تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۰۹۸۶

انقلاب فرهنگی دوم، مغالطه مفهومی


فرنوش امیرشاهی

«طرح انقلاب فرهنگی دوم یک مغالطه مفهومی و لفظی است.» این پاسخ «غلامرضا ظریفیان». معاون دانشجویی وزیر علوم در دوران اصلاحات به مطرح کنندگان پیشنهاد انجام انقلاب فرهنگی دوم است؛ موضوعی که مدتی است از سوی برخی از گروه‌های دانشجویی مطرح می‌شود و فضای دانشگاه‌ها را تحت‌تاثیر قرار داده است. تا آنجا که افزایش احضار فعالان دانشجویی به کمیته‌های انضباطی، لغو برنامه‌های دانشجویان منتقد، تداوم اخراج دانشجویان در کنار وقایع دانشگاه‌های امیرکبیر و تهران به عنوان طلیعه‌های بروز دومین انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایرن ارزیابی می‌شود. اما دکتر «غلامرضا ظریفیان» اولین انقلاب فرهنگی را نیز چندان عمیق و مهندسی شده نمی‌داند چه برسد به انجام دومین انقلاب فرهنگی: «اگر جامعه نیاز به یک مهندسی فرهنگی داشت، قبل از اینکه در اصلاح بخش آموزش اقدام می‌شود، باید فرهنگ عمومی را باز تعریف می‌کردیم» بر مبنای چنین اعتقادی وقتی از او می‌پرسیم آیا شرایط وقوع انقلاب فرهنگی دیگری را در ایران مهیا می‌بیند، پاسخ می‌دهد: ضرورت‌های اولیه بروز انقلاب‌ها مثل نخستین انقلاب فرهنگی ایجاد هویت‌های جدید است و مربوط به دوره‌ای است که هنوز انقلاب تثبیت نشده است، اما شرایط زمانی و مکانی و بسترهای انقلاب فرهنگی سال 59 کاملا با بسترهایی که هم اکنون با آن روبه‌رو هستیم متفاوت است. بنابراین کسانی که این موضوع را دنبال می‌کنند یا نگاه درستی به انقلاب فرهنگی ندارند یا در پروژه‌ای کار می‌کنند که نتیجه‌ای جز لطمه زدن به نهاد علم ندارد و جامعه دانشگاهی را نگران می‌کند که عده‌ای با مقاصدی دنبال این هستند که کارنامه پیشتاز دانشگاه‌ها در تولید علم و دفاع از کیان کشور و معنویت را به نوع دیگری تغییر دهند.

*به نظر شما طرح دومین انقلاب فرهنگی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

**معلوم نیست عملکرد این عده قلیل مربوط به چیست و نباید آن را به کل جامعه دانشگاهی تعمیم دهیم. کسانی که ساده‌دل هستند نمی‌دانند چه می‌کنند و افرادی که هوشیارند کاملا آگاه هستند که به بخشی از جامعه ضربه می‌زنند. با این رفتارها نخبگان به انزوا کشیده می‌شوند و راه دیگری جز رفتن از کشور ندارند.

*بر مبنای این توضیحات راه برون رفت از این شرایط چیست؟آیا برخوردهایی که با دانشجویان منتقد انجام می‌شود را در کنترل محیط دانشگاه موثر ارزیابی می‌کنید؟

**اتفاقی که در چند سال اخیر در عرصه‌های فرهنگی، صنفی و سیاسی در دانشگاه‌ها رخ می‌دهد مناسب نیست. هر چقدر جامعه دانشگاهی در خود فرو رود و از فضای پرنشاط فرهنگی دور شود، در معرض آسیب‌های زیادی قرار می‌گیرد. برخی، کنار زدن عناصر فعال دنشجویی را بخشی از پروژه انقلاب فرهنگی خود تصور می‌کنند، اما منزوی شدن جامعه دانشجویی خطرناک است. در واقع دانشگاه‌های ما به نوعی نقش میزان الحراره را دارند و بنابراین اگر برخوردی هم در چنین فضایی صورت گیرد نباید به فعال و پرنشاط بودن دانشگاه لطمه‌ای بزند تا دانشجویان بهتر بتوانند خود را اصلاح کنند.

*آقای ظریفیان به عقیده شما دستاورد انقلاب فرهنگی اول چه بود؟ آیا به آنچه بر مبنای آن، انقلاب فرهنگی شکل گرفت رسیدیم؟

**انقلاب اسلامی یک رویکرد فرهنگی داشت. به همین دلیل در نگاه تئوریسین‌های آن زمان این اندیشه وجود داشت که در مقوله فرهنگ باید اتفاق بزرگی رخ دهد. همچنین از آن ایام اختلاف‌نظرها در فهم انقلاب و برخورد جهان‌بینی‌های متفاوت که اصلی‌ترین آن، گروه‌‌های مارکسیستی بودند، در دانشگاه‌ها نمود بیشتری داشت. در واقع دانشگاه که باید بیشتر محل تولید و توزیع علم باشد، به مکانی برای ارایه دیدگاه‌ها تبدیل شد که البته به تنازعات جدی کشیده شد و بخشی از آن نمود بیرونی پیدا کرد. در کنار این مسایل اتفاقاتی که در نقاط مرزی مانند ترکمنستان و خوزستان به وقوع پیوست، منجر به برخی نگاه‌های تجزیه‌طلبانه شد  و عملا محیط دانشگاه‌ها از محل تضارب‌‌آرا و گفت‌وگو دور افتاد و به بحث انقلاب فرهنگی رسیدیم. گروهی برای تدوین چارچوب‌های انقلاب فرهنگی مشخص شدند و طبیعی بود که با توجه به فضای فرهنگی و سیاسی آن زمان، باید رویکرد انقلاب فرهنگی برمبنای هویت دینی و فرهنگی آن برهه تنظیم می‌شد. اما درگیری‌هایی که رخ داد و خشونت‌هایی که به همراه آورد، مسیر را از یک کار عمیق فرهنگی منحرف کرد و مسیر را به سمتی برد که در بخشی از دروس اصلاحاتی اعمال شود. اگر در آن زمان یک بستر مناسب و آرام فراهم بود، طبیعتا نوع توجه به فرهنگ عمومی نیز متفاوت‌تر می‌بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات