حسین شریعتمداری
آن روز در شکنجهگاه ساواک، تیمسار عضدی!، رئیس کمیته مشترک باصطلاح ضد خرابکاری، با عصبانیت گریبان متهم را گرفته و در حالی که او را به دیوار اتاق بازجوئی چسبانیده بود، گلویش را به سختی میفشرد، و بخاطر اینکه متهم با حمایت از امام خمینی مردم را علیه رژیم شاه تحریک کرده بود، اما او را به باد ناسزا گرفته بود. صدای نامرتب نفسها نشان میداد که متهم در حالتی نزدیک به خفگی قرار گرفته است. لحظهای بعد جلاد معروف شاه، گریبان او را رها کرد و متهم چند نفس عمیق کشید و در حالیکه صدایش به سختی شنیده میشد گفت: «باز هم از خمینی دفاع میکنم»... متهم دیگری که با چشمهای بسته در گوشهای از اتاق بازجوئی افتاده بود بیاختیار گفت «سبحان الله» و سربازجو رسولی که همراه عضدی بود و گمان میکرد که آن زندانی هنوز در حالت بیهوشی است، با دستپاچگی دستور داد که او را از اتاق بازجوئی بیرون کنند ولی او از زیر «چشمبند» متهم شجاع و با صلابت را دیده بود. او هاشمی رفسنجانی بود. بروبچهها او را بهخوبی میشناختند.
در آن روزها کمتر کسی جرأت مخالفت با رژیم شاه را داشت، هاشمی از جمله روحانیونی بود که در سخنرانیها با شجاعت از امام نام میبرد و فضای مسجد یا سالن سخنرانی با سه صلوات بلند که حاضران به یاد «آن یار سفر کرده» میفرستادند معطر میشد. شخصیت و جایگاه هاشمی رفسنجانی به تدریج، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با توجه خاصی که امام راحل(س) نسبت به او داشت، برای مردم آشکار شد. و از آن پس، مردم در تمامی فراز و نشیبها و هنگام عبور از عقبههