پروفسور حمید مولانا
در یک سال اخیر آمریکا بزرگترین جنگ سرد و روانی خود را با ایران شروع کرده است. یکی از اهداف اصلی آن منزوی کردن متصدیان امور در ایران از حقایق و واقعیتهای داخلی آمریکا و غرب، مرعوب کردن دسته جمعه آنها در مقابله با فشارهای وارده از دولتمردان و سازمانهای بینالمللی و احاطه کردن آنها توسط دیوارهای تبلیغاتی رسانهها جمعی است. نقشه آمریکا و تا حدودی غرب به طور کلی در این موضوع وسیع، پرهزینه، هماهنگ و مبنی بر مطالعات مداومی است که در نیم قرن گذشته توسط روانشناسان، جامعهشناسان، مردم شناسان در مورد تاثیر محیط در اراده و رفتار و تصمیمگیری افراد به ویژه بازیگران سیایس به عمل آمده است. فرضیه بسیار مهم در این معادله رفتاری این است که در سازمانهای مدرن امروزی و در چارچوب ارزشها و دیوانسالاری روابط بینالملل معاصر، رهبران و متصدیان و سیاستگذاران و بوروکراتها به قدری در سیستم ملی و بینالمللی غوطهورند که کمتر به افق بزرگتری از حقایق و واقعیتها توجه میکنند. به عبارت دیگر، فرد به قدری سرگرم کارهای روزانه و عادی است که به مانند کسی که در داخل جنگل گم شده درختهای نزدیک خود را هم تشخیص نمیدهد. آمریکا و غرب سالها است که در این حوزهها سرمایهگذاری فوقالعادهای کرده و فعالیت وسیعی داشته است: (1) سانسور جریان اطلاعات و اخبار (2) استفاده مداوم و منظم از نخبگان تربیت شده و پرورش یافته دولتی، سیاسی، رسانهای، دانشگاهی، فرهنگی، هنری و نظامی و اقتصادی در تبیین «حقایق» و «واقعیات» مورد نظر و مورد پسند و در تدوین موضوعاتی که باید در دستور روز عامه و نخبگان قرار گیرد. اینجاست. که سیاست یک بازی میشود و از آنجا که آمریکا و غرب نظریهها، قوائد و مقررات و ارزشها این بازی را برای طرف مقابل تعریف کرده است و طرف مقابل مدتهاست شیفته و فریفته این نظریهها شده، آنها را میپذیرد و بدین ترتیب امید غرب و فعالیت آنها به کار برای این روشها افزایش پیدا میکند.
امام خمینی (ره) خوب این پارادیم و روش غرب را تشخیص داده بود و علاوه بر آن با الگوی مستقل و ابتکاری و گفتمان اسلامی ویژه خود با بحرانهای موجود ملی و بینالمللی برخورد میکرد.
ادامه جنگ سرد و تحریم دو اهرم بزرگ آمریکا و غرب است. چند هفته قبل روزنامه فایننشال تایمز انگلستان که بین نخبگان اقتصادی و مالی دنیا خوانندگان فراوانی دارد در صفحه سوم (24 و 25 فوریه 2007) خود یک نقشه بزرگ شش ستونی رنگی چاپ کرد که نشان میداد چگونه موشکهای میان قارهای ایران میتواند شهرهای لس آنجلس و واشنگتن را مورد هدف قرار دهد. خیالات در قالب تبلیغات جنگ سرد در این نشریه به اصطلاح معتبر به امکانات و واقعیات تبدیل شده بود. ولی حقیقت و واقعیت کاملا چیزی دیگری بود: آمریکا برای توسعه نفوذ نظامی خود در اروپای مرکزی و شرقی پایگاههای ضدموشکی جدید را در لهستان و چک احداث میکند. روسیه این عمل آمریکا را به نوعی خصمانه و علیه خود تصور کرده و به آن اعتراض دارد. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در نطق اخیر خود به سلطهگرایی آمریکا حمله کرده است. از طرف دیگر دولت تونی بلر در انگلستان از آمریکا میخواهد که این سرمایهگذاری نظامی ضدموشکی را در بریتانیا و نه در لهستان و جمهوری چک انجام دهد زیرا انگلستان سالهاست که پایگاه اصلی آمریکا در این گونه تسلیحات است. چند هفته است که آمریکا تبلغیات خود را در مورد این ضد موشکها عوض کرده و اصرار دارد که این پایگانهای جدید در لهستان و چک علیه روسیه نیست بلکه مقابله با موشکهای احتمالی ایران به قاره اروپا و اسرائیل است!
همزمان با مقاله فایننشال تایمز، روزنامه اقتصادی و مالی وال استریت ژورنال در آمریکا (22 فوریه 2007، ص6) در گزارش مفصلی مینویسد که تحریم آینده آمریکا متوجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و تشکیلات آنها خواهد بود. یک هفته قبل از آنها مجله تایم آمریکایی (12 فوریه 2007، ص 37) نوشت که یکی از مدیران سابق کمپانی بزرگ نفت و انرژی شورون از طرف دولت بوش مامور شده است تا بانکها و بنگاههای مالی اروپا و کشورهای عربی را برای فشار و تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران بسیج کند. گفته جان دیوئی، فیلسوف قرن بیستم آمریکا، در اینجا حقیقت پیدا میکند که «سیاست سایهای است که توسط طبقه سرمایهداران روی جامعه افتاده است.»
در مقابله، مذاکره، تعامل و برخورد با سیستم آمریکا و به طور کلی غرب باید از این دیدگاههای اصلی آنها درک کاملی داشت و از روند سیاست داخلی آنها در جوامع خود اطلاعات و دانش کافی و لازم به دست آورد. در یک سال آینده و در شرایط فعلی هیچ چیز مهمتر از وضع داخلی آمریکا برای ایران نخواهد بود. جنگ اصلی برای قدرت با مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا شروع میشود. بسیاری از مشکلات درون آمریکا است و زمان به نفع ایران است. مدیریت زمان کلیدی است.
در وضع فعلی چه باید کرد؛
- ایران باید خونسردی خود را حفظ کند؛
- غنیسازی اورانیوم را ادامه دهد؛
- شفافیت فعالیتهای فنآوری هستهای ایران به خوبی معلوم شود؛
- بر مذاکرات برای رفع اختلافات و حل مسائل و همکاری تکیه کند؛
- تبلیغات برای آگاهی از نظرات ایران در خارج از کشور به ویژه آمریکا تقویت شود؛
- مظلومیت و موضع صلحآور سیاستهای ایران بیشتر مطرح گردد؛
- از مبالغه غرب برای بزرگ کردن قدرت ایران جلوگیری شده و در داخل نیز به قدرت انقلابی و مردمی و وحدت بیشتر توجه گردد؛
- آسیبپذیری آمریکا در صورت حمله نظامی به ایران به موقع خود مطرح شود؛
- سیاست عدالتخواهانه، قانونی، صلحجویانه و کارنامه بشردوستانه و علمجویانه ایران با توجه به منابع سرشار طبیعی، جغرافیایی، اقتصادی، و با تکیه به قدرت انسانی و معنوی ایران هر چه بیشتر تبیین و ترویج شود.