گزارشی از میزگرد ادیانشناسی با حضور نمایندگان مسلمانان، مسیحیان، زرتشتیان و آشوریها
گروه سیاسی: بررسی وجوه تفارق و تمایز فرهنگها و تمدنها از جمله فرهنگ و تمدن اسلام و مسیحیت از جمله موضوعاتی است که این روزها مورد توجه محافل سیاسی، دانشگاهی و دینی ایران و جهان قرار دارد. در این رابطه «اسقف رمزی گرمو» اسقف اعظم کلیسای آشوری کلدانی کاتولیک در ایران، «دکتر مصطفی محقق داماد» استاد حوزه و دانشگاه و پژوهشگر، «مهندس پدرام سروشپور» از موبدان زرتشتی و «مهندس آرش آبایی» از نمایندگان دینی کلیمیان در میزگردی در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) حضور یافتند و نقطهنظرات خود را بیان کردند که خلاصهیی از آن را میخوانید:
رمزی گرمو: موضوع چنین جلسهیی بسیار مهم است و این بدان دلیل است که دین از قدیمیترین پدیدههای بشری است. انسانها از بدو پیدایش همواره در مورد زندگی، اینکه از کجا آمدهاند، حقیقت مرگ و پس از آن و از این قبیل امور سوالاتی کردهاند که این سوالات کاشف از آن است که انسانها به دنبال هدف و مقصدی معین هستند که البته دین به آنان پاسخ گفته است.
دین از جمله اموری است که از زندگی انسان تفکیکناپذیر است حتی اگر امروزه کسانی در ظاهر میگویند ما به دینی اعتقاد نداریم در عین حال به امری وابسته هستند و حس دینی خود را به نحوی ارضا میکنند.
خوشبختانه بین ادیان اشتراکات فراوانی وجود دارد بنابراین پیروان ادیان وظیفه دارند چنین مشترکاتی را بشناسند و از آن در راه خدمت به بشریت که تشنه معنویت است، استفاده کنند. مشکل اول جهان ما هیچکدام از گزینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیستند بلکه مشکل امروز جهان، مشکل معنوی است. هر جا که معنویت در زندگی حاکم نباشد، تمامی مشکلات ایجاد میشود. البته هر یک از ادیان آسمانی دارای ارزشهای فاخر معنوی است، خوب است از این ارزشها جهت پر کردن خلاء امروز جهان که در اقصی نقاط آن که خلاء معنوی است، استفاده کنیم. به نظر میرسد گفتوگوی ادیان زمانی به ثمر خواهد نشست که اختلافات ادیان را شناخته و حرمت آن را نگه داریم زیرا امروز یکی از موانع بزرگ برای شروع گفتوگو و به ثمر نشستن آن، نگاه توهینآمیز و تحقیرآلود به ادیان دیگران است و تا زمانی که چنین دیدگاهی زدوده نشود امیدی برای پیشرفت یا تحقق گفتوگو نخواهد بود. گفتوگوی دینی را از آن جهت که با اعتقادات و عمق وجدان انسانی سروکار دارد، حساس میدانم. هدف گفتوگو نباید باطل کردن معتقدات طرف مقابل باشد بلکه ورود در وادی گفتوگو باید برای شناخت بهتر یکدیگر و درک و احترام متقابل صورت گیرد.
پدرام سروشپور: من ترجیح میدهم درباره ملزومات گفتوگوی ادیان، فرهنگها و تمدنها، و ضرورت این گفتوگوها صحبت کنم. امروزه چنین بحثی ازنیازهای مهم است و اگرچه دیر به این بحث پرداختهایم اما هر زمان بدان بپردازیم، ارزش دارد. موضوع مشخص، این است که تمامی ادیان الهی دارای سه بعد حقیقت، شریعت و طریقت هستند و این سه، مشترک میان تمام ادیان است.
بعد حقیقت یک دین، بعد ماورایی آن و غایتی است که از دین معرفی شده است که پیامبران اولین کسانی بودند که این امر را دریافتند، خصوصیت این بعد، آن است که نه اکتسابی است و نه هیچکس آن را میتواند به دیگری انتقال دهد. بعد طریقت برونمایههای فکری و پایههای دین تعریف شده است که توسط پیامبران به طور خالص ارائه شده است. بعد شریعت نیز بعد جامعهشناختی دین است که به مرور زمان و تحت تحولات جامعه تاثیر میپذیرد. طریقت ادیان ثابت است ولی شریعت با مردم سروکار داشته و پویایی ذات آن است. مشترکات ادیان آن قدر زیاد است که میتوانیم با بزرگ کردن آن، حرکتی مناسب در جهت صلح داشته باشیم. به هر حال بنده موفقیت بحث در گفتوگوی ادیان را مستلزم پرداختن جداگانه به هر یک از این سه بعد میدانم و معتقدم قریب به یقین میرود که حقیقت و جوهره تمامی ادیان یکی هستند و به یک نقطه میرسند زیرا مقولههای توحید و نبوت و معاد امر مشترک میان تمام ادیان است.
به نظر میآید مشترکات ادیان آنقدر زیاد است که ما میتوانیم آن را بزرگ کرده و بدون اینکه بخواهیم اختلافات ادیان را پررنگ کنیم، حرکت مناسب در جهت صلح و منفعت داشته باشیم. در تشریح خصوصیات دین زرتشت هم باید بگویم ما مسالهیی به نام «اشا = راستی» در دینمان داریم که متبلورکننده برون مایه فکری زرتشت است و بر این اساس باورمان این است که هر انسان سربازی برای اهورامزدا در جهت گسترانیدن نیکی بر روی زمین و محو بدیها خلق شده است. البته نابود کردن بدی مدنظر نیست بلکه باید نیکیها چنان گسترانیده شوند که بدیها به خودی خود محو شوند. خدایی که زرتشت تعریف میکند «اهورامزدا» نام دارد؛ اهورا به معنی هستیبخش و مزدا به معنی دانای بزرگ. نماد اهورایی خداوند در روی زمین «اشا» و نماد مزدایی خدا و «هومن» است یعنی اندیشه نیکی که در وجود هر انسان به ودیعت گذاشته شده است. پس انسان موظف است با اندیشه خود راه «اشا» را پیدا کرده و در جهت آن حرکت کند و این هدف زندگی انسان بر روی زمین است. ما در نیایشهای خود میگوییم «هما زور بیم هما زور هما اشوبیم یعنی با یکدیگر همزور باشیم، یگانه باشیم با تمام اشوهای جهان» که در چنین نیایشهایی هرگز نامی از ایرانی و زرتشتی نبردهایم بلکه انسانیت انسان فارغ از هر دین مدنظر بوده است.
آرش آبایی: بنده هم گفتوگو میان ادیان را به لحاظ انطباق فضاهای دین سنتی با واقعیات امروزی و درک ماهیت تنشها یک ضرورت میدانم البته ما قبل از اینکه در مورد ضرورت گفتوگوی ادیان بحث کنیم، باید بررسی کنیم و ببینیم که چرا امروزه به این فکر افتادهایم؟
تا چندی پیش متولیان و عالمان دینی اکثر امور و روند تحولات جامعه را در دست داشتند ولی با روند نزدیک به جهانی شدن و به خصوص دوران روشنگری که در شرق دیرتر از غرب اتفاق افتاد، انسانها متوجه شدند برخی عالمان سنتی یک نوع تقدس پیامبرگونه پیدا کرده و به این جهت اشتباه آنان حقیقت فرض شده و در نتیجه جامعه عقب نگه داشته شده است. به طور کلی در فضای دین و علم دو روند مخالف یکدیگر مشاهده میشود؛ در علم هرچه جلوتر میرویم، نسلهای بعدی آگاهتر و عالمتر هستند و نسبت به گذشتگان خود از کمال بیشتری برخووردارند اما در فضای دین سنتی، گذشتگان از کمال و تقدس بیشتری برخوردارند و با حرکت به سوی آینده، انسان از منابع اولیه آگاهی دینی دور میشود. حاصل این تفکر آن شد که هرگونه تردید در افکار و رفتار علمای دین معادل سست ایمانی تعبیر شد و چه بسیار متولیان دینی که با ورود به جهان امروز، همچنان بر روشها و افکار گذشتگان که سنخیتی با فضای نوین ندارند، پای میفشارند.
این روند سنتی و کماندیشی گذشتگان سبب شد آیندگان گسستی میان دین و عرصههای اجتماعی احساس کنند و در این دو راهی، یافتههای علمی و عقلانی خود را بر آموزههای دین سنتی ترجیح دهند. که البته نتیجه چنین روندی کنار گذاشته شدن رهبران دینی بود و با تغییر رفتارهای انسان معاصر، متولیان دینی نیز به فکر جبران عقبماندگیهای خویش افتادند و با توجه به واقعیات موجود، سعی کردند باورهای قدیمی خود را تغییر داده و به روز کنند. پس ماهیت اختلافات و تنشهای دینی در گذشته و حال متفاوت است. در گذشته حاکمان و متولیان دینی درصدد افزایش پیروان و گسترش مرزهای حاکمیت دینی خود از هر طریق (حتی جنگ) بودند ولی امروزه، همانگونه که مرزهای کشورها توسط سازمان ملل تثبیت شده و کمتر حاکمی دیگر در فکر کشورگشایی است، افزایش تعداد پیروان یک دین خاص نیز از موضوعیت افتاده است. امروزه اختلافات دینی ـ به خصوص از ناحیه اصولگرایان افراطی ـ بهانهیی است برای کسب قدرت اجتماعی یا جبران ظلمهای وارده بر قشرهای خاص جامعه. بنابراین گفتوگو میان ادیان از دو جهت ضرورت پیدا کرده است؛ اول، انطباق فضاهای دین سنتی با واقعیات و ضرورتهای امروزی و دوم، درک ماهیت تنشهای ناشی از اختلاف ادیان و تلاش برای کاهش آنها. از این رو لازم است متولیان دینی در این فضا وارد عرصه شوند و جایگاه مناسب خود را پیدا کنند.
سیدمصطفی محققداماد: من معتقدم نگاه به ادیان در دو دیدگاه صورت میگیرد. یک دیدگاه نگاه به واقعیات دین و نگاه کلامی است یعنی اینکه این دین از کجا آمده است، پیامبرش که بوده و تعلیماتش چیست و دیدگاه دوم، نگاهی تاریخی است که این دین در چه جامعهیی رشد کرده و در میان چه اقوام و چه تمدنی پیشرفت کرده است. من عقیده دارم نظام اختلاف میان ادیان در قسم دوم، شکل گرفته است و اینکه میگوییم ادیان با هم اختلاف ندارند مربوط به قسمت اول است یعنی اینکه ادیان، اختلاف کلامی با یکدیگر ندارند. عدم اختلاف کلامی میان ادیان آسمانی، ادعای قرآن مجید است که میگوید اساس دین اسلام، فرقی با اساس ادیان آسمانی دیگر ندارد. از همین رو اختلافات دینی توسط ملتهایی ایجاد شده که دین خود را با سنن قومی و برون دینی آمیخته کردند قومیت و تمدنهای مختلف نقش موثری در ظهور اختلافات میان پیروان ادیان و حتی میان پیروان یک دین دارد. یقیناً دینی که در خاورمیانه است چون آمیخته با قومیت و سنن ملتهای منطقه است با دینی که در کشورهای دیگر وجود دارد، فرق دارد. همچنین در بعد اسلام فکر میکنم اسلامی را که یک مصری معرفی میکند با اسلامی که شیخ طوسی که فقیهی ایرانی است مطرح میکند، متفاوت است و هر یک متبلورکننده فرهنگ و قرائت خاصی از دین است. از همین روست که میبینیم اسلام اندونزی با اسلام ایرانی و اسلام عربی متفاوت است و باید به نوع ورود دین به این کشورها توجه کنیم. اسلام در اندونزی با تجارت وارد شده و در فضایی صلحآمیز و همراه با رفاه وارد شده بنابراین طبیعی است که دیدگاه این مردم با کشورهای دیگر متفاوت است. منشاء تنازعات غالباً عوامل برون دینی است که بشر گاهی هوای نفس خود را با لباس تقدس میپوشاند و نوعی توجیهگری دینی را اختیار میکند که موجب بروز جنگها و درگیریها میشود. برای سلام آشتی میان ادیان، باید آموزههای واقعی ادیان را معیار قرار دهیم که گفتوگوی دینی نیز مقدمه آن است. خداوند متعال در آیات قرآن ضمن دعوت از پیروان ادیان آسمانی برای تاکید بر مشترکات، لزوم دوری از تعصبات جاهلانه را مورد تاکید قرار میدهد و میفرماید جوهر اصلی دین را که عشق به خداست، زنده کنید.
دلایل تشدید اختلاف ادیان
در ادامه میزگرد، حاضران به بررسی عوامل تشدید اختلافات و نحوه مواجهه با آن پرداختند. در این رابطه اسقف گرمو گفت: مشکلات ما از خود دین نیست؛ مشکلات از کسانی است که ادعای تدین میکنند. متاسفانه همواره کسانی بودهاند که از دین به عنوان یک ابزار برای رسیدن با اهداف دنیوی بهره جستهاند. تاکید میکنم مشکلات ما از خود دین نیست. مشکلات ما از کسانی است که ادعای تدین میکنند. اصولاً ادیان دارای ارزشهایی زیبا هستند و همواره پیروان خود را به محبت و انسانیت و خداشناسی و برادری دعوت میکنند. متاسفانه همواره از قدیم کسانی وجود داشتهاند که از دین به عنوان یک ابزار در جهت رسیدن به اهداف شخصی دنیوی و مادی بهره میجستهاند که امروزه نیز یافت میشوند. چنین رفتارهایی دین را لکهدار میکند و موجب فرار مردم از دین میشود. چنین عملکردی از بزرگترین گناهان است. کسی که مسوولیت دینی دارد، قبل از آنکه با حرفها و سخنانش مردم را رهنمود کند، باید با رفتارش در این امر پیشقدم شود. در انجیل مقدس از قول حضرت مسیح آمده است که در روز قیامت کسانی که فقط «ای خدا ای خدا» گویند، وارد ملکوت نخواهند شد بلکه ورود در ملکوت از آن کسانی است که اهل عمل باشند. جوهره دین، عشق به خداست و انسان باید با پرورش چنین عشقی و در پیش گرفتن اخلاص و فداکاری، سعی در جلب رضایت خداوند کند. البته مایلم به سخنان دکتر محققداماد هم نقدی بزنم به نظر من اختلافات کلامی بین ادیان وجود دارد ولی آنچه لازم است، این است که نباید چنین اختلافاتی باعث دشمنی و تحقیر و توهین شود؛ بلکه باید به اختلافات یکدیگر احترام گذاریم و سعی کنیم مشترکات را بزرگ کنیم تا در آینده مشکل اختلافات هم برطرف شود.
محققداماد: مطلبی را که من در مورد عدم وجود اختلافات کلامی در میان ادیان بیان کردم، طبق برداشتی است که از قرآن کریم داشتهام. قرآن کریم فرموده است اساس آنچه بر محمد (ص) نازل شده است، همان است که بر انبیای دیگر نیز نازل شده است (شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا...) قرآن کریم در زمان نزول متذکر میشود که آنچه هم اکنون در میان یهودیان و مسیحیان است، همان دستورات نازل شده بر عیسی و موسی نیست بلکه چیزهایی بر آن اضافه یا از آن کم شده است. قرآن میگوید به واقعیات ادیان برگردید و آنچه را که پیامبران آوردهاند، پیرو باشید. آنچه من برداشت کردهام چیزی است که امروز دینشناسان غیرکلیسایی نیز بدان دست یافتهاند.
سروشپور: در میان صحبتها به اختلاف ادیان بین اقوام مختلف مثلاً فرق دین در ایران با دین در دیگر کشورها اشاره شد که معتقدم این همان چیزی است که میتوان نام فرهنگ را بر آن گذاشت. اعتقاد دارم حقیقت ادیان مشترک است یعنی هدف غایی ادیان برای انسان، یکسان است. تنوعاتی که در میان ادیان وجود دارد و آن براساس اضافاتی است که در ادیان صورت گرفته، اضافات فرهنگی است. فرهنگ نتیجه تامل و اندیشه گذشتگان جهت رسیدن به مبانی دینی است و اگرچه اختلافات فرهنگی، اختلاف هستند ولی پیام زیبایی دارند و آن اینکه اشتراکات درونی ادیان در فرهنگهای مختلف ظهور یافته است. اسلام وقتی وارد ایران شد، با فرهنگ ایرانی شروع به پرورش کرد و شیعه چنان با فرهنگ ایرانی آمیخته شد که حتی میشود آن را مذهب ایرانی نیز نامید. نمادی که ایرانیان از آن برای امام حسین (ع) استفاده میکنند، سرو است نه نخل؛ در حالی که سرو نماد ایرانی و نخل نماد عربی است. کتاب یسنا دارای 72 بخش است و نیز کشتی که زرتشتیان آن را به کمر خود در حالات نیایش میبندند، 72 ریسمان دارد. بنابراین بزرگ شدن امام حسین (ع) در ایران، به آزادیخواهی ایرانیان برمیگردد. ایران یکی از فرهنگسازترین کشورها از ابتدای تاریخ بوده است و ایرانیان جزء اولین اقوامی بودهاند که یکتاپرستی را آغاز کردهاند. تاثیرات ابعاد فرهنگی، مسالهیی با ارزش است و نشان از سیر تکاملی انسانها دارد. به نظر من باید به جای گفتوگوی ادیان یا گفتوگوی تمدنها، بحث گفتوگوی فرهنگها را مطرح کنیم. دین به بعد درونی انسانها و تمدنها صرفاً به بعد بیرونی انسانها نظر دارد؛ در حالی که بحث گفتوگوی فرهنگها میتواند نیروهای داخلی را در جهت ابعاد بیرونی همجهت کند.
آرش آبایی: تفاسیر مختلف از متون دینی، از جمله دلایل اختلافات بوده است. تفسیر یک متن ضمن روشنگریهایی که دارد، چون گاهی سلایق و تعابیر شخصی در آن داخل میشود، واقعیت معنا را تغییر داده و گاه وارونه نیز جلوه میکند. البته شرایط سرزمینی نیز یکی دیگر از عوامل اختلاف نظر دینی به حساب میآید. این شرایط موجب شدهاند گاه حتی افرادی که دارای عقیده و مبنای مشترکی در یک دین نیز بودهاند، دچار اختلافات شوند. مثلاً در دورانی خاص، علمای یهود که در سرزمینی اسلامی بودهاند، فتوایی غیر از فتوای علمای یهودی ساکن در مناطق مسیحینشین دادهاند. بنابراین در دورهیی برخی از اختلافات میان ادیان و صدور احکامی متفاوت با دیگر ادیان وسیلهیی برای صیانت از دین و تلاش برای بقای آن بوده است. بخشهایی از دین مانند الهیات، مفاهیمی ذاتی هستند که در هیچ زمانی تغییر نمیکنند و بخشهای دیگر از آن، قوانینی قراردادی هستند که به خاطر شرایط مختلف زمانی یا مکانی صادر شدهاند، مثلاً در دین یهود که نسبت به آیین کافران واکنش داشت، آمده است که تقدیم قربانیهای معبد بیتالمقدس باید به سمت غرب باشد و این بدان دلیل بوده است که در آن موقع کافرانی بودند که آفتابپرست بودند و قربانی خود را پس از طلوع آفتاب از شرق، به سمت شرق تقدیم میکردند. چنین بخشهایی از ادیان که حائز شرایط خاص زمانی یا مکانی هستند و گاه موجب اختلاف ادیان میشوند، اگر فقط به عنوان ظاهر دین تلقی شده و از گفتوگوهای بین دینی کنار نهاده شوند، کمتر موردی از تنافر و اختلاف در الهیات بین دینی به چشم میخورد. گاهی هم اشتراکات با دیگر ادیان به خاطر دلیل خاصی بوده است، مثلاً در یک زمان علمای یهود اجازه دادند که ذبحهای آنان مانند مسلمانان رو به کعبه باشد و این بدان دلیل بود که در بغداد قدیم، کشتارگاه یهودیان و مسلمانان مشترک بوده است.
محققداماد: در زمینه روش تعامل میان ادیان باید بگویم ما باید دو مساله حق بودن و حق بر خطا بودن را مورد توجه داشته باشیم. یک وقت بحث میکنیم که چه چیزی حق است؟ و گاهی هم در این بحث میکنیم که هر کس حق بر خطا بودن را دارد. ما باید چنین حقی را به دیگران بدهیم و با این وضع است که نزاع ایجاد نخواهد شد. وی ادامه داد: اگر به این فکر باشیم که حق را از دیگران سلب کنیم یا اینکه طرف را به سوی خود بکشیم، این جا ابتدای جنگ و نزاع است. اولین شرط صلح بین ادیان، احترام بین پیروان ادیان و حق بر خطا بودن به دیگران دادن است.
رمزی گرمو: باید مشترکات ادیان بیشتر مورد توجه قرار گیرد و به مباحث اختلاف برانگیز کمتر توجه شود. اولین شرط صلح بین ادیان، احترام بین پیروان ادیان و حق بر خطا بودن به دیگران دادن است. هدف ما از گفتوگو باید پاک و مقدس و در جهت خدمت به خلق و حقجویی باشد. نباید در گفتوگو به این فکر باشیم که طرف مقابل را به دین خود بکشانیم.
محققداماد: ما باید بنای خود را بر درک همدیگر و نه اقناع یکدیگر قرار دهیم. نباید در گفتوگو به این فکر باشیم که طرف مقابل را به دین خود بکشانیم. اگر اینطور باشد، به حقیقت خدمت کردهایم.
سروشپور: پیشنهاد من این است که گفتوگوی دینی باید به صورت هدفمند مطرح باشد و پس از آن مجموعهیی با شناخت کامل هدف، دور هم جمع شده و چرخ گفتوگو را به چرخش درآورند. قبل از آنکه خاتمی بحث گفتوگوی تمدنها را مطرح کند، بحث گفتوگوی ادیان در سطح جهانی در حوزه علمیه قم مطرح شده بود و بدان جهت که بحث گفتوگوی ادیان پیچیده و بعضاً به نزاع میکشد، بحث گفتوگوی تمدنها مطرح شد. برداشت از بحث گفتوگوی تمدنها این بود که این مساله رنگ امروزی دارد؛ بر این اساس در این سال کشورهایی همچون آمریکا که دارای خدمات کمتری در طول تاریخ بودند و فاقد هرگونه پشتوانه فرهنگی بودند، خیلی راحت بر این قضیه تکیه کرده و آن را به نفع خود میدیدند و مطمئناً چنین گفتوگویی به نتیجه نمیانجامد. من معتقدم بحث گفتوگوی فرهنگها مناسبتر است زیرا هویت هر ملتی را فرهنگ آن میسازد، فرهنگ بالاتر از تمدن است زیرا اعتقادات درونی انسانها یعنی ادیان با نتایج برونی آن یعنی تمدن را در دل خود دارد و قدمتی به درازای تاریخ یک ملت دارد. اشو زرتشت کتاب "گاتها» را که از قدیمیترین کتابهاست و حتی قدمتش از کتیبههای کوروش نیز بالاتر است به جهانیان عرضه کردهاند و این کتاب سراسر مبتنی بر یکتاپرستی است. در این کتاب پایههای باورهایی که نشان از فرهنگ ایرانی است، بیان شدهاند. اقوامی که به ایران مهاجرت کردند غرق فرهنگ ایرانی شدند زیرا فرهنگ ایرانی فرهنگی است که تک بعدی نیست بلکه دنیا و آخرت را همراستای یکدیگر میداند. برخلاف فرهنگ ایرانی در فرهنگهایی مثل فرهنگ هندی بیشتر به بعد معنوی تکیه شده و از این جهان غفلت شده است و در فرهنگ یونانی به عکس بیشتر به بعد این جهانی تکیه شده تا معنویات. پیشنهاد نهایی این است که ما میتوانیم گفتوگویی هدفمند را بین ادیان ایرانی یعنی اسلام ایرانی، یهودی ایرانی، مسیحی ایرانی و زرتشت در جهت شناخت، دست یافتن به فرهنگ ایرانی برنامهریزی کنیم. آنگاه خواهیم توانست با تکیه بر این پشتوانه چند هزارساله از ملتی دیندوست و تمدنساز حرفهای زیادی را در سطح جهانی برای گفتوگو داشته باشیم.
آبایی: تحقق صلح کامل بین ادیان و رفع تمام اختلافات، انتظار حداکثری از گفتوگوی میان ادیان است ولی انتظار حداقلی از آن میتواند نفس همنشینی و گفتوگو میان متولیان متفکران دینی ادیان باشد. یکی از معضلات ابتدایی بینالادیانی، شایعات نادرستی است که به ادیان مختلف نسبت داده میشود. در حالی که اگر گفتوگوی دینی به طور شایسته نهادینه شود، چنین مسائلی رخت برخواهند بست. از طرف دیگر گفتوگو میتواند مقدمهیی برای رسیدن به جامعه آرمانی خالی از هرگونه نزاع باشد. متاسفانه لایههای ارتدوکسی و خیلی سنتی ادیان، هیچگاه حاضر نبودهاند در پشت میز گفتوگوی ادیان بنشینند و اگر هم به چنین مسالهیی تن دادهاند، با روحیه تدافعی یا حداقل موعظهگرایانه و ارشادی به چنین امری روی آوردهاند؛ بنابراین به نظر میرسد که فرآیند گفتوگوی دینی بیشتر توسط اقشار میانهرو و واقعگرای ادیان صورت گیرد.
محققداماد: ما در طول تاریخ احتجاجات و مناظراتی میان پیروان ادیان داشتهایم. این احتجاجات به منظور غلبه بر طرف مقابل و پیروزی برابر بوده است اما مساله گفتوگو به معنی مصطلح به معنی درک طرف مقابل است و سابقه آنچنانی ندارد. این نگاه زمانی ایجاد شد که حقوق بشر تدوین و کرامت انسانی به عنوان بحثی مطروح در عرصه تحولات جهان مطرح شد که این زمان پس از جنگ جهانی بود.
به هر حال بنده بحث گفتوگوی فرهنگ را مناسب میدانم. زیرا گفتوگوی فرهنگها موجب کاهش تعصبات میشود. اصولاً کسانی که دارای مطالعات تاریخی بودهاند، دارای تعصبات فکری کمتری هستند و این به دلیل مطالعه بعد فرهنگی جوامع است. در تایید اظهارات دکتر سروشپور هم عرض میکنم که عزاداری امام حسین (ع) در ایران مقداری با فرهنگ ایرانی خلط شده است. مثلاً چاوشیخوانی که در مراسم عزای امام حسین (ع) بدان پرداخته میشود، برگرفته از سیاوشخوانی در ایران باستان است و در زرتشت هم مطرح است. همین ایرانیها بودند که مساله کربلا را رونق داده و با آن بر سر بنیامیه و بنیعباس کوبیدند.