منابع خبری ترکیه و رژیم صهیونیستی طی اوایل هفته گذشته از امضای پیمان جدید نظامی میان آنکارا و تلآویو خبر دادند.
طبق گزارشها، این پیمان یکساله مواردی همچون آموزش نظامی، همکاری در صنایع نظامی و انجام تمرینهای نظامی مشترک را شامل میشود.
به موجب یک قرارداد نظامی که پیش از این در آغاز سال جاری میلادی (زمستان 1374) میان طرفین به امضا رسیده بود خلبانان رژیم صهیونیستی اجازه یافتند از حریم هوایی ترکیه برای پرواز استفاده کنند و متقابلا خلبانان ترکیه نیز در فلسطین اشغالی آموزش میبینند.
رژیم صهیونیستی پرواز هواپیماهای خود بر فراز ترکیه را پروازهای آموزشی و آموزش خلبانان ترکیه در فلسطین اشغالی را آموزش فنآوری عالی هوائی توصیف کرده است.
با گذشت زمان بیشتری از انعقاد پیمان نظامی ترکیه با رژیم صهیونیستی، ابعاد وسیعتری از این پیمان و تاثیر تنشآفرین آن در خاورمیانه آشکار میشود.
پس از افشای خبر این قرارداد مشخص شد که مفاد آن تنها به مسائل آموزشی و آزمایشی محدود نشده است و مسائل دیگری همچون بهرهگیری از هواپیماهای اسرائیلی جهت حفظ امنیت مرزهای ترکیه، خرید سلاح و برگزاری تمرینهای مشترک نیز در چارچوب همین قرارداد صورت خواهد پذیرفت.
ترکیه نخستین کشور اسلامی و شرقی است که موجودیت رژیم صهیونیستی را در سال 1948 به رسمیت شناخته و از زمان آغاز روند سازش بین اعراب و رژیم صهیونیستی تلاش میکند جایگاهی را در معاملات سیاسی منطقه بدست آورد.
در روابط ترکیه با رژیم صهیونیستی پس از جنگ خلیج فارس تحول جدیدی رخ داد و با تغییر و تحولات بینالمللی و در چارچوب سیاست آمریکا مبنی بر ایجاد نزدیکی بیشتر میان متحدان استراتژیک خود در منطقه، روز به روز روابط ترکیه با رژیم صهیونیستی ابعاد تازهای یافت.
کارشناسان رژیم صهیونیستی میگویند که برای ترکیه در ترتیبات منطقهای نقش زیادی قائل هستند. لذا با بهرهگیری از موقعیت خاص این کشور اوضاع را اینگونه دیدهاند که میتوانند روی ترکیه به عنوان اهرمی علیه مخالفان روند سازش حساب باز کنند.
شیمون پرز نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی موافقتنامه نظامی آن رژیم با ترکیه را با عبارتهای زیر توصیف کرده بود:
«این موافقتنامه یک وسیله بازدارنده مهم در برابر سوریه است.
امضای موفقتنامه نظامی میان آنکارا و تلآویو یک اقدام امنیتی در مقابله با ایران است. کشوری که تلاش میکند تا با سلاحهای پیشرفته چین روسیه و کرهشمالی دست یابد».
از سوی دیگر آمریکا نیز که به باور کارشناسان صحنه گردان اصلی این قراردادها تلقی میشود در تجهیز نظامی ترکیه کوتاهی نکرده است.
طی سالهای 1993- 1989 حدود 703 میلیون دلار تجهیزات نظامی از سوی آمریکا به ترکیه فروخته شده است.
سفارت آمریکا در آنکارا طی اعلامیهای فروش تجهیزات نظامی از سوی شرکتهای دولتی و خصوصی آمریکا به ترکیه را تایید کرده و یادآور شده بود که کار برای فروش 61 طرح تسلیحاتی سبک و سنگین به این کشور نیز به پایان رسیده است.
ناظران تحولات منطقه افزایش تنش را با توجه به روند رو به گسترش ورود تجهیزات نظامی و تسلیحات غربی بویژه آمریکایی قابل پیشبینی دانستهاند.
ترکیه چهارمین واردکننده تسلیحات در جهان است که طبق آمارهای رسمی سالانه بیش از 5/1 میلیارد دلار برای خرید تسلیحاتی هزینه میکند و بخش عمدهای از این پول به آمریکاییها داده میشود.
براساس اطلاعیه سفارت آمریکا در آنکارا، دو کشور قراردادی را به منظور فروش سیستم موشکهای «اتاکمز» امضا کردهاند.
این موشکهای دوربرد از معدود سلاحهای استراتژیک است که آمریکا در اختیار همپیمانان خود قرار داده است.
وجود زمینههای مناسب برای نزدیک رژیم صهیونیستی به ترکیه و انعقاد قرارداد نظامی مشترک و همچنین حضور ترکیه در ناتو از مواردی است که موجب شده است تا آمریکا اینگونه تجهیزات پیشرفته را در اختیار ترکیه قرار دهد.
ترکیه دفاع از بخشی از جبهه جنوبی ناتو را برعهده دارد. موقعیت خاص جغرافیائی و اهمیت سوقالجیشی این کشور به عنوان پل میان دو قاره آسیا و اروپا موجب تحکیم پیوندهای آن با ناتو به رهبری آمریکا شده است.
گرچه ریشه پیوند ترکیه با ناتو به پس از جنگ دوم جهانی، ترس از نفوذ شوروی سابق و طرح جانفاستردالس مبنی بر اینکه «هر که با ما نیست دشمن ماست» برمیگردد.
استفاده از پایگاههای هوائی ترکیه توسط متحدین در جنگ با عراق و حضور نیروهای آمریکائی تحت عنوان «چکش تعادل» بعد از جنگ موسوم به خلیج فارس، (سپر صحرا) در خاک ترکیه از جمله موارد دیگری است که پیوندهای ترکیه را با عوامل تنشزا و تحریککننده منطقه گسترش داده است.
وقوع سه کودتا در سه دهه اخیر در ترکیه نشانه نابسامانیهای عمیق در نظام حکومتی این کشور بوده است.
سابقه نظامیگری در ترکیه به عصر امپراتوری عثمانی که خلیفه حاکم فرماندهی نظامی دولت را نیز بر عهده داشت باز میگردد و اکنون نیز نظامیان نقش موثری در سیاستگذاری این کشور دارند.
از این رو بنظر میرسد این بار در انعقاد قرارداد نظامی میان ترکیه با رژیم صهیونیستی اندیشه سیاسی غیردینی با تمایلات نظامی پشتیبانی شده است.
برخی ناظران منطقه بر این باورند که محافل غربی با دستاویز قرار دادن مسائل امنیتی و منطقهای و القاء نگرانی از همسایگان برخی از طرفها در ترکیه را به انعقاد قرارداد نظامی با رژیم صهیونیستی متمایل ساختهاند.
بطور مثال تنش میان ترکیه و یونان این دو عضو خاورمیانهای ناتو بارها تا آستانه جنگ پیش رفته است.
در آخرین تنش که پس از سفر اربکان نخستوزیر جدید ترکیه به قبرس روی داد، طی درگیری میان دو بخش ترکنشین و یونانینشین تعدادی از ترکها کشته شدند.
ترکها بر مواضع خود پافشاری میکنند، نظامیان این کشور در قبرس حضور دارند و یونان این روند را مانعی بر سر مصالحه میان دو کشور میداند.
از سوی دیگر یونان متقابلا قراردادی مشابه را با رژیم صهیونیستی منعقد ساخت که باعث خشم مقامات ترکیه شده است.
به این ترتیب آنکارا که سعی داشت با بهرهگیری از ویژگیهای این قرارداد توان خود را در برابر دشمن سنتی خود یعنی یونان بالا ببرد با یک عمل انجام شده روبه رو شد.
در روابط ترکیه و سوریه نیز از سوی دیگر، مشکلاتی خودنمایی میکند که میتواند از جمله بهانههای ابراز تمایل این کشور به انعقاد قرارداد با رژیم صهیونیستی ارزیابی شود.
هر چند که به اعتقاد گروهی از آگاهان سیاسی و نظامی، همکاری نظامی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی بخشی از یک استراتژی کلی برای وارد کردن سوریه به حضور در روند مذاکرات سازش با اسرائیل است. با این وجود نشانههایی از تنش میان دو کشور را در مسئله تقسیم آب رودخانه فرات، ادعاهای مبنی بر حمایت سوریه از اکراد ترکیه و اختلافات ارضی میتوان جستجو کرد.
ترکیه میگوید سهم آبی که اکنون در اختیار سوریه قرار گرفته بیش از میزان درخواستی آنها است و آنها ادعای سوریه را در این مورد که با مشکل بیآبی و کمآبی رو به رو است بیاساس میدانند.
علاوه بر این ترکیه، سوریه را به گفته آنکارا از اکراد معارض آن کشور حمایت میکند، یک حریف همیشه آماده جنگ برای خود تلقی میکند.
روزنامه البعث چاپ سوریه نوشت، ترکیه باید به اشتباه بزرگ خود در امضا پیمان همکاری نظامی با اسرائیل اعتراف کند زیرا حیات و بقا این کشور در روابط حسنه با همسایگانش نهفته است.
نزدیکی روابط سوریه و یونان نیز آنکارا را رنج میدهد. سخنگوی وزارت امور خارجه ترکیه با انتشار خبر استفاده جنگندههای یونان از فرودگادههای سوریه از دمشق توضیح خواست.
مسائل و مشکلات با کشور عراق نیز سابقهای دیرینه برای مقامات ترکیه دارد.
مسئله تقسیم آب رودخانه فرات و طرح سدسازی ترکیه بر روی این رودخانه که آینده نامطمئنی از تامین آب برای دو کشور سوریه و عراق در پی دارد از جمله نگرانیهای ترکیه است. چرا که تهدیدات ترکیه مبتنی بر استفاده از حربه آب نه تنها سوریه و عراق بلکه تمام دنیای عرب را به واکنش منفی وادار کرده است.
اختلافات ترکیه با عراق خصوصا در رابطه با مناطق نفتخیز موصل و کرکوک به همراه وجود پایگاههای اکراد معارض ترکیه (پ.ک.ک) در شمال عراق زمینه گسترش بحران میان دو کشور را در بردارد.
دولت ترکیه در همین ارتباط و در آرزوی ایجاد ترکیه بزرگ و حمایت از اقلیت ترکمن این مناطق، در سالهای اخیر و بویژه با شدت گرفتن درگیریهای اکراد با دولت مرکزی عراق تعرضاتی را به این کشور انجام داده است.
روسیه نیز که بازمانده اتحاد جماهیر شوروی سابق و کانون کشورهای مستقل مشترکالمنافع آسیا و قفقاز است، زمینه پارهای از نگرانیها را برای ترکیه فراهم ساخته است.
خواست این کشور مبنی بر آزادی نامحدود کشتیرانی از تنگههای بسفر و دار دانل، در حد فاصل دریاهای سیاه و مدیترانه، و ایجاد یک پایگاه دریائی در کناره دریای گرجستان بر نگرانیهای قبلی ترکیه افزوده است.
ترکیه اکنون حربه مقابله با کمونیسم را در برابر روسیه در دست ندارد و از جلب مساعدتهای کشورهای غربی در این مورد تا حدودی بیبهره شده است و لذا به یک قطب نسبتا نیرومندی که در صورت لزوم حداقل برای حفظ وجهه ظاهری از کمک آن بهرهمند شود، نیاز دارد.
از جهتی دیگر ترکیه اتاتورکیستی تمایلی به نشر آراء دینی خصوصاً اسلامی ندارد. جامعهای که بیش از 70 سال تلاش خود را صرف زدودن مظاهر دین کرده، اکنون در برابر موجی از آرای دینی قرار گرفته است. لذا برخی از محافل در این کشور با تاکید بر ضرورت کنترل این آراء، مطمئنترین اهرم برای این منظور را رژیم صهیونیستی یافتهاند.
انعقاد قرارداد نظامی ترکیه با رژیم صهیونیستی دارای بازتابهای متعددی در دو بخش داخلی و خارجی بوده است.
این اقدام، با توجه به دیدگاههای اسلامی مردم ترکیه، موقعیت رژیم صهیونیستی در میان اعراب و فشارها و تضییقات صهیونیستها علیه مسلمانان، حساسیت اقشار مختلف را در داخل برانگیخته است.
جلوهای از واکنش مردم ترکیه در این خصوص را میتوان در تحولات اخیر این کشور و کسب آرا از سوی اسلامگراها دریافت.
دولت ترکیه با تصویب این پیمان، فشار شدید افکار عمومی را حداقل بشکل نهان به دوش میکشد.
در بعد خارجی برانگیخته شدن موضعگیریهای کشورهای همسایه در برابر این قرارداد و درخواست این کشورها برای فسخ آن قابل تامل است.
آنچه سرانجام مقدمات ترکیه برای کاستن از واکنشهای داخلی از یک طرف و اطمینان دادن به همسایگان خود از طرف دیگر انجام دادند، تنها اعلام این مطلب بود که اهداف پیمان منعقد شده، آموزشی است و زیانی برای کشورهای همسایه ندارد.
و در آخرین تحول، منابع رژیم صهیونیستی از امضای یک پیمان جدید نظامی با ترکیه خبر دادند و پس از دریافت اخباری مبنی بر واکنش تند نجمالدین اربکان نسبت به این قرارداد جدید، مقامات وزارت امور خارجه آن کشور آنرا تکذیب کردند و اکنون این اعلامها و موضعگیریهای متضاد، ابهامات تازهای را در میان محافل خبری و تحلیلگران سیاسی در خصوص ماهیت و اهداف تحرکات رژیم صهیونیستی در ترکیه ایجاد کرده است.