وحید خضاب
نام صدام برای ملت ایران نام آشنایی است. همه مردم او را با جنایت هایش و البته حماقتهایش میشناسند. یکی از بزرگترین این حماقتها حمله او به کویت در سال 1369 بود.
پس از این حمله بود که امریکا فرصت یافت برای رسیدن به اهدافش به یک لشکرکشی گسترده به منطقه دست بزند و جنگ اول خلیج فارس را در زمستان 1369 به راه بیندازد. این جنگ تا بهار سال آیندهاش ادامه پیدا کرد و در تاریخ 23 فروردین 1370 پایان رسمی آن اعلام شد.این واقعه که به قول برخی کارشناسان، «جنگ تجاوزگرها» بود و مصداقی بود بر استجابت دعای «اللهم اشغل الظالمین بالظالمین»، موجب اتفاقات و موضعگیریهای جالب و عبرت انگیزی هم شد. از بین آنها میتوان به اصرار عجیب و گسترده جناح سیاسی چپ آن روز (اصلاحطلبان امروز) بر ورود به جنگ به نفع صدام یاد کرد. این مطلب علاوه بر آنکه کمک به یک ظالم متجاوز بود، به اذعان کارشناسان میتوانست پیامدهای سنگین سیاسی و اقتصادی برای ایران به دنبال داشته باشد.
هوشیاری رهبر انقلاب و عدم ورود به تله
پس از شروع این جنگ، جمهوری اسلامی با هوشیاری رهبرمعظم انقلاب اعلام کرد که از آنجا که این جنگ جنگ حق و باطل نیست، جمهوری اسلامی، در عین محکوم کردن حمله عراق به کویت و همین طور محکوم کردن تجاوز امریکا و ناتو به منطقه، بیطرفی خود را حفظ نموده و به نفع هیچ کدام از طرفین درگیری وارد نبرد نخواهد شد چراکه به قول رئیس شورای عالی امنیت ملی وقت ایران، «ما وارد جنگی نخواهیم شد که در آن خون بدهیم امریکا پیروز شود و به اهدافش برسد و یا عراق پیروز شود و در کویت بماند.»
(روزنامه رسالت، 6/11/69)
موضع جناح چپ؛ مخالفت با نظر ولیفقیه و حمایت از صدام
ولی مدعیان پیروی از خط امام بدون توجه به مواضع ولی فقیه وقت، اعلام میکردند که این جنگ، جنگ اسلام و کفر و جنگ صلیبی است و باید به نفع عراق و صدام وارد جنگ شد.مثلاً مجمع روحانیون مبارز طی بیانیهای خواستار ضربه زدن به منافع امریکا در همه جای جهان شد و تلویحاً از شورای عالی امنیت ملی خواست ایران را به نفع عراق وارد جنگ کند: «از مسلمانان و از هستههای انقلابی جهان اسلام و خصوصاً منطقه خلیج فارس میخواهیم که صفوف خود را هرچه فشردهتر سازند و خود را برای ضربه زدن به منافع امریکا در منطقه و سراسر جهان آماده کنند.... در این لحظات حساس از شورای عالی امنیت ملی درخواست میکنیم که... با الهام از تعالیم و سیره مبارک امام راحلمان... در مقابله با امریکا با تدبیری همه جانبه و با استظهار به نیروی انقلابی ملت بزرگوار ایران و اعتماد به خواست و اراده ملتهای مسلمان برای مقابله با خطرات و نقشه شوم امریکا و تأمین منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران... با قاطعیت به بهرهگیری از فرصتها و اتخاذ تصمیمهای مناسب بپردازد.» (کیهان، 9/12/69)
بهزاد نبوی هم در دیداری با دانشجویان دانشگاه تهران خواستار بهرهگیری از این فرصت برای حمله به اسرائیل و جنگ با آن شد: «این جنگ فرصتی تاریخی برای حمله به اسرائیل به وجود آورده بود که از دست رفت... وظیفه ما این بود که به هر طریق ممکن است سمت و سوی جنگ را عوض میکردیم. ما میبایست در سیاست خارجی و مواضعمان در قبال عراق، این نکته محوری را نصب العین قرار میدادیم.» (سلام، 9/12/69، به نقل از تکثرگرایی در جریان اسلامی، صفحه 239)
خلخالی: تساهل ممنوع
صادق خلخالی (دیگر شخصیت برجسته جناح چپ) هم در حالیکه هنوز خون هزاران هزار شهید و جراحات هزاران هزار بسیجی جانباز در جنگ با صدام تازه بود، جنگ به نفع صدام را جنگ برای اسلام دانست و گفت: «گذشتهها مسئله دیگر است... اینجا سرنوشت اسلام مطرح است... این برای ما ننگ است، برای ما عار است، اسلحه داریم، قدرت داریم، جوان داریم، بسیجی داریم، بخواهیم تسامح و تساهل بکنیم. هیچوقت تساهل در این مسائل جایز نیست.» (جمهوری اسلامی، 29/10/69)
شمشیر اسلام شدن صدام
اما جالبتر از همه اینها موضعی بود که علی اکبر محتشمیپور (عضو شاخص مجمع روحانیون و نماینده وقت تهران در مجلس شورای اسلامی) اتخاذ کرد.
محتشمیپور، در نطق پیش از دستورش در جلسه 30 دی 1369، با استناد به فتاوای حضرت امام در تحریرالوسیله و با فراموش کردن نقش صدام در جنایتهای بیشمار علیه ایران و نقش او در آتشافروزی در منطقه، به تطهیر صدام پرداخت و ورود به جنگ به نفع وی را واجب شمرد و او را «خالد بن ولید» خواند: «آنچه باعث این همه مصیبت شده است جهان خوارگی امریکا و مزدوری رژیمهای مرتجع منطقه است. تمام مصیبت ملتهای مسلمان منطقه از مثلث شوم استکبار جهانی به رهبری امریکا، صهیونیزم و حکام مرتجع و مزدور منطقه است. امروز بحث بر سر گذشته عراق و ایران نیست.... امروز کفر جهانی به سرکردگی امریکا در یک صف برای نابود کردن منابع مسلمین قرار گرفته است. اینکه برخی از افراد ساده لوح و یا مرعوب فکر کنند این جنگ برای ما جای نگرانی نیست و مردم نگران نباشند، جای بسی تأسف است.... امروز ملتهای مسلمان منطقه بخصوص ملت ایران وظیفه شرعی دارند تا در جهادی مقدس به مقابله با نیروهای کفر امریکا و ناتو و صهیونیزم برخیزند. انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نمیتواند در این جنگ خانمانسوز و سرنوشت مسلمانان بیتفاوت بماند. ملت ایران راه امام را میپیماید و از ولایت فقیه تبعیت میکند.... ملت ایران هماکنون مقلد امام سلام الله علیه است. برادران عزیز، علما، مراجع، مجتهدین مراجعه کنند به فتاوای امام در ارتباط با فصل دفاع در تحریرالوسیله شرایطی را که امام عنوان فرمودهاند دقیقاً منطبق با زمان حاضر است.... امروز چه شده است در منطقه، امریکا و کفر جهانی به یک کشور اسلامی حمله کرده است؟ امروز خبر میرسد کربلا و نجف ما زیر آماج بمبارانهای امریکا قرار گرفته است چرا ملت ایران و ملت اسلام در سکوتی مرگبار به سر میبرند؟ آیا ما وظیفه نداریم؟ آیا امریکا خطری برای جهان اسلام نیست؟ آیا کشور عراق و ملت عراق یک کشور اسلامی و ملت مسلمان نیستند؟ آیا این امام نیست که با فریاد رسا وظیفه و تکلیف همه مسلمانان را دفاع از اسلام و مسلمین و سرزمینهای اسلامی اعلام میکند؟ چرا نباید این جنایت مرگبار امریکا محکوم شود؟ چرا ما باید بیتفاوت از کنار این همه جنایت بگذریم؟ جمهوری اسلامی و ملت مسلمان و انقلابی ایران با توجه به اصول و آرمان هایش از هر کشور دیگر اولی و احق است که در جهاد مقدس علیه امریکا شرکت کند و به آرزوهای مقدس و الهی امام که خلیج فارس باید گورستان امریکاییهای متجاوز شود جامه عمل بپوشاند.
... حوادث و بحران اخیر یادآور رویارویی و صف آرایی خالد بن ولید در برابر ابرقدرتهای صدر اسلام است. او که عمری در صف کفر شمشیر به روی پیامبر (صلیالله علیه و آله) و مسلمانان کشید ولی در نهایت فاتح بزرگی برای مسلمانان گشت.... ما از چه میترسیم؟ بگذار با عزت و شرف زندگی کنیم و بمیریم. زندگی زیر سایه سرنیزههای امریکا برای ما ذلت است و اسارت است و ننگ است.»
و این چنین بود حکایت دسته ای که یک روز همه مخالفتهای جزیی با روشهای اجرایی دولت مورد پسند خود را مخالفت با ولایت فقیه میخواند و یک روز با استناد به تحریرالوسیله جلوی ولی فقیه میایستاد و یک روز دیگر هم صریحترین توهینها را به ولی فقیه و ولایت فقیه میکرد؛ یک روز کرنش در برابر امریکا را تساهل شمرده و مجاز نمیدانست و یک روز اعلام میکرد از «امریکای تا بن دندان مسلح» میترسد و «کیست که از امریکای تا بن دندان مسلح نترسد؟»
آری، این است حکایت تب تندی که زود عرق کرد.