به گزارش خبرنگار دیپلماسی عمومی و جنگ نرم خبرگزاری فارس، موسسه امریکن اینترپرایز در مقالهای به قلم مایکل رابین نوشت: بحرین کوچکترین کشور عربی دنیاست؛ شش کشور را به اندازه بحرین میتوان در یکی از ایالت های آمریکا جا داد. استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین، آن را به یکی از مهمترین متحدین ما در دنیای عرب، تبدیل کرده است. پس از اردن، بحرین دیگر دولت عربی است که آمریکا نمیتواند شاهد تغییر رژیم در آن باشد.
بحرین از صبغه تاریخی بلندمدت برخوردار بوده است و فرقههای مختلفی در آن ساکن هستند. این جزیره تا اوایل قرن شانزدهم یکی از استانهای ایران به شمار میرفت. در آن زمان نیروی دریایی پرتغال که تلاش میکرد از خیلج فارس خود را به هند برساند، این جزیره را اشغال کرد. حکومت ایران هرگز به صورت کامل با جدایی بحرین کنار نیامد. زمانی که انگلیسیها در سال 1970 خلیج فارس را ترک کردند، شاه ایران مدعی حکمرانی کشورش بر این جزیره شد.
نزدیک به 70 درصد از مردم آن شیعه هستند و تقریباً نیمی از مردم آن در خانههای خود به زبان فارسی سخن میگویند.
در سال 2007، حسین شریعتمداری، نماینده رهبر ایران در روزنامه کیهان، دعاوی ایران در مورد بحرین را مجددا مطرح کرد و مقامات ایرانی پس از آن بارها در مورد آن صحبت کردند از این رو آنها درصدد هستند تا حکمرانان سنی بحرینی را کنار زده و استیلای ایران بر این کشور را مجدداً محقق سازند و از این طریق به نفوذ آمریکا را در این منطقه به پایان برسانند.
بحرین که به واسطه گذرگاهی به عربستان سعودی متصل میشود، این کشور را برای خاندان سلطنتی آلسعود به خط مقدم رویارویی سنیها و شیعیان تبدیل کرده است. هر زمان که ایران از شورش شیعیان در این کشور حمایت کرده است، نیروهای نظامی سعودی با عبور از گذرگاه به کمک مقامات بحرینی آمده شورش را سرکوب کردهاند.
قیامی که امروز شاهد آن هستیم، بنا به تحریک ایران به وجود نیامده است؛ اما با این حال دولت ایران ممکن است در صدد بهره برداری از آن برآید. مسئله اصلاحات در مورد بحرین ـ و دیگر دولتهای حاشیه خلیج فارس ـ جدی است. لذا اوباما چه تدبیری باید بیندیشد؟
کاخ سفید و وزارت امور خارجه باید با استفاده از فرصت پیشآمده در جهت توسعه حکومت مشروطه واقعی حرکت کنند. بند 33 قانون اساسی بحرین، در واقع رویایی است که یک دیکتاتور در سر میپروراند. در این بند فهرستی از امتیازهای خاص پادشاه را میتوان یافت.
پادشاهان در مقایسه با جمهوری خواهان بسیار میانهروتر هستند. خاندان سلطنتی بحرین از خصوصیات ناسیونالیستی منحصر به فردی برخوردار است، اما بیش از این نباید در رأس قانون قرار گیرند. حکومتها میبایست انتخاب شوند، نه اینکه به واسطه هوا و هوس حاکمان موروثی از کار برکنار گردند. همچنین قانون اساسی هر کشور باید به نحوی تنظیم گردد که رهبران ملی را در تصمیمگیریهای دفاعی گرد هم آورد تا از این طریق سیستم دفاعی مؤثر فراهم آید. باید توجه داشت که همکاری در عرصه دفاع نیز مستلزم برنامهریزی و تلاشهای بلندمدت میباشد.
رئالیستها ممکن است خواهان بازگشت به گذشته باشند، زمانی که دیکتاتورهای حامی آمریکا، بر کشورها حکمرانی میکردند و اهالی کشور خود را برای خدمت به خط میکردند؛ اما باید قبول کرد که دیگر آن روزها باز نخواهند گشت.
ایجاد تغییرات لازم در قانون اساسی، نهتنها در بحرین بلکه در قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و کویت ضروری است. باید با استفاده از فرصت پیشآمده، ثبات را در منطقه تجدید و از رژیمهایی که حضور آنها برای امنیت ملی آمریکا حیاتی هستند، محافظت کرد.