شیوه اجرای ترور
حجم، قدرت و شیوه اجرای عملیاتی که حریری و همراهان وی را هدف گرفت دارای نشانههای زیر است:
1ـ عوامل ترور و حامیان آن، افراد یا سازمانهایی مهم هستند که تجربه، قدرت اطلاعات، لجستیک و عملیاتی بسیار بالایی دارند.
2ـ عوامل ترور، ضمن تحقق هدف اصلی در پی تحقق اهداف فرعی بودهاند که از جمله آن موارد زیر است:
ضمانت تحقق نتیجه، بهگونهای که هیچ امیدی به نجات جان حریری نباشد.
پیچیده کردن تحقیقات و گمراه کردن مسیر تحقیق به گونهای که هر چه حجم انفجار بزرگتر باشد، رسیدن به عوامل آن دشوارتر باشد.
تحریک احساسات و عواطف با دلخراش کردن ترور و این همان موردی است که «یورگن کولبل» در کتاب خود به نام «شواهد پنهان در ترور حریری» به آن اشاره میکند و مینویسد: ترور حریری چنان طرحریزی شد که مانند «ثوره الارز» در لبنان در خاطرهها باقی بماند.
این نکات یک سؤال اساسی را درباره شیوهای که حریری با آن ترور شد، مطرح میکند که میتوان آن را در سه فرضیه خلاصه کرد:
ترور با کارگذاری بمب زیرزمین
بسیاری از دادهها و شواهد به دست آمده، همه به یک نتیجه رسیده است و آن این که چنین فرضیهای با توجه به دشوار بودن شیوه اجرا و کاشت مواد منفجره که وزن آن به یک تُن میرسد در منطقهای در مرکز بیروت که شبانهروز شاهد آمد و شد مردم است، بسیار بعید است، زیرا این شرایط، عوامل ترور را رسوا میکند.
از طرف دیگر، گودالی که انفجار ایجاد کرده است نشان میدهد انفجار از زیر زمین نبوده، در غیر این صورت قطر گودال کمتر از این میشد. اگر این گونه بود، انفجار، لرزشی شدید شبیه زمینلرزه به همراه صدای شدید و پراکنده شدن گازهای مختلف ایجاد میکرد. همچنین مواد منفجره زیر زمین، قدرت تخریبی همان مواد منفجره بر روی زمین را ندارد و چون زمین محل انفجار قابلیت فشرده شدن نداشت، خرابی فقط در محیط مجاور ایجاد شد، در صورتی که اگر این مواد روی سطح زمین منفجر شود، قدرت تخریبی در مساحت بیشتری دارد.
در نتیجه، بعید بودن این فرضیه، ما را به نتیجهای بدون ابهام و تأویل میرساند و آن این که ترور با یکی از شیوههای زیر انجام شده است:
انفجار با عامل انتحاری سوار بر خودرو بمبگذاری شده که مقدار زیادی مواد منفجره (حدود یک تُن یا بیشتر) حمل میکرده است.
ترور از راه هوا با موشکی که هواپیمای نظامی شلیک کرده است.
تـرور با عامل انتحاری و خودروی بمبگذاری شده
این شیوه که خودروی بمبگذاری شده را فردی انتحاری هدایت کرده باشد، به دلایل زیر ثابت نشد:
1ـ حفره ناشی از انفجار به ابعاد 15 در نه متر با عمق سه متر بوده است؛ در نتیجه بسته انفجاری ـاگر با خودرو و در سطح خیابان حمل شده است ـ باید وزنی معادل شش تن مواد انفجاری داشته باشد تا این حفره را ایجاد کند، در حالی که تمامی گزارشها تأکید کردهاند وزن بسته مواد منفجره، بیش از یک تن نبوده است، پس مطمئناً روی سطح نبوده وگرنه چنین حفرهای ایجاد نمیکرد.
2ـ حفره ناشی از انفجار که در آن لولههای صدمهدیده آب پوشیده شده از گل و لای دیده میشود، نشان میدهد که بخشی از انفجار در عمق زمین روی داده است، زیرا بسته انفجاری که در خودرو بوده، نمیتواند به چنین عمقی برسد که لولههای خوابیده در عمق زمین را صدمه بزند.
3ـ خودروی پارک شده در کنار حفره که در لحظه انفجار نیز آنجا بوده، پس از انفجار، شکل اتاق خود را حفظ کرده است، در حالی که میبایست به چند متر آن سوتر پرتاب و به طور کلی، نابود میشد، البته اگر انفجار ناشی از بمبی به وزن چند تن بوده باشد که در خودرویی نزدیک آن حمل میشد.
4ـ موج تخریبی بمب کار گذاشته شده در درون خودرو که بیشک در سمت راست خودرو یا چپ هیأت همراه حریری بوده، در نتیجه قدرتی که اشیاء را به اطراف پرتاب کرده است، سبب میشد خودرو به یکی از سمتهای چپ یا راست پرتاب شده باشد؛ پس با توجه به آنچه گفته شد، نمیتوان نتیجه گرفت که یکی از خودروهای همراه حریری تا طبقه سوم ساختمان مجاور به بالا پرتاب شده باشد مگر اینکه انفجار از پایین رخ داده و سبب شده باشد که خودرو به بالا پرتاب شود.
5 ـ اگر هر بسته انفجاری روی زمین یا در خورویی کار گذاشته میشد، دستگاههای هشداردهنده در شبکه امنیتی حریری آن را شناسایی میکرد و هشدار میداد.
با توجه به تحلیلهایی که بیان شد، روشن میشود که احتمال انفجار با خودرویی حامل فرد انتحاری غیرمنطقی است و واقعیتهای به دست آمده آن را تایید نمیکند. در عین حال بعید است که کسی زمین را حفر و بسته انفجاری به وزن یک یا دو تن را دفن کرده سپس آن را پوشانده باشد، آن هم در منطقهای شلوغ، بدون این که کسی صحنه را دیده باشد. اکنون این سوال مطرح میشود که ترور چگونه انجام شده است؟
فریضه اجرای ترور با موشک یا هواپیمای نظامی
بررسی حفره ناشی از انفجار و حجم و عمق آن، به بالا پرتاب شدن خودروهای هیات همراه حریری تا ارتفاع طبقه سوم ساختمان مجاور محل حادثه و مشاهده تصاویر جسد حریری که در قسمت پایین تنه به شدت آسیب دیده بود، در حالی که قسمت بالای بدن مانند سر کمترین آسیب را داشت، نشان میدهد که اجرای ترور با شلیک موشک از هوا،محتملتر از فرضیههای دیگر است.
برخی جوانب این فرضیه نیاز به توضیح دارد، باید نوع مواد منفجره که کلاهک موشک حامل آن بوده است،روشن شود.
نخستین موضوعی که میتواند طرح شود این است که ممکن است این موشک از هوا به زمین شلیک شده، چنین حفره بزرگی را ایجاد کرده و به مرگ حریری منجر شده باشد. پاسخ سریع به این امر را با مقایسه سادهای میان تصویر حفره انفجار ترور حریری با تصاویر حفرههای بمباران هوایی غزه توسط اسرائیل در جنگ تابستان سال 2006 [33 روزه] مثلاً حفره ایجاد شده در دانشکده پلیس حماس خواهیم داد.
اما درباره چگونگی ایجاد این حفره، پرتاب شدن بتونها به فاصله چند صدمتری و خروج لولههای آب از زمین، تحلیل منطقی این است که موشکی با دقت بالا به زیر خودروی حریری اصابت کرده،آسفالت را شکافته و حفرهای به این عمق پیش از آن که خودرو منفجر شده باشد، ایجاد کرده است.
این تحلیل قبلاً توجه «سرژپرامرتز» رئیس پیشین هیات تحقیق بینالمللی را جلب کرده بود و سپس در میان برخی کارشناسان فنی و کارشناسان پزشکی قانونی انعکاس یافت. از طرفی «کیت هلسابل» کارشناس حفریات و مهندس مکانیک دانشگاه واشنگتن در یکی از گزارشهای منتشر شده اعلام کرد که اگر بمب به کلاهکی حفرکننده مجهز بود، میتوانست چنین خسارتی را به زمین و جسدها وارد کرده باشد.
هلسابل افزود این نوع بمبها معمولا از هوا شلیک میشود و قادر است بمبهای «پانکرپاستر» را که قبل از انفجار، سطح مدنظر را میشکافد، نابود کند. این بمب با وزن یک تن، مجهز به کلاهک نفوذکننده بوده که از هوا به زمین شلیک شده و توانسته است چنین حفرهای ایجاد کند.
همچنین «خاویر لاروش»کارشناس امور جنایی کمیته بازرسی بینالملل (کارشناس پزشکی قانونی و هماهنگکننده پزشکی قانونی در دادگاه بینالمللی)گزارشی محرمانه تهیه و در آن اشاره کرد که احتمال دارد اسرائیل،حریری را با موشک هوا به زمین با مواد منفجرهای به وزن بیش از 500 کیلوگرم «تیانتی» ترور کرده باشد. این موشک به هنگام اصابت به هدف با کمی تأخیر یعنی پس از شکافتن سطح زمین و ایجاد حفره منفجر شده و احتمالاً بخش باقیمانده موشک، اهداف نزدیک به مکان انفجار را نابود کرده است.
موشک تشکیلدهنده ماده منفجره
شناختن ماده منفجره به کار رفته در ترور حریری،اهمیتی ویژه دارد، زیرا سبب شناسایی عامل ترور حریری میشود، به ویژه اگر بدانیم مواد به کار رفته در ترور حریری،جز چند کشور محدود و مشخص در اختیار هیچکس نیست. برای تعیین مشخصات این مواد شکی نیست که باید به جزئیترین موارد ترور واقف بود و آن را بررسی کرد. مهمترین مواردی که پس از ترور میتوان به آن اشاره کرد عبارتند از:
حرارت زیاد ایجاد شده بر اثر قدرت انفجار
آتش گرفتن محل ترور و پراکنده شدن تکههای خودروی حریری
ذغال شدن بخشی از اجساد و سالم ماندن بخشی دیگر
پراکنده شدن تکههای اجساد به شکلی عجیب
یافت نشدن استخوانهای خرد شده،یا پوست تکه شده پس از آن که حرارت زیاد،خونهای ریخته شده را خشک کرد
ذوب شدن ساعت حریری که از طلای خالص بود و ذوب لایه فولاد روی خودروهای کاروان حریری
پرتاب شدن سرپوش لولههای موجود در محل انفجار.
بیشک این چنین آثاری، کمک موثری به شناسایی نوع مواد منفجره و ویژگیهای سلاح به کار رفته در ترور حریری میکند. برخی از این ویژگیها عبارتند از:
قدرت مکندگی اکسیژن در لحظه وقوع انفجار که این را خشکی اجساد قربانیان کاملا نشان میدهد.
قدرت ایجاد فشار بسیار زیاد در محل انفجار به طوری که اشیای سنگین به اطراف پرتاب شدند و یا در هوا به پرواز درآمدند.
دقت و قدرت بالای انفجار که به نابودی تمامی اشیای موجود در مکان منجر شد
سرعت وقوع انفجار که حرارت فوقالعاده زیاد محل انفجار نشاندهنده آن است (انفجار کند، گیاهان محل انفجار را میسوزاند، درست برعکس مواد سریعالانفجار که ناقص میسوزند).
این ویژگیها سوالی اساسی را درباره سلاح به کار رفته در ترور حریری که مجهز به مقدار کمی اورانیوم غنیشده بود،مطرح میکند. این اورانیوم میتوانست تشعشعی محدود داشته باشد.
احتمال این فرضیه وقتی قوت میگیرد که بدانیم پزشکان بیمارستان نظامی فرانسه که «باسل فلیحان» تنها نجات یافته حادثه را معاینه کردند،زمانی که دریافتند وی در معرض تشعشع اورانیوم غنیشده قرار گرفته است، شگفتزده شدند.
برای تأمل در این فرضیه، به آثاری اشاره میکنیم که بمبهای حاوی اورانیوم غنیشده،میتواند بر خودروها و افراد بر جای گذارد:
1ـ تولید فشار و انرژی زیاد که سبب ذوب شدید بدنه خودروهای زرهی میشود.
2 ـ تاثیر تشعشع بر پوست، انسداد وریدهای بدن و نابودی سلولهای عصبی.
3 ـ بالا رفتن شدید درجه حرارت محیط به هنگام انفجار و در نتیجه، بروز آتشسوزی گسترده.
برای اطمینان یافتن از این امر، مقایسهای ساده بین نشانههایی میکنیم که روی اجساد برخی قربانیان جنایات رژیم صهیونیستی در غزه در جنگ 22 روزه سال 2008 باقی ماند. با نشانههایی که بر اجساد عملیات ترور حریری وجود داشت تا وجوه مشترک این دو به دست آید.
طبق گزارشهای وزارت بهداشت دولت اسماعیل هنیه در غزه، در سال 2008، آثار ویرانکننده بمبهای اسرائیل در تهاجم به غزه، سبب سوختگی شدید صدمهدیدگان،شکسته شدن استخوانها و تکهتکه شدن اجساد شهدا شده است. شاهدان عینی ترور حریری از بوی بد در صحنه جنایت خبر دادند. ادامه دارد...