تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۱۰۱۰
گفت‌وگوی اختصاصی با دبیرکل حزب موتلفه اسلامی

باید نگران ریزش نیروها بود

احسان مهرابی مقدمه: وارد آسانسور که می‌شوید یک عبارت جلب توجه می‌کند. موتلفه اسلامی تاسیس 1342 عبارتی که همواره بر آن تاکید می‌شود تا قدمت این تشکل به همگان یادآوری شود. با وجود این قدمت اما گویا روزگاری فرارسیده که جوانان احساس بلوغ کرده و چندان سخن خبرگان را گوش نمی‌گیرند. این احساس بی‌نیازی جوانان از پند بزرگان اصولگرا تا بدانجا پیش می‌رود که حزبی که دبیرکلش هر از گاهی فرصت دیدار و گوشزد کردن نظرات خود با رئیس جمهور اصلاح‌طلب را داشته تاکنون بیش از یک جلسه خصوصی با رئیس جمهوری اصولگرا نصیبش نشده است. با وجود این نامهربانی‌ها، دبیرکل حزب موتلفه هنوز هم حرمت دولت رعایت می‌کند و این نوع حمایت را هم پشتیبانی اصولی می‌نامد البته حق انتقاد را نیز برای خود محفوظ می‌دارد. چه، شاید او خود سمت‌هایی را در دولت‌های متعدد تجربه کرده و بر اصل «این نیز بگذرد» معتقد بوده است. محمدنبی حبیبی دبیرکل موتلفه، معاونت سیاسی استانداری کرمان و استانداری فارس در وزارت کشور هاشمی رفسنجانی، استانداری خراسان در وزارت کشور مهدوی‌کنی و استانداری تهران در وزارت کشور ناطق نوری را تجربه کرده است. شهرداری تهران دیگر سمت محمدنبی حبیبی بوده است. سمتی که او در تشریح عملکردش افتخار می‌کند که از این سمت برای خود سکو نساخته است. روحیه آرام حبیبی بر فضای مصاحبه حاکم می‌شود و او با طمانینه و آرامشی خاص سوالات را پاسخ می‌گوید.

* در حزب موتلفه اسلامی چه کسی حرف آخر را می‌زند شما یا آقای عسکراولادی؟

** از همان ابتدا که من دبیرکلی را پذیرفتم این سوال مطرح شد که دبیرکل قصد دارد چه اقدامات و تحولات جدیدی را در مجموعه حزب پیاده کند. موتلفه اسلامی از همان سال 1342 یعنی سال تاسیس حزب اساسنامه و مرامنامه دارد و حرکت حزب براساس اساسنامه مصوبه کنگره است. در سال‌های اخیر هم کنگره حزب هر 3 سال یک بار حضور حدود هزار نفر از نمایندگان حوزه‌های حزبی از سراسر کشور تشکیل می‌شود. یکی از وظایف اصلی کنگره انتخاب 30 نفر اعضای اصلی و 5 نفر اعضای علی‌البدل حزب است. شورای مرکزی منتخب حزب، دبیرکل جدید حزب را انتخاب می‌کند. دبیرکل حزب برای انتخاب شدن حداقل به 20 رای از 30 رای شورای مرکزی نیازمند است. دبیرکل هم قائم مقام خود را به شورای مرکزی معرفی می‌کند و باز حداقل موردنیاز برای انتخاب قائم مقام 20 رای است، ما در حزب موتلفه جدای از دبیرکل یک نفر را هم به عنوان دبیر اجرایی داریم که با معرفی دبیرکل و رای دو سوم اعضای شورای مرکزی یعنی حداقل 20 رای باید انتخاب شود. چهارمین انتخاب شورای مرکزی قائم مقام دبیر اجرایی است که با هماهنگی دبیرکل از طرف دبیر اجرایی معرفی می‌شود. از سوی دیگر ما در حزب موتلفه دو مرکز عمده داریم؛ مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی و مرکز امور سیاسی. بعضی از دفاتر هم مانند دفتر نظارت و ارزشیابی و دفتر نظریه‌پردازی مسوولانی دارند که آنها هم با معرفی دبیرکل و رای شورای مرکزی انتخاب می‌شوند. زیرمجموعه دبیر اجرایی هم 5 معاونت است که با معرفی دبیر اجرایی و با هماهنگی دبیرکل و رای شورای مرکزی انتخاب می‌شوند. در هر کدام از این معاونت‌ها هم شورای معاونت وجود دارد که مدیران مختلف این شوراها هر هفته یا دو هفته یک بار جلسه خود را تشکیل می‌دهند. جلسات شورای مرکزی ما از سال‌های پیش منظما در هر هفته تشکیل می‌شود و جمعی به اسم هیات دبیران که متشکل از دبیرکل، قائم مقام، دبیر اجرایی و قائم مقام، رئیس دو مرکز و بعضی از اعضای شورای مرکزی به انتخاب همین هیات است تشکیل می‌شود که در واقع یک شورای مرکزی کوچکتر است و در موارد متعددی شورای مرکزی تصمیم‌سازی را به این هیات واگذار می‌کند. این هیات هر هفته دو بار تشکیل جلسه می‌دهد. ما در حزب موتلفه یک هیات اجرایی هم داریم که جلسه آن به ریاست دبیر اجرایی هر هفته یک بار برگزار می‌شود که مجموعه مدیران برای چگونگی اجرایی شدن مصوبات شورای مرکزی و دستورات دبیرکل در این جلسه اتخاذ تصمیم برای شیوه‌های اجرایی را به عمل می‌آورند. 

* بالاخره حرف آخر را چه کسی می‌زند؟

** با این توضیحات خواستم عرض کنم که تصمیمات مهم حزب در شورای مرکزی اتخاذ می‌شود و در هیات دبیران روی آن بحث و بررسی می‌شود و در هیات اجرایی هم چگونگی اجرای آن مصوبات تصمیم‌گیری می‌شود. اختیارات دبیرکل در زمانی که بنده منصوب شدم تا اختیارات دبیرکل پیش از من تفاوتی ندارد و در مواردی بیشتر هم شده است. به طور خلاصه باید گفت که تصمیمات مهم در حزب موتلفه اسلامی محصول عقل جمعی است و متکی به فرد نیست. ساختار حزب موتلفه از حدود 3 سال پیش مورد بازبینی قرار گرفت و بعد از نزدیک یک سال کار کارشناسی ساختار جدید تدوین و به تصویب شورای مرکزی رسید. در حزب موتلفه هم در زمان آقای عسکراولادی و هم زمان مسوولیت بنده معمولا در جلسات جمعی که مهمترین آن جلسه شورای مرکزی و بعد از آن شورای دبیران است با مشورت هم اتخاذ تصمیم می‌کنیم. به طور مثال هفته‌ای یک بار که ما موضعگیری رسمی از طرف دبیرکل حزب را داریم این موضعگیری هم نتیجه‌ عقل جمعی است. در حزب موتلفه تصمیمات مهم براساس رای اکثریت و به اصطلاح به صورت دموکراتیک اتخاذ می‌شود و بنابراین باید گفت که مواضع دبیرکل مواضع جمعی حزب موتلفه اسلامی است نه مواضع تک نفری. 

* رئیس جمهور قبلی مورد حمایت موتلفه نبود البته رئیس جمهور فعلی هم همین‌طور اما چرا در برخورد موتلفه با دو رئیس جمهور تفاوت وجود دارد و انتقاداتی که در دولت گذشته مطرح می‌شد و به فراموشی سپرده شده است؟

** وقتی رئیس جمهور با رای مردم انتخاب می‌شود و مورد تنفیذ رهبری قرار می‌گیرد حتی اگر رقیب هم باشد برایش رسمیت قائل هستیم. بعد از انتخاب آقای خاتمی دبیرکل وقت و شورای مرکزی به ایشان اعلام کردند که ما خودمان را در مقابل کلیت نظام مسوول می‌دانیم، دولت شما را به رسمیت می‌شناسیم، به قاعده رقابت پایبندیم و حتی متقاضی ارتباط منظم مستقیم با شما هستیم، آقای خاتمی هم با همین تقاضا موافقت کردند و در دوره آقای خاتمی به طور منظم دبیرکل ما با ایشان در ارتباط بودند و ملاقات خصوصی داشتند. آقای خاتمی هم علاوه بر اینکه از این پیشنهاد استقبال کردند علاقه‌مند بودند که این ملاقات‌ها انجام شود. در دوره آقای خاتمی مراودات و ارتباطات را داشتیم اما در مواردی که انتقاداتی به نظرمان می‌رسید با حفظ چارچوب‌ها خود را موظف می‌دیدیم که ابراز کنیم. در مورد دولت نهم هم ما دولت را در اردوگاه اصولگرایان تلقی می‌کنیم اما روحیه تایید کارهای مثبت و انتقاد از کارهای قابل انتقاد را از دست ندادیم. اصولا خصوصیت موتلفه این است که دولت ساخته نیست و خود را نهاد مردمی می‌داند به همین دلیل در مواردی که امری به نظر ما قابل انتقاد است انتقاد می‌کنیم. نکته دیگر اینکه هم در دولت آقای احمدی‌نژاد و هم در دولت آقای خاتمی اگر احساس کنیم انتقادی وجود دارد اما رسانه‌ای کردن آن به مصلحت نظام نیست سعی می‌کنیم با حفظ این حق انتقاد برای خود آن را به صورت خصوصی انتقال دهیم. کمااینکه در دولت آقای خاتمی هم دبیرکل وقت ما برخی مطالب را به صورت خصوصی گوشزد می‌کردند. بنابراین درباره دولت نهم ما پشتیبانی اصولی داریم، منظورمان هم از پشتیبانی اصولی این است که حق انتقاد را در هر صورت برای خودمان محفوظ نگه می‌داریم.

* با وجود توضیحاتی که شما دادید اما حجم و نوع انتقادات موتلفه از دولت آقای خاتمی قابل مقایسه با دولت نهم نیست، به طور مثال پس از سخنرانی خاتمی در سالروز دوم خرداد انتقادات و عکس‌هایی که نشریه موتلفه از آن مراسم چاپ کرد به هیچ‌وجه قابل مقایسه با انتقاداتی که از دولت نهم می‌شود نیست، آیا حسرت نمی‌خورید که کاش با دولت آقای خاتمی مهربانتر می‌بودید؟

** وقتی رئیس دولت در یک جمع حضور دارد و در آن جمع بدترین توهین‌ها به نظام انجام می‌شود و او واکنش نشان نمی‌دهد این رئیس دولت هرکس باشد ما بی‌رحمانه از او انتقاد می‌کنیم چرا که معتقدیم که رئیس و کارگزاران دولت در مواردی که مربوط به خدشه‌دار شدن اصل ارزش‌های انقلاب است نمی‌تواند بی‌تفاوت و بی‌طرف باشند، مثلا وزیر ارشاد آقای خاتمی گفته بودند که اسم وزارت ارشاد بی‌دلیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است و ارشاد اسلامی را زیادی می‌دانستند. ما این موضع را شدیدا محکوم کردیم و در ملاقاتی هم که با آقای خاتمی داشتیم گفتیم که این اظهارات وزیر ارشاد شما با موازین انقلاب همخوانی ندارد.

* البته وزارت ارشاد آقای خاتمی احمدی‌نژاد به جای ارشاد حزب را زیادی می‌داند.

** ما درباره این سخنان هم صریحا موضعگیری کردیم، تصور جایگزین شدن حزب، بسیج و روحانیت به جای یکدیگر یک تفکر بی‌پایه است.

* البته در دولت آقای احمدی‌نژاد با انتقاداتی که ایشان نثار دولت‌های گذشته می‌کنند دیگر چیزی نمی‌ماند که بقیه بخواهند زیر سوال ببرند.

** من صریحا می‌گویم که زیر سوال بردن همه کارهای دولت‌های گذشته زیر سوال بردن کل انقلاب است. هر دولتی یکسری کار منفی دارد و یکسری کار مثبت، انصاف حکم می‌کند که انسان مثبت‌ها را تایید کند و در مورد منفی‌ها هم منتقدانه برخورد کند اما اگر همه رفتار دولت‌های گذشته را خدشه‌دار کنیم سوالات خیلی مهم‌تری در ذهن مردم شکل می‌گیرد که هیچکس قادر به پاسخگویی آن نیست، من معتقدم در همین موضوع انرژی هسته‌ای دولت‌های گذشته و دولت آقای خاتمی در برخورداری از دانش هسته‌ای نقش ارزنده‌ای داشته‌اند، از سوی دیگر با توجه به رهبری حضرت امام و مقام معظم رهبری باید به این نکته هم توجه کنیم که موضوعات مهم در کشور به نوعی زیر نظارت دقیق قاطع حضرت امام و مقام معظم رهبری قرار داشته است. 

* دبیرکل شما با آقای خاتمی به طور منظم جلسات خصوصی داشت، با آقای احمدی‌نژاد هم به طور مرتب جلسه خصوصی دارید؟

** ما در طول دولت آقای احمدی‌نژاد یک ملاقات شورای مرکزی را داشتیم و در مواردی که ضرورت داشته باشد برای ایشان نامه می‌نویسیم اما ملاقات خصوصی غیر از ملاقات شورای مرکزی با ایشان نداشتیم.

* یعنی رئیس جمهور اصلاح‌طلب برای شما بیشتر وقت می‌گذاشت؟

** از طرف ما هیچ منعی برای ارتباط با هیچ دولتی نیست.

* از طرف دولت چطور؟

** از دولت بپرسید.

* دلیل بی‌توجهی دولت به شما، سکوتتان در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نیست؟

** ما سکوت نکردیم، نظر ما این بود که حزب نمی‌تواند سکوت را به عنوان استراتژی بپذیرد لذا اعلام کردیم که هم آقای هاشمی رفسنجانی و هم آقای احمدی‌نژاد را اصولگرا می‌دانیم و نظر حزب این است که رای به هر کدام از این دو نفر رای به اصولگرایی است.

* البته نتیجه همان سکوت بود.

** سکوت یعنی اینکه هیچ حرفی نزنیم، وقتی حرف زدیم یعنی شکستن سکوت.

* بعضی از اعضای دولت دو یا چند شغل دارند، آیا شما در مجموعه اصولگرایان افرادی را نداشتید که به دولت برای برخی از این شغل‌ها معرفی کنید تا اعضای دولت به زحمت نیفتند؟

** این سوال را از دولت بپرسید. ما هم معتقدیم که اگر کارهای مهم یک مدیر تعدد پیدا کرد مدیر به هیچکدام از این کارها نمی‌رسد. اشتغال ذهنی مدیر به چند نقطه جدای از هم موجب ضعف در مدیریت می‌شود.

* دولت تا چه حد از ظرفیت جریان اصولگرا برای تشکیل دولت خود استفاده کرد؟‌

** جنبه اعتقادی اصولگرایی برای انتخاب مدیران مدنظر دولت بود اما دایره‌ای که از داخل آن می‌شد مدیران توانای اصولگرا را انتخاب کرد شعاعش بیشتر از دایره‌ای است که دولت فعلی انتخاب کرد.

* با توجه به انتخابات شوراها که دولت زودتر از تصور پایگاه خود را از دست داد آیا شما شرم سیاسی خود از دولت را کنار می‌گذارید و انتقادات‌تان صریح‌تر می‌شود؟

** با اینکه همه تبعات قابل انتقاد انتخابات شوراها را متوجه دولت کنیم موافق نیستم اما به مجموعه اصولگرایان این انتقاد را وارد می‌دانم که به خصوص در تهران نتوانستند با فهرست مشترک وارد میدان شوند. در انتخابات شوراها برخی تشکل‌ها دچار اشتباهاتی شدند و معتقد بودند که خودشان به تنهایی می‌توانند رای عامه مردم را جذب کنند که از نظر ما این ممکن نبود، دیدید هم که چنین اتفاق نیفتاد. من قبول ندارم که موقعیت دولت با انتخابات شوراها در ذهن مردم یک تنزل چشمگیر پیدا کرده است. وقتی دولت کار اجرایی می‌کند انتقاد به آن وارد است یا ممکن است تعدادی از طرفداران دولت در مقاطع بعد به منتقدین دولت تبدیل شوند اینها جزو طبیعت کار است اما من معتقد نیستم که رای نیاوردن فهرست رایحه خوش‌خدمت بیانگر افت جایگاه دولت در ذهن مردم باشد. مردم اصولا یک حساسیت خوب دارند و مایل نیستند که احزاب وابستگی تام و بی‌چون و چرا با دولت داشته باشند چرا که دولت به هر حال ابزارها و امکاناتی دارد که اگر بنا باشد یک حزب به وسیله دولت ساخته شود بدبینی مردم را در برابر خود دارد. تبلیغات رایحه خوش‌خدمت این تصور را به وجود آورده بود. پیشنهاد مشخص من هم این است که دوستان رایحه خوش‌خدمت به طور رسمی حزب تشکیل دهند و هیچ اتصالی هم با دولت نداشته باشند مثل حزب موتلفه که تاکنون به هیچ دولتی وابستگی نداشته است.

* در آخرین تغییرات شما با 15 سال اختلاف سنی با آقای عسکراولادی دبیرکل شدید این پایین آمدن سن تا چه سقفی امکان‌پذیر است و ظرف چند سال؟

** درها کاملا باز است و ما دبیرکل مادام‌العمر نداریم در شرایط حاضر اگر ما سن دبیرکل را 15 سال هم پایین‌تر بیاوریم نیروی مناسب برای دبیرکل شدن وجود دارد. شکننده این تصور هم که یک نفر همیشه دبیرکل باشد خود آقای عسکراولادی بودند که از 8 سال پیش معتقد بودند دبیرکلی باید انتقال پیدا کند، بنابراین در کنگره سال 1382 که شورای مرکزی ایشان را مجددا به عنوان دبیرکل معرفی کردند ایشان امتناع و شرط کردند که 6 ماه وقت می‌دهم برای انتخاب دبیرکل جدید کار کنید و بعد از اتمام این فرصت 6 ماهه رسما اعلام کردند که شورای مرکزی بخواهد یا نخواهد در سمت دبیرکلی ادامه کار نمی‌دهند.

* تشکیل گروه‌های جدید به این دلیل نبود که موتلفه نتوانسته جوانان اصولگرا را زیر چتر خود جمع کند؟‌

** ما این نظریه که هرکس اصولگرا است الزاما باید عضو حزب موتلفه باشد را غیرمنطقی و غیردموکراتیک می‌دانیم. موتلفه باید کار خود را انجام دهد و هر کس هم که بخواهد می‌تواند حزب جدید تشکیل دهد، هم قانون اجازه می‌دهد و هم عرف و هم ما قبول داریم.

* شما نمی‌ترسید که با برچسب محافظه‌کاری از جریان اصولگرایی رانده شوید؟‌

** ما ده‌ها بار اعلام کردیم که با تقسیم‌بندی چپ و راست و محافظه‌کار و نظیر آن مخالفیم. مسوول سیاسی حزب اعتماد ملی هم که اعلام کرد سوسیال دموکرات هستیم اعتراض کردیم. ما مفاهیم پرمعنایی داریم که با وجود آنها استفاده از لغات وارداتی را صحیح نمی‌دانیم. حتی بسیاری از متولیان این تقسیم‌بندی‌ها هم حرف خود را پس گرفتند. آقای بهزاد نبوی هم که قبلا از معتقدین به این تقسیم‌بندی‌ها بودند چند وقت پیش گفتند که ما این تقسیم‌بندی‌ها را قبول نداریم.

* گفتند تغییر نکرده، نگفتند قبول نداریم.

** به هر صورت ما از اول قبول نداشتیم، ایشان بعد از 27 سال گفتند قبول نداریم.

* شما سابقه شهرداری تهران را هم در کارنامه خود دارید. از نظر شما موفق‌ترین شهردار تهران کیست، البته اگر معتقد نیستید که خودتان بوده‌اید؟‌

** من اسم هرکس را ببرم یک کدورت مفت برای خودم درست کرده‌ام، ولی می‌توانم بگویم دغدغه مهم اکثریت قریب به اتفاق شهرداران بعد از انقلاب خدمت‌رسانی به مردم تهران بوده است اما شاید در روش‌ها تفاوت داشته‌اند، البته برخی هم دچار اشتباه شده‌اند.

* درباره خود شهرداری چطور؟

** با سیاسی شدن شورای شهر و شهرداری مخالف هستم و معتقدم نگاه به شورای شهر و شهرداری به عنوان طعمه سیاسی نادرست است و زمان خودم هم که اوج تقسیم‌بندی چپ و راست بود این نکته را رعایت کردم و در شهرداری تهران و خارج از آن هم هیچکس من را متهم نکرد که خطی برخورد می‌کنم، با اینکه با حضور در شهرداری تهران برای یک منصب دیگری سکو درست کنیم کاملا مخالفیم.

* اما برای یک نفر سکو شد و یک نفر دیگر هم به دنبال آن است که برای او هم بشود؟‌

** آنها خودشان جواب بدهند که اصلا این کار را کرده‌اند یا نه؟ من در موضع متهم کردن کسی نبوده‌ام و نیستم. اگر کسی در موضع متهم کردن کسی قرار دارد باید دلیل منطقی ارائه کند.

* یک‌جا گفته بودید که اعضای موتلفه برای تامین هزینه‌های حزب نماز و روزه قبول می‌کنند آیا واقعا موتلفه تا این حد بی‌پول است؟

** منبع اصلی تامین هزینه‌های حزب حق عضویت است، اما توانایی‌های مالی مردم و اعضای ما متفاوت است البته اینکه بگوییم حزب فقط با این شیوه یعنی نماز و روزه استیجاری نیازهای خود را مرتفع می‌کند مسلما این طور نیست ولی واقعا برخی از اعضا این کار را کرده‌اند. هستند افرادی که وام می‌گیرند و خود قسط را می‌پردازند اما آن وام را برای خرید دفتر حزب صرف می‌کنند. ما واقعا با محذوریت مالی مواجه هستیم. پانصدمین شماره هفته‌نامه شما این هفته منتشر می‌شود و چند سال است که تصمیم گرفتیم این را به روزنامه تبدیل کنیم ولی چون چند صد میلیون تومان پول می‌خواهد موفق نشدیم. اینکه من می‌گویم برای برخی از احزاب شاید عجیب باشد اما در برخی شهرستان‌ها که توان مالی اداره کردن دفتر را نداشته باشیم و دوستان ما جلسات را تقسیم می‌کنند در منازل و هزینه را می‌دهند اما کار حزبی را تعطیل نمی‌کنند. عده‌ای از مردم به همان دلیلی که به حسینیه‌ها و هیات‌های مذهبی کمک می‌کنند انواع کمک‌ها را برای ما دارند.

* مردمی که به هیات‌های مذهبی کمک می‌کنند تصور می‌کنند که ثواب است با چه ذهنیتی این افراد باید احساس کنند که کمک به موتلفه ثواب است؟

** متدینین دو تیپ هستند تیپی که متدین هستند و از انقلاب هم حمایت می‌کنند اما اهل تحزب نیستند، تیپ دیگر افرادی که متدین و انقلابی هستند و به این نتیجه هم رسیده‌اند که کار حزبی برای انقلاب مفید است. متدینینی که به کار تشکیلاتی معتقد می‌شوند تا تشکل خود را پیدا کنند و اگر تشکل موتلفه را انتخاب کردند کمک به موتلفه را جزو امور خیر حساب می‌کنند.

* پس کمک به موتلفه هم ثواب دارد هم جزو امور خیر است؟‌

** قطعا این طور است. من وقت گذاشتن برای موتلفه را جزو عبادات حساب می‌کنم البته زندگی خودم یک زندگی کارمندی است و نمی‌توانم به موتلفه کمک مالی کنم اما وقتی که برای سایر مستحبات شرعی می‌گذارم برای موتلفه با وسعت بیشتری اختصاص می‌دهم و کار در حزب موتلفه را یک واجب سیاسی می‌دانم.

* شما که شهردار بودید؟‌

** یکی از موارد تعجب کسانی که ما را نمی‌شناسند این است که می‌پرسند مگر کسی می‌شود شهردار تهران و استاندار سه استان و معاون چند وزارتخانه باشد ولی با حقوق کارمندی خود زندگی کند البته در کشور از این موارد بسیار زیاد است این هم یکی از آن موارد است.

* مهمترین پاشنه آشیل دولت را چه می‌دانید؟‌

** خطری که هم این دولت و هم دولت‌های گذشته را تهدید می‌کرده این است که دولت در ذهن عمومی مردم یک دولت ناکارآمد جلوه کند. اعضای حزب توده در بازجویی‌های خصوصی خود در سال 60 گفته بودند بعد از پیروزی انقلاب ما دریافتیم که شعارهای ما دیگر رنگی ندارد از طرفی هم با اصل انقلاب مخالفیم لذا طراحی ما در حزب توده این بود که با ایجاد مشکلات مختلف و مشغولیت‌های گوناگون، دولتمردان جمهوری اسلامی را از اینکه بتوانند کاری برای مردم انجام دهند دور نگه داریم.

الان هم اعتقاد من بر این است که همه دولتمردان باید ضمن توجه به همه امور انقلاب، برای بالا بردن سطح رفاه عمومی و برخوردار کردن مردم از مواهب مادی انقلاب بیشتر از گذشته تلاش کنند چرا که اگر انقلاب در ذهن مردم ناتوان نشان داده شود این نقیصه با هیچ سخنرانی درست نخواهد شد.

* با توجه به نتایج انتخاب شوراها نتیجه انتخابات مجلس را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟‌

** مجلس یک موفقیت نسبی برای برآوردن خواست‌های مردم داشته است. اگر دولت و مجلس بتوانند برای برآوردن توقعات مردم تلاش بیشتری داشته باشند امیدواری به رای‌آوری اصولگرایان بیشتر خواهد شد. عکس این موضوع هم صادق است، من معتقدم یکی از دلایل افول گروه‌های دوم خرداد در انتخابات شوراهای دوم و مجلس هفتم این بود که نتوانستند قول‌هایی که به مردم دادند را برآورده کنند. افول گروه‌های دوم خرداد را من یک افول عقیدتی و فکری نمی‌دانم آنها همچنین نتوانستند آن‌طور که باید توقعات عادی مردم را برآورده کنند و در نتیجه این دو افول، موقعیتشان در ذهن مردم نزول پیدا کرد.

این یک قاعده است اصولگرا و دوم خردادی هم نمی‌شناسد. البته منظور من از رسیدگی به امور عادی و رفاهی مردم هم این نیست که بدون نگاه درازمدت به مسائل اقتصادی کشور صرفا اقدامات جاذب مقطعی انجام دهیم.

* آیا به این نکته هم فکر می‌کنید که چرا به مرور از همراهان قافله انقلاب کاسته شده است؟‌

** من هر نوع ریزش از انقلاب را برای انقلاب مضر می‌دانم بلکه شرط تداوم انقلاب رویش انقلاب در ذهن آحاد مردم است. زمانی که آقای فیدل کاسترو موفق شده بود حکومت وقت کوبا را ساقط کند و به عنوان یک چریک پیروز رئیس جمهور شود من دبیرستان می‌رفتم، دانشجوها در یکی از کشورهای آمریکای لاتین یک اجتماعی را با او برگزار کرده بودند که یک دانشجو سوال کرد آقای فیدل کاسترو انقلاب یعنی چه؟ در بدو امر به نظر می‌رسد این چریک بحث سلاح و گلوله را برای تعریف انقلاب مطرح کند اما کاسترو گفت: انقلاب عبارت است از هنر گردآوردن نیروهای از هم گریزان البته به دست آوردن این هنر کار سختی است ولی در ذات انقلاب ما این هنر به دلیل محتوای اسلامی آن وجود دارد. نمی‌توانیم هر کسی را هم که نسبت به مسوولان انتقاد دارد عامل استکبار تلقی بکنیم. حزبی مانند توده با ما اختلاف مبنایی دارد ولی مذاکره با همان حزب توده را هم من رد نمی‌کنم، دلیل آن هم تحول شگفت‌انگیز تئوریسین برجسته حزب توده در همین زمان حکومت جمهوری اسلامی است. اما اینکه توقع داشته باشیم که یک توده‌ای ناب کمونیست در یک صندلی دولتی بنشیند و یک مسلمان حزب‌اللهی هم در کنارش این امر محال است و دشمنی دشمنان انقلاب هم با این مذاکرات تبدیل به دوستی نمی‌شود.

* قرار نبود کمونیست‌ها در کابینه باشند اما قرار بود برای داشتن کرسی در دانشگاه، آزاد باشند؟

** اینکه شما می‌گویید به عنوان آرزو خوب است اما در هیچ حکومتی تحقق پیدا نخواهد کرد. آنها و افراد نظیر آنها از حداقل صداقت هم برخوردار نبودند آنها خود خدا را قبول نداشتند ولی به پیروی از امام خمینی (ره) و وفاداری به انقلاب اسلامی تظاهر می‌کردند!! آنها در اول انقلاب در کلاس‌های حزب توده ضد خدا، نهج‌البلاغه و رساله عملیه تدریس می‌کردند!! و یک بار به صراحت نگفتند که خدا و پیامبر و قرآن و انقلاب اسلامی را قبول ندارند. به دوستی با انقلاب تظاهر می‌کردند و در عین حال به طرح کودتا نیز مشغول بودند. انقلاب اسلامی هرچه از این ریزش‌ها داشته باشد جای نگرانی نیست البته قبول دارم هر ریزشی نیز از قماش ریزش توده‌ای‌ها نیست و برای برخی از ریزش‌ها باید نگران بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات