گفتوگو: محمد مطلق
جلیل سازگارنژاد: فرهنگ معطوف به ایجاد تعادل
عدالت فرهنگی به این معناست که آیا کارکرد فرهنگ در جامعه معطوف به ایجاد تعادل است یا خیر. یعنی گریز از ظلم، تبعیض، ناهنجاریها و گرایش به حق و عدالت در فرهنگ جامعه وجود دارد یا نه؟ آیا فرهنگ ما میتواند چنین کارکردی از خود نشان دهد؟
اگر چنین است میتوانیم ادعا کنیم ما فرهنگ عدالت را گسترش دادهایم. توسعه فرهنگ عدالت و عدالتخواهی میتواند یکی از کارکردهای فرهنگ محسوب شود، اما به طور اخص، عدالت فرهنگی به این معناست که امکانات حوزه فرهنگ عادلانه در جامعه توزیع شود، یعنی همانگونه که حوزه سیاست و اقتصاد رشد میکند، باید حوزه فرهنگ هم رشد کند. به عبارتی رشد فرهنگ باید به صورت متوازن، متعادل و متناسب با نیازهای روز جامعه، هر ماه با فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی صورت گیرد.
به نظر من، اول باید تمایزی بین فرهنگ عدالت و عدالت فرهنگی قایل شد و یا به عبارتی، فرهنگ میتواند کارکردی در زمینه عدالتخواهی در جامعه داشته باشد، یعنی فضای فرهنگی به شکلی باشد که بتواند عدالتخواهی و حقجویی را ترویج کند. عدالت یکی از کارکردهای فرهنگ است و فرهنگ میتواند با اشاعه ارزشهایی که ضامن توسه عدالت در جامعه است، ایفای نقش کند، اما از منظر دیگر میتوان بحث عدالت فرهنگی را مطرح کرد که این مقوله خود در دو بستر قبال بررسی است، یکی این که ما در حوزه فرهنگ به صورت خاص شاهد توزیع و رشد هماهنگ کالاها، بناها، پدیدهها و موضوعات فرهنگی باشیم یعنی توزیع هم در سطح ملی مناسب باشد و هم در سطح فصول مربوط به خودش. مثلاً به همان اندازه که ما شاهد رشد حوزه هنر هستیم، شاهد رشد حوزه فرهنگ هم باشیم، به همان اندازه که شاهد رشد انتشار کتاب هستیم، شاهد رشد انتشار تحقیقات هم باشیم و همچنین سایر حوزههای فرهنگ. در واقع اگر بناها و اعتبارات فرهنگی رشد و توزیع متناسب داشته باشد، شاهد عدالت فرهنگی هستیم. شاخصهای این موضوعات باید متوازن و متناسب رشد کند، یعنی رشد فضایل اخلاقی، فضایل معنوی، هنری، فرهنگ مکتوب و رسانههایی مانند کتاب، سینما، تئاتر، موسیقی، مطبوعات و تحقیق، همه و همه باید متناسب و مناسب با جامعه و خواست مردم انتشار پیدا کند. در عین حال که باید این توزیع متناسب در سطح ملی هم خود را نشان دهد، یعنی این که امکانات فرهنگی فقط بخشهایی از کشور را در بر نگیرد. وجود یک کتابخانه در یک روستا باید به همان اندازه مورد توجه قرار گیرد که در یک بخش و یک شهر مورد توجه قرار میگیرد، اگر ما یک کالای فرهنگی را بتوانیم به دست همه شهروندان و همه انسانهایی که در این کشور زندگی میکنند، برسانیم، شاهد نوعی عدالت فرهنگی خواهیم بود، اما اگر دسترسی به این کالاها و تولیدات یکسان نباشد، عدالت فرهنگی مورد تهدید واقع شده است.
در بستر دوم، عدالت فرهنگی به این معناست که فرهنگ متناسب با رشد حوزههای سیاست، اقتصاد و امور دیگری رشد کند که اگر این اتفاق بیفتد، ما به عدالت فرهنگی دست پیدا کردهایم. یعنی فرهنگ با شاخصهای دیگر جامعه پیشرفت کرده و جایگاه و نقش خود را در تأثیرگذاری و تعالی جامعه به همراه داشته است.
امنیت فرهنگی؛ مقدمه توسعه عدالت
یکی از لوازم توسعه عدالت فرهنگی، ایجاد فضای امن فرهنگی در کشور است، فرهنگ زمانی میتواند توسعه، رشد و گسترش پیدا کند و به تعالی جامعه کمک کند که از امنیت لازم برخوردار باشد. تلاش مجلس و کمیسیون فرهنگی هم در این است که با تصویب قوانین مورد نیاز، حمایت لازم را از امنیت فرهنگی داشته باشد تا در پناه این امنیت مولفان و پدیدآوردندگان کالاهای فرهنگی عادلانه در جامعه حضور داشته باشد و منصفانه به نقد، نظر و تولید بپردازند. بنابراین حمایت از تامین امنیت فرهنگ در کنار تلاشهای دیگری که برای افزایش اعتبارات فرهنگی صورت میگیرد، از دیگر اقدامات این کمیسیون در ایجاد عدالت فرهنگی است.
جلال جلالیزاده: بحث تازهای است
اصولاً بحث عدالت، بحثی بسیار مهم و مورد توجه تمام جوامع بشری است. همه انبیا و پیشوایان دین، مصلحان و فیلسوفان، این بحث را در سرلوحه امور خود قرار دادهاند و یا حداقل این که مهمترین موضوعی که بدان پرداختهاند، عدالت بوده است.
عدالت در هر زمینهای و هر حوزهای مصداق دارد. از اقتصاد و سیاست گرفته تا مسایل اجتماعی و... اما بیشترین بحثی که از عدالت شده در حوزه اقتصاد و اجتماع بوده است و کمتر به موضوع عدالت فرهنگی پرداخته شده است. به نظر میرسد شما برای اولین بار بحث را عدالت فرهنگی را در این اولین بار بحث از عدالت فرهنگی را در این موقعیت خاص شروع کردهاید که فکر میکنم حرکت بسیار خوب و مهمی است. همچنان که میدانید فرهنگ شامل افکار، رفتار، هنر، آداب و رسوم، مذهب و شامل همه مواردی است که یک انسان با آنها زنده است و با آنها زندگی میکند. آنچه که در زندگی بشر مایه حفظ هویت و ادامه بقا میشود، فرهنگ است تا آن جا که برخی در تعریف انسان گفتهاند «حیوان با فرهنگ». بنابراین آنچه که ضروری به نظر میرسد و در درجه اول اهمیت قرار دارد، بحث از عدالت فرهنگی است. اگر عدالت در حوزه فرهنگ به طور کامل تأمین و اجرا شود، فکر میکنم ابعاد دیگر عدالت در حوزههای سیاست، اقتصاد و اجتماع هم خود به خود تامین خواهد شد. برای این که اصولاً خود عدالت یک موضوع فرهنگی است.
با این توصیف میتوان گفت عدالت فرهنگی یعنی تشخیص نیازهای فرهنگی جامعه و تلاش مسئولان در جهت رفع موزون و عادلانه این نیازها.
توفیقی نداشتهایم
با توجه به این که فرهنگ دارای دامنه بسیار وسیعی است و در برگیرنده همه امور مادی و معنوی یک جامعه است، ما در کمیسیون فرهنگی تلاش کردهایم تا حداقل به جنبه معنوی آن اعم از مسایل ادبی، مطبوعات، هنر و... بپردازیم.
اما این کمیسیون با توجه به این که با مراکز و نهادهای دستاندرکار امور فرهنگی مرتبط میباشد، متأسفانه نتوانسته است به دلیل موانع و مشکلاتی که بر سر راه تصویب قوانین فرهنگی بوده توفیقی داشته باشد.
همچنین میدانید که مسایل فرهنگی در جامعه، بدون پشتوانه مادی نتیجه مطلوبی نخواهد داشت که یکی دیگر از مشکلات این کمیسیون در این زمینه است. یعنی مشکل اساسی بر سر راه تحقق عدالت فرهنگی، کمبود بودجه و اعتبارات فرهنگی نهادهای فرهنگساز است. ما هر روز شاهد گلایهها و شکوایههای زیادی هستیم که مسئولان این نهادها به کمیسیون فرهنگی ارایه میدهند. به عنوان نمونه کتابخانه ملی، مراکز سینمایی، مراکز نشر و بسیاری دیگر از این دست، از کمبود بودجه و اعتبار رنج میبرند.
من فکر میکنم بیشتر از هر حوزه دیگری، عرصه فرهنگ از عدم عدالت رنج میبرد و باید یک فعالیت گسترده، همه جانبه و عمیقی صورت گیرد تا چنین مشکل بزرگی در جامعه حل شود.
ولیالله شجاع پوریان: دسترسی عادلانه امکانات فرهنگی
اساساً رویکرد جدی انقلاب اسلامی که منبعث از آموزههای دینی است، عدالت میباشد. به ویژه این که در مذهب تشیع در کنار اصول سهگانه دین، دو اصل دیگر هم داریم که هر دو در ارتباط با عدالت هستند. یکی خود عدل و دوم امامت که آن هم بر مبنای عدل شکل گرفته است یعنی انسانی که شایستگی دارد بر اساس عدل به این مقام الهی رسیده است.
عدالت مانند هر پدیده دیگری جوانب مختلفی دارد و در حوزههای مختلفی هم قابل بررسی است، اما به نظرم بعد فرهنگی آن اهمیت ویژهای دارد. عدالت فرهنگی یعنی دسترسی عادلانه به امکانات و ابزارهای فرهنگی که هم به معنای برخورداری از شرایط مساوی است و هم در موارد جزییتر، امکان دسترسی به اطلاعات، منابع فرهنگی و اطلاعاتی را برای همه شهروندان شامل میشود. باید سازوکاری در کشور وجود داشته باشد که امکان این دسترسی مساوی و عادلانه را هم برای مخاطبین و استفادهکنندگان از تولیدات فرهنگی و هم برای صاحبان فکر و تولیدکنندگان این محصولات فراهم کند. قانون اساسی ما هم این رویکرد را صریحاً گوشزد میکند که باید همه شهروندان در برخورداری از آموزش تا سطوح عالی یکسان نگریسته شوند در حالی که ما شاهد مدارس غیرانتفاعی. دانشگاههای خصوصی و آزاد هم هستیم که امکان شرایط تحصیلی مساوی و رایگان را برهم میزند.
در بخش انتشار کتاب هم باید همه به عنوان مصرفکننده یا تولیدکننده تفکر و اندیشه احساس کنند که در چهارچوب هنجارهای دینی و قانونی میتوانند از شرایط مساوی و عادلانه برخوردار باشند. حال ممکن است ما جلوی نشر یک اندیشه را بگیریم. به این دلیل که ارزشها و هنجارهای دینی و ملی ما را تخریب میکند که عدالت در این مورد همین است برای این که ما از حقوق جامعه دفاع میکنیم، اما آن جا که چنین مشکلی وجود ندارد و صرفاً برداشتهای سلیقهای و رفتارهای غیرانسانی و شاید عملکردهای خطی و جناحی مانع کار میشود، باید گفت که عدالت فرهنگی خدشهدار شده است. وقتی به این دلایل که ذکر کردم جلوی انتشار یک اندیشه گرفته میشود، اما فرد دیگری بدون برخورد با این موانع میتواند به راحتی اندیشه خود را نشر دهد قاعدتاً با ظلم فرهنگی روبهرو هستیم.
ما باید بتوانیم در عرصه پرمخاطره مطبوعات که میدان چالشهای فرهنگی است، به گونهای برخورد کنیم که اهالی فرهنگ و مردم احساس کنند که حکومت و دولت نگاه یکسان و موزونی دارد؛ چه در برخورد با تخلفات مطبوعاتی و چه در صدور مجوزها و...
به طور خلاصه اگر ما در عرصه فرهنگی به معنای عمومی که شامل رفتار، کردار، علایق و سلایق یک مملکت میشود و نیز در معنای جزییتر که شامل هنر، تئاتر، سینما، کتاب، نشر و مطبوعات است، بتوانیم در تخصیص سهمیه، فراهم کردن بستر یکسان برای شهروندان و میدان دادن به همه همچنین در برخوردها و قضاوتهای فرهنگی نگاهی فارغ از سلایق سیاسی و کنشهای غیرانسانی داشته باشیم و تفاوت و تبعیضهایی قایل نشویم، به عدالت فرهنگی رسیدهایم.
تکمله:
ما برای گفتوگو در این زمینه ابتدا با آقای علیاصغر هادیزاده، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس تماس گرفتیم، اما ایشان گفتند که نمیتوانند فرهنگ، عدالت و عدالت فرهنگی را تعریف کنند و زمانی که انتقاد ما را مبنی بر این که شما عضو کمیسیون فرهنگی هستید و باید پاسخگو باشید که چه اقدامی برای رفع موانع عدالت فرهنگی انجام دادهاید، گفتند: «با من، خبرنگاری برخورد نکنید. من واقعاً نمیتوانم در این خصوص حرف بزنم و فکر میکنم موضوع بسیار سختی است.»