به گزارش فارس، در پایان سال 2010 میلادی در ترکیه کتاب خاطرات کارمند اسبق سازمان اطلاعات این کشور، "عثماننوری گیوندش " با نام "شاهد مستقیم کودتا وهرج ومرجها " منتشر شد. در این کتاب آمده است که عوامل "سیا " با پوشش تدریس زبان انگلیسی در مدارسی که از طرف صندوق "فتحالله گولین " ایجاد شده است، حضور یافته اند.
گیوندش مدعی شده است که در مدارس ترکی موجود در کشورهای ترک نژاد و مسلمان نشین شوروی سابق، افسران "سیا "، با گذرنامههای سیاسی و به عنوان معلمان زبان انگلیسی حضور یافته و اقدامات خاص خود را پیاده میکنند.
وی همچنین تعداد این معلمان آمریکایی در ازبکستان را حدود 70 نفر و در قرقیزستان تقریبا 60 نفر عنوان کرده است.
گیوندش از سال 1964 تا سال 1986 کارمند سازمان اطلاعات ترکیه و در دوران نخستوزیری خانم "تانسو چیلر " در ترکیه، مشاور ارشد اطلاعاتی وی بوده است.
نگاه به نوع عملکرد ترکیه در آسیای مرکزی بیانگر این واقعیت است که با توجه به این موضوع که کارگزاران این کشور، کار با کارمندان سیا را تجربه کرده بودند، با ورود به عرصه تعلیم و تربیت، به پرورش قشر نخبه طرفدار خود همت گماشتند. اما شکل کار این کشور پس از مقطع زمانی نه چندان طولانی و آزمایش و خطا به سمتی هدایت شد که تغییرات این نخبهپروی به تدریج نمایان شد.
با نگرش به شکل کار ترکیه در مییابیم که پس از استقلال کشورهای مسلمان نشین آسیای مرکزی از شوروی سابق، همزمان با تلاش قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای برای نفوذ در آسیای مرکزی، ترکیه نیز تلاش خود را برای حضور در این منطقه، آغاز کرد. آنکارا در ابتدا تمام همّ خود را صرف فعالیت در عرصههای فرهنگی و آموزشی کرد و هر از گاهی برخی تحرکات محدود سیاسی و امنیتی نیز در این کشورها انجام میداد.
ترکیه با توجه به وجود برخی اشتراکات نژادی، زبانی، فرهنگی با کشورهای منطقه، کوشش کرد تا با ایجاد اتحادیه کشورهای ترک نژاد، امکان حضور و نفوذ خود در این منطقه را آسان کند. اما وابستگیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشورها به روسیه و همچنین روابط نزدیک برخی از آنان با آمریکا، اروپا و سایر کشورهای خارجی، مانع تحقق برنامههای آنکارا شد.
بنابراین ترکیه ناگزیر نوع مناسبات خود را با کشورهای منطقه تغییرداد و تلاش کرد تا در حوزههای مختلف آموزشی این کشورها از مبتدی تا عالی سرمایهگذاری کند.
سپس در مدت زمان نسبتاً کوتاهی، دهها مدرسه و موسسه آموزشی مشترک ترکیه با کشورهای منطقه افتتاح شدند. چنانکه ترکیه طی حدود 15 سال اخیر، تعداد قابل توجهی از جوانان کشورهای آسیای مرکزی را در زمینههای مختلف و از جمله نظامی و امنیتی آموزش داده است.
وجود زبان و خط مشترک لاتین بین آنکارا با برخی از کشورهای منطقه، زمینه تبادل اطلاعات بین ترکیه و کشورهای منطقه را از طریق رسانهها و انتشارات علمی و پژوهشی، فراهم کرد.
به علاوه سکولار بودن نظام حکومتی ترکیه، نگرانی دولتهای آسیای مرکزی را از بابت نفوذ ترکیه کاهش داده است. ترکیه از این فرصت برای گسترش نفوذ فرهنگی خود بهره فراوانی برده، به نحوی که نه تنها گوی رقابت را از بسیاری از کشورها در این زمینه ربود، بلکه حتی با روسیه به رقابت پرداخته است.
