* از روزی که تصمیم گرفتید نامزد مجلس بشوید چه دیدگاه و تفکری داشتید، فکر می کردید در مجلس چه می شود و شما قرار است چه کارهایی بکنید؟
** از آنجا که به سرنوشت کشورم علا قمند بودم و هستم و تجربه مدیریت در سطوح مختلف را داشتم و مطالعات خوبی در رابطه با علوم اجتماعی و سیاسی داشتم جایگاه رفیع مجلس شورای اسلا می را می شناختم برخود فرض دانستم وارد عرصه انتخابات مجلس شوم. نهایتا موفق به حضور در صحن مجلس به عنوان نماینده مردم شریف شبستر شدم.
دیدگاه من به مجلس به عنوان نهادی در راس امور یک دید کارشناسی بود و تفکر من از رسالت آن نشات می گرفت. مجلس باید نرم افزار حرکت جامعه را در قالب قوانین ترسیم کند و بر حرکت درست سایر قوا بر محور این قوانین نظارت کند و این همان وظیفه ذاتی این نهاد مقدس است یعنی قانونگذاری و نظارت.
نگاه کارشناسی یک نگاه سیستماتیک است که در صورت حاکمیت این نگرش، من ها حذف می شود و به اقیانوس ما می پیوندد. بخشی نگری ها حذف می شود نماینده به معنای واقعی نماینده تمام مردم عزیز میهن اسلا می می شود، خود را در حصار یک فضای محدود نمی بیند و در برابر تمام مردم مسوول می شود. البته از جایگاه رفیع سیاسی مجلس غافل نبودم و حرکت ها و موضع گیری آن در مقاطع حساس جامعه از نظرم پنهان نبود ولی نیازهای اساسی جامعه در قالب روابط اجتماعی مردم و حاکمیت یا به طور ساده امور روزمره مردم که بیشتر در اعمال قوه مجریه متبلور است بخش عمده ذهن مرا اشغال می کرد. وقتی می دیدم رفتار یک پاسخگوی ساده اجرائی چگونه ذهنیت یک هم وطن را شکل می دهد و او را خوشبین می کند یا بدبین، خود را مکلف می دانستم در خصوص اصلا ح این روابط کار کنم و از جایگاه بالا ی مجلس به آن بپردازم.
معتقد بوده و هستم که برای اجرای عدالت و در نتیجه کسب اعتماد عموم به اجرای عدالت باید سیستماتیک عمل کرد. واکنش های مقطعی، تصمیم گیری های بی اساس و بدون مبنای علمی را باید کنار گذاشت و پاسخ هر درخواستی رااز یک سیستم منسجم برنامه ریزی شده خواست. عملکرد غیرسیستماتیک سراز بی عدالتی و تبعیض درمیآورد.
فکر می کردم وهنوز هم بر آن معتقدم که مجلس می تواند این فضا را در خود این نهاد ایجاد کند روابط خود را با سایر قوا از جمله قوه مجریه بر این اساس بنا گذارد و بر استمرار این فضای کارشناسی در کل جامعه نظارت کند.
یکی از پشتوانه های خوب من در این عرصه اطلا عاتی بود که از توانمندی صنعت IT (فناوری اطلا عات) در حل این گونه معضلا ت داشتم. معتقد بوده و هستم که هرچقدر از فناوری اطلا عات استفاده شود به همان میزان به گذران عادلا نه امور اجرائی که بخش عمده ای از نگرش مردم را شکل می دهد نزدیک خواهیم شد.
* آیا آن موقع فکر می کردید نمایندگان مجلس کم کاری می کنند؟
** نه معتقد به کم کاری همکاران گذشته خود نبودم اتفاقا مشغله فراوان آنها را لمس می کردم، ولی سوال ذهن من این بود که چرا حاصل این همه زحمات نمایان نیست، چرا یک نماینده این همه درگیر است ولی نتیجه تناسب چندانی با این همه زحمت ندارد؟
* گمان می کردید مجلس یک جایگاه ایده الی باشد؟
** نگاه من به مجلس یک نگاه ایده آل بود ولی فراز و نشیب های مسیر را نیز می شناختم. قطعا نگاه ایده آل و شناخت کامل و واقع گرایانه می تواند باعث افزایش بهره وری و تسریع در رسیدن به هدف باشد.
* آن نگاه ایده آل چه بود؟
** این نگاه برگرفته از قوانین موضوعه کشور، جایگاه قوا و استقلا ل آنها بوده است. اگر استقلا ل قوا به معنای واقعی پیاده شود و در اعتقاد و عمل سرلوحه نظارت و عملکردهایمان باشد به فضای کاری ایده آلی دست پیدا می کنیم. درگیریها کم وحذف می شود و وفاق و همدلی حاکم می شود.
مشکلا تی که امروز ما در روابط قوا به ویژه قوای مجریه و قانونگذاری داریم، مخصوصا در حوزه های انتخابیه، ناشی از برداشت های غلط از جایگاه قوا است. این مقوله بحث مفصلی را می طلبد. حقایق تلخی در این وادی وجود دارد که بر عملکرد قوا و نگرش متقابل و از همه بدتر برنگرش عمومی (مردم) اثرگذار است.
برای روشن شدن موضوع چند مورد را مثال می زنم منتها دوست دارم از بدو شکل گیری مجلس یعنی انتخابات شروع کنم: در انتخابات مجلس و دوران نمایندگی اتفاقاتی رخ می دهد که چهار سال بر عملکرد نماینده سایه می افکند.
1- نقش مدیران موجود عرصه اجرائی در انتخابات:
از آنجا که انتخاب مدیران بر مبنای نظام شایسته سالا ری و سیستمی نیست ، مدیران حیات و بقای مدیریتی خود را با تغییر نمایندگان حوزه انتخابیه خودشان مرتبط می دانند، فلذا در انتخابات به ویژه دوام نمایندگی نماینده فعلی وارد می شوند مفسده طبیعی در این مسیر صرف امکانات بیت المال به نفع شخص خاصی است که مدیران دوست دارند او نماینده شود. این کار به این حد ملموس است که همه مردم و کاندیداها واقفند. حال و ای به روزی که نماینده منتخب فرد مورد نظر آنها نباشد.
البته انتساب کاندیدا به یک سازمان و نهاد اجرائی نیز آفاتی مشابه را دارد که موازنه انتخابات را می تواند تغییر دهد. جبهه گیری شخصیت های با نفوذ و نهادهای انقلا بی نیز تبعات بعدی را صد چندان می کند.
2- نقش هواداران و طرفداران نماینده منتخب:
به دلا یلی که در بند قبل آمد بلا فاصله هواداران خط و نشان می کشند هم برای نماینده منتخب هم برای مخالفان; و برای خود جایگاه تعریف می کنند. شاید هم راه دیگری نباشد چرا که این تسلسل از گذشته شروع شده و قطع زنجیره حلقه ای این تسلسل کارآسانی نیست. تحقق این خواسته ها به همان میزان دردسر دارد که عدم تحقق شان دارد. یکی از شاخص های قدرتمند بودن نماینده همین تغییرات و عزل و نصب هاست.
3-انتظارات غیر مرتبط از نماینده:
آنچه که بیشتر وقت نمایندگان را می گیرد و تبعات زیانبار آن قابل محاسبه نیست این انتظارات است.
سفارش به قوه قضائیه در دعاوی قضائی
سفارش به قوه مجریه برای اشتغال
سفارش به دانشگاه آزاد برای انتقال دانشجو
سفارش به دانشگاه آزاد برای تخفیف هزینه دانشجو
سفارش به بانک ها برای گرفتن وام
سفارش به ارتقای شغلی
دهها سفارش و توصیه دیگر
اینها مراجعات مردم وبخشی از انتظارات از نمایندگان است. خیلی وقت ها خود سازمان ها و ارگان های اجرائی مشوق اخذ این سفارشات هستند وقتی نمایندگان می خواهند توجیه کنند و از مکاتبات مذکور جلوگیری کنند مراجعه کننده ناراحت می شود اگر نماینده از نهاد اجرائی انتقاد کند پاسخ می شنود که ما نامه نخواستیم شما می نویسید. این قصه به ضرب المثل خلقت مرغ و تخم مرغ تبدیل شده است. بیچاره مردم که متاسفانه توپ میدان بازی قوای کشور باید باشند. این انتقاد به همه قوای کشور به ویژه ما نمایندگان وارد است.
4-انتظار از نماینده برای شرکت در تمامی مراسم حوزه انتخابیه:
حضور نماینده در جمع مردم به ویژه حوزه انتخابیه ضروری است اما این ضرورت را در کنار مشغله های دیگر باید ارزیابی کرد. قانون گذاری و نظارت بسیار زمان بر است. آنچه که نیاز جامعه است بخش اعظم اش در سطح کلا ن قابل برآورد است.
سرکشی به حوزه انتخابیه جزو وظایف ماست لکن ذهنیت ها را باید تغییر داد. برآوردن این انتظارات و آنچه که در موارد قبل گذشت توان اصلی نماینده را مصروف مسائل زائد می کند.
5- تبلیغات منفی مخالفان دوره انتخابات:
انتظار می رود پس از تعیین نماینده منتخب و شروع به کار نماینده مخالفت ها و رقابت ها به رفاقت تبدیل شود; چهار سال دست به دست هم داده شود تا امور جامعه به سمت ترقی و رشد حرکت کند. اصطکاک ها حذف شود. آنچه که مرسوم است به غلط، تخریب چهره نماینده با شروع به کار نمایندگی شروع می شود.
تک تک موارد مذکور و مواردی که ذکر نکردم نیاز به حکایت هفت من مثنوی دارد که به اختصار از آنها عبور می کنم. لا زم به تذکر می دانم که بنده در آنچه گذشت کسی یا نهادی را متهم نمی کنم به ویژه مردم شریف را منزه از این ایرادات می دانم و بخش عمده مسائل را متوجه خودمان می دانم.
* چه اشکالی دارد که نماینده مجلس تا بدین حد با مردم ارتباط داشته باشد؟
** عرض کردم ارتباط با مردم ضرورت است، ولی باید از طرف نماینده و خود مردم مدیریت و اهمیت جایگاه نمایندگی که متعلق به خود مردم است درک و معلوم شود کدام نماینده می تواند امانتدار و حافظ این جایگاه باشد.
درست این است که برآوردن انتظارات نابجا و کم اهمیت نباید نماینده را از اهداف و وظایف واقعی باز دارد.
* چرا رسیدگی به حوزه های انتخابیه را نمی پسندید؟
** من نه تنها با رسیدگی به حوزه انتخابیه مخالف نیستم، بلکه وظیفه خود می دانم. بحث ما شیوه عمل است آنچه که امروزه مرسوم است یک نوع عوامفریبی است. بخش عمده این رسیدگی مربوط به طرح های عمرانی است.
طرح های عمرانی باید در برنامه های سالا نه مشخص شود و این کار قطعا شده است. در یک طرح باید زمان شروع، مدت انجام کار و اعتبار لا زم مشخص شود. در واقع یک CPM زمانی داده شود که همه اینها یک کار اجرایی است. کنترل پروژه هم مسوولین خود را می طلبد در نهایت انحراف 10 درصد از برنامه نیز قابل توجیه است. اشکال کار در اینگونه موارد وقتی ظاهر می شود که وعده و وعیدهای دروغین و غیرعملی داده می شود و انتظارات نابجایی ایجاد می کند، چه از جانب ما نمایندگان چه از جانب مسوولین اجرائی.
فکر می کنم تایید کنید چاره کار نگرش سیستماتیک است، این نگرش است که می تواند همه موارد مذکور را حل کند وگرنه باید سراغ مسکن های مقطعی و در نتیجه حرکت های عوام فریبانه برویم.
* آیا نمی شود به صورت ریز همه چیز را به مردم اعلام کرد؟
** مردم محرم هستند نه بیگانه، باید با واقعیت ها آشنا شوند، پروژه ها را با جزئیات بشناسند و برنامه ها را بدانند. مردم ما هرچقدر در ریز مسایل قرار گیرند، بیشترین همکاری را با سیستم اجرایی می کنند. مردم کمبودها را می پذیرند ولی تبعیض و بی عدالتی را برنمی تابند. انتظار مردم ناشی از نگرانی شان از تضییح حق شان است. مثال می زنم; مردم می دانند تعیین کننده اصلی در کنکور دانشگاه ها میزان سواد و معلومات فرزندشان است و به رتبه علمی فرزندشان در کنکورایمان دارند و نتیجه کنکور را می پذیرند، اما در رابطه با اشتغال فرزندانشان ایمان ندارند که فرزندشان براساس شایستگی های او به کار گرفته می شود. در حالی که استخدام یک آبدارچی هم سفارش و پارتی می خواهد، چگونه مطمئن شوند که حق فرزندشان ادا خواهد شد، فلذا مجبورند خود را به این در و آن در بزنند تا کاری برای فرزندشان پیدا کنند و این سرمنشا انتظاراتی که ذکر کردم است.
* تا به حال سابقه نداشته که دولت موبه مو برنامه ها را اجرا کند بنابراین چه توقعی دارید؟
** بحث من فقط مربوط به دولت نیست، به مقطع خاصی هم تعلق ندارد، این یک درد همیشگی است که آثار عدم حاکمیت سیستم منسجم است. مجلس و ما نمایندگان نیز بری نیستیم و گاها از این بی سیستمی بهره خودمان را می بریم! به مصداق محاسبه و مراقبت نفس لازم است عیوب خود را بیشتر بشناسیم تا عیوب دیگران را، تا بدانها چاره اندیشی کنیم.
آفات و تبعات منفی بی سیستمی را باید بشناسیم و نقش آنها را، در گرفتاری های امروزی خود بدانیم.
* آفات و تبعات چیست؟
** اگر سیستم حاکم نشود و انتظارات معلوم نیست چقدر عقلا نی باشد صورت ظاهر اعمال بیشتر جلوه می کند تا سیرت و باطن آنها. خواسته ها معلوم نیست چقدر منطقی باشد. ابزارهای قانونی و اختیارات تبدیل به ابزار کوبیدن همدیگر می شود. وقتی مسیر درست و علمی و عقلا ئی طی نشود باید انتظار درگیری ها را داشته باشیم.
تصمیم گیری هایی که در نهادهای مختلف گرفته می شود و باعث تزاحمات همدیگر می شوند از این مقوله اند.
چیزی که امروزه در قالب نظارت نماینده برقوه مجریه باید صورت گیرد متاسفانه بعضا رنگ خواهش و تمنا به خود می گیرد. بعضی از مدیران اجرائی از جمله وزرا نیز بدشان نمیآید از نماینده ناظر، یک نماینده وامدار بسازند.
وقتی این خواهش و تمناها رنگ شخصی و احتیاج و درخواست گاها غیرقانونی فردی به خود می گیرد معلوم است چه عاقبتی را رقم خواهد زد.
* اگر مردم به نمایندگان در خانه ملت مراجعه نکنند کجا بروند؟
** دو کار لا زم است صورت بگیرد، اولا به سمت سیستم محوری حرکت کنیم، خودبخود این مراجعات اتفاق نمی افتد. ثانیا اگر ضرورتی در مراجعه باشد کارشناسانی از قوای مقننه و مجریه نسبت به حل و فصل مشکلا ت مردم اقدام کنند.
آثار منفی نامه نگاری توسط نمایندگان بسیار زیاد است که بخشی را بیان کردم; لا زم است در این زمینه تحلیل علمی و آماری شود.
* اصلا چرا نماینده مجلس باید نامه بدهد آیا نامه دادن به این شکل در حوزه وظایف نمایندگی تعریف شده است؟
** نمی شود نماینده را از نامه دادن منع کرد لکن باید زمینه های این کار را بررسی کرد هر چند بنده نیز از این قاعده مستثنی نیستم ولی معتقدم نامه نگاری ها کار زاید و وقت گیر است و منشا بعضی تخلفات و تبعیضات می شود.تبعات منفی این روند متوجه خود مردم است. اگر مبنای کار را عقل قرار دهیم عقل حکم می کند اولا درخواست غیرقانونی نداشته باشیم و ثانیا درخواست قانونی خود را از مجاری قانونی خود پیگیری کنیم.
مراجعات مردمی در این زمینه نشانگر عدم اعتماد به سیستم اجرائی است، کم نیستند افرادی که درخواست (حتی قانونی) خود را از یک نماینده مجلس شروع می کنند، چرا که مطمئن نیستند با مراجعه طبیعی کارشان راه خواهد افتاد.
شیوه عمل دولت ها نیز در این موضوع بسیار مهم است. جمع کردن نامه های زیاد مردمی در سفرهای استانی دولت باعث رواج این فرهنگ شد، از آنجا که بیان این جمله شاید حساسیت برخی را برانگیزد بهتر است مثالی بزنم:
چندی پیش در حوزه انتخابیه ام فرد معلولی نامه ای داد گفت: این نامه را به رئیس جمهور بده آن را از طرایق مجلس به ریاست جمهوری رساندم دو ماه بعد او من را دید و از من تشکر کرد که پاسخ نامه اش آمده است، نگاه کردم نامه جهت رسیدگی به فرمانداری حوزه ام ارسال شده و فرمانداری مجبور است نامه را به کمیته امداد ارسال کند نهایتا 20 یا 30 هزار تومان پولی به آن فرد داده شود، سوال من این است که آیا کسی هزینه ای را که این نامه به نظام تحمیل می کند بررسی کرده است. من معتقدم حداقل 300 هزار تومان هزینه برداشته است آخرش هم رضایت طرف حاصل نشده است.
در موردی که گذشت باید وظایف ذاتی کمیته امداد و بهزیستی را متذکر شد و فرد را ابتدا به ساکن به این نهادها هدایت کرد.
خلا صه ترویج این فرهنگ هزینه های زیادی را تحمیل جامعه می کند.چاره کار ایجاد سیستم های مطمئن مدیریتی است.
* اکنون پیشنهاد شما چیست؟
** راهکار را عرض کردم ایجاد سیستم های مطمئن مدیریتی به ویژه با استفاده از تکنولوژی های جدید (مثل IT) و ترویج عادات درست و ایجاد اعتماد بالا ی مردمی به پاسخ هایی که از سیستم اجرائی می شنوندو تسهیل انجام امور و مردمداری نهادهای اجرائی نیز از ضرورت های کسب اعتماد عمومی است.
* به طور متوسط چقدر وقت شما صرف پاسخگوئی به مردم می شود؟
** بیش از 90 درصد وقت ما صرف پاسخگوئی می شود، به صورت حضوری یا مکاتبات و از همه بیشتر مکالمات تلفنی.
* حال چه اشکالی دارد یک نامه ای هم برای مردم بنویسید؟
** ما که این کار را می کنیم تا روزی هم که مردم طلب کنند انجام می دهیم آنچه که گفته می شود تحلیل کارشناسی قضیه است. مردم در این رابطه بی تقصیرند. ما تصمیم گیران و مجریان باید چرخش امور را اصلا ح کنیم.
* به نظر شما آیا درخواست های غیر متعارف زیاد است؟
** بخش زیادی از درخواست ها غیر متعارف و گاها غیرقانونی است.
* این نامه نگاری ها چه مشکلا تی با دستگاه ها برای نمایندگان ایجاد می کند؟
** اولا کثرت مکاتبات باعث کاهش اعتبار آنها می شود، به یک عادت تبدیل می شود اهمیت چندانی برای مخاطب ایجاد نمی کند. فلذا پاسخ خیلی از مکاتبات منفی شده و به تعارفات منتهی می شود، ثانیا دستگاه ها را از روال عادی و ضابطه مندی خارج می کند. ثالثا اعتماد عمومی خدشه می بیند، رابعا دیدگاه متقابل نمایندگان و دستگاه های اجرائی تخریب می شود.
* آیا تا به حال با واکنش دستگاه ها هم روبرو شده اید که مثلا شما یک کاری خواسته اید و انجام شده در مقابل آن یک سکوتی از نماینده مجلس بخواهند؟
** برای من اتفاق نیفتاده چون هیچ موقع حالت تحکمی نداشته ام ولی قطعا اثر اجتناب ناپذیر درخواست های موردی بی اساس، غیر از این نیست و بیشترین تاوان را مردم می پردازند.
* وظیفه نمایندگی به نظر شما چیست؟
** وظیفه نماینده را قانون مشخص کرده; قانون گذاری و نظارت، اختیاری که نماینده براساس قانون دارد منحصر به فرد است. طبیعی است اختیارات منحصر به فرد تکالیف منحصر به فردی را به دنبال دارد. مجلس باید بعد نظارت خود را تقویت کند.
* اکنون مجلس یک ابزار نظارتی دارد که از طریق آن می تواند قوانین را رسیدگی کند که در چه مرحله ای است. خیلی مواقع نمایندگان در صحن علنی تذکر می دهند و سوال می کنند ولی در عمل به جایی نمی رسند بارها دیده شده که نماینده ای چندین نوبت و مکرر یک تذکر را داده که هنوز هم نتیجه ای نگرفته است; فکر می کنید اشکال از کجاست؟
** اگر تذکرات، سوال ها مبنای قانونی و برنامه ای داشته باشد، اصولا باید نتیجه ای داشته باشد اینطور نیست که تا به حال هم بی نتیجه بوده است خیلی از مسائل با این تذکرات و سوال ها حل می شود.
وعده وعیدهای خارج از برنامه ها و بدون تامین اعتبار از طرف هرکس باشد باعث گرفتاری به ویژه برای دولت می شود.
* دولت چگونه گرفتار این مساله می شود؟
** عدم تحقق وعده ها به ویژه از ناحیه دولتمردان فشار روانی و اجتماعی به دولتمردان ایجاد می کند و باعث کاهش اعتماد عمومی می شود. ازآنجا که مردم ما را به عنوان یک سیستم یکپارچه می بینند از ما طلب می کنند. بارها اتفاق افتاده از ما سوال می کنند که فلا ن مسوول اجرایی آن وعده را داده بود چه شد؟
* آیا شما نمی خواهید منطقه تان رشد کند؟
** قطعا من می خواهم، لکن معتقدم منطقه من خارج از سیستم کشور نیست. مثلا وضعیت کشاورزی منطقه من تابع وضعیت کشاورزی در کل کشور است، صنعتش هم همینطور فلذا ترجیح می دهم با ایفای نقش ملی خود زمینه ترقی و رشد را در تمام بخش های کشور از جمله منطقه خود فراهم کنم. وعده وعیدهای غیر عملی نه تنها کاری از پیش نمی برد بلکه باعث بدبینی مردم می شود.
* به هر حال وعده دادن یک بخش فعالیت های انتخاباتی است و با حرف من و شما حذف نمی شود مگر این که قانون شود؟
** تکیه بر جایگاه نمایندگی و قانون ما را از وعده دادن بی نیاز می کند. مردم نیز باید روشن شوند و بر مبنای شناخت واقعیت رای دهند نه براساس وعده های دروغین، البته یک نماینده مکلف است نیازهای حوزه انتخابیه اش را پیگیری کند.
غالبا نیازهایی که مردم در انتخابات در هر شهرو روستائی مطرح می کنند در مجموع بودجه های کلا نی را می طلبد که برآوردن آن از عهده حاکمیت خارج است و هیچ نماینده ای نیز توان اجابت همه خواسته ها را ندارد و اگر ممکن بود باید تمام مشکلا ت و نیازها تا به حال مرتفع شده بود فلذا باید واقع بینانه عمل کرد.
* بنابراین صحبت شما برخی نیازهای مردم تا 100 سال آینده نیز برآورده نمی شود.
** اگر فقط به بودجه های دولت تکیه کنیم، در بعضی موارد درست است ولی باید توان مردم به ویژه بخش خصوصی توانمند را نیز به کار گرفت. لا زم است اولویت بندی کرد و براساس برنامه پیش رفت. اولویت با کارهای اساسی و زیرساختی باید باشد.
* در برخی موارد مشاهده می کنیم که همه امکانات وجود داشت اما قانون را اجرا نکرده اند نمایندگان به چه شکل می توانند این قانون گریزی را پیگیری کنند؟
** شیوه نظارت در قانون مشخص شده است; تذکر، سوال، تحقیق و تفحص و استیضاح.
* بارها دیده ایم که بحث سوال و استیضاح مطرح و امضاهای زیادی هم جمع شده است اما یکباره نمایندگان امضاهایشان را پس گرفتند در صورتی که هیچ اتفاقی در حوزه انتخابیه آنها نیفتاده است بعدها که پیگیری می شود همان اتفاق هم که باید می افتاد، نیفتاده اما امضاها پس گرفته شده و استیضاح منتفی شده است چرا؟
** من فکر می کنم اگر مراحل نظارت درست پیش برود به این مساله برخورد نمی کنیم. جلسات مشترک، تذکرات، سوال ها و تحقیق و تفحص بخشی از مشکلا ت را حل می کند اگر نشد با علم به عواقب احتمالی، استیضاح مطرح می شود. درست است امضا و پس گرفتن امضا در سوال و استیضاح حق نمایندگان است ولی چهره مجلس را مخدوش می کند لا زم است همکاران دقت کنند. البته بعضا هم توجیه پذیر است، چرا که خیلی از موارد استیضاح در مذاکرات حل و فصل می شود. به هر حال پسندیده نیست استیضاح به این سرنوشت ختم شود، بعضی وقت ها وزرا بدون توسل به اهرم های فشار توسط نمایندگان درصدد حل قضایا برنمیآیند.
* به هر حال این پس گرفتن های امضا بازتاب بیرونی دارد و آبروی مجلس و دولت در خطر می افتد این را چگونه ارزیابی می کنید؟
** لا زم است بیشتر مراقبت کرد. نمایندگان باید از شان و جایگاه مجلس و دولت حفاظت کنند.
* بعضی موارد مثل طرح سوال از رئیس جمهور در کشور ما به صورت تابو در آمده و به نظر می رسد مجلس به این سمت هم برود و اشکالی ندارد که از رئیس جمهور سوال شود. چرا مجلس فکر می کند اگر رئیس جمهور را برای سوال دعوت کرد حتما یک اشکال عجیبی در کشور به وجود آمده و این اجرای قانون زشت است؟
** مجلس این تصور را ندارد ولی تبعات منفی سیاسی بازدارنده است. سوال از رئیس جمهور تابو نیست سازو کار قانونی هم دارد و در صورت نیاز برابر آیین نامه عمل می شود، مشکل ما این است که این مسایل در فضای آرام و منطقی مطرح نمی شود و ابزار سو»استفاده دشمنان فراهم می شود وگرنه سوال از رئیس جمهور نیز باید عادی تلقی شود دولت هم باید استقبال کند. فکر می کنم اگر به قانون تمسک کنیم و همه به آن تسلیم شویم قطعا جامعه ای آرام و پویا خواهیم داشت.
* به نظر شما سوال از رئیس جمهور بی حرمتی است؟
** نه من چنین تصوری ندارم، البته انماالا عمال بالنیات.