام و میانه‌روی آژانس انرژی اتمی گردید. او به بی.بی.سی گفت: «اگر ایران تا پایان اکتبر، اطلاعات مورد نیاز آژانس درباره اورانیوم‌های غنی شده را در اختیار ما قرار ندهد، با گزارش به هیأت رییسه امکان ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت فراهم می‌شود...» رفتن پرونده کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل به واقع غایت خواست ایالات متحده برای محق جلوه دادن بهانه‌گیری‌هایش است و با چنین رخدادی پرونده ایران یک دغدغه جهانی قابل برخورد می‌شود.
این تفاسیر بیانگر همه بحرانی است که ایران در آن گرفتار است و در غبار هیاهو و مشکلات داخلی راه گریز نیز فراموش می‌شود. شاید امروز حاکمیت ایران پی برده باشد که ریشه مشکلات کجا است و حل اختلافات با ایالات متحده سرنخ اصلی ماجرا است که کمال خرازی اینچنین به صراحت در برابر بازی‌های آمریکایی از مذاکره مستقیم سخن می‌گوید. ایران اکنون در سطح جهانی از هیچگونه حمایت جدی که به آن بتوان تکیه کرد، برخوردار نیست. دوستان یک به یک از دست می‌روند، اروپا که از مدت‌ها پیش هشدارهای لازم را داده بود، روسیه هم در کمپ دیوید در آغوش ایالات متحده آرام گرفت و حتی رییس آژانس انرژی اتمی که در غرب متهم به جانبداری از ایران و سوریه می‌شود نیز به انتقادات صریح از ایران پرداخته است. در حقیقت دوستی برای ایران باقی نمانده است و اکنون به نظر ائتلافی که از مدت‌ها پیش بوش را به خود مشغول کرده بود، حاصل آمده است. اوضاع امروز، دیروز را یادآور می‌شود که سولانا در آخرین دیدار خود از ایران گفته بود که اگر پروتکل امضا نشود ما و شما خبرهای بدی را خواهیم شنید و اجماع جهانیان گوشزد می‌کند که در موضع انزوا و انفعال قرار داریم. امروز تنهاتر از همیشه هستیم، تنهاترین و این خطری را پررنگ می‌سازد که سرمقاله‌نویس واشنگتن پست آن را چنین می‌نویسد: «در زمان سخن گفتن غیرنظامی با ایران کشورهایی که می‌خواهند دولت بوش را از اقدام نظامی علیه این کشور باز دارند، باید پیش قدم شوند. در غیر این صورت هر اقدام ایالات متحده تعجب‌برانگیز نیست، چرا که زمان از راه‌های دیپلماتیک و سیاسی از دست می‌رود...»!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات