آرزو ملکی / محقق شبکه خبر
سازمان CIA که علامت خاصه سازمان اطلاعات و ضد جاسوسی آمریکاست، بعد از جنگ جهانی دوم به وجود آمد و در این مدت اثر وجودیش را در بسیاری از وقایع سیاسی و تحولات نظامی جهان نشان داده است. از این سازمان و فعالیتهای آن، در خارج و داخل آمریکا بارها انتقاد شده و حتی بسیاری از سیاستمداران آمریکایی از گسترش فعالیت و دخالت این سازمان در داخل آمریکا ابراز نگرانی کردهاند و آن را دستگاهی میدانند که به طور نامرئی و در پشت پرده عامل اصلی و گرداننده سیاست آمریکا شده و در همه امور آن دخالت دارد.
اخیراً نیز موجی از اعتراض میان دیپلماتهای آمریکایی جریان دارد که سازمان «سیا» را به عنوان یکی از عاملین اصلی عدم تحقق صلح بینالمللی معرفی میکنند. بعد از حادثه کوبا که این کشور به صورت پایگاهی برای فعالیت کمونیسم بینالمللی در قاره آمریکا درآمد، سیا بشدت مورد انتقاد قرار گرفت که نتوانسته است به موقع اطلاعات کافی را از فعل و انفعالات سیاسی و چریکی در داخل کوبا جمعآوری و به مقابله با کمونیسم بینالمللی و خنثی ساختن فعالیتهای فیدل کاسترو و هوادارانش بپردازد. در بسیاری از حوادث نظامی و سیاسی بعد از جنگ اخیر نیز نقش «سیا» مشهود است. حوادثی نظیر بحران کره، جنگ ویتنام جنوبی، بحران کویت، شورش افسران فرانسوی در الجزایر، حادثه جاسوسی پنکوفسکی مأموریت یو 2، بحران کانال سوئز، موجودیت چین ملی، جنگ کنگو، بحران لائوس، کودتای 28 مرداد ایران از نقش «سیا» برخوردار بودهاند.
پس از جنگ اخیر هنوز اف.بی.آی (دستگاه جاسوسی آمریکا) ارزش و اعتبار داشت و بیشک یکی از تشکیلات عظیم و نامرئی قدرت حاکم آمریکا بود. با این حال زمامداران آمریکایی پس از جنگ اخیر بر آن شدند که قدرت اف.بی.آی را در داخل کشور و برای امنیت اجتماعی قاره آمریکا متمرکز کنند و سازمان تازهای را مأمور اعمال قدرت در سراسر جهان سازند. به همین منظور سیا به وجود آمد و مأموران آن حفظ منافع آمریکا و جهان کاپیتالیسم را به عهده گرفتند. امروزه مأمورین سیا در سراسر جهان به صورت گوناگون پراکندهاند. ولی هنوز هم اف.بی.آی قدرت سابق را در دست دارد و چه بسا در جمعآوری اطلاعات و مدارک از سیا پیشی میگیرد. به عبارت سادهتر، رقابت عجیبی بین این دو دستگاه اطلاعاتی جریان دارد. ولی ظرف چند سال اخیر سیا با شکستها و ناکامیهای متعددی روبهرو شده است که اساس انتقادات دیپلماتهای آمریکایی را تشکیل میدهد.
این مقاله یکی دیگر از اقدامات پشت پرده سیا (قاچاق مواد مخدر) میپردازد. تاریخچه تجارت چندملیتی مواد مخدر به نیم قرن پیش باز میگردد. بر اساس گزارشی که در سال 1997 از سوی برنامه کنترل بینالمللی مواد مخدر وابسته به سازمان ملل متحد منتشر شد، قاچاق مواد مخدر در سال 1995 در سرتاسر جهان بالغ بر 400 میلیارد دلار (320 هزار میلیارد تومان) افزایش داشت که به تنهایی 8 درصد از کل صادرات در سطح جهان بود. قاچاق غیر قانونی مواد مخدر نسبت به کل صادرات اتومبیل در جهان در مقام بالایی بوده و برابر با تجارت بینالمللی منسوجات گزارش شده است. «مارک زاپرز» در بخشی از کتاب خود تحت عنوان (The CIA S Greated hits) مینویسد «سیا» حتی پیش از آغاز به کار رسمی، با سازمانهای بزرگ قاچاق مواد مخدر همکاری داشت. یکی از سازمانها ا.اس.اس بود که در طول جنگ جهانی دوم با مافیا همکاری میکرد. بعد از جنگ،عملیات CIA در اروپا بر شکست مقاومت احزاب چپگرای اتحادیههای کارگری در جنوب فرانسه متمرکز شد. سیا به منظور دستیابی به هدف، ارتباط خود را با مافیای جزیره کورس که بزرگترین قاچاقچیان در جهان بودند بیشتر کرد و بیش از پیش به آنها نزدیک شد. در بخشی دیگر از این کتاب آمده است: افراد سازمان سیا در آسیای جنوبشرقی با تهدید، ایجار رعب و وحشت در میان روستاییان محلی آنها را وادار به کشت مواد افیونی میکردند. این منطقه که به مثلث طلایی مشهور است همچنان تولید تریاک جهان در آن رواج دارد.
نکته جالب اینجاست، هنگامی که نیکسون رئیسجمهور وقت آمریکا با عبارات سیاسی در سخنانش توجه همگان را به خود جلب کرده بود، همکارانش در مافیای فلوریدا به ویتنام منتقل شده و به قاچاق مواد مخدر به آمریکا مشغول شدند. به طوری که تا سال 1970 آمریکا غرق در هرویین خالص آسیایی شد و حتی سربازان آمریکایی مواد مخدر را از طریق گوناگونی با جاسازی در وسایل شخصی، وارد آمریکا میکردند. مارک زاپرز در کتاب خود مینویسد: سیا در لائوس چهل هزار مرد نظامی که بیشتر این افراد عضو قبیله «هومنگ» بودند به منظور کشت هرویین اجیر کرده بودند و مدتهای مدیدی مواد افیونی کشت میکردند. خطوط هوایی مخصوص سیاریال در مقابل تأمین تسلیحات جنگی نیروهای نظامی، تولیدات مواد افیونی قیبله هومنگ را وارد بازار آمریکا میکردند.
جالب توجه اینجاست که سودهای سرسامآوری که از این طریق عاید سیا میشد، تحت حمایت کنگره به مصرف سایر اقدامات در گوشه کنار جهان میرسید. به طوریکه بخشی از هزینههای مخالفان نیکاراگوئه از سود حاصل از قاچاق بدون گمرک کوکایین به وسیله پرواز هواپیماهای آمریکایی تأمین میشد. امکانات سازمان سیا در هندوراس، کاستاریکا، السالوادور و پاناما، تسهیلات لازم برای تجارت مواد مخدر و همینطور صور تسلیحات جنگی فراهم میآورد.
در کتاب دیگری نیز تحت عنوان «آمریکای شیاد» نویسنده کتاب با نام «راندی استیچ» اسناد و مدارک متعددی در رابطه با نقش تعیین کننده سیا در قاچاق مواد مخدر ارائه میکند. نویسنده خود در اوایل دهه 1950 خلبان خطوط هوایی بوده و طی پروازهایی متعدد به دست داشتن سیا در قاچاق مواد افیونی پیبرده است. همکاران راندی استیچ که آنها نیز خلبان بودند، طی گفتوگوهای دوستانه، مطالبی راجع به حمل مواد مخدر برای اقدامات مربوط به سیا فاش ساختند. نویسنده در چاپ سوم کتاب جزییات کامل را با دلیل و مدرک به طور مفصل شرح میدهد. این کتاب شامل مدارک مستدلی از قاچاق مواد افیونی بدست سیا و سایر کارکنان دولتی آمریکا است. مولف کتاب حتی پا را فراتر از این هم گذاشته و اعمال جنایتکارانه سیا را طی قاچاق مواد مخدر فاش میکند. دهها تن از کارمندان دولتی در و سایر بخشهای دولتی درFBI ،CIA بسیاری از فعالیتهای جنایتکارانه و مخفیانه دست داشتند، که صدها هزار مردم بیگناه در اقصی نقاط جهان را در آتش اعمال ضد بشری آمریکا به کام مرگ کشانده است.
آمرکای قاچاقچی «نماد است تروا» نام کتاب دیگری در این رابطه است که با قلم راندی استیچ به رشته تحریر درآمده است و در آن اسناد و مدارکی در رابطه با دست داشتن مقامات رسمی فدرال در تمامی فعالیتهای جنایتکارانه مربوط به قاچاق مواد مخدر جمعآوری شده است.
بخشی از خلاصه مطالبی که در این کتاب آمده است، عبارتند از 45 سال فعالیت سیا در زمینه قاچاق مواد مخدر به آمریکا، اسناد و مدارکی در رابطه با دست داشتن اعضای کنگره در این امور، اعمال نفوذ دادگاههای فدرال در مخفیکاری و ممانعت از تشکیل دادگاههایی در ارتباط با قاچاق مواد مخدر به دست سیا،اشتباهات دادگاههای فدرال و...
اقدامات سیا در زمینه قاچاق مواد مخدر در جنوب آسیا در دهه 1960 میلادی تحت نام سازمان واردات کوکایین تحقق عینی پیدا کرد. همزمان با آغاز جنگ ویتنام و انتصاب مأموران این سازمان بر اداره سیا در لائوس فعالیتهای قاچاق نیز شروع شد. در لائوس خطوط هوایی آمریکا که توسط سازمان سیا احداث شده بود، از منطقه وین تیان که مرکز مواد مخدر در لائوس بود، مواد افیونی را خارج میکرد. در سال 1969 سه تن از روسای سیا در سایگون (جنوب ویتنام) یک حلقه قاچاق هرویین به آمریکا را تشکیل دادند. دوران جنگ ویتنام میزان هرویین صادراتی به آمریکا تا اندازهای زیاد شد که این عملیات دیگر به صورت مخفیانه پنهانی صورت نمیگرفت. کارکنان سیا محتاطانه هرویین را در تابوت آمریکاییان فوت شده و در نقاطی که کمتر امکان جستوجو داشت، جاسازی میکردند و پس از انتقال اجساد به ساحل غربی، به راحتی هرویین مخفی شده را خارج میکردند علاه بر این مقادیر زیادی هرویین از طریق جعبهها و چمدانهایی که به آمریکا فرستاده میشد، وارد این کشور میکردند و برچست کدها به مأموران سیا نشان میداد برای یافتن هرویین چه نقاطی را جستوجو کنند. با کاهش دامنه جنگ در ویتنام فعالیت سیا در نیمکره غربی متمرکز شد و سازمان سیا فعالیتهای خود را برای براندازی دولتهای مردمی و حمایت از شورشیان و البته فروش اسلحه در برابر مواد مخدر آغاز کرد. در سال 1981 ریگان، رئیسجمهور وقت آمریکا دو ماه بعد از مراسم تحلیف جنگ پنهانی خود را برای سرنگونی دولت سندنیستا شروع کرد و مقارت با این جنگ پنهانی، فعالیتهای قاچاق اسلحه به این منطقه نیز آغاز شد.
هرویین مواد مخدری بود که در دهه 1960 و 1970 رایج بود و از آسیای جنوب شرقی به آمریکا وارد میشد ولی در دهه 1980 هرویین جای خود را به کوکایین داد و منبع اصلی آن آمریکایی لاتین بود یعنی کانون جدید فعالیتهای سیا. نکته عجیب این است که مبارزه با قاچاق مواد مخدر مهمترین بخش برنامه داخلی ریگان بوده و همزمان با ارسال کمکهای نظامی آمریکا به نمایندگان خود که با دولت سندنیستا در حال جنگ بودند، میزان انتقال کوکایین نیز به آمریکا افزایش یافت.
سندی استیچ در کتاب خود به نقل از «گانشر راسیکر» یکی از مقامات ارشد سیا که به شدت مخالف قاچاق مواد مخدر بود مینویسد: در جلسات رسمی سیا، فروشندگان مواد افیونی در کلمبیا نیز حضور داشتند. بر اسا نوشتههای استیچ، عملیات برف مخروط (Snow Cone) اولین عملیات قاچاق سیا در آمریکای لاتین بود. تحت این پوشش عملیات برج مراقبت نیز تشکیل شد. بخشی از این عملیات شامل ارسال امواج کوتاه از طریق ایستگاههای هدایت رادیویی بود که بدینوسیله به هواپیماهای حامل کوکایین اجازه میداد مخفیانه و در ارتفاع پایین بدون این که نشانی از آنها در ایستگاههای رادیویی باشد، بین کلمبیا و پاناما به مسیر خود ادامه دهند. سیا برای حمل این مواد از هواپیماهای بوئینگ 727 و 130 ـ C استفاده میکرد.
به دنبال افشای فعالیتهای گسترده غیر قانونی سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) برنامه «پیگاسس» به وسیله رئیسجمهور «هری ترومن» به منظور نظارت بر بخشهای دیگر سیا مطرح شد. با آغاز به کار برنامه پیگاسس وظیفه آن به طور کامل تغییر یافت و به بخش اصلی فعالیتهای قاچاق مواد مخدر در طول جنگ ویتنام تبدیل شد. سیا در طول این سالها همواره در صورت برخورد با مانع حتی اگر این موانع در داخل آمریکا بود، به شدت آن را سرکوب میکرد. «لاری مکدونالد» در سالهای 1976 تا 1982 یکی از اعضای کنگره و عضو کمیته مشترک سرویسهای مسلح بود که یک رونوشت از فایل فعالیتهای غیرقانونی پیگاسس در اختیار داشت. هنگامی که وی عنوان کرد قصد دارد مدارک تکاندهندهای درباره سیا فاش کند، در جزایر ساخالین هدف گلوله قرار گرفته و کشته شد. «تاتوم» نیز یکی دیگر از اعضای سیا و خلبان این سازمان بود که قرار بود در کامبوج به همراه 13 نفر دیگر از اعضای عملیات صخره قرمز با دستور مستقیم سیا به وسیله افراد قبیله مونتگنا کشته شود. بنابراین، ادعای آمریکا مبنی بر عدم حضور در کامبوج با بیان این اظهارات رد میشود. ولی تاتوم و تعدادی از اعضای این عملیات از این مهلکه جان سالم به در بردند. تاتوم به مدت 20 سال مأمور مخفی سیا بود و در عملیات مخفی و قاچاق کوکایین در طول جنگ ویتنام خلبان فوق سری سیا بود در خلال سالهای 1990 ـ 1980 تاتوم مستقیماً وارد تجارت مواد مخدر در برابر اسلحه شد. تاتوم در پروازهایش جعبههایی را به پایگاه نیروی هوایی ارکانزاس حمل میکرد که برچسب واکسن داشت ولی در واقع این جعبهها حامل کوکایین بودند که این جعبهها را «دن لستر» دریافت میکرد. دوست نزدیک بیل کلینتون فرماندار وقت ارکانزاس همچنین تاتوم اعتراف کرد که در پروازهای مأموریتی در خارج از پایگاههای آمریکایی در هندوراس شرکت داشت و در این پروازها به طور مرتب کوکایین حمل و برخی از اوقات نیز محدوده هوایی نیکاراگوا را نقض میکرد. همچنین تاتوم ادعا میکند که هنگامی که «انریگو برمودز» در سلسله کنترا در جستوجوی کسب مقام بود و در مقابل نیز از حمایت آمریکا برخوردار بود، تهدید کرد که نقش بوش معاون رئیسجمهور را در قاچاق مواد مخدر قاش میکند ولی به دستور مستقیم بوش به قبل رسید.
یکی دیگر از قتلهایی که به وسیله عملیات پیگاسس صورت گرفت، قتل ژنرال «آلوارز مارتینز» فرمانده ارتش هندوراس بود. وی چون سهم بیشتری در منافع کوکایین را تقاضا کرده بود، در سال 1989 به قتل رسید.
با کمی دقت متوجه این نکته میشویم که قاچاق مواد مخدر با سازمانهای تروریستی ارتباط تنگاتنگی داشته و در واقع دو جزء لاینفک هستند. سازمانهای تروریستی به منظور انجام فعالیتهای خشونتآمیز نیازمند بودجه زیادی هستند و برای تأمین اعتبار به شیوههای غیر قانونی متوسل میشوند. در سالهای اخیر کاملاً مشخص شده که تروریسم و قاچاق مواد مخدر با همدیگر ادغام شدهاند، به طوری که عبارتهای تروریسم افیونی و تروریست باندهای قاچاق مواد افیونی در تسریع ارتباط میان سازمانهای تروریست و قاچاق مواد مخدر رواج یافته است. انجمن مبارزه با قاچاق غیرقانونی مواد مخدر و مواد مختل کننده روانی سازمان ملل با اشاره به ارتباط میان قاچاق غیرقانونی مواد مخدر و سایر جنایتهای سازمانیافته این دو را باعث لطمه به ثبات و امنیت و اقتدار کشورها قلمداد میکنند.