در جوامع امروزی به دلیل گستردگی جمعیت از یک سو، پیچیدگی موضوعات و مسایل مختلف آن از سوی دیگر، تمامی اقشار به نوعی خواهان مشارکت در اموری هستند که به شکلی در آینده آنها نقش دارد. در این میان، اشخاصی که به نحوی، خود را دارای قابلیتهای بیشتر میبینند از هر فرصت جهت ارائه نظر و پیشنهاد استفاده کرده و نقش خود را به عنوان عناصری کارساز ایفا میکنند. هر چه این افراد قابلیتهای خود را بالاتر دیده و نیز شاهد خلاهای بیشتری در جامعه باشند که به نوعی توان جبران آنها را دارند، احساس مسئولیت بیشتری نموده و به دنبال یافتن راههای ابراز نظر و تاثیرگذاری، تلاش میکنند. آنچه در این میان حائز اهمیت است قرار گرفتن افراد در جریان انتخابات به عنوان یکی از موقعیتهای کلیدی ابراز نظر و ارائه طریق پیشنهادی جهت گزینش بهترین آنها میباشد؛ چرا که با قابلیتترین اشخاص که در خود استعداد و توانایی حل مشکلات اساسی را میبینند در این میدان قدم پیش میگذارند.
نکتهای که در این گفتار مورد نظر میباشد نوع روش تبلیغ انتخاباتی میباشد، چرا که از حساسیت تعیینکنندهای برخوردار است.
از آنجایی که تبلیغ انتخاباتی تنها وسیله اطلاعرسانی در مورد ویژگیهای داوطلبان میباشد، باید بیش از پیش نسبت به روشهای اجرای آن حساسیت نشان داد و سعی کرد روشهایی را که متناسب با نظام فکری و ارزشی ما هستند ابداع کرد، تا از تأثیرات سوء روشهای مورد عمل دنیای امروز در امان ماند.
یکی از ویژگیهای انقلاب اسلامی ایجاد امکانات جهت استعدادهای مختلف در راستای به کارگیری مؤثر آنهاست. داوطلبان انتخاباتی به دلیل وجود قابلیتها و استعدادهای خاص، خود را دارای توانایی مدیریت مردم میبینند و از آنجایی که امکان استفاده از همه آنها میسر نیست، امر انتخاب و گزینش بهترین آنها، اجتنابناپذیر است. آنچه در این میان قابل توجه میباشد جایگاه امکانات تبلیغی جهت شناساندن اشخاص میباشد. آنچه مسلم است، تبلیغ بیشتر و گستردگی بعد عمل، باعث شناخت عمیقتر و نیز افزایش تعداد افراد آشنا با داوطلب میگردد و پرواضح است، داوطلبی که تعداد بیشتری مردم او را بشناسند، احتمال بیشتر رأیآوردن او افزایش خواهدیافت. با توجه به این موضوع میتوان دریافت هر چه داوطلب امکانات کمتری داشته باشد، افراد کمتری را تحت پوشش قرار داده و در مقابل هجوم گسترده تبلیغ دیگران، نیروی یادآوری و تجدد ذهنیت و تازگی تبلیغ را از دست خواهد داد. نتیجه این جریان کمرنگ شدن تبلیغ افراد با امکانات کم، و در نتیجه پایین آمدن احتمال قبولی او در این آزمون میباشد.
نکته مهمی که در این میان باید به آن توجه جدی شود قابلیتهای واقعی و استعدادهای حقیقی اشخاص (شایستگی فرد) از یکسو و توانایی تبلیغاتی او از سوی دیگر میباشد. تجربه نشان داده هر چه امکانات تبلیغی شخص بالاتر باشد تعداد بیشتری از مردم با او آشنا خواهند شد و ظرفیت ذهنی بیشتری از مردم را پر خواهد نمود و در حقیقت موضوع مورد تبلیغ حالت پایدار به خود گرفته و در بعضی حالات قضاوت اشخاص را بهطور ناخودآگاه تحت تاثیر قرار خواهد داد. این امر هنگامی باعث نگرانی میشود که داوطلب از لحاظ شایستگی پایینتر از دیگران باشد، که در این صورت احتمال پایان یافتن انتخابات به ضرر اشخاص اصلح بیشتر میگردد. با توجه به این موضوع نکات ذیل جهت یادآوری بیان میگردد.
1-روشهای تبلیغ ـ روشهای تبلیغی انتخابات را باید با تحلیل و بررسی مورد مداقه قرارداد
از آنجایی که نظام ما نظام مبتنی بر ارزشهاست، باید روشهای تبلیغی انتخابات آن با روشهای تبلیغی غرب تفاوت جدی داشته باشد، چرا که نتیجه این روشها ( بیشتر روشهای مورد عمل،) شناخت همهجانبه و عمیق از داوطلبان نمیباشد؛ عکس گرفتن از شخصی در حالات مختلف و تکثیر اسرافآمیز آن تا چه میزان شناخت واقعی به مردم میدهد؟ تنها اثر آن، افزایش پایداری ذهنیت یک داوطلب در دید مردم میباشد که الزاماً قضاوتهای آنها را هم بدون تاثیر نخواهد گذارد.
شاید بهتر باشد نوع تعریفشدهای از تبلیغ برای داوطلبان تبیین گردد.
بیان نظریات و نوع عملکرد داوطلبان در گذشته و طرح سؤال در خصوص این موضوعات، در جهت تبیین برنامههای آینده، میتواند تا حدی حقایق شخصی داوطلبان را روشن کند، مناظره رو در رو با منتقدان اعمال گذشتۀ داوطلبان، جهت دفاع ایشان از عملکردهایشان که مسلماً پایه اعمال آینده قرار خواهند گرفت؛ بحث در خصوص اهداف و راهکارهای عملی ایشان ـ به شکل برنامههای کلی قابل ارائه که در آینده قابل پیگیری باشند- با حضور متخصصان، در جهت روشن نمودن میزان واقعگرایی و نوع دید آنها نسبت به ظرفیتهای جامعه و مردم در ارتباط با این موضوعات؛ و مناظر با دیگر داوطلبان و بیان صریح نوع تفاوتی که باعث داوطلبشدن آنها با وجود حضور دیگران شده است. چرا که وجود 2 داوطلب سطح بالا خیلی بهتر و مطمئنتر از 10 داوطلب با سطوح مختلف میباشد مضاف بر اینکه نوعی یکدستی در جامعه هم ایجاد مینماید. البته منظور، تقلیل داوطلبان به هر قیمت نیست.
موارد فوق تذکراتی هستند که میتوانند احتمال انتخاب افراد شایسته را بیشتر کنند.
2- شکی نیست که تبلیغ به روش جاری، وابستگی زیادی به امکانات مادی فرد و یا کانالهای اهداکننده کمک دارد. هر چه قدرت مالی داوطلبی بیشتر باشد، مسلماً توان بالاتری را در تبلیغ خواهد داشت و بالعکس؛ آنچه باعث نگرانی شدید است احتمال پایین بودن قدرت مالی افراد شایسته میباشد و همچنین احتمال قدرت مالی بالای افراد دارای شایستگی کمتر. اگر قائل به اصل انتخاب اصلح هستیم، باید تدبیری برای این موضوع اندیشید.
در جریان انتخابات نمایندگان مجلس، تعیین یک منبع مالی برای کلیه داوطلبان و تعیین سهمیه یکسان برای داوطلبان هر منطقه (مثلاً برای هر کدام از داوطلبان نمایندگی یک شهر مقدار مساوی سهمیه بدهند که مطمئناً با سهمیه داوطلبان مناطق بزرگتر یا کوچکتر فرق میکند). و ممنوعیت دریافت هر نوع کمکی از هر مجرایی حتی از امکانات شخصی (چرا ممکن است بعضی اشخاص دارای توانمندی مالی شخصی بالایی باشند)، شاید بتواند تا حدی امکان تبلیغ مناسب و رقابت شایستگیها (و نه...) را فراهم آورد.
در خصوص انتخابات ریاست جمهوری هم باید برای همه داوطلبان سهمیه یکسانی در تمام نقاط کشور در نظر گرفت بدون امکان جابجایی آن (جهت مطمئن شدن از عدم استفاده امکانات مضاعف در مناطق پرجمعیت).
آنچه که در این میان مهم است دادن وجه قانونی به این موضوع و قرار دادن مجازاتهای سنگین برای متخلفان میباشد. باشد که انشاءالله با رقابت شایستگیها و دادن زمینه ذهنی مناسب جهت قضاوت سالم مردم، روشهای مورد عمل ما تناقضی با ارزشهای مورد قبول جامعه اسلامیمان پیدا نکند.
3- نکته دیگری که میتواند در جهت قرار دادن روند تبلیغات در مسیر صحیح خود مؤثر باشد، فرا خواندن داوطلبان قبول شدۀ دوره قبل جهت پاسخگویی به این سؤال که، تا چه حد به وعدهها و برنامههای خود عمل کردهاند، در حقیقت با ذکر برنامهها و ادعاهای داوطلبان پیشین با حضور منتقدان، میزان رسیدن به هدف و برنامههای آنها را مورد بررسی قرار داد تا بتوان نسبت به حقایق دید مناسبتری پیدا کرد و نیز داوطلبان جدید هم در قبال گفتارشان احساس مسئولیت کنند و البته اگر در موردی دلیلی بر کمکاری و بیاعتنایی نسبت به موضوعی یافت شود برای مردم توضیح کافی داده شود تا هم، سایر کارهای موفق زیر سؤال نرود و کمرنگ نشوند هم آیندگان از ارائه برنامههای غیرواقعی و بدور از توانایی خویش خودداری نمایند؛ و در ضمن به سادگی از مقابل کمکاریها و بیاعتناییها نگذشت چرا که میتواند درس مهمی برای آیندگان در زمینه میزان مسئولیتپذیری آنها باشد و هم زمینهای جهت تغییر اعتماد مردم.