تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۰۹۸۹۶

بازشناسی متهمان فتنه ـ ‌3 (بخش سیزدهم)


فارغ از ابهامات و اشکالات بیان شده در شماره‌های پیشین، سعید حجاریان در ماجرای راه‌اندازی‌ جنگ روانی و انحراف افکار عمومی از موضوع بسیار مهم رسیدگی قضایی به پرونده نیمه‌مفتوح متهمان انفجار دفتر نخست‌وزیری سعی بی‌حاصلی می‌کند تا مثلا با طرح پرسشی حاشیه‌ای درباره اینکه چرا بعد از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و افشای نقش کلاهی، بمبگذار، از سوی دستگاه‌های امنیتی اقدامی برای شناسایی عوامل نفوذی صورت نگرفته است، ناشیانه به پاک کردن صورت مساله لزوم رسیدگی به پرونده متهمان انفجار دفتر نخست‌وزیری بپردازد. به هر حال این پرسش سوال‌برانگیز انحرافی در حالی از سوی حجاریان مطرح می‌شود که فی نفسه موضوع تروریستی مسعود کشمیری با ماجرای محمدرضا کلاهی تفاوت اساسی دارد. محمدرضا کلاهی‌صمدی فرزند حسن متولد 1338 دارای شماره شناسنامه 1251، دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت ایران و دارای دیپلم ریاضی از دبیرستان بامداد واقع در خیابان جمهوری اسلامی، خیابان گلشن تهران بود که در نقش پادویی و نیروی خدماتی به دفتر حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرده و پس از مدتی ناجوانمردانه اقدام به بمبگذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی کرده و پس از انفجار نیز متواری و به کشور فرانسه، مهد تروریست‌های ایرانی پناهنده می‌شود که با توجه به شرایط سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی موضوع نفوذ وی در دفتر حزب جمهوری اسلامی اصلا اتفاق نادری نبوده اما موضوع مسعود کشمیری با توجه به مسؤولیت‌های حساس و منحصر به فردی که وی را در سطوح عالی نظام قرار داده بود از شرایط بسیار ویژه‌ای برخوردار است.
در عین حال هم نباید فراموش کرد که اساسا تاکنون کسی مانع رسیدگی به انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی نشده و اینگونه پرسش‌های انحرافی مطروحه از سوی حجاریان و برخی افراد همسو با جریان ضدانقلابی مشارکتی اساسا بلامحل است. به نظر می‌رسد طرح رسانه‌ای چنین پرسش‌های کاملا جهت‌دار از سوی حجاریان که شخصی حاذق در امور امنیتی- اطلاعاتی است تنها و تنها برای ایجاد انحراف در نزد اذهان عمومی و پیشگیری از باز کلید خوردن موضوع رسیدگی مجدد به پرونده نیمه‌مفتوح انفجار دفتر نخست‌وزیری انجام می‌شود. حجاریان ضمن گرفتن نقش خونخواهی شهید قدوسی! و به فراموشی سپردن تعمدی موضع‌گیری‌های خصمانه فرقه شبه‌سیاسی مجاهدین و مشارکتی‌ها در برابر شهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی که جان خود را در راه مبارزه با عوامل نفوذی منافقین تقدیم انقلاب اسلامی کرد، با قیافه‌ای بسیار حق به جانب در این باره صراحتا با طرح پرسشی شبهه‌انگیز مدعی می‌شود: «در فاصله کمی که میان این 2 انفجار [انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست‌وزیری] بود عملا امکان گزینش مجدد همه نیروها نبود. اساسا تکیه روی پرونده انفجار نخست‌وزیری اقدامی مساله‌دار و از نظر من تسویه‌حساب جناحی بوده است. راست‌ها [جناح راست] می‌خواهند از این ماجرا سوءاستفاده کنند اگرنه چرا برای انفجار حزب پرونده‌ای درست نشد. چرا ماجرای کلاهی که به لحاظ ابعاد بسیار بزرگ‌تر از دفتر نخست‌وزیری بود و چرا برای ترور شهید قدوسی پرونده تشکیل نشد...».
در ادامه حجاریان که خود اتفاقا از مسؤولان امنیتی کشور در آن دوران است و اصولا خود باید برای ترورهای مورد ادعایی تشکیل پرونده می‌داده و به‌طور دقیق الان باید پاسخگوی کوتاهی‌های خود در مسؤولیت‌های اداری محوله باشد اینگونه با مظلوم‌نمایی برای دوستان فتنه‌انگیز دربندش اشک تمساح می‌ریزد: «بچه‌های دفتر اطلاعات نخست‌وزیری را گرفتند و سخت‌ترین فشارها را بر آ‌نها وارد کردند. رکورد تاریخی زندان انفرادی برای یکی از همین دوستان دفتر اطلاعات نخست‌وزیری [تهرانی] در این ماجرا به مدت 3 سال که نه قبل و نه بعد از انقلاب سابقه نداشت رقم خورد. ماجرا اینقدر بالا گرفت که خود امام وارد شد و فرمان داد پرونده باید مختومه شود. حالا هم هنوز بعد از 24 سال از آن ماجرا در نماز جمعه می‌گویند ما نفهمیدیم که پرونده چطور مختومه شد. جا دارد ما هم بگوییم که ما نفهمیدیم که چرا پرونده انفجار حزب [جمهوری اسلامی] اصلا مفتوح نشد...». البته فارغ از بررسی علت تکیه خاص حجاریان روی واژه نمازجمعه! وی هرگز از نقش بسیار راهبردی موسوی‌خوئینی‌ها که اشتهار او به مرد خاکستری جبهه افراطی دوم خرداد و پدر معنوی جریان برانداز فتنه‌جو زبانزد همگانی است یا 61 مسؤولی که در سال 65 به محضر حضرت امام نامه نوشته و به دلایل شرایط خاص کشور خواهان توقف روند رسیدگی به اتهام افراد بالادستی همچون بهزاد نبوی و حجاریان شدند هیچ کلامی به میان نمی‌آورد تا با سنگر گرفتن پشت سر حضرت امام(ره) از مجازات تاریخ خود را برهاند. اما به هر صورت کاملا روشن است که در آن مقطع که کشور در حالت غیرعادی قرار داشته و ایران انقلابی درگیر جنگ‌های داخلی و حمله رو به تزاید رژیم بعثی عراق بوده است حضرت امام(ره) فرمان حکیمانه متوقف شدن جریان رسیدگی به پرونده انفجار دفتر نخست‌وزیری را صادر کرده‌اند. به هر صورت در حال حاضر که کشور در سایه به بار نشستن خون مطهر شهیدان از یک ثبات بی‌نظیر برخوردار است، موضوع رسیدگی به ماجرای انفجار نخست‌وزیری و شناسایی متهمان پشت پرده به عنوان یک مطالبه ملی و خواست عموم مردم شهیدپرور ایران از اهمیت بسیار استراتژیکی برخوردار است و باید همگان بپذیرند که پس از رخدادهای غمبار اما روشنگر فتنه 88 و رونمایی استکبار جهانی از پدیده زشت و ضدانقلابی فتنه سبز، دیگر مظلوم‌نمایی و فرافکنی سران نفاق‌آلود محلی از اعراب ندارد و آقایان موسوی‌خوئینی‌ها، حجاریان، بهزاد نبوی و دیگر مسؤولان وقت باید در محکمه‌ای اسلامی و البته با صداقت انسانی جوابگوی عملکرد خود در سال‌های یادشده باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات