محمدمهدی تقوی
در مختصات نیروهای ستیزهجو علیه اسلام، به یک نکته تاریخی راه میبریم و آن اینکه در یک سده اخیر، پرچم مبارزه با مسلمانان در دست هواداران 2 مکتب نامآشنا بوده است که به صورت سنتی، قدرتیابی اسلام را تهدید و خطری برای حیات سیاسی و حاکمیت ایدئولوژیک خویش دیدهاند یعنی نسل صلیبیها و صهیونیها. بنابراین طبیعی است که همه موجهای ضدیت با مسلمانان، سرچشمهای در یکی از کانونها و محافل متعصبان مسیحی یا افراطیون یهودی داشته باشد. برای درک ریشهها و زمینههای این برخوردها لازم است در تاریخچه برخوردهای مقابلهجویانهای که 2 جریان صلیبی و صهیونی با مسلمانان و عقاید اسلامی داشتند، تامل شود. نخستین حرکتهای مقابلهجویانه مسیحیان با مسلمانان در اروپا و اوایل قرن هشتم میلادی آغاز شد یعنی در دورانی که مسیحیان، به دلیل قدرتیابی روزافزون اسلام، باقیمانده تمدن روم شرقی و کلیسای روم را در خطر زوال دیدند. به عنوان یک نقطه عطف در جنگهایی که صلیبیون علیه اسلام تدارک دیدند، سال ۷۳۲ میلادی «شارل مارتل» پس از متحد کردن فرانکها، برای سرکوب اعراب مسلمان خیز برداشت و تلاش کرد از پیشروی اسلام بهسوی اروپای مرکزی جلوگیری کند. «اسطوره نبرد پواتیه» هنوز نقطه عطفی در تاریخ کلیسا بهشمار میآید. از قرن هفتم تا اواخر قرن هفدهم میلادی، یعنی بیش از یکهزار سال، مغربزمین، به صورتی خصمآلود به اسلام و مسلمانان نگریسته است. در این مدت دهها حمله مسیحیان متعصب علیه مسلمانان به ثبت رسیده و همین جنگهای بیشمار است که به عمق خصومتها میان پیروان این مسلک با آیین اسلام افزوده است.
در این میان آخرین نبرد خونین در سال ۱۶۸۳ میلادی در حوالی شهر «وین» میان عثمانیها و جبهه مسیحیان به وقوع پیوست. پیداست که در این نبردها و رویاروییها با اسلام، کلیسا به عنوان مرکزیت جهان مسیحی، بیطرف نمانده است. ستاد فرماندهی بسیاری از این جنگهای تمدنی، در دست کشیشها و کاردینالها بوده است. تاریخ نوین اروپا حکایتهای بسیار از حملههای ناگوار علیه مسلمانان و ارزشهای اسلامی دارد که مجوز آن را آبای کلیسا صادر کردهاند. گمان میرفت در دوره معاصر، کلیسا پای خود را از این منازعات ویرانگر بیرون کشیده است اما وقوع یک اتفاق مهم در سال 1385هجری خورشیدی آشکار کرد رسوبات آن بدبینی و خصومت نسبت به اسلام همچنان در مرکزیت کلیسا باقی است. این اتفاق در سخنان جنجالی پاپ جدید (بندیکت شانزدهم) نمایان شد. رهبر کاتولیکهای جهان، 12 سپتامبر2006 [به تاریخ دقت کنید؛ ایام پنجمین سالروز 11 سپتامبر!]، در جریان سفری به زادگاهش آلمان، در نطقی در دانشگاهی در این کشور پیرامون تفاوت فلسفی و تاریخی بین اسلام و مسیحیت و رابطه ایمان و خشونت، سخنان یکی از امپراتوران بیزانس (روم شرقی) را درباره اسلام و مسلمانان به زبان آورد. وی در این نطق که موجی از خشم مسلمانان را برانگیخت به شبیهسازی «اسلام» و «خشونت» پرداخت و بر اندیشهای مهر تایید نهاد که در واقع پایه و اساس مکتب اسلامستیزی در غرب را تشکیل میدهد.