مترجم: سیدمحسن ساری
سه سال پس از اشغال، ویرانسازی و پاره پاره کردن عراق در روز 30 مارس 2006 مقالهای تحت عنوان: «بوش در سراشیبی سقوط» نوشتم.
امروز پس از گذشت چهار سال از اشغال، ویرانسازی و پاره پاره کردن عراق مقاله جدید را نوشتم و عنوانی بهتر از عنوان سال گذشته نیافتم زیرا جنایت، اشغالگری و فاجعهآفرینی بوش همچنان ادامه دارد و او همچنان در سراشیبی سقوط قرار دارد و از یک گرداب به گردابی دیگر سقوط میکند.
در مقاله 30 مارس 2006 نوشته بودم که: «جرج بوش در میان همه رؤسای جمهور آمریکا احمقترین است، البته این گفته از من نیست، در آن مقاله آورده بودم که: «این مرد احمقتر از آن است که رئیسجمهور باشد.»
عبارت فوق نام یک سایت اینترنتی در آمریکاست. در این سایت که بیشتر مردم جهان با آن سروکار دارند مرتباً به جورج بوش حمله میشود.
هنگام آغاز تهاجم آمریکا به عراق، هشت سایت اینترنتی چنین نوشتند: «در دو روز اول تهاجم آمریکا به عراق 800 موشک کروز به این کشور پرتاب شد یعنی هر 4 دقیقه یک موشک و این تعداد موشک فروریخته شده بر عراق چندین و چند برابر فاجعههای هیروشیما و ناکازاکی در جنگ دوم جهانی میباشد.
هدف از اشغال عراق آنطور که دونالد رامسفلد وزیر دفاع و طراح تجاوز به عراق اعلام کرد: «بازگرداندن این کشور به قرون وسطی است، البته اولویت دیگر بعد «نظامی و علمی» بود... و این یعنی ترور هر دانشمند و اندیشمند عراقی است. طبق برنامه اعلام شده از سوی اسرائیل برای بمباران مرکز هستهای عراق که در سال 1981 به اجرا درآمد و عاملان اصلی آن مناخمبگین و آریل شارون بودند، عراق 3000 دانشمند دارد.
جرج بوش درسهای خصوصی خود را از نومحافظهکاران و مراکز پژوهشی که گروههای فشار صهیونیستی در آنها نفوذ کامل دارند، برگرفته است.
در 5 آگوست 2006 دو استاد دانشگاه در مورد گروه فشار و نقش «آیپک» مقالهای منتشر ساختند، استیون سوالت استاد دانشگاه هاروارد و رئیس پژوهشکده جان کندی در علوم سیاسی و جان مرشهایمر استاد شیکاگو، در یک مقاله طولانی که در مجله «لندن ریورلکینال» به چاپ رسید، چنین آوردهاند: «سازمان آیپک و گروه فشار یهودی پیشنویس جنگ علیه لبنان را تنظیم کردند، آیپک و گروه فشار یهودی تصمیمهای کنگره را اتخاذ میکنند.»
طبق گفته مجله «آتلانتیک مانتلی» این دو استاد دانشگاه نه چپگرا و نه طرفدار عربها و فلسطینیها و نه حتی مخالف یهودیان هستند، آنها فقط دو پژوهشگر حقیقت هستند.»
دونالد رامسفلد وزیر دفاع سابق، میراث دولت ریگان بود که به بوش رسید. رامسفلد بیست و یکمین وزیر دفاع و جوانترین آنها به هنگام رسیدن به این پست بود، او یکی از پیشگامان جنگهای پیشگیرانه است.
رامسفلد در فصلنامه «فارین افیرز» در شماره فوریه 2002 چنین نوشت: «آمریکا به لطف ماهوارهها و هواپیماهای جاسوسی و به کارگیری فضا و لیزر یک انقلاب در امور نظامی را شاهد است و این پیشرفت عظیم تکنولوژی باید موجب گردد که نیروهای مسلح آمریکا تجدید ساختار شوند تا اینکه از نظر تعداد کمتر شوند ولی با وجود انقلاب اطلاعاتی و موشکها و ماهوارهها باید از قدرت عملیاتی بیشتری برخوردار گردند.»
رامسفلد در ادامه بحث خطرناک خود چنین میگوید: «آمریکا به جز پایگاههای درون کشور بیش از 700 پایگاه نظامی در سراسر جهان دارد و قادر است که در آن واحد پنج جنگ را همزمان راهاندازی و اداره کند.»
پیر سالنجر واریک لوران در کتاب خود تحت عنوان «پرونده محرمانه جنگ خلیجفارس» مینویسند: سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا با جاسوسی از طریق ماهوارهها به اطلاعات افسانهای دست یافته است.»
سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا که در فورت مید در نزدیکی واشنگتن واقع شده، مراکز اطلاعات الکترونیکی در اختیار دارد که میتوانند در یک ثانیه حدود 200 میلیون کلمه را مورد بررسی قرار دهند، و برخی از مراکز این سازمان حتی میتوانند 320 میلیون کلمه را در یک ثانیه بررسی کنند و این به معنی بررسی 2500 کتاب 300 صفحهای خواهد بود.
از سویی دیگر مراکز شنود این سازمان از طریق ماهوارهها در همه جهان فعال است، این سازمان میتواند تحرکات نظامی گردانها چه کوچک و چه بزرگ در هر نقطهای از جهان را زیرنظر بگیرند.
دو مؤلف میگویند: «با توجه به ارتعاش شیشهها و به واسطه تشعشعات نامریی میتوان هرگونه گفتوگو در اتاق دربسته در هر نقطه از جهان را شنود کرد.
انقلاب نظامی ـ تکنولوژیکی رامسفلد را بر آن داشت که با هیجان خاصی بر ایده راهاندازی و اداره پنج جنگ در آن واحد تکیه کند، در این امر دیک چنی وزیر دفاع بوش پدر که به معاون و استاد بوش پسر در جنگ عراق و دیگر جنگها در منطقه عربی تبدیل شد رامسفلد را همراهی میکند.
سخن و هیجان رامسفلد که از نظر مقدماتی برای جنگهای پیشگیرانه و انقلاب نظامی صحیح به نظر میرسید پایانی ناخوش داشت.
یک مثل مردمی و رایج در فرانسه میگوید: «دو به علاوه دو میشود چهار» این از نظر محاسبه ریاضی درست است ولی شاید یک اشتباه منطقی در آن باشد زیرا همیشه محاسبههای واقعی متفاوت است. آنچه که رامسفلد گفته بود از نظر محاسباتی درست است ولی همین محاسبه زمانی که با واقعیت موجود در عراق مواجه گردید موجب شد که جنگ عراق به جنگ ویتنام دیگری تبدیل شود.
دونالد رامسفلد با همه تندرویاش از یک نکته اساسی غافل ماند: ارتش کینهتوز ائتلاف پس از به کارگیری همه توان و برتریهای تکنولوژیکی بالاخره ناچار شد که از نیروی زمینی بهره جوید، نیروهای ائتلاف حتی اگر بتوانند فرماندهی عراق را از بقیه ارتشها جدا کنند باز هم ناگزیر هستند که از نیروی زمینی خود استفاده کنند و این امر به هیچوجه جایگزین ندارد.
اینجا بود که اسطوره برتر تکنولوژیکی در جنگ سقوط کرد و از شکست مستمر با افزایش تعداد کفنهایی که اجساد سربازان آمریکایی با آنها پیچیده شد و تعداد آنها به هزاران نفر رسید پرده برداشت، بیشک اجساد سربازان آمریکایی که با پرچم کشورشان پیچانده شده و به محل سکونت آنها بازگردانده میشود پیامی دردناک و در عین حال روشن برای پدران و مادران و خویشان سربازان کشته شده دارد.
رامسفلد همچنان از پیشگامان و فراخوانان اصلی جنگ در عراق باقی ماند، پل ولفووتیز معاون او و ریچارد پرل و داگلاس وایت مشاوران همیشگی او بودند آنها با یکدیگر دار و دسته پنتاگون را تشکیل میدادند.
جنگهای آمریکا از این امر پرده برداشت که دروغ ابزار اصلی کار آمریکائیهاست و بدینترتیب دروغ بزرگ دستیابی عراق به سلاحهای کشتار جمعی نیز برملا شد.
به دنبال آن دروغ بزرگ معامله اورانیوم توسط کشور عراق نیز رو شد و جرج تنت رئیس سازمان سیا رسماً اعتراف کرد که او شخصاً مسئولیت موارد مطرح شده در سخنرانی بوش در سال 2002 در مورد معامله اورانیوم را محتمل میشود.
بوش در سخنرانی خود ادعا کرده بود که کشور عراق از کشور نیجر اورانیوم خریداری کرده بود.
استیون هادلی معاون کاندولیزا رایس که در آن موقع مشاور امنیت ملی بود اعلام کرد که مسئولیت آنچه که در سخنرانی بوش در مورد معامله اورانیوم مطرح شده است را میپذیرد و نمایشنامه با عذرخواهی استیون هادلی از رئیس جمهور و پذیرفته شدن عذرخواهیاش از سوی بوش به پایان رسید.
روزنامه «واشنگتن پست» نوشت: دروغگویی به یک عادت رایج در ریاست جمهوری بدل شده است.
دروغگویی به مخفی ساختن حقایق محدود نمیشود بلکه به یک عادت پایدار در ریاست جمهوری تبدیل شده است این روزنامه در ادامه مینویسد: «زمانی که بوش به عنوان فرمانده نیروهای مسلح به عراق سفر کرد و با سربازان آمریکا دیدار کرد (بسیاری از سایتهای اینترنتی اعلام کردند که او از خدمت نظام فرار کرده است)، با آنها غذا خورد و نکته جالب اینجاست که بوقلمون موجود روی میز غذا یک دروغ بود زیرا بوقلمون، عروسکی پلاستیکی به شکل بوقلمون بود و فقط برای فیلمبرداری سر میز غذا گذارده شده بود.»
ایجاد دفتری به نام «تاثیرگذاری راهبردی» در پنتاگون به رامسفلد باز میگردد و مأموریت اصلی این دفتر تاثیرگذاری بر رسانههای بیگانه بود و هدف اصلی این دفتر مخفی نگاه داشتن حقایق از دید افکار عمومی مردم جهان و اشاعه و تکرار دروغهای بزرگ و حمله به کسانی که حقایق را آشکار میکنند، بود.
در این میان اساتید در دانشگاهها و روزنامهنگاران بیشتر از دیگران مورد تهاجم قرار میگرفتند.
رامسفلد حتی پس از اینکه جنایتهای زندان ابوغریب در ماه مه 2004 مطرح گردید همچنان به دروغگویی و مخفی نگاه داشتن حقایق ادامه میداد. او در رابطه با جنایتهای زندان ابوغریب مرتبا تکرار میکرد که «رسانهها در این مورد دروغ میگویند.»
در یکی از سایتهای اینترنتی فیلمی بیست و یک دقیقهای مشاهده کردم، باور کنید عقل وقایع موجود در این فیلم را باور نمیکند زیرا اوج دیوانگی و زشتکاری و وقاحت است.
جمهوریخواهان و گروه فشار اسرائیلی تعدادی از مراکز پژوهشی را در اختیار دارند.
پژوهشکده یهودی امنیت ملی واشنگتن، گروه مشورتی ریچارد پرل معاون سابق وزیر دفاع، پژوهشکده راستگرای «اینتر پرایز» از جمله آن مراکز محسوب میشوند. جین کرک پاتریک نماینده رونالد ریگان در سازمان ملل متحد و دیک چنی و جان بولتون مشاوران ویژه این پژوهشکده هستند.
پژوهشکده امنیت ملی یهودیان برای خود اهدافی نیز تعیین کرده است در یکی از اهداف این پژوهشکده که در واقع پنجمین هدف نیز میباشد چنین آمده: «همکاری راهبردی با کشور اسرائیل» در بند هفتم آمده «از مخالفت با اصولگرایی اسلامی هدف غایی است زیرا بنا به گفته آنها اصولگرایی اسلامی یکی از دلایل اصلی وجود تروریسم بینالمللی است.»
در نوامبر 2006 مقالهای تحت عنوان «روزهایی در سیرک جورج بوش» نوشتم. در آن مقاله گفته بودم حال که دونالد رامسفلد از دور خارج شده جان بولتون نیز به دنبال او اخراج خواهد شد.
بولتون به داشت گویی معروف است و بوش زمانی او را به عنوان نماینده خود در سازمان ملل برگزیده که دوره غیبت پارلمانی بود زیرا بیشک اعضای کنگره با انتخاب او به شدت مخالفت میکردند.
بولتون که یک وکیل است در زمان بوش پدر و ریگان فعال بود و یکی از اعضای مذاکرهکننده با کره شمالی نیز بود.
بوش او را به انگلستان فرستاد که تونی بلر را متقاعد سازد که دروغ خریداری اورانیوم اونیجر توسط عراق را بپذیرد. حقایق هیچگاه مخفی باقی نخواهد ماند. زمانی که باب «وود وارد» و «ریچارد کلارک» کتاب در برنامه تهاجم و پادشاهی آمریکا را منتشر ساختند روشن شد که: «شانزده ماه پیش از آغاز جنگ علیه عراق، بوش قول آنرا به دونالد رامسفلد داده بود و رامسفلد نیز برنامه خود را بر این اساس که آمریکا 235388 سرباز در خارج از مرزهای خود دارد کاملا مرتب کرده بود.»
در گزارش سالانه آمریکا در مورد پایگاههای نظامی در سال 2003 چنین آمده است:
پنتاگون در 103 کشور جهان 702 کشور جهان 702 پایگاه نظامی به صورت تملک و یا اجاره دارد. در خود آمریکا 6000 پایگاه دارد که البته بیمارستانها، درمانگاهها و بیمارستانهای نظامی را نیز شامل میشوند.
در همه مواردی که در فوق آمده جناح مسیحی صهیونیستی، نومحافظهکاران و شرکتهای سازنده سلاح و شرکتهای نفتی و تاسیساتی به شدت در امر جنگ تنشفزایی میکردند و در واقع آنها جنگ را یک معامله سودآور میلیاردی تلقی میکنند منتهی این جنگ برای آمریکا یک تریلیون دلار هزینه در بر داشت و افزون بر آن موجب شده که صدها هزار تظاهرکننده در خارج و داخل آمریکا علیه جنگ و راهاندازی اصلی آن، صفآرایی کنند.
جنگ وارد پنجمین سال خود و ایالات متحده آمریکا همچنان اسرائیل را هم پیمان دائمی و شریک راهبردی خود تلقی میکند و اسرائیل از اینکه رویای اسرائیل بزرگ و آمریکای عظیم تحقق یابد بسیار خوشحال است.
تنها پرسش اصلی که باقی میماند این است که آیا در میان رؤسای جمهور آمریکا کمعقلتر از جرج بوش کسی دیده میشود؟