ترکیه از طریق حضور مستقیم در امر آموزش کادرهای علمی، آموزشی و نظامی، زمینه نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی آتی خود را در منطقه آسیای مرکزی فراهم کرده است. در حال حاضر تقریبا هیچ کشور دیگری به میزان ترکیه در پرورش نخبگان، در آینده سیاسی و اقتصادی منطقه نقش ندارد و به اعتقاد تحلیلگران مسائل منطقه، در درازمدت این کشورها با چالش ترکیهگرایی بخش عظیمی ازنخبگان آینده خود مواجه خواهند شد.
به نظر می رسد که دولتهای آسیای مرکزی ترجیح می دهند تا در مورد آینده همراه با این چالش اصلا فکر نکنند درحالی که موضوع فراتر از بحث روابط این کشورها با آنکارا است.
آن گونه که رسانههای مهم منطقه از جمله روسی بیان کردهاند، در حال حاضر در سطح کشورهای شوروی سابق، بیش از 200 مدرسه ترکی فعال بوده و حدود هفت هزار معلم نیز مشغول تدریس در این مدارس هستند. امتیازی که کمتر کشوری از آن برخوردار است.
در طول 20 سال استقلال کشورهای آسیای مرکزی، هزاران نفر از جوانان این منطقه در دانشگاههای ترکیه تحصیل کرده و بخش قابل توجه از آنان در نهادهای دولتی کشورهای خود مشغول کار شدهاند.
همچنین اکنون در برخی از کشورهای آسیای مرکزی در سطوح مختلف سیاسی، از جمله در سطح احزاب و پارلمان، لابیهای طرفدار ترکیه ایجاد شده که این امر در مورد قرقیزستان، نمود بیشتری دارد.
البته در تاجیکستان بدلیل فارسزبان بودن جمعیت آن، میزان گرایش به ترکیه کمتر است، ولی اقدامات اخیر فرهنگی آنکارا نظیر عرضه تعداد زیاید از فیلمها و سریالها، ایجاد مرکز ترجمه و دوبله فیلم موسوم به "همصدا " و ... حاکی از آن است که ترکیه به صورت برنامهریزی شده بدنبال تحکیم زمینههای نفوذ خود در این کشور است.
به ویژه با توجه به گرایشهای لائیک دولتهای منطقه و مواجه انان با رشد اسلام خواهی در کشورهای خود، معیارهای سیاسی، فرهنگی و مذهبی ترکیه این فرصت را به آنکارا داده است که موفقیت بیشتری در این کشورها داشته باشد.
با کاهش نقش روسیه و زبان روسی در کشورهای منطقه، ترکیه با ایجاد "سازمان همکاری کشورهای ترکزبان " در سال 1992 تلاش کرد تا روابط فرهنگی با این کشورها را توسعه دهد. در همین راستا از آغاز سال 1993 با اجرای 2 برنامه مشترک آموزشی و فرهنگی، دانشآموزان و دانشجویانی را از کشورهای آسیای مرکزی به ترکیه اعزام کرد.
همزمان آنکارا اقدام به ایجاد مدارس ترکی در قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان کرد.
امروز در ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان دهها هزار نفر در مدارس ترکیه آموزش دیدهاند که در گسترش زبان ترکی، ارزشها و استانداردهای اجتماعی، اخلاقی، تمدنی و فرهنگی آنکارا در کشورهای خود موثرند.
علاوه بر وجود دهها مدرسه و مرکز علمی و پژوهشی ترکی، در برخی از کشورهای آسیای مرکزی و مشخصاً در قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان دانشگاههای ترکی نیز فعال هستند و سالانه صدها نفر متخصص را در رشتههای مختلف پرورش میدهند.
نکتهای که نباید از نظر دور داشت، تلاش ترکیه برای نفوذ در تنها کشور فارسزبان آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان است. چنانکه در حال حاضر در این کشور، هفت موسسه آموزشی ترکی ایجاد شده که در آنجا فرزندان مقامات عالی رتبه دولتی و محلی و کودکان مستعد آموزش میبینند.
به ویژه توجه این مدارس به آموزش زبان انگلیسی سبب شده که ورود فارغالتحصیلان آنها به دانشگاههای تاجیکستان، ترکیه و کشورهای غربی آسانتر باشد که خود باعث گرایش بیشتر به تحصیل در این مدارس شده است.