روابط دوستانه و بر مبنای حسن همجواری ایران و روسیه، در منطقهای در حال تحول دائمی، ظاهراً از دیدگاه نگران غرب به دور نمانده است. اینکه خانم شیرین طهماسبی (هانتر) که در سالهای بعد از انقلاب با ذرهبین یک ایرانی سابق و آمریکائی فعلی ناظر تحولات منطقه بوده و مقالاتش را در بسیاری موارد سیاست خارجی آمریکا را هدایت کرده، در مورد این روابط موشکافی میکند، خود حائز اهمیت است.
روسیه پس از فروپاشی امپراتوری شوروی سابق از سال 1991، یک دوره حساس انتقالی را میگذراند، که میتوان آنرا دوره انتقال به یک جامعه مدنی نامید. انتقال از نظام اقتدارگرای سابق به چنین نظامی قطعاً کار سادهای نمیتواند باشد، بخصوص که روسیه نابسامانی و بحران عظیم اقتصادی را نیز از نظام سابق به ارث برده است. هنوز هیچ تضمینی وجود ندارد، که روسیه بتواند این دوره انتقالی را به راحتی طی کند، اما در هر حال، برای غرب پذیرش این واقعیت که حتی دولتهای اقتدارگرا میتوانند به دموکراسی و جامعه مدنی بدل شوند، چندان جالب و مهم نیست. اصلاً این تعبیر درست نیست که فکر کنیم آمریکا با سایر کشورهای دنیا بر سر استقرار دموکراسی اختلاف دارد و با ترتیبات حکومتی اقتدارگرا مخالف است.
هیچگونه دلیلی در دست نیست که ثابت کند ایالات متحده در این منطقه و یا هر جای دیگر، به واقع خواهان و حامی رژیمهای مردمی و کثرتگرا باشد. زیرا در چنان شرایطی، خود با مشکلات بیشماری برای تامین منافع خود مواجه خواهند شد. بنابراین در عمق آرزوهای اعلامی دولت ایالات متحده، ناگفتههایی نهفته است، که اتفاقاً این مقاله ناخواسته به همان ناگفتهها اشاره میکند.
فروپاشی روسیه نباید الزاماً حکومتی مانند ایالات متحده را در روسیه مستقر کند. منافع آمریکا ایجاب میکند که همچنان یک دشمن خطرناک موجود باشد تا با آمریکا تعارضات عمده ساختاری – اگر نگوییم تعارض آشتیناپذیر – داشته باشد. بنابراین آمریکاییها افزایش تدریجی نفوذ روسیه در داخل مجموعه کشورهای مشترکالمنافع مستقل را تحمل خواهند کرد. در میان مدت، به نظر نمیرسد روسیه نیز بدنبال حوزه امنیتی وسیعتری باشد، اما قطعاً در صدد اعمال سیاست خارجی مستقل و بدور از تاثیر و نفوذ غرب برخواهد آمد. در چنین سیاستی، خواهناخواه، ناسیونالیسم روسی نقش مهمی خواهد داشت. بطور یقین، هیچ دولتی در روسیه نمیتواند به موضوع ناسیونالیسم روسی بیتقاوت باشد، چرا که این امر در نبود یک ایدئولوژی فراگیر به مثابه سیمان جامعه روس عمل میکند و اجزای آن جامعه را به یکدیگر متصل میسازد و بدون آن، علت وجودی کشور از میان خواهد رفت. بنابراین آنچه از فهوای کلام خانم شیرین هانتر میتوان استنباط کرد، اینست که غرب با همین موضوع نیز سر موافقت ندارد و یا دست کم آنرا دستاویز خوبی برای چالشهای آینده برمیشمارد.