ترجمه: ف.م هاشمی
در دفتر نخستوزیری که به تازگی توسط «شیمون پرز» تخلیه شده، درون مبلی لمیده و سیگاری به لب دارد. گوئی در خانه است: «به شما گفتم که جای من اینجاست!» و رو به خبرنگار نیوزویک میکند و لبخند میزند. این نخستین روز صدارت «بنجامین نتانیاهو» است که روزی بسیار پرمشغله نیز بود. پس از پیروزی شکنندۀ 29 می در انتخابات اسرائیل، بسیاری معتقد بودند که او قادر خواهد بود اطمینان اعراب خشمگین و متحدین آمریکائی را دوباره جلب نماید. اما، به محض بدست گرفتن قدرت، اشتباهات نتانیاهو آغاز شد. او در ابتداء تلاش کرد دولتی تکنوکرات متشکل از کارشناسان و خبرگان تشکیل دهد. اما، به زودی ملاحظات سیاسی وی را واداشت کابینهای متشکل از سیاستمداران تشکل دهد. مثلاً «آریل شارون» (Ariel sharon) شخصیتی نبود که بتوان او را به آسانی نادیده گرفت. بحث درباره پستی که باید به وی واگذار شود روزها ادامه یافت. رهبران لیکود، نتانیاهو را متهم میکنند که کابینه را به اشغال نمایندگان احزاب مذهبی در آورده است. در همین حال، نخستوزیر جدید، با خصومت آشکار اعراب روبرو گردید. رهبران عرب، اخیراً پس از شش سال وقفه، در قاهره اجتماع کرده و علیه نتانیاهو صفآرائی نمودند.
روابط با ایالات متحده نیز از انتخابات اخیر تأثیر پذیرفته است. دولت کلینتون که از «پرز» حمایت میکرد، اکنون نسبت به پایبندی نتانیاهو به روند صلح تردید دارد. اخیراً «وارن کریستوفر» وزیر خارجۀ آمریکا به دعوت نتانیاهو به اورشیلم رفت تا نظر آمریکا را دربارۀ فرآیند صلح به وی ابلاغ نماید. «کریستوفر» در عین حال مشتاق بود که نحوۀ اجرای وعدۀ «صلح همراه با امنیت» را از زبان نخستوزیر اسرائیل بشنود. علیرغم تمایل نتانیاهو به «باب دال» (Bob doel رقیب انتخاباتی آیندۀ کلینتون) وی معتقد است که هیچگونه مشکلی با بیل کلینتون ندارد: «من باب دال» را سالهاست که میشناسم و پیشنهاد او را مبنی بر انتقال سفارت آمریکا از تلآویو به بیتالمقدس، نشانهای بسیار مهم تلقی میکنم».
آنچه که اعراب را نگران ساخته است، وجود سه «نه» در سیاستهای اعلام شدۀ نتانیاهوست: دولت فلسطینی، نه!، تقسیم بیتالمقدس، نه!، عقبنشینی از بلندیهای جولان، نه! اما نخستوزیر اسرائیل اخیراً نشانههائی امیدبخش از تعدیل نظریات خویش بروز داده است. براساس نقطه نظرات وی، روند صلح ادامه خواهد یافت اما، با ماهیتی دیگرگون. او نیز مانند اسلاف خود خواستار مذاکره و سازش است و حتی حاضر به قبول فرمول زمین در ازای صلح میباشد. اما، فقط صلحی شرافتمندانه که برای مردم اسرائیل قابل قبول باشد: «صلحی که آرامش خاطر را به همراه نداشته باشد، صلح نیست. اگر قرار باشد پس از اجرای این صلح، شورش، بمبگذاری، خشونت و تروریسم همچنان ادامه پیدا کند، این دیگر صلح نیست.»
نتانیاهو میگوید، وقتی «مناخم بگین»، شخصیت افراطی حزب لیکود در سال 1977 به نخستوزیر رسید، واشنگتن امید خود را به صلح از دست رفته دید. اما، آمریکا سخت در اشتباه بود زیرا همین شخص دو سال بعد، با امضای قرارداد صلح با مصر، در واقع پایهگذار فرآیند صلح در خاورمیانه گردید: «اکنون نیز آنها همین اشتباه را در مورد من مرتکب میشوند اما، نتیجه کار، احتمالا برعکس خواهد بود.»
نتانیاهو در نطق افتتاحیۀ نخستوزیری خویش، نام عرفات را از لیست رهبران عرب حذف کرد. آیا وی از ملاقات با عرفات نیز امتناع خواهد کرد؟ خود وی میگوید: «نه! اگر من احساس کنم اینکار برای منافع و امنیت اسرائیل لازم است، با عرفات ملاقات خواهم کرد. من قصد ندارم بر روی نام او خط قرمز بکشم.» در واقع، به توصیۀ نتانیاهو، تماسهای اولیه با «ساف» و شخص عرفات برقرار شده است. دربارۀ سوریه و حافظ اسد نیز تمایل نخستوزیر اسرائیل به «مذاکرات مستقیم» است. نتانیاهو هیچگونه تمایلی به واگذاری جولان ندارد اما، مسئله را قابل بحث عنوان کرده است: «ما باید نخست جو اطمینان و اعتماد متقابل را میان خود ایجاد نمائیم. برقراری صلح میان سوریه و اسرائیل برای من بسیار مهم است. اما، این صلح نباید به قیمت عقبنشینی بدون قید شرط ما از جولان حاصل شود. زیرا این کار صدمات جبرانناپذیری بر امنیت کشور ما بویژه در مناطق شمالی وارد میآورد... اگر سوریه آماده نیست تحت این شرایط به عادیسازی کامل روابط با اسرائیل بپردازد، در این صورت باید امکانات دیگری را جستجو کرد. من معتقدم، زمینههائی برای همکاری و تفاهم وجود دارد که هنوز باید کشف شود. البته این در صورتی است که اصولاً تمایلی به مذاکرات محتاطانه وجود داشته باشد.»
در حالیکه سیاست «پرز» پذیرش «تعهدهای ضمنی» بود، سیاست نتانیاهو، انعقاد «قراردادهای قطعی» است: «دولت اسرائیل آماده است تعهدات را بپذیرد اما، این فقط در صورتی است که طرف مقابل، بویژه فلسطینیها نیز چنین کنند... تاکنون ما تعهداتی را در پیمان «اسلویک» و «اسلودو» پذیرا شدهایم و آمادهایم که مذاکرات را تا دستیابی به حل و فصل نهائی مسئله حاکمیت فلسطینی دنبال کنیم. توافقهائی که تاکنون صورت گرفته، فقط باید مبنائی برای توافقهای آینده تلقی شوند.»
نگرانیهای امنیتی مردم اسرائیل، یکی از دلائل به قدرت رسیدن نتانیاهو بود. نتانیاهو معتقد است بهترین راه برای افزایش ضریب امنیتی اسرائیل، ادامۀ همکاری میان نیروهای امنیتی اسرائیل و ساف است: «تجربۀ ماههای اخیر به وضوح نشان داده است که مقامات فلسطینی قدرت کنترل تروریسم و ممانعت از انجام حملات تروریستی علیه اسرائیل را دارند و این انتظاری است که ما از آنها داریم. البته، ما حق دفاع از خویش را در هر زمان لازم همچنان حفظ خواهیم کرد. اما، این بدان معنی نیست که آنها سعی خود را در این رابطه نکنند و عملیات خشونتآمیز «حماس» و «جهاد اسلامی» را کنترل ننمایند.»
نتانیاهو در عین حال هشدار میدهد که اگر عرفات در انجام این وظیفه کوتاهی کند «ما نیز دیگر مانند گذشته دست روی نخواهیم گذاشت و ناظر حملات تروریستی باقی نمیمانیم.» اما، به نظر نمیرسد نخستوزیر جدید اسرائیل، مانند اسلاف خود، تمایلی به اعزام نیروهای ارتش برای تعقیب تروریستها تا قلب منطقۀ خودگردان داشته باشد. زیرا این عمل، رویاروئی با پلیس فلسطین و احتمالاً آغاز جنگ چریکی را موجب خواهد گردید: «من امیدوارم که هیچگاه مجبور به اینکار نشویم اما، بهر حال اسرائیل حق تعقیب تروریستها را برای خویش محفوظ نگاه خواهد داشت.»
اما، اجرای این سیاست چندان آسان نیست، سیاست حمایت نتانیاهو از احداث شهرکهای یهودینشین در کرانۀ غربی رود اردن نیز مزید بر علت گردیده است. برنامۀ نتانیاهو ایجاد نواحی امن یهودینشین در سراسر منطقۀ خودگردان است اما، وی معتقد است اجرای این سیاست احتمالاً مدتی طول خواهد انجامید. به هر حال، «برخی از این شهرکها اکنون به جوامع شهری تمام عیاری تبدیل شدهاند که از الگوی رشد و توسعۀ خاص خویش پیروی میکنند. این روند، باید بطور طبیعی ادامه پیدا کند همانطور که شهرها و روستاهای عربنشین نیز به رشد طبیعی خویش ادامه میدهند.»
اما، به نظر نمیرسد رویاروئی خشونتآمیز یهودیان مسلح و فلسطینیها، به زودی پایان گیرد. این مسئله بویژه در «هبرون» (Hebron) از حساسیت خاصی برخوردار است. در این منطقه 450 خانواده یهود در محاصرۀ یکصد هزار عرب قرار دارند. «هبرون» در آخرین شهر فلسطینی در کرانۀ غربی است که هنوز در اشغال نیروهای اسرائیلی قرار دارد. براساس قرارداد صلح ساف- اسرائیل، نیروهای اسرائیل باید به پشت مرزهای تعیین شده برای منطقۀ خودگردان عقب کشیده شوند. اما، خصومت اعراب از یکسو و احساس در محاصره قرار گرفتن شهرکهای یهودینشین از سوی دیگر، تاکنون مانع از اجرای سریع این موافقتنامه گردیده است. حادثۀ دو سال پیش که طی آن یک یهودی بر روی 93 فلسطینی آتش گشود و آنها را کشت، جو حاکم بر این قرارداد را مسموم ساخته است. نتانیاهو معتقد است محدودۀ تعیین شدۀ منطقه خودگردان برای اسرائیل غیرقابل دفاع است. در هر حال نتانیاهو مجبور به عقب کشیدن نیروهای اسرائیل است اما، قصد دارد این کار را با فرمول جدیدی که آن را با موقعیت شهرکهای یهودنشین (بویژه در مناطقی چون «کریات» (Kiryat) مرتبط میسازد. عملی سازد.
نتانیاهو در عین حال اعتراف میکند که «این کار آسانی نیست». در واقع برخورد با تمامی معضلاتی که رویاروی این نخستوزیر جوان قرار دارد، کار چندان آسانی نیست.