* در دوران تصدی مسئولیت در صداو سیما شما بیشترین ارتباط را با حضرت امام(ره) داشتهاید. بفرمایید اصولاً آیا حضرت امام نگاهی ویژه به صداوسیما داشتند؟
** بعد از قبول مسئولیت، روز اول که خدمت حضرت امام رسیدم، ایشان پس از دعا برای بنده تعریفی از صداوسیما ارائه کردند و نظرشان را راجع به صداو سیما اینگونه فرمودند:« صداوسیما یک دانشگاه عمومی سراسری است.» این دانشگاه عمومی سراسری را تبیین فرمودند، که دانشگاه است چون باید آموزنده باشد و بد آموزی در آن نباشد؛ عمومی است چون متعلق به کل نظام و مردم است. متعلق به هیچ جریان سیاسی فکری خاصی نیست و متعلق به مردم است. سراسری است و به همه اقشار و اقوام جامعه مربوط است. مردم باید در این رسانه حضور داشته باشند. صداوسیما باید مشکلات و مسائل مردم را پوشش بدهد. و بعد فرمودند صداوسیما، «صدا» و«سیمای» اسلام است. نباید موارد غیر اسلامی در آن باشد و از جهت هنری هم فرمودند که شما آن طرف جعبه هستید، عنوان جعبه را بهکار بردند، باید کاری کنید که مردم این طرف جعبه جلوی آن رغبت کنند تا بنشینند، و برنامهها را ببینند. میگفتند صدای اسلام باید در همه دنیا شنیده شود. امروز مشتاقان زیادی دارد.بنابراین امام صداوسیما را بهترین کانال و پل ارتباطی بین نظام اسلامی و مردم میدانستند که این ارتباط یک جانبه هم نباید باشد که فقط مسئولان بگویند و دیگران گوش کنند. باید نظرات مردم هم در آن مطرح شود. درحقیقت رابطهای دوجانبه بین مردم و صداوسیما مد نظر امام بود. هشت سال در زمان حضرت امام مدیریت صداوسیما را برعهده داشتم، در این مدت ثبات خوبی در مدیریت آن سازمان بوجود آمده بود. وقتی در مدیریت صداوسیما ثبات بوجود آمد و امام هم به این مدیریت اعتماد داشتند، مسائلی که بخاطر آن خدمت ایشان میرسیدم، در مورد برنامههایی که نیاز به اصلاح داشت، تذکر میدادند و ما هم اصلاح میکردیم. آنچه میتوانم در یک جمله بگویم این است که هنر امام این بود که قدم به قدم آن فقه حکومتیشان را در دورانی که من در آن سازمان بودم را پیاده میکردند.
* چه شد که حضرت امام به شما فرمود که شما جو ریا و تظاهر را ترویج میکنید؟
** ماه رمضان بود که مدیر سیاسی سازمان به گویندههای تلویزیون گفته بود، شما به مناسبت ماه مبارک ریش بگذارید. بعد از ماه مبارک میتوانید نگذارید. روز دوم ماه مبارک بود که امام مرا خواستند؛ راجع به دو موضوع صحبت کردند. یکی راجع به موسیقی بود که مدیر رادیو مطلبی گفته بود و دیگری هم راجع به تراشیدن ریش. امام فرمودند من چنین چیزی شنیدم، صحت دارد؟ گفتم: بله. فرمودند به آن آقا بگویید که هرگونه که آقایان میخواهند بیایند. بگذارید تظاهر و ریا نکنند. امام تراشیدن ریش را بر اساس فتوایشان احتیاط واجب میدانند. اما مفسده ریا و تظاهر را به مراتب بیشتر میدانستند. ایشان فرمودند که به آن آقای رادیو بگویید اگر شما موسیقی را حرام میدانید، موسیقی در قبل از ماه مبارک حرام است، در ماه مبارک حرام و بعد از ماه مبارک هم حرام است. و بعد هم این جمله را فرمودند:« اگر شما این کار را بکنید بعد از ماه دوم مقدسین شما را رها نخواهند کرد. بنابراین این که گفته روز موسیقی پخش نکنید، ولی شب موسیقی پخش کنند، این خطاست و بگویید درست کنند.» در باب تراشیدن ریش هم فرمودند:« بگذارید هرگونه که دوست دارند ، بیایند؛ چرا میخواهید جّو ریا و تظاهر را ترویج کنید.»
* معمولاً حضرت امام نظرات و پیشنهادات و دستورات خودشان را بهصورت خصوصی به شما میگفتند یا بهصورت بخشنامهای؟این نظرات و پیشنهادات به شکل دستوری بوده؟ توصیهای بوده؟
** بخشنامه که اصلاً نبود. عموماً وقتی نکتهای را در برنامهای میدیدند من را احضار میکردند و از نزدیک تذکر میدادند یا اینکه از طریق مرحوم حاج احمد آقا مثلاً میفرمودند آن صحنه و یا آن نکته چی بوده و من هم توضیح میدادم.
* یعنی ایشان فرصت میکردند که تمام برنامههای تلویزیون را ببینند؟
** بالاخره میدیدند. البته تلویزیون آن موقع مانند حالا وسیع نبود و دو شبکه بیشتر نداشت. زمان هم طولانی نبود. ساعت 5 تا 6 بعد از ظهر برنامهها شروع و تا 11 یا 12 شب تمام میشد. نکته دیگر اینکه برنامههای تلویزیون که همهاش اشکال نداشت. برنامه مستند، خبر و سخنرانی هم بود. نظراتی که امام میدادند در سه حوزه بود یکی در حوزه هنر و تصویر و نظایر آن بود. دومی در رادیو هم بیشتر روی نمایشنامهها و گفتوگو و دیالوگی که بین دو مجری اجرا میشد و سومین حوزه هم حوزه موسیقی بود. این موارد را امام به ما تذکر میدادند. در حوزه سیاسی موارد به ندرت بود. مثلاً ضیاءالحق با یک هیأت هشت نفره به ایران آمدند و آنجا مجری برنامه رادیو اسم ایشان را ضیاءالباطل گفته بود. امام به ما فرمودند شما مهمان دعوت میکنید که به او فحش بدهید؟ این معنا ندارد. این یک تذکر سیاسی بود؛ که مهمان حرمت دارد و نباید به او بیاحترامی شود.
* در مورد فیلمهای تاریخی هم نظری داشتند؟
** اتفاقاً بله. سال اولی که به صداوسیما رفتم، سالگرد امیرکبیر بود. برای سالگرد امیرکبیر هم تلویزیون هیچ برنامهای نداشت. آن سال سریالی ساخته شده بود با نام «سلطان صاحب قرانیه» که زندگی ناصرالدین شاه را به تصویر کشید که امیرکبیر هم در فیلم بود. در آن فیلم یکی از هنرپیشههای قبل از انقلاب هم بودند ، نقش زن امیر کبیر را بازی میکرد .که بر اساس نوع فیلم حجاب نداشت. صورت او را هم آرایش کرده بودند. وقتی که خبر قتل امیرکبیر را به او دادند، این خانم گریه میکرد. اشک روی صورتش جاری شد و تمام صحنه تلویزیون هم صورت این خانم بود. امام من را خواستند و فرمودند: این چی بود که پخش کردید؟ بعد فرمودند: زن امیر کبیر کی اینجوری بوده که شما پخش کردید؟ حضرت امام ملاحظات خاصی داشتند. مثلاً شخصیتی مثل امیر کبیر زنش اینگونه نیست که شما دارید به تصویر میکشید. با آن وضعیت و با آن آرایش صورت به تصویر بکشید، اینگونه نبود. تذکرات بجا و مهمی میدادند.
* توصیهای برای شادابی برنامههای صداوسیما داشتند؟
** بله، دوست داشتند که برنامهها آنقدر جذاب باشد که بیننده پای تلویزیون بنشیند. در یک مورد برای شاداب کردن برنامهها و به مناسبت دهه فجر همکاران ما از شهرستانهای مختلف برنامه میگرفتند و میخواستند فضا ، فضای شادی باشد. صحنهای از دختران نوجوان بین 12 تا 14 ساله ترکمن صحرا که لباسهای محلی تنشان کرده بودند که تنوع رنگ زیادی داشت و صورتهایشان را هم احتمالاً آرایش مختصری کرده بودند، پخش کردند. این صحنه شادی دختران جوان و شاد با موسیقی در حد تکان دادن دست و پا از تلویزیون پخش شد. امام آن صحنه را دیدندو منع کردند. فرمودند این اصلاً برای حیثیت نظام خوب نیست. چرا این صحنهها را پخش میکنید.
* چرا، مسلماً حضرت امام مخالف شادابی و طراوت برنامههای تلویزیونی نبودند؟
** خب بله. اسماً ممکن است آن دختران ، دبستانی هم باشند. ولی نظر امام این بود واین را میخواست به ما بفهماند که نیاییم از دختر یا زن استفاده ابزاری کنیم. و یا اینگونه نمایش داده شود که برداشت دیگری گردد. پخش این صحنه را مناسب نمیدانستند. و این نشاندهنده این است که چقدر امام برای نقش زنان حرمت قائل بودند.
* در مورد گویندههای تلویزیون و بویژه گویندههای خبر چطور، نظری داشتند؟
** آن موقع مملکت در حال جنگ بود. چند نفر از گویندههای خبر مجریهایمان خانم بودند. یکی از آن خانمهای گوینده اخبار، خانم مریم ریاضی بود که قبل از انقلاب هم گوینده اخبار بود. بهترین گوینده زن بوده و خیلی خوب هم خبر میخواند. آنموقع جوی در جامعه راه افتاد که به ما خیلی فشار میآوردند که تاوقتی که مرد هست، شما چرا گوینده زن را بهکار میگیرید. گویندهها و مجری شما باید همه مرد باشند. من هم گفتم تا وقتی که زن هست چرا از مرد استفاده کنیم .چون الان کشور در وضعیت جنگ است به مردها در جبهه نیاز داریم. کارهایی را که زنها میتوانند انجام بدهند خب بیایند و انجام بدهند. بحثهای جدی با عدهای داشتیم. من رفتم خدمت حضرت امام و عرض کردم که ما چنین مسئلهای داریم. عدهای فشار وارد میکنند که مجری زن در تلویزیون نداشته باشید. امام فرمودند شما چه گفتید؟ من هم عرض کردم که چنین جوابی دادم. فرمودند خب ادامه بدهید.
معمولاً پیامهای حضرت امام را مرحوم حاج سید احمدآقا میآمدند و میخواندند. مناسبتی پیش آمد که حضرت امام میخواستند پیام بدهند. احمدآقا با من تماس گرفتند و گفتند که شیفت کاری خانم مریم ریاضی چه زمانی است؟ گفتم برای چه میخواهید؟ گفت حضرت امام میخواهد بداند. بعد یک روز قبل از اینکه آن مناسبت برسد پیام امام را فرستادند و گفتند که بدهید خانم مریم ریاضی بخواند. ما به خانم ریاضی گفتیم که امام خواستند که شما این پیام را بخوانید. یعنی در برابر آن گروهی که میگفتند که زن چرا میآید در تلویزیون مجریگری میکند و یا گوینده خبر میشود و فشار میآوردند که زن را از صحنه اجتماع حذف کنند، امام اینگونه برخورد کرد. خبر توسط خانم ریاضی خوانده شد و همه چیز تمام شد. درایت امام اینگونه بود و اینگونه مسائل را حل وفصل میکردند. آنجایی که استفاده ابزاری از زن میخواست صورت بگیرد( نمونه دخترهای ترکمن) و یا چهره زن بد نشان داده شود( نمونه تصویر زن امیرکبیر) موضع میگرفتند و میفرمودندکه این غلط است، اما آنجایی که زنی مانند خانم مریم ریاضی که بسیار با متانت در تلویزیون ظاهر میشد و هم خوب خبر میخواند ولی عدهای میگفتند که او نباشد، چون زن است، امام پیام خود را میدادند که ایشان بخواند. امام میخواستند بگویند که زن جایگاه رفیع دارد. نوع رفتار امام با مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی جامعه از طریق تلویزیون اینگونه بود که هر نکتهای را که به ما میدادند یک بحث فقهی و یا دینی رواج داشت. نظرات موافق و مخالف روی آن بود. آنچه که به ذهن مبارکشان میرسید و صحیح بود و جزئی از فقه حکومتی ایشان بود، به ما میگفتند و ما در تلویزیون یا رادیو آن را پیاده میکردیم.
* در مورد حجاب چطور؟ چه نظری داشتند؟
** در مورد حجاب خب خیلیها میگفتند حجاب یعنی فقط چادر. بحث حجاب اسلامی را هم آیتالله مطهری قبلا مطرح کرده بودند و نظرات مختلفی وجود داشت. اما وقتی که ما آمدیم عدهای از گویندهها را که چادر هم نداشتند اما با روسری و با متانت وارد تلویزیون میشدند خب حضرت امام از آن ایراد نمیگرفتند. منتها در برابر آن سؤالی هم که مطرح میشد که پس کدام خوب است؟ امام میفرمودند: که چادر حجاب برتر است، اما اینها هم حجاب است و با آن مخالفت نمیکردند.
* آیا توصیهای در جهت تهیه برنامههای مفرح بویژه در زمینه طنز یا تئاتر داشتند؟
** امام مخالف عبوس بودن تلویزیون بودند و با تکراری بودن برنامهها و یا بیمحتوا بودن آنها مخالف بودند. یک بار حضرت امام مرا احضار فرمودند و گفتند ابتذال را به اوج رساندهاید. عرض کردم چکار کردهایم؟ حضرت فرمودند: منظور تکرار برخی برنامههاست. مستقیم پخش میکنید، از رادیو پخش میکنید، خبر پخش میکنید، ظهرو شب پخش میکنید. مردم چه تقصیری کردند. اگر ابتذال در برنامهها را در دو معنا ببینیم، یک مورد آن همین تکرار مکرر برنامهها بود. و دیگری در برنامههای هنری. در مورد شادابی و طنز هم ما یکسری برنامههایی پخش میکردیم که یک بخش برنامههای کمدی بود و بخش دیگر برنامه فضای گل و گیاه و موسیقی و نورافشانی بود که ویژه جشن و شادی بود. اینها را امام هیچوقت منع نمیکردند. حتی بعضاً اگر مناسبتی پیش میآمد تأیید هم میکردند. مواردی هم بود که حضرت امام با قاطعیت منع میکردند. در مورد جذابیت برنامههای تلویزیون میفرمودند: شما باید کاری کنید که مردم آن طرف جعبه بنشینند. یعنی اینکه برنامهها باید جذاب باشد. بر اساس فرمایشات امام ما در گروه برنامه سازی تلویزیون، 14 تا “چه” تعریف کردیم. چی، چگونه، چه مقدار، برای چه کسی، چه زمانی و... که بتوانیم برنامهسازی در صداوسیما را ضابطه مند کنیم. این 14 تا چه همگی مبتنی بر فرمایشات امام بود. تعریف مخاطب را مشخص کردیم که برنامههای تلویزیون برای همه قابل فهم و مخاطب هم مشخص باشد.میزان درک آگاهی و سواد مخاطب و نوع برنامهای را که میپسندد در نظر میگرفتیم و بر اساس آن برنامه تولید میکردیم. اینکه مستقیماً بیایند و بگویند که شما فلان برنامه طنز را بسازید، اینگونه نبود. اولین باری که در تلویزیون نورافشانی و به تعبیری عام رقص نور همراه با یکی از سرودهای قشنگ انقلاب یعنی« این پیروزی خجسته باد این پیروزی...» بهکار برده شد، و بهصورت زنده هم پخش شد متوجه شدیم که امام از این برنامه خوششان آمد و تشویق کردند. مرحوم حاج احمدآقا میگفتند امام مرا صدا زدند و گفتند احمد بیا ببین. اینها این کارها را هم بلدند.
* از پخش صحنههای جنگ و حماسه رزمندگان، به هنگام حملات نیروهای رزمنده چطور؟
** خب آن زمان فضای کل کشور و از جمله رادیو و تلویزیون متعلق به حماسه و پیروزیهای رزمندگان اسلام بود. اما موردی که بهخاطرم میآید این است که دشمن دزفول را موشک باران کرد. در آن موشک باران یک بچه 7-6ساله سرش از بدنش جدا شده بود. آقای آهنگران که خودشان خوزستانی هم هست، بر اساس این صحنه غمانگیز نوحه ای ساخته بود، با این مضمون که « مادر سرت کو مادر» از این صحنه دلخراش تصویر و فیلمبرداری شده بود. نوحه آقای آهنگران به همراه آن تصاویر در تلویزیون پخش شده بود. خیلی دلخراش و تکاندهنده و تحریک کننده بود. امام ما را خواستند. فرمودند: این چیه گذاشتید؟ توضیح دادم. امام فرمودند الان دوران حماسه است. شما باید حماسه بیافرینید. نباید اینگونه نوحه خوانده شود. بگویید که دیگر اینجوری نخوانند. گفتم: چشم. آمدیم، و از طریق پسرعموی آقای آهنگران که در شبکه 2 کار میکرد ایشان را پیدا کردیم. ایشان آمدند تهران و به ایشان گفتم که حضرت امام فرمودند شما باید حماسی بخوانید. نکات از این دست خیلی زیاد وجود داشت و حضرت امام این تنبه را به ما دادند که حتی در شرایط جنگ نباید برنامه احساس برانگیزی صرفاً برای تحریک عواطف پخش شود.
* ظاهراً حضرت امام به شما فرمودند چقدر عکس و تصویر من را پخش میکنید؟ درست است؟
** بله؛ فرمودند. برخی اخباری را که پخش میکردیم امام ایراد میگرفتند و میفرمودند اینها خبر نیست که شما پخش میکنید. فلانی با فلانی ملاقات کرد. خبر ملاقات فلان وزیر با معاون و یا نخست وزیر با یک وزیر که خبر نیست، شما پخش میکنید. احمد هر روز میآید پیش من، شما باید هر روز بگویید که احمد به دیدار من میآید؟! امام میخواستند به ما بفهمانند که خب حالا ملاقات کردند، چی گفتند؟ چه تصمیمی گرفتند؟ چه عایدی برای مردم دارد؟ پیام آن برای مردم چیست؟ میفرمودندکه اینها خبر نیست که شما میگویید. روی این موارد هم نظر داشتند.
* در مورد پخش برنامههای مستقیم چطور، نظری داشتند؟
** دقیقاً خیلی حساس بودند. در مورد پخش مستقیم و بدون کنترل خیلی نظر داشتند. مثلاً یکبار خدمت ایشان رفتم عرض کردم که آقا حسینیه جماران کوچک است و حدود 700 نفر در آن جا میشوند. اگر اجازه بدهید در اعیاد و مناسبتهای مختلف برای اینکه کل ملت از سخنان شما بهره ببرند اجازه بدهید که ما سخنان شما را بطور مستقیم پخش کنیم. به هر حال ما میخواستیم خدمتی کرده باشیم. ایشان این نمونه را فرمودند: «وقتی رئیسجمهور و یا رهبر یک کشوری میخواهد صحبت کند و صحبتش از 18 تا فیلتر عبور میکند، حالا شما میآیید و به من میگویید بیایم مستقیم صحبت کنم. اگر من یک جمله این طرف و آنطرف بگویم کشور به هم میریزد. حالا مردم دو ساعت دیرتر ببینند طوری نمیشود.» خیلی حساس بودند اینکه صداو سیما جملهای پخش نکند که در جامعه مسئله درست کند. خیلی تأکید داشتند که رادیو و تلویزیون اطلاع رسانی درست داشته باشد. و حتی این اجازه را به ما داده بودند که اگر نکته و یا اشکال در صحبتهای ایشان وجود دارد را به ایشان عرض کرده و سپس اصلاح کنیم.
* اجازه دادند که شما خودتان اصلاح کنید؟
** خیر اگر چنین تشخیصی میدادیم، باید اطلاع میدادیم و با اطلاع و تأیید ایشان آن کار را انجام میدادیم. اغلب در پخش خبر هم این اتفاق میافتاد. و در خبر یکی دو جمله امام را البته با اطلاع ایشان کم میکردیم. مثلاً به هنگام فیلمبرداری در بعضی موارد شیطنتهایی میشد که آنها را اصلاح میکردیم.
* چطور؟چهجور شیطنتی؟
** مثلاً وقتی امام در موردی صحبت میکردند، تصویربردارها بر روی چهره شخص خاص متمرکز میشدند که مثلاً صحبت امام ممکن است در مورد آن شخص باشد. بخصوص در مواردی که امام امر یا نهی میکردند فیلم را متمرکز به چهره کسی میکردند که در جلسه حضور داشت که انعکاس بدی به جامعه میداد، و ممکن بود اینگونه نشان بدهد که مخاطب امام در این صحبت آن فرد است. ما باید همه اینها را کنترل و اصلاح میکردیم که سوء برداشت نشود و حرفی که زده میشود حرف سنجیدهای باشد و حرفی نباشد که به تعبیر امام جامعه را به هم بریزد. معمولاًزمان تغییر مدیریت صداوسیما که نزدیک میشد فشارهای سیاسی اجتماعی برای تغییر مدیرعامل زیاد میشد. بویژه درسال 1366 فشار خیلی زیاد بود که من در تلویزیون نباشم. عدهای صحنهسازیهایی کردند و دو مصاحبه از خانواده شهدا پخش کردند. در روزنامهها مصاحبه کردند و به برنامههای تلویزیون تاختند. یک نوار موسیقی هم توسط اعضای شورای سرپرستی وقت تهیه شده بود. یک اصطلاح به نام «اُورتور» در موسیقی وجود دارد که قبل از شروع کلام، قطعهای موسیقی با یک ساز نواخته میشود و بعد کلام شروع میشود. در «اُورتور» جاهایی صدای گیتار و سازها بلند میشود. یک نفر با زحمت زیاد دو نوار دردو نیم ساعت از این قطعههای سی ثانیهای «اُورتور» را کنار هم ضبط کرده، که مجموعهاش چیز خیلی بد به یک موسیقی تندی تبدیل میشد،مثل این بود که انگار شخصی دارد میرقصد.
آنها این نوارها را برای حضرت امام فرستاده بودند که رادیو و تلویزیون این موسیقی را پخش میکند. بنده خدمت امام رفتم و عرض کردم: برخی مرا مخاطب قرار داده و محکوم کردهاند و معتقدند ما کار خلاف شرع در صدا و سیما میکنیم. بعضیها هم از خانواده شهدا مصاحبههایی پخش میکنند. اگر شما واقعاً نظرتان این است که ما کار خلاف شرع انجام میدهیم، خب بفرمایید. ما که نمیخواهیم آخرتمان را به خاطر دنیای دیگران بفروشیم. امام فرمودند خیر شما بنویسید من جواب میدهم. هم من و هم شورای سرپرستی نامهای جداگانه خدمت امام نوشتیم که شما ما را راهنمایی کنید. حضرت امام جواب دادند و فرمودند که همه اینها آموزنده است و اکثراً بدون اشکال؛ اما دو نکته را باید تذکر بدهم، اول اینکه اجنبی گریم نکند و دوم اینکه بیننده از روی شهوت نظر نکند. بعدها که خدمت امام رفتم عرض کردم نکته دوم را ما میفهمیم ولی نکته اول شأن نزول آن چیست که فرمودید اجنبی گریم نکند؟ امام فرمودند: وقتی که به تیتراژ برنامهها نگاه میکنم میبینم که شما مثلاً بازیگر زن دارید ولی اسمی از گریمور زن نمینویسید! اگر مرد اجنبی زن را گریم میکند این کار درست نیست. یا مثلاً بازیگر مرد دارید اما اسم گریمور زن نوشته میشود. اسم گریمور مرد را نمینویسید. من از این جهت تذکر دادم که اگر مثلاً اجنبی گریم میکند این کار حرام است. من به عنوان مدیر صداوسیما هیچ وقت به این نکته توجه نکردم. یعنی با چنین دقت نظر نقاط ضعف ما را میدیدند و تذکر میدادند.
* درخصوص برنامههای ورزشی چطور؟ بخصوص در برههای پخش ورزشهای جمعی مثل فوتبال و فردی مثل وزنه برداری و کشتی محل مناقشه بود!
** وقتی ما کشتی و وزنهبرداری را که پخش میکردیم، عدهای آن روزها میگفتند شما چرا اینها را پخش میکنید. در مورد فوتبال هم همینگونه بود. عدهای معتقد بودند که ما مثلاً با خانواده و زن و دخترانمان جلوی تلویزیون نشستهایم و آن کشتیگیر یا آن وزنهبردار با آن وضع ظاهر میشود و این زشت است. خب ما اینها را به امام منتقل کردیم که امام فرمودند بیننده از روی شهوت نظر نکند. حالا هرکسی، هر صحنهای برای او اگر مفسده دارد مشکل خودش را حل کند. نمیشود بخاطر عدهای اندک شما یک جامعه را از دیدن یک برنامه ورزشی محروم کنید.
* شما با حکم حضرت امام به ریاست صداوسیما برگزیده شدید؟
** دفعه اول که به صداو سیما رفتم به انتخاب شورای سرپرستی بود. قانون با اکنون فرق میکرد. اعضای شورای سرپرستی از هر قوه دو نماینده داشت که یک نفر آنها علیالبدل بودند. این شورا اختیارات زیادی داشتند از جمله تعیین مدیرعامل سازمان ؛ که وقتی به بنده پیشنهاد مدیرعاملی را دادند عصر پنجشنبه بود که خدمت حضرت امام رفتم و اجازه گرفتم و شنبه هم در سازمان کارم را شروع کردم. بعد از دو سال بین من و شورای سرپرستی اختلاف افتاد. سازمان، سازمان حساسی بود. توقعات زیاد بود. به شورا مراجعه و اعمال سلیقه میکردند و شورا در کارهای اجرایی دخالت میکرد. بر حسب شرایط برخی موارد را که شورا میگفت من انجام نمیدادم و اختلاف نظر پیش آمد. عصر روز پنجشنبهای که سازمان تعطیل بود اطلاعیهای به در اتاق من زدند که در حقیقت یک حکم برای آقای جواد لاریجانی بهعنوان سرپرست صداوسیما بود و استعفای مرا هم در آن حکم قبول کردند، در صورتی که من اصلاً استعفا نداده بودم. ما را عزل کردند. از دفتر امام تماس گرفتند و گفتند امام آن حکم را میخواهد( قبل از اینکه حکم در تلویزیون خوانده شود) ما هم آنرا برای حضرت امام فرستادیم.
* اعضای شورا را میتوانید نام ببرید؟
** بله، شش نفر بودند؛ سه نفر اصلی و سه نفر علیالبدل: آقای دکتر حسن روحانی و مرحوم زوارهای از قوه مقننه(مجلس) بودند. آقای آقازاده و آقای زورق از قوه مجریه بودند که آن زمان حضرت آیتالله خامنهای رئیسجمهور بودند و نماینده ایشان بودند. آقای علی جنتی و آقای طارمی از قوه قضائیه بودند. بعدها در تغییراتی که انجام شد در سال بعد مثلاً آقای علی جنتی و آقای جواد لاریجانی از قوه قضائیه آمدند. آن چهار نفر ثابت بودند.
* وقتی حکم را به دفتر امام فرستادید چه اتفاقی افتاد؟
** بعد از اینکه این حکم خوانده شد حضرت امام به سران سه قوه یعنی آقایان موسوی اردبیلی، آقای هاشمی رفسنجانی و آیتالله خامنهای فرموده بودند که به نمایندههایتان میگویید که خودشان استعفا بدهند، یا من عزلشان کنم. خلاصه همان کار اول انجام شد. تا ساعت 10 شب چهارنفرشان استعفا دادند. ساعت 10 شب بود که مرحوم حاج سید احمدآقا زنگ زدند و گفتند که امام فرمودند که شما شنبه برو سر کار. عرض کردم اگر امام اجازه میفرمایند صبح شنبه اول خدمت ایشان برسم. که همینگونه شد. خدمت امام رفتیم. آقای هاشمی رفسنجانی هم آمده بودند. صحبتی که امام شروع کردند این بود که فرمودند: که این مقدمه یک اتفاق در کشور بود. و بعد هم فرمودند من نگران شدم وآخر هم فرمودند شما برو سر کار. نامهای نوشتند و دو مطلب را در نامه ذکر کردند یکی از موارد آن بود که بر خلاف انتظار اختلافاتی در صداوسیما بوجود آمد که باعث نگرانی من شد. برای اینکه این سازمان عظیم بیمسئول نباشد فلانی را به عنوان نماینده خودم تعیین میکنم که امور مربوط به مدیر عامل را انجام بدهند. در آن نامه نکته دیگر آن بود که فرمودند شنیده شده که میگویند که بعضی در بیت من بدون نظر من تصمیم میگیرند. چون این خلاف واقع است گوینده این قبیل گفتار توبه کند. آن نامه در اسناد هست، میتوانید مراجعه کنید. بعد از حکم امام مدتی سازمان ، شورای سرپرستی نداشت. بعد سران سه قوه نمایندگان خود را تعیین کردند و در دوره جدید آقای سید محمد هاشمی که در دفتر امام بود که از طرف قوه قضائیه انتخاب شدند. آقای هاشمی خودشان از طرف مجلس آمدند (آقای حسن روحانی دیگر نیامد) و مرحوم زوارهای علیالبدل بود. فضا بکلی تغییر کرد. در دوره بعد شورا مجدد مرا انتخاب کرد. بعد از رحلت امام قانون اساسی تغییر کرده و صداوسیما زیر نظر رهبری رفت. من هم رفتم خدمت رهبری و استعفا دادم. حضرت آیت الله خامنهای خیلی ابراز لطف نمودند و استعفا را قبول نکردند و یک حکم بدون زمان به بنده دادند. ایشان احکام را سه ساله میدادند. بعد به ایشان عرض کردم که من همیشه که نمیتوانم در صداوسیما باشم شما زمانی مجبور میشوید مرا عوض کنید. فرمودند: نه، من عمداً حکم شما را بدون زمان نوشتم که دیگران طمع نکنند و از من نخواهند که حکم شما را تمدید نکنم و من به آن توجه داشتم. پنج سال هم بعد از ارتحال امام در آن مسئولیت بودم و مقدر نبود که بیشتر در آن سازمان باشم.
* حضرت امام چه چالشهایی را در سازمان صداو سیما میدید که شما به عنوان رئیس سازمان نمیدیدید؟
** امام با منیتها بسیار مخالف بودند. همواره در دیدارهایشان با مسئولان این شاه بیت کلام امام بود که منیتها را کنار بگذارید و برای مردم کار کنید. وقتی با اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی خدمت ایشان رفتیم و اختلافاتی در بین اعضا بود، فرمودند شما که در این کشتی نشستهاید همهتان با هم هستید، فکر نکنید اگر این کشتی سوراخ شد، شما غرق نمیشوید آن یکی غرق میشود؛ همه غرق میشوید. سعی من در سازمان حفظ استقلال آن و جلوگیری از افراط و تفریط بود. به همکاران میگفتم اگر عضو حزب یا گروهی هستید گرایش حزبیتان را در رادیو و تلویزیون پیاده نکنید. این سازمان متعلق به مردم است. امام مخالف تفرقه بود، یکبار که با یکی از علما مشکلی پیدا کردم حضرت امام فرمودند که اگر در دوجا تفرقه بوجود بیاید برای کشور ناسالم است و خطر دارد. یکی در صداو سیما و یکی در ارتش. در صداوسیما باید مردمی فکر کرد و برنامه ساخت. متعلق به کل نظام است. شرکت سهامی نیست که چند سهم متعلق به این و چند سهم متعلق به آن باشد. تعابیر خیلی جالبی داشتند. یکبار به اتفاق کارکنان صداوسیما خدمت امام رفتیم که از بنده ابراز رضایت کردند و تعبیری داشتند و آن این بود که برادران هاشمی رفسنجانی دارند به اسلام خدمت میکنند، که در صحیفه امام هم وجود دارد.
* در انقلاب فرهنگی، صداوسیما چه نقشی داشته، مباحث دانشگاهی اصلاً مطرح میشده یا نه؟
** اینکه در دوران انقلاب فرهنگی چه چیزی را مطرح کنیم و از چه شخصیتی از حوزه و یا دانشگاه مطرح کنیم، برنامههایی بود که در درون سازمان پیگیری میشد. نمیرفتیم از امام اجازه بگیریم، شأن امام بالاتر از این بود که بگویند آقای زید و یا عمرو در تلویزیون باشند یا نباشند. در مسائل جزئی دخالت نمیکردند. اگر خطایی میدیدند تذکر میدادند و بیشتر هم نهی بود. در دورانی که با حضرت امام چه در پاریس بودم وچه در دوران پس از انقلاب بودم وقتی به سیره امام نگاه وآنرا بازخوانی میکنم حقیقتاً شباهت زیادی به رفتار حضرت رسول و حضرت امیر میدیدم. امام الگوی خوبی است که بیاییم و آن را معرفی کنیم. به لحاظ زیستی که در سادهترین حالت زندگی میکرد. به لحاظ معرفت، زهد، تقوا، رفتار با مردم وبا مخالفین، نگاه میکنیم، میبینیم که امام بهترین الگوی عملی در زمان ماست و رفتار و عملکرد او بسیار منطبق با زندگی حضرت رسول و حضرت امیر است.
* بطور میانگین هر دو هفته یکبار امام را ملاقات میکردید؟
** زدیکتر حتی. بعضی هفتهها حتی تا سه بار ایشان را میدیدم. امام در مقطعی فرمودند مسائلی که پیش میآید، بیایید از خود من سؤال بکنید. هر وقت احساس ضرورت میکردیم که باید خدمت ایشان برسیم و از ایشان سؤال کنیم میرفتم خدمت ایشان.