مهدی امامقلی
در گونههای سیاسی جوامع بشری بسیار بودهاند افراد بیبصیرتی که به اقتضای شرایط سیاسی موجود، پیرامون مسائل و خصوصیات افراد دیگر اظهارنظر کرده و قضاوت منطقی و اصولی را فدای حب و بغضهای شخصی خود کرده اند. نکته اول آنکه درواقع، قضاوت اینگونه افراد یا از میل و علاقه به گروهی ناشی میشود و یا اینکه رعب و هراسی آنان را از تشخیص درست و قضاوت اصولی بازمیدارد. چنین افرادی را در عرف اصطلاحات اهل ادب، «مجذوب یا مرعوب» میخوانند چه آنکه در نظراهل علم و منطق در حوزه قضاوت و شهادت، مولفههای«علقه و علاقه» و«رعب و ترس» حجاب حقیقت شناخته میشوند. به همین جهات و نیز بر طبق اصول و موازین فقهی و حقوقی ملاحظات و تحلیلهای اینگونه افراد (مجذوب و مرعوب) غیرقابل قبول تلقی میشود.
نکته دوم آنکه آقای هاشمیرفسنجانی به بهانه سالروزقیام ۱۹ دیماه سال ۵۶، یادداشتی سراسر ابهام و تناقض را منتشر کرده و با تیتر «رشیدی مطلقها لباس دوستی نظام پوشیدهاند!» آن را روی خروجی سایت پایگاه اطلاعرسانی خود و سایرخبرگزاریها قرار داده است .
با توجه به 2 نکته یادشده چند مساله قابل تامل به نظر میرسد.
1– هاشمی در این نامه با تاکید بر اینکه «اینک ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد...»، آورده است: «تاسفآور است که این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلقها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیدهاند، رندانه با چراغی که دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد میدانند...»؛ از ادبیات این نامه مشخص است که منظور هاشمی از این گروهی که تیغ نقد بر آنان کشیده است رشیدی مطلق ملعون و یا داریوش همایون ابله و عناصرمنافق دهه 60 نیست، از طرفی منظور وی بازیخوردگان فرقه فتنه و عناصری چون خاتمی و کروبی و موسوی هم نیست چه آنکه اینان در فضای کنونی خرقه دوستی و ارشاد نپوشیدهاند! پس منظور هاشمیرفسنجانی از این خرقه پوشان چه کسانیاند جز منتقدانش؟
2 – داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی پهلوی و داماد سرلشکر زاهدی عامل کودتای 28 مرداد است. یکی ازاقدامات خائنانه داریوش همایون در دوران تصدی وزارت اطلاعات در دوره پهلوی، چاپ مطلبی اهانتآمیز با امضای فردی موهوم به نام احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات بود. این نامه که به صورت ناجوانمردانهای به ساحت مقدس مرجع تقلید شیعیان جهان، حضرت امام خمینی(ره) بیحرمتی و اسائه ادب کرده بود، خشم همگانی را برانگیخت و موجب شد مردم قم در 19 دی56 به صورتی خشمگینانه به کوچه و خیابانها بریزند و ضمن حمایت همهجانبه از حضرت امام خمینی(ره) خواستار مجازات عاملین و دستاندرکاران این توطئه شوند. این شخص در تازهترین گفتوگوی خود اظهار داشته است: «به نظرم سران جریان فتنه کار خود را خوب انجام میدهند. همین گاه و بیگاه صحبت کردن، بیانیه دادن و فاصله گرفتن از جمهوری اسلامی، خود مناسب است». وی در ادامه ضمن ارسال پیام رضایت سلطنتطلبان و جبهه ملی گفته: «اشکال ویژهای در گفتمان سران جریان فتنه مشاهده نمیشود». همایون در ادامه خواهان همراهی بیشتر اپوزیسیون خارج با کروبی و موسوی شده و میگوید: «باید با تفاهم بیشتر به اینها نگاه کنیم از جمله به موسوی و کروبی». در پایان این گفتوگو، همایون ضمن تشکر از این 2 عنصر خارج از خط ولایتفقیه خواهان برپایی مجدد سلطه پهلوی با حمایت سران فتنه و برکناری جمهوری اسلامی شد.
3 - همه میدانند، رشیدی مطلقهای امروز عناصری در فرقه فتنهاند که سال گذشته ساحت مقدس حضرت امام(ره) را آماج توهین و ناجوانمردی خود قرار دادند. مگر همین داریوش همایون ملعون( رشیدی مطلق) امروز پس از گذشت 3 دهه در آن سوی مرزها از فرقه فتنه و بازیخوردگان سران اصلی طرفداری و حمایت نمیکند؟ همه به جز آقای هاشمی میدانند که رشیدی مطلق و داریوش همایونی که ساحت حضرت امام خمینی(ره) را در 17 دی 56 مورد هتک حرمت قرار دادند با منتقدان خاندان هاشمی، فاصلهای بس دور و دراز دارند! اکنون مساله مهمی که اذهان عمومی را نسبت به هاشمیرفسنجانی در هالهای از ابهام و تردید قرار داده آن است که چرا ایشان در طول یکسال سکوت در برابر فتنهگران و اغتشاشگران، به دلیل «علاقه» به جریان فتنه و یا به خاطر «ترس» از جریان منتقد، مجذوب و مرعوب سخن گفته و شمشیر داموکلس را برآورده و میخواهد به تنهایی جور فتنهگران را بکشد؟!