آقای کدیور در بند دیگر مقدمه در مقام نقد مجلس خبرگان خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی آوردهاند که:
نویسنده از محدودیتها و تضییقاتی که اکنون متوجه شماست بیاطلاع نیست، اما معتقد است اگر شما و معدود نمایندگان مجلس خبرگان رهبری ـ که سوگند خود را نقض نکردهاید ـ ... .[1]
زمانی که خبرگان به وظیفهی قانونی خود عمل نمیکنند.[2]
متهم کردن بیش از 99% نمایندگان مجلس خبرگان به نقض سوگند خود و عمل نکردن به قانون آیا درست و براساس قانون است؟ شما که در بند اول مقدمه تن دادن به حاکمیت قانون را راه حل برون رفت از بحران مطرح کردهاید، آیا چنین اتهام زنیهایی قانونی است؟ اینک به قانون اساسی که شما نیز آن را در همین نامه معیار دانستهاید و نیز متن سوگندنامهی اعضای مجلس خبرگان توجه میکنیم.
1- در اصل یکصد و هفتم (107) قانون اساسی آمده است:
پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب اسلامی جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیهالله العظمی امام خمینی «قدس سره الشریف» که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهدهی خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری در بارهی همهی فقهای واجد شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت میکند هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسایل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب میکنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی مینمایند.
در اصل پنجم آمده است:
در زمان غیبت حضرت ولی عصر «عجلالله تعالی فرجه» در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت و امت بر عهدهی فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهدهدار آن میگردد.
در اصل یکصد و نهم قانون اساسی نیز آمده است:
شرایط و صفات رهبر:
1- صلاحیت علمی و لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه.
2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
3- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
آیا چون شما و برخی از دوستان محدود شما رهبری را مطابق سلیقهی خودتان نیافتهاید، ایشان صلاحیت ندارند؟ آیا بر اساس قانون اساسی شما باید عدم صلاحیت رهبری را تشخیص دهید یا اعضای مجلس خبرگان؟
حال سؤال این است که مجلس خبرگان رهبری آیا نسبت به این اصول کوتاهی کردهاند؟ آیا در انتخاب رهبری اشتباه کردهاند؟ آیا مشکلی در مدیریت رهبری، شجاعت، صلاحیت لازم برای افتا، عدالت و تقوای لازم برای رهبری پیش آمده است که تقریباً همهی اعضای مجلس خبرگان عاجز از درک آن میباشند؟ و یا اینکه همهی آنها با اینکه ضعف رهبری را درک کردهاند اما به دلیل اینکه اهل هوی و هوس بوده و بهدنبال منافع خود میباشند به وظیفهی قانونی خود عمل نمیکنند؟ آیا چنین برخوردی منصفانه، عالمانه و بر اساس قانون است؟
آیا چون شما و برخی از دوستان محدود شما رهبری را مطابق سلیقهی خودتان نیافتهاید، ایشان صلاحیت ندارند؟ آیا بر اساس قانون اساسی شما باید عدم صلاحیت رهبری را تشخیص دهید یا اعضای مجلس خبرگان؟ چگونه شما بدون هیچ استناد قانونی تقریباً تمام اعضای مجلس خبرگان را متهم به نقض سوگند میکنید و آنها را جاهل و یا سودجو و منفعت طلب و اهل هوی و هوس میدانید؟
قانون اساسی تصریح میکند که تشخیص صلاحیت رهبری و عدم آن به عهدهی مجلس خبرگان است نه افرادی مانند آقای کدیور و دوستان محدود و مشخص ایشان.
در اصل یکصد و یازدهم آمده است:
هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد.
تشخیص این امر به عهدهی خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم میباشد.
با توجه به تصریح قانون اساسی بر این امر که تشخیص فقدان شرایط رهبری در شخص رهبر به عهدهی مجلس خبرگان رهبری است، چگونه شما با قاطعیت حکم صادر کرده و رهبری را فاقد صلاحیت معرفی میکنید: « ... و بالاخره با توجه به از دست دادن شرایط لازم ضمن عقد، ولایت ایشان ساقط است».[3]
آیا ادعای شما مطابق قانون اساسی است؟ تشخیص شما معتبر و قانونی است یا تشخیص مجلس خبرگان رهبری؟
اما اینکه ادعا کردهاید تقریباً همهی اعضای مجلس خبرگان سوگند خود را نقض کردهاند، ادعایی بیدلیل است.
در سوگندنامهی اعضای مجلس خبرگان آمده است:
بسمالله الرحمنالرحیم ـ من در محضر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم که ودیعهای را که ملت به ما سپرده است به عنوان امینی عادل، پاسداری کنم و در ایفای وظیفهی سنگینی که بر عهده دارم، یعنی، تشخیص و معرفی بهترین فرد، برای مقام والای رهبری امت و در حراست از این منصب الاهی و حفظ آن از هر گونه خطری، خود را در پیشگاه مقدس خداوند مسؤول بدانم و در بهرهمندی ملت غیور ایران از این نعمت عظیم الاهی، کمال کوشش را نمایم و کوچکترین مسامحه و خیانت را روا ندارم.
چنانکه ملاحظه میشود اعضای مجلس خبرگان، موظفاند که بهترین فرد را برای رهبری تشخیص و معرفی کنند. آیا اعضای مجلس خبرگان در این وظیفهی خود کوتاهی کردهاند؟ آیا بهترین فرد را برای رهبری معرفی نکردهاند؟
در جلسهی خبرگان رهبری در 14/3/1368 برای انتخاب رهبر، اگرچه شخص مقام معظم رهبری با انتخاب خودشان مخالف بودند، ولی ایشان از سوی اکثریت قریب به اتفاق اعضای مجلس خبرگان به رهبری انتخاب میشوند. کما اینکه پس از بازنگری قانون اساسی و رأی مردم به قانون اساسی جدید در تاریخ 15/5/1368 با آرای بیش از آرای دفعه اول، به رهبری برگزیده میشوند.
آقای یوسف صانعی چند روز پس از انتخاب مقام معظم رهبری از سوی مجلس خبرگان نسبت به شخصیت بلند حضرت آیهالله خامنهای تأکید کرده و تخلف از فرمان ایشان را خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان میداند.
برای اینکه بدانیم آیا مجلس خبرگان به سوگند خود عمل کرده و بهترین فرد را برای رهبری انتخاب کرده است، به سخنان یکی از اعضای مجلس خبرگان توجه میکنیم.
آقای یوسف صانعی چند روز پس از انتخاب مقام معظم رهبری به مقام رهبری از سوی مجلس خبرگان نسبت به شخصیت بلند حضرت آیهالله خامنهای تأکید کرده و تخلف از فرمان ایشان را خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان و نیز مخالفت و رد کردن ایشان را در حد شرک به خداوند میداند:
من به عنوان یک مسألهی شرعی میگویم که تخلف از فرمان آیهالله خامنهای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او، رد بر امام صادق (علیهالسلام)، رد بر رسولالله (صلیالله علیه و آله و سلم) و رد بر رسول الله (صلیالله علیه و آله و سلم)، رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است و طبق روایت عمربن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک بالله است.
اما حفظ و تقویت آیهالله خامنهای هر چه بیشتر تأیید و تقویت شود، اسلام و انقلاب اسلامی و حوزههای علمیه و فقه و قرآن تقویت شده است. تأیید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب. مسألهی کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسألهی یک امر جزیی نیست و عدم تأیید، ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.[4]
از سوی دیگر، اعضای مجلس خبرگان حاضر نیز نسبت به سوگند خود عمل کرده و چنانکه آقای کدیور نیز در ضمیمهی نامهی خود آورده است مجلس خبرگان رهبری نسبت صلاحیت مقام معظم رهبری اعلام نظر نموده و آن را تأیید کرده است:
نظر به اینکه وظیفهی کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان رهبری بررسی دربارهی اصل 111 قانون اساسی است این کمیسیون در هر ماه یک جلسه و در مواقع لزوم جلسات متعدد فوق العاده تشکیل میدهد و به وظیفهی تحقیق در پیرامون تداوم شرایط و اوصاف مربوط به مقام رهبری بحث و بررسی مینماید ... در بررسیهای این کمیسیون در هیچکدام از اوصاف و شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و دهم قانون اساسی در این مدت بیستسال و اندی در وجود رهبر عزیزمان نه تنها کم و کاستی مشاهده نشد بلکه هر مقدار در زمان جلوتر میرویم صفات لازم مزبور درخشانتر مخصوصاً درایت و مدیریت در حد اعلا در ایشان متجلی میشود.[5]
با عنایت به قانون اساسی، روشن است که تبعیت از قانون مستلزم آن است که تشخیص مجلس خبرگان را معتبر بدانیم نه تشخیص هر فرد دیگر.
آقای یوسف صانعی در مورد تشخیص و نظر خبرگان در انتخاب رهبری آورده است:
دشمنان و خناسان ننشینند و مصوبهی مجلس خبرگان را وسوسه کنند. مسأله قانونی و حقوقی را نمیشود با وسوسه حل کرد... من حاضرم بهعنوان یک طلبه و آشنا که طرف آدم سوفسطایی نباشد بنشینم و ثابت نمایم که این مصوبه هم به حکم اولی طبق قانون اساسی و هم به حکم ثانوی طبق قانون اساسی میباشد. شصت نفر از مجتهدین و خبرگان تشخیص دادند که اصل فوق با آقای خامنهای منطبق است.[6] ادامه دارد...