تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۰۹۹۰۵

اخلاق سیاسی در نگاه علامه محمدتقی جعفری


مرحوم علامه محمدتقی جعفری یکی از سرآمدان علمای اخلاقگرا بود که بخش قابل توجهی از عمر پربرکت خویش را به مطالعه، تحقیق و تبیین زوایای اخلاق و نمود اخلاقیات در عرصه‌های مختلف جامعه و زندگی انسان صرف نموده است.
علامه همانگونه که از هر اندیشمند اخلاقگرا انتظار می‌رود، در باب میانه حوزه سیاست و اخلاقیات نیز اعلام نظر نموده. علامه جعفری می‌گوید: «در باب نسبت رابطه اخلاق و سیاست از دو منظر می‌توان سخن گفت؛ نخست از منظر جریان خارجی تاریخ بشری یا آنچه واقع شده است، که در این حالت باید گفت بین اخلاق و سیاست رابطه عمل و عکس‌ العمل دو طرفه برقرار است.
دوم از منظر اسلام و سیاست آنچنان که باید باشد که در این حالت، اخلاق تابع سیاست و جزو آن است.»
درواقع علامه جعفری معتقد است که اخلاق و سیاست آنگونه که در جریان خارجی تاریخ بشری نظر می‌کنیم، تعامل دارند. گاهی این سیاست و سیاستمدار است که روش صحیح، منطقی و اخلاقی برای اجتماع ایجاد می‌کند و گاهی نیز بالعکس؛ یعنی این اجتماعی صحیح و سالم است که سیاست و سیاستمدار را تابع خود قرار می‌دهد و به اهالی سیاستش بعد و وجهه اخلاقی می‌بخشد.
علامه جعفری در ادامه بررسی رابطه اخلاقیات با سیاست خاطر نشان می‌کند که گاهی نیز این رژیم سیاسی ظالمانه و سیاستمدار ستمکار است که با عملکردش اجتماع را فاسد می‌کند و گاهی نیز کاملا برعکس؛ یعنی ممکن است که یک اجتماع فاسد برای جامعه سیاسی حاکمیت خود، سیاستمداری پوچ و ضد ارزش بتراشد و خلق نماید.
این نگاه همه جانبه و کنش و واکنش نگر علامه جعفری نسبت به نهاد جامعه و نهاد سیاست و تاثیرپذیری این دو نسبت به هم، یکی از نقاط قوت آرای علامه در حیطه ارتباط اخلاق و سیاست است. این شمول نگری به خوبی بسیاری از فرجام‌ها و سرانجام‌های تلخ و شیرین تمدن‌های بشری و قدرت‌های تاریخی را جلوه گر می‌نماید. آنجا که فراوان می‌توان جست تمدن‌هایی را که به علت انحطاط و زوال اخلاقی حاکمان‌شان نابود گشته‌اند و فراوان نیز مردمی که نظام سیاسی سالم خویش را قدر ندانسته و جامعه فاسد و بی‌اخلاقی را بر خود حاکم نموده‌اند.
علامه چنین معتقد است که اگر مقصود سیاست، اصول و قوانین برتری باشد که در عین رهبری مجموعه افراد اجتماع، وظیفه روشن افراد را هم از جنبه اخلاق درونی مشخص می‌کند؛ چنانکه در برنامه مقررات اسلامی است یا به تعبیر بهتر مراد از سیاست عبارت از مدیریت حیات انسان‌ها (چه در حالت فردی و چه در حالت اجتماعی) برای وصول به عالی‌ترین هدف‌های مادی و معنوی باشد، آنگاه باید گفت اخلاق تابع و جزئی از سیاست است.
یکی از تفاوت‌های بنیادین و محوری اندیشه‌ها و فلسفه‌های مغرب زمین با ایدئولوژی و افکار اسلامی و حتی شرقی، همین بحث اخلاق است که وقتی این اخلاق پا به جامعه می‌گذارد در سیاست و سیاست‌ورزی رخ می‌نماید و خود را به شکلی تمام قد در نهاد سیاست نمایش می‌دهد.
علامه جعفری به همان اندازه که مجهز به ابزار دین‌شناسی و اسلام‌شناسی است، نسبت به علوم و فلسفه سیاسی غرب نیز مسلط و آگاه است. برای تمامی چالش‌ها و مواجهه‌های فکری دنیای غرب و مسئله‌سازی‌های ایدئولوژی مدرن‌اش برای اندیشه‌اسلامی و ابهام‌آفرینی‌های تاریخ - فلسفی غرب پاسخ دارد و به خوبی نقاط تاریک و تناقض‌گونه اندیشه غرب را شناخته و البته نسبت به نقاط قوت آن نیز آگاه و هوشیار است.
یکی از این مکاتب غربی که نسبت به بحث اخلاق و سیاست در اجتماع خود را صاحب‌نظر می‌داند و البته از نظر عملی نیز در جهان اندیشه و سیاست جهان قدرت و قوام دارد، مکتب «سکولاریسم» است.
علامه جعفری درباره اخلاق و سکولاریسم، می‌گوید: «سکولاریسم در عین حال که دین را به‌طور کامل نفی نمی‌کند، ولی یک خاصیت‌اش این است که آن را از امور و شئون زندگی دنیوی و مخصوصا از سیاست جامعه تفکیک می‌کند. ویژگی عمده سکولاریسم را باید در همین وصف جست ولی باید دانست که نمی‌توان با وصف سکولاریسم، اخلاق و ارزش‌های اخلاقی را حفظ نمود و یا به بیان دیگر با حذف مذهب از حیات دنیوی و مدیریت زندگی مادی و سیاسی، اخلاق و ارزش‌های اخلاقی ازجمله محوری‌ترین آنها یعنی عدالت اخلاقی (حرکت بر مبنای وجدان و پیروزی از خیرات و اجتناب از زشتی‌ها و آلودگی‌ها بدون تکیه و توقع اجر و پاداش یا فرار از مجازات) متزلزل گشته و رو به فنا خواهد رفت. بنابراین این تفکر که می‌توان با حذف دین از عرصه سیاسی و دنیوی، اخلاق و ارزش‌های پایدار و مستحکمی داشت، خیالی بیش نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات