محمدمهدی تقوی
داریوش همایون در راه اهداف خود؛ که همانا پیمودن پلههای ترقی بود، به هیچچیز، پایبندی نشان نمیداد. وی در راه رسیدن به دربار پهلوی و نزدیک شدن بیشتر به هرم قدرت، در حالی که دارای همسر بود، سال 1350 روابط عاشقانهای را با هما زاهدی- دختر سپهبد فضلالله زاهدی؛ کودتاچی 28 مرداد 32، خواهر اردشیر زاهدی و نماینده مجلس شورای ملی- برقرار کرد و برای ازدواج با وی، همسرش را طلاق داد. وی برای مجلس ازدواج با هما زاهدی، تبلیغات گستردهای را به راه انداخت، فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی و بسیاری دیگر از نزدیکان شاه را به مراسم خود دعوت کرد و با استفاده از نفوذ خود به عنوان یک روزنامهنگار مطرح و صاحبامتیاز آیندگان، خبر ازدواجش با دختر فضلالله زاهدی را در تمام نشریات و جراید کشور، به چاپ رساند تا از آن، بهرهبرداری کند.
وی که فوقلیسانس حقوق خویش را از دانشگاه تهران اخذ کرده بود، با توجه به جاسوسیهایی که برای عوامل سفارت ایالات متحده در تهران انجام میداد، به عنوان جایزه، بورس تحصیلی دانشگاه هاروارد را دریافت کرد. البته تحصیل در هاروارد، پوششی برای گذراندن دوره ویژه جاسوسی در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا- سیا- بود. وی، طبق اعلام پایگاه سازمان سیا در تهران، یکی از رابطان خوب این سازمان محسوب شده و اینگونه معرفی شده است:
«داریوش همایون، جزو رابطانی است که حاضرند تحت هر شرایط و به هر قیمتی، به دولت آمریکا، خدمت کنند». همچنین «تمام» جاسوسان آمریکایی سیا که با داریوش همایون، مرتبط بودهاند، وی را شخصی با هوش و علاقهمند به حفظ و تداوم ارتباط با آمریکاییها معرفی کردهاند. یکی از جاسوسان آمریکایی سیا درباره وی میگوید: «معتقدم داریوش [از لحاظ شغلی] بسیار فراتر خواهد رفت». وی که بنیانگذار روزنامه آیندگان در 25 آذر 46، به عنوان نخستین روزنامه سراسری صبح ایران و رقیب کیهان و اطلاعات بود، در دوران مدیریت رسمی – و نه پشت پرده- این روزنامه، علاوه بر ارتباط ویژه با یهودیانِ صهیونیستِ ایرانی، پیوندی عمیق و تنگاتنگ با مقامات رژیم صهیونیستی برقرار کرده بود. داریوش همایون از سران غاصب فلسطین اشغالی، رسما درخواست کرده بود، روی وی و روزنامهاش بیشتر سرمایهگذاری کنند.
همایون در کلوب روتاری
روتاری بنا به تعریف موسسان آن، به مفهوم چرخهای دوار یک کارخانه به هم پیوسته است که با چرخش هر دنده، چرخدنده دیگر نیز به حرکت درمیآید و در نتیجه کل سیستم متحرک میشود. با این تعبیر، کلوب روتاری بینالمللی، به دنبال ایجاد یک نظام بههمپیوسته و متشکل جهانی است تا با اراده و حرکت دندانههای کلوب مادر، تمام این سیستم جهانی در جهت منافع غرب به حرکت درآید.
اعضای کلوب روتاری در هر جامعه، از فعالان و نیروهای کیفی آن جامعه انتخاب میشوند و ماموریت اصلی آنها، ایجاد حلقه اتصال با قدرتهای غربی از طریق نظام بینالمللی با کمک رجال سیاسی و کلانسرمایهداران است. کلوبهای روتاری و باشگاههای لاینز از سازمانهای جنبی فراماسونری به شمار میروند. تفاوت باشگاههای روتاری و لاینز با فراماسونری در ماهیت سازمانی آنها نیست بلکه در ساختار اجرایی و صور ظاهری آنهاست. این 2 باشگاه برخلاف انجمنهای ماسونی که پنهانکاری، سایه بر فعالیتهای آنها میاندازد، محافلی علنیاند و با مجوز رسمی مقامات اجرایی هر کشور تشکیل میشوند.
تفاوت دیگر فراماسونری با باشگاههای روتاری و لاینز، در پایگاه و نقش اعضای آنهاست. فراماسونها بیشتر از میان قشر روشنفکر و تحصیلکرده و دارای مبانی فکری و ایدئولوژیک انتخاب میشوند. در حالی که در باشگاههای روتاری و لاینز غیر از افراد تحصیلکرده، مدیرکلها و صاحبان شرکتها و تکنوکراتها نیز عضو میشوند. میتوان گفت، نظام سرمایهداری غرب، حوزه فعالیت فراماسونری را به مسائل سیاسی و حوزه فعالیت باشگاههای فوق را به مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محدود کرده است.
یکی از سوابق درخشان(!) داریوش همایون، عضویت در کلوب روتاری تهران مرکزی است. وی به عنوان یک فراماسون نیز عضو لژها بود و یکی از دلایل قطعی پیشرفت وی، عضویت در لژهای فراماسونری و باشگاه روتاری بود.