در بند اول مقدمه خطاب به آقای هاشمی آمده است که شما در انتخابات ریاست جمهوری نهم که رأی نیاوردهاید، نامهای نوشته و از جفایی که در حقتان شده به خداوند پناه بردهاید، چون پناهرسی جز او نیافتهاید: «... دهبار خود را در معرض انتخاب مردم قرار داده، هشتبار انتخاب شده و بار ماقبل آخر هم از جفایی که در حقش شده به خدا پناه برده چون پناهرسی جز او نیافته است.»[1]
یا در تاریخ 19 خرداد 1389، و نیز در خطبههای نماز جمعهی تهران تاریخ 26 تیر 1388 نشان دادید که به مردم و مطالباتشان نیم نگاهی دارید و تنها عضو هیأت حاکمهی جمهوری اسلامی هستید که قبول کردهاند کشور دچار بحران شده و فتنهگران را معترض نامیدهاند: « شما در دو سال اخیر با نمونههایی از قبیل نامهی سرگشادهی تاریخ 19 خرداد 1388، خطبههای نماز جمعهی تهران تاریخ 26 تیر 1388 و یادادشت تاریخ تیر 1389 نشان دادید که نیمنگاهی به مردم و مطالباتشان دارید. ...
تنها عضو هیأت حاکمهی جمهوری اسلامی هستید که پذیرفتهاید کشور حداقل در چهاردهماه اخیر با بحران مواجه بوده و متعرضان سبز ایرانی فتنهگر نیستند، آنها بهدنبال رأی، بلکه حق گمشدهی خود هستند.»[2]
مسایلی که در مورد آقای هاشمی بیان شده، متأسفانه درست است. یعنی آقای هاشمی چنین اظهارنظرهایی را کرده است. اما به واقع باید بررسی کرد که آیا اظهارنظرها و نامهنگاریهای آقای هاشمی درست بوده است؟ آیا به واقع در انتخابات نهم ریاست جمهوری که بخش اجرایی آن به صورت یک دست و کامل در دست وزارت کشور اصلاحطلبان بوده است و آقای سید محمد خاتمی ـ رییس قوهی مجریهی کشور و مجری انتخابات ریاست جمهوری نهم ـ بر تمام مراحل اجرایی انتخابات نظارت داشته (میدانیم آقای خاتمی در دورهی اول انتخابات مدافع آقای معین بوده و در مرحلهی دوم مانند تمام اصلاحطلبان به صورت علنی از شخص آقای هاشمی دفاع کرده و در نامهای سرگشاده مردم را دعوت به رأی دادن به کسی که به دنبال سازندگی کشور بوده است ـ یعنی آقای هاشمی ـ دعوت کرده است، به طوری که این نامه چند بار از رادیو و نیز چندبار از تلویزیون برای کل مردم ایران خوانده شده است.) آیا با این اوصاف که همهی مجریان انتخابات حامی علنی و مدافع تمام عیار آقای هاشمی و مخالف سرسخت آقای احمدی نژاد بودهاند، میتوان باور کرد که تقلب صورت گرفته و آقای احمدی نژاد با تقلب پیروز شده است؟
جالب آن است که مسؤولین اصلاحطلب که مدافع سرسخت آقای هاشمی و مخالف جدی احمدی نژاد بودهاند، همگی بر صحت انتخاباتی که خودشان برگزار کنندهی آن بودهاند، تأکید کردهاند. برای نمونه، آقای سید محمد خاتمی در جواب آقایان هاشمی و کروبی ـ آقای کروبی در مرحلهی اول آن انتخابات ادعای تقلب کرده بود ـ و در بازدیدی که از ستاد وزارت کشور دربارهی سلامت انتخابات و شمارش آرا داشت، به مردم اطمینان داده و گفته است: « آنچه به ما مربوط است، انتخابات سالم بوده و هم اکنون هم نهایت دقت در خواندن آرا انجام میشود. اگر کسی در این زمینه اظهارنظری بیجا کرده، حرف دیگری است.»[3]
آقای مصطفی معین، نامزد ناکام جریان اصلاحطلبان در انتخابات نهم نیز طی مصاحبهای با خبرگزاری «رویتر» گفت: «انتخابات اگرچه کامل نیست ولی موثق و معتبر است.»[4]
در همین روز «محمد قوچانی» به عنوان سردبیر نیز در روزنامهی شرق (ارگان غیر رسمی حزب اصلاحطلب گارگزاران سازندگی) طی سرمقالهای با عنوان «آزمون ملی/ ائتلاف ملی» آورده است: « ما تاکنون به این صراحت در معرض آزمون قرار نگرفتهایم، همه چیز دموکراتیک بود. در مشارکتی بالاتر از حد انتظار، حریفان ما با قاعدهی دموکراسی، ما را بدان نقطه رساندهاند.»[5]
با این وضعیت، چگونه آقای هاشمی نامه نوشته و مدعی تقلب شده و از فرآیند انتخابات گله میکند! بهعلاوه هیچکس را عادل ندانسته و فقط به خداوند شکایت میبرد!
علاوه براین، آیا نامهای که ایشان سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 نوشتهاند و در آن نکاتی در مورد اغتشاشات و طوفانهایی که در راه است، یادآور شدهاند؛ و نیز مطالبی که در خطبههای نماز جمعهی خود بیان کردهاند، صحیح بوده است؟ آیا علیرغم اینکه مردم عزیز کشور اسلامی ایران و نیز رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیهالله خامنهای به درستی کسانی را که همصدا با دشمنان اصلی نظام شدهاند، را فتنهگر خواندهاند، اما آقای هاشمی متأسفانه حتی برای یکبار هم شنیده نشده است واژهی فتنه را در مورد آنها بهکار ببرند و ... مدعایشان درست است؟ چنین موضعگیریهایی که به صراحت در مقابل موضعگیری اکثریت غالب و بزرگوار مردم فهیم ایران اسلامی است، چه توجیهی میتواند، داشته باشد؟
اینکه این موارد را چگونه باید توجیه کرد و چرا آقای هاشمی مرتکب این اشتباهات بزرگ شده است، اموری هستند که خود ایشان باید جواب دهند.
اما نسبت به ادعای وجود تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در قسمت بعد به تفصیل سخن خواهیم گفت. ادامه دارد...