یکی از مردان الهی که با مشعل معنویت خود بیش از دو دهه از تاریکترین بخش تاریخ خراسان، بلکه جهان اسلام را روشن کرد و یک تنه با دستگاه فاشیستی و دستنشانده رضاخان در افتاد و پرده از خیانتهای رژیم پهلوی برداشت، مرحوم آیةاللهالعظمی حاجآقا حسین قمی است.
انسان پاکنهاد و پاکباختهای که چندین بار در طول حیات خود «خلیل»وار همۀ هستی خود را در طبق اخلاص نهاد و «موسی»وار نعلین هوی از پای درآورد و بر «طور» شهود حق نایل شد و بیهیچ بیمی در احیای اندیشههای جدش حسین(ع) قدم برداشت و با نهضت خود مردمان را از جمود و خمودی درآورد و همۀ ارباب معرفت را وامدار خود کرد و آنها را برای نهضتی فراگیرتر آماده ساخت.
تحصیلات
مرحوم حاجآقا حسین طباطبائیقمی، فرزند حاج سیدمحمود، در 28 رجب سال 1282 هـ.ق در شهر قم، چشم به جهان گشود. مقدمات را در قم و دوره سطح را در تهران گذراند. سال 1304 هـ ق به بیتالله الحرام مشرف شد و در بازگشت مدتی در نجف ماند، سپس به سامرا رفت و درس سیدمجدد شیرازی حاضر شد و دو سال بعد، یعنی سال 1306 هـ.ق به تهران بازگشت و علوم عقلی و عرفان و ریاضی و فلسفه را از محضر میرزا ابوالحسن جلوه، آقا علی مدرس، میرزا حسن کرمانشاهی، میرزا هاشم رشتی، میرزا علیاکبر یزدی و میرزا محمود قمی کسب کرد و فقه و اصول را نزد میرزا محمدحسن آشتیانی و شیخ شهید فضلالله نوری و دیگر اساتید آن روز تلمذ کرد و سال 1311 هـ.ق. بار دیگر به نجف جهت تکمیل علوم الهی عازم شد و از دانش علمای آن دیار بهره جست و به درجه بلند اجتهاد نایل شد و سال 1321 هـ.ق. به سامرا مشرف شد و تا سال 1330 هـ.ق. از محضر میرزا محمدتقی شیرازی مشهور به میرزای دوم، (م: 1338) به مدت 9 سال کسب فیض کرد.
ایشان در طول مدتی نزدیک چهل سال که به امر تحصیل علوم اسلامی اشتغال داشت، از سهم امام برای گذران زندگی خود استفاده نکرد. در زمان حیات پدر که از متمولین قم بود، توسط ایشان تأمین میشد و پس از فوت پدر، از سهمالارث او معیشت میکرد.
اعزام به مشهد
در سال 1331 هـ.ق. یعنی هفت سال پس از انقلاب مشروطیت، به درخواست مردم مشهد از سوی آیةالله میرزا محمدتقی شیرازی به ارض اقدس اعزام شدند. و ایشان بیش از بیست سال در شهر شهادت به تدریس معارف حقه و اسرار و رموز الهی و اقامه نماز پرداخت و از مراجع تقلید شمرده میشد، با این حال تا سال 1311 شمسی رساله عملی ایشان به طبع نرسیده بود.
شاگردان و تألیفات
شخصیتهای بزرگی در مشهد و عتبات، از بوستان معرفت حاجآقا حسین به عطر دلآویز علوم اسلامی معطر شدند، از آن میان میتوان به این نامها اشاره کرد:
مرحوم میرزا حسن بجنوردی
شیخ محمدعلی کاظمی
شیخ عبداللطیف سمامی حائری تنکابنی
سیدزینالعابدین کاشانی
شیخ محمدحسین صدقیمازندرانی
حاجآقا بزرگ اشرفی شاهرودی
میرزا مهدی شهیدی فرزند حاجآقا بزرگ حکیم
سیدعبدالله طباطبائی تهرانی
آیةالله حاج سیدجواد حسینی خامنهای، والد مقام معظم رهبری حضرت آیةالله خامنهای
شیخ ذبیحالله قوچانی.
حاج آقا صدر جزائری
علامه امینی و...
حاجآقا حسین، علاوه بر پرورش شاگردان بنام، دارای آثار و تألیفاتی نیز هست. بیش از 9 رساله عملیه و حاشیه و شرح از ایشان برجای مانده است.
دورنمای کشور در زمان حاجآقا حسین
همزمان با حضور حاجآقا حسین قمی در خراسان، رضاخان عامل امپریالیزم انگلیس، به اقتضای شرایط بینالمللی بعد از جنگ اول جهانی که در منطقه به وجود آمده بود، روی کار آمد. وی، ابتدا به عنوان فرمانده کل قوا و فرمانده قزاقها، تظاهر به مذهب میکرد و پیشاپیش دسته سینهزنی حرکت میکرد و گل به پیشانی میمالید و کاه بر سر میریخت، او، با این وسیله توانست روحانیون آن زمان، و به تبع آنها مردم را با خود همراه کند تا مقدمات کودتای سوم اسفند و تغییر سلطنت از خاندان قاجار به خاندان پهلوی را فراهم آورد.
از سال 1305 شمسی ماهیت فاشیستی رضاخان آشکار و توطئه اسلامزدایی او به تدریج علنی و انهدام ارزشهای دینی و ملی به نام مدرنیزه کردن ایران و هماهنگ نمودن با تمدن غرب آشکار شد.
حدفاصل سالهای 1305 تا 1307، دوره ششم مجلس بود. در این دوره تمام فراکسیون اقلیت که در دوره پنجم با انتقال سلطنت مخالفت کرده بودند، از لیست انتخابات حذف شدند، تنها شهید مدرس و هفت تن از کاندیداهای او در این دوره به مجلس راه یافتند.
از این دوره به بعد، دیگر نشانی از فعالیت سیاسی احزاب و موافقین و مخالفین به مفهوم واقعی، نه در مجلس و نه در خارج از آن دیده نمیشد. همه وکلا، وکلای رضاشاهی بودند. رضاخان حتی تشکیل جمعیتهای 5 نفره را هم با بیانیه «حکم میکنم» ممنوع ساخت. از این تاریخ سیستم انگلستان بر تمام شؤون ملت ایران مسلط شد.
در سال 1307 حکم متحدالشکل شدن لباسها، در همه جا به اجرا گذاشته شد، مردم به فرمان دیکتاتور مجبور شدند تا لباسهای سنتی و بومی خود را کنار بگذارند و همانند اروپائیان از کت و شلوار و کروات استفاده کنند و در سال 1314 کشف حجاب زنان، به همه دوایر دولتی بخشنامه شد.
عکسالعمل مردم در برابر لباس فرنگی متفاوت بود. عموم مردم دست به مقاومت زدند، ولی مقاومت آنها در بیشتر جاها در هم شکسته شد. خراسان و کردستان از مراکزی بودند که نسبت به تحمیلات غرب مقاومت کردند.
مردم کردستان تهدید کردند، اگر رژیم تغییر لباس را اجباری کند، آنها ایران را ترک و به کشورهای دیگر خواهند رفت. این بود که رضاخان مجبور شد در منطقه کردستان مسئله متحدالشکل شدن لباس و بعدها کشف حجاب را نادیده بگیرد و به این مقدار راضی شد که کردها وقتی از کردستان خارج میشوند و به شهرهای دیگر میروند، کت و شلوار بپوشند.
در خراسان، مردم متوجه علمای دین شدند، در حالی که آنان در معرض شدیدترین تبلیغات منفی رژیم دستنشانده پهلوی قرار داشتند. منزل مرحوم آیةالله سیدیونس اردبیلی محل سازماندهی جناح مبارز روحانیت خراسان علیه نظام مستبد رضاخان شمرده میشد. در این نشستها علاوه بر حاجآقا حسین قمی، حاج سیدعبدالله شیرازی، سیدعلیاکبر خویی، سیدعلی سیستانی، حاج میرزا محمد آقازاده (فرزند آخوند خراسانی) و شیخ هاشم قزوینی نیز حضور مییافتند.
در برابر فاشیزم
آیةالله حاجآقا حسین قمی، که ابتدا دولت پهلوی را همانند خیلی از علما تأیید میکرد(2)، از سال 1307، که دولت کارمندان را بر اساس قانون اتحاد شکل لباس مجبور به پوشیدن لباس اروپائیان کرد، نسبت به رژیم حساس شد. وی، ابتدا با آیةالله حاج شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه قم تماس گرفت. در جریان کشف حجاب که مبارزات ایشان به اوج خود رسید، در یک سخنرانی که در منزل خود داشت و در حالی که گریه زیادی کرد. یادآور شد:
«امروز اسلام فدایی میخواهد، بر مردم است که عمل کنند.»
حرکت به تهران
به دنبال سخنرانی یادشده، علما و اصناف شهر طی جلساتی تصمیم گرفتند تلگرافی به شاه بزنند و به دنبال آن آیةالله قمی در حالی که خانهاش تحت محاصره بود، به عنوان نماینده همه علمای خراسان همراه دو فرزند خود مرحم حاجآقا مهدی و حاجآقا حسن برای دیدار با رضاخان عازم تهران شد(3). و در باغ سراجالملک مستقر گردید.
مردم تهران به توصیه علما و تحتتأثیر سخنرانیهای حاجآقا صدرالعلما به سمت حرم شاه عبدالعظیم روی آوردند، ولی دولت ملاقات ایشان را ممنوع کرد.
حاجآقا حسین به برخی از بازدیدکنندگان خود که از او پرسیده بودند در ملاقات با پهلوی چه خواهی کرد؟ گفته بود:
«اگر حاضر نشد دست از کارهای خلافش بردارد خفهاش میکنم.»
پهلوی که طی دیدارهایی که قبلاً با حاجآقا حسین داشت، بخصوص ملاقات رضاخان در دورۀ رئیسالوزرایی خود با ایشان در منزل مرحوم شریعتمدار رشتی، با روحیه او آشنا بود و میدانست ایشان اهل مجامله و تعارف نیست، از این روی، از ملاقات با وی سرباز زد و دستور محاصره باغ سراجالملک و ممانعت از خروج ایشان از باغ را صادر کرد.
بازتاب خبر بازداشت در مشهد
خبر محاصره باغ سراجالملک در مشهد پیچید. ازدحام جمعیت به جایی رسید که جایی برای نشستن در منزل آیةالله سیدیونس اردبیلی نماند. مرحوم شیخ غلامرضا طبسی و شیخ شمس نیشابوری به دستور دولت بازداشت شدند و محل تجمع مردم به مسجد گوهرشاد منتقل شد و بالاخره صبح جمعه 20 تیر 1314 قوای انتظامی اطراف مسجد را محاصره و روز یکشنبه 12 ربیعالثانی 1354 برابر با 22 تیر 1314 دست به کشتار فجیع مردم بدون دفاع زدند و هزاران نفر را به خاک و خون کشیدند و به این ترتیب، اختناق به اوج خود رسید و ایام فترت حوزههای علمیه آغاز شد. مدارس دینی به سربازخانه و انبار تبدیل گردید.
حاج میرزا محمد، مشهور به آقازاده، یکی از فعالین مراجع مشهد در دوره پهلوی، بازداشت و در 13 ذیالقعده 1356 یعنی دو سال بعد از رویداد گوهرشاد در تهران به شهادت رسید و در حرم شاه عبدالعظیم دفن گردید و حاج شیخ حسنعلی بن علیاکبر نخودکی، یکی از اوتاد که در جریان متحدالشکل شدن لباسها به نخودک رفته بود، در همان جا ماند و 17 شعبان 1361 در همانجا وفات یافت، و جنازه او به مشهد منتقل شد و در صحن عتیق دفن شد. آیهالله حاج شیخ مرتضی آشتیانی به تهران تبعید شد و تا شهریور 1320 تحتنظر بود و پس از سقوط رضاخان به مشهد برگشت و همراه میرزا مهدی اصفهانی به تدریس و احیای حوزه پرداخت.
تبعید به عتبات
دولت مانع بازگشت حاجآقا حسین قمی به مشهد شد و ایشان مجبور شد پس از یک ماه توقف در باغ سراجالملک به اتفاق دو فرزند خود و نوه برادرش آقای فقیه، از راه قزوین، همدان، کرند، کرمانشاه به کاظمین و از آن جا به سامرا، کربلا و نجف برود.
مرحوم آیةالله سیدابوالحسن اصفهانی و میرزا حسین نائینی و دیگران به دیدار وی آمدند و در جریان رویدادهای ایران و خراسان قرار گرفتند.
اقامت در کربلا
حاجآقا حسین پس از دیدار مراجع به کربلا بازگشت و در آنجا اقامت گزید. با دعوت ایشان اساتید به نام آن روز نجف، از جمله آیةالله سیدابوالقاسم خوئی، حاج سیدعلی بهبهانی، میرزا مهدی شیرازی و آیةالله سیدهادی میلانی، همه به کربلا آمدند و حوزه کربلا پس از ارتحال میرزا محمدتقی شیرازی، رونقی تازه یافت. وی در جریان جنگ جهانی دوم که عراق به اشغال قوای انگلیس درآمد، فتوایی در ضرورت مبارزه علیه استعمارگران صادر کرد(4).
بازگشت به وطن
دو سال پس از سقوط رضاخان، تیرماه 1322، آیةالله حاجآقا حسین قمی، پس از چندین سال دوری از وطن به قصد زیارت مرقد مطهر امام رضا، علیهالسلام، به ایران آمد. از همان مسیری که به موقع تبعید با تنی چند از وابستگان و بدون هیچ بدرقه و استقبالی به عتبات تبعید شده بود، موقع بازگشت در سراسر مسیر از ایشان استقبال بینظیری صورت گرفت. از قصر شیرین تا مشهد همه علما و مردم و مسئولان به دیدار ایشان آمدند. آمدن آیةالله قمی در شرایطی صورت گرفت که بخشی از خاک میهن در اشغال قوای متفقین بود. به همین دلیل کابینه سهیلی در ارتباط با آمدن ایشان دچار سیاست دوگانه شده بود. از سویی میخواست از محبوبیت ایشان در میان مردم و علما برای مقاصد سیاسی خود از جمله برخورد با نفوذ روزافزون مارکسیسم و تشکل حزب توده استفاده کند و از سوی دیگر از اعمال قدرت مذهبی ایشان بیم داشت.
تیرماه 1322 حاجآقا حسین به قم مشرف شد و بامداد روز 11 تیر ماه به تهران بازگشت و پس از چند روز اقامت در شاه عبدالعظیم، عازم مشهد شد و طی تلگرافی نکات زیر را به دولت توصیه کرد:
1- دولت ایران زنان را در انتخاب حجاب آزاد بگذارد و اجباری در کشف حجاب نباشد.
2- مدارس مختلط منحل شوند.
3- تعلیم قرآن و دروس دینی جزء برنامه درسی دبستانها و دبیرستانها قرار گیرد.
4- حوزه علمیه قم و مشهد و غیره آزاد باشند و با محصلین علوم دینی به هنگام تحصیل از رفتن به خدمت نظام وظیفه معاف باشند.
5- کمبود مواد غذایی و خواربار که فشار آن بر دوش طبقات زحمتکش است به نحو ممکن منتفی شود.
این پیشنهادها حاکی از تفکر مستقل روحانیت آن عصر و منازعه باطنی آن با اندیشههای حاکم بر غرب و شرق است. ایشان در تهران صریحاً اعلان کرد که با فعالیتهای مارکسیستی، از جمله فعالیت حزب توده مخالف است و فعالیت این حزب را مغایر دین اسلام تلقی کرد.
حاجآقا حسین، در شب 22 مرداد 1322 از مشهد به تهران بازگشت و پس از زیارت قبر مطهر حضرت معصومه، در قم و شاه عبدالعظیم در ری و نشر بیانیهای، با مردم ایران تودیع کرد و عازم کربلای معلا شد.
مرجعیت عام و ارتحال
سال 1365 هـ.ق. برابر با 1325 شمسی پس از ارتحال آیةالله سیدابوالحسن اصفهانی و تقاضای علمای نجف، از جمله آیةالله سیدعبدالهادی شیرازی (م: 1382) و آیةالله شاهرودی (م: 1394) و آیةالله خوئی، علیرغم میل خود به نجف مهاجرت کرد و مرجعیت عام یافت و دهها هزار نسخه از رساله عملیه ایشان در اختیار مقلدانش گذاشته شد.
مرجعیت عام ایشان یک سال بیشتر دوام نیاورد و روز پنجشنبه 13 ربیعالاول 1366 هـ.ق در بیمارستان بغداد و در 84 سالگی جان به جان آفرین سپرد و یک روز بعد در کاظمین و بعد در کربلا تشییع شد و پس از آن در نجف اشرف در مقبره شیخالشریعه، واقع در صحن مطهر امیرالمؤمنین علی، علیهالسلام، به خاک سپرده شد.