قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان سمبل وحدت و میثاق مشترک همه ایرانیان به کرات از حقوق برابر همه اقوام ایرانی صحبت کرده است. اصل نوزدهم قانون اساسی اشعار میدارد «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.» این اصل همه ایرانیان را به مثابه شهروندانی که از حقوق مساوی برخوردارند قلمداد کرده است. در اصل بیستم همان قانون، برابری همه شهروندان ایرانی را در برخورداری از کلیه حقوق مدنی را متذکر شده است» همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. «با در نظر گرفتن دو اصل فوق، و غور در آنها به عنوان یکی از مبانی اساسی فصل حقوق ملت که جزء اصول مبانی حقوق طبیعی شهروندان ایران به شمار میرود، مشاهده میکنیم که در قانون اساسی هیچگونه تفاوتی بین اقوام ایرانی قایل نشده است و همه آنها را از حقوق مساوی و برابر برخوردار کرده است.»
منتهی (آنچه در ایران باعث افتراق اقوام از همدیگر شده است، از یک سو عدم توجه دولتهای مرکزی به وجود تفاوتهای زبانی، فرهنگی و مذهبی اقوام و از سوی دیگر عدم برخورداری آنان از امکانات مساوی در ترویج و گسترش فرهنگ و زبان اقوام در طول تاریخ و برخوردهای نسبتاً ایدئولوژیک با آنان بوده است) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همچنانکه بیان شد همه اقوام را از حقوق مساوی برخوردار کرده است و به شدت با ایجاد موانع و برخورد تبعیضآمیز با اقوام برخورد کرده است. اصل بیست و دوم قانون اساسی اعلام میدارد «حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است.» بنابراین قانون اساسی جدای از اصول حقوق از اصل دوازدهم تا بیستم حقوق اقلیتها را مدنظر قرار داده است و ضمانت اجرای آنرا در اصول دیگر و موکول به قوانین عادی کرده است. ولی متأسفانه تاکنون حقوق قوام و اقلیتها بصورت مدون و مشخص در قوانین عادی تبین پیدا نکرده است و هنوز بصورت قانونی مشخص و معین درنیامده است. عملکرد رژیم گذشته در برابر اقوام ایرانی و تلاش برای حذف تکثرگرایی قومی، زبانی و فرهنگی ایران و ایجاد وحدت قومی و فرهنگی، بدترین ضربه را به اقوام ایرانی و اصالت فرهنگی و قومی آنان وارد کرد. در کردستان تلاشهای زیادی برای حذف زبان کردی و از بین بردن پوشش کردی ایجاد شد. ممنوعیت چاپ کتب کردی و انتشار مطالب فرهنگی و ایجاد موانع عظیمی برای ترویج فرهنگی اقوام باعث شد تا شکاف عظیمی بین حکومت و ملت ایجاد شود، همگامی ملت ایران برای انقلاب اسلامی و مشارکت اقوام در تحقق انقلاب پیامهای مهمی را در خصوص تحقق مطالبات قومی آنها داشت. کردها همانند سایر اقوام ایران در پیروزی انقلاب نقش مهمی داشتند و صادقانه در تحقق آن خون خود را هبه انقلاب کردند. بعد از پیروزی انقلاب، و ایجاد فضای آزاد سیاسی در کشور، احزاب متعددی در کردستان ایجاد شدند، تکثر و ازدیاد این نهادها، نشان از افزایش مطالبات آنان بود. کردها تلاش کردند تا در سکانداری انقلاب نقش مهمی داشته باشند. ولی آغاز درگیریهای مسلحانه ضربه هولناکی به این مطالبات وارد کرد. جنگ تحمیلی و هممرز بودن کردستان با عراق و وجود خط مرزی جنگ در کردستان باعث شد تا دولت نتواند به خواستهها و مطالبات قانونی آنها پاسخ دهد. دفاع جانانه و دلیرانه کردها از مرزهای غربی در برابر تجاوزات عراق و پیشرفت نیروهای ایرانی در داخل شمال عراق خود گواه صداقت و پایبندی آنها بود. این عوامل باعث شد تا بعد از جنگ کردها خواستار اجرای مطالبات قانونی خود شوند، در طول دوران سازندگی تا حدی به مسائل و مطالبات کردها توجه شد ولی عدم درک این مطالبات و فقدان پاسخدهی مناسب به آنها باعث شد تا کردها به تداوم مطالبات خود پایبند باشند و خواستار اجرای آن شوند.
عکسالعمل کردها در انتخابات 1372 ریاست جمهوری خود گواه این مسأله است و در انتخابات 1376 دوم خرداد که علیرغم فشارها و ایزائاتی که برای آنها ایجاد کرده بودند مردم کردستان بیشتر از یزد به خاتمی رأی دادند. مشارکت کردها در انتخابات دوم خرداد و گفتن آری به خاتمی نشان از وجود رابطه صمیمی خاتمی و کردها بود آنها از خاتمی مصرانه درخواست اجرای اصول قانونی اساسی، تحقق مطالبات قومی خود و تلقی جدید و درست حاکمیت از کردها شدند. رأی کردها در انتخابات شورا و مجلس ششم خود گواه این مسأله است. دولت اصلاحات خاتمی در بعد فرهنگی واقعاً توانست پاسخ مناسبی به خواسته کردها بدهد. در بعد سینما، تولید فیلمهای زمانی برای مستی اسبها، چریکه هورام، تخته سیاه، ...بهترین فضای باز فرهنگی برای کردها ایجاد کرد و آنها را در جهان خوش آوازه کرد. همچنین از دستاوردهای دولت ناشی از جنبش اجتماعی دوم خرداد برای کردستان چاپ کتب کردی است ولی هنوز این اقدامات نتوانسته است تمامی مطالبات قانونی و قومی کردها را برآورده نماید.
کردها از دولت خاتمی انتظار دارند تا تلقی و نگرش به کردها دچار تحولات کیفی و کمی بیشتری شود. آنها انتظار دارند تا در توزیع قدرت سهم بیشتری داشته باشند هنوز در استانهای دیگر و مرکز تصمیمگیری قدرت در تهران کردها علیرغم شایستگیهای زیادی که دارند نتوانستهاند جایگاهی داشته باشند. کردها انتظار دارند تا در صورت بکارگیری افراد غیربومی در کردستان، کردها هم بتوانند در شهرهای آنها بکارگیری شوند. وجود و استمرار شدید این انتظارات و مطالبات باعث شده است تا کردها بر اساس آخرین نظرسنجی مجدداً 80 درصد در انتخابات هشتاد به خاتمی رأی دهند و آنها، معتقدند بهترین دولت برای اجرای خواستهها و مطالبات آنها، دولت خاتمی خواهد بود. لذا دولت آینده خاتمی برای تحقق آرمانها و اهداف متعالی خود و با عنایت به این امر که خود خاتمی پرچمدار گفتگوی تمدنها بوده است ضرورت دارد تا جهت تحقق مطالبات قانونی کردها و سایر اقوام قدمهای مهمی بردارد و ساز و کارهای مناسبی برای این امر فراهم نماید امری که میتواند به تحکیم وحدت بین اقوام ایرانی و پایداری امنیت ملی کمک شایانی نماید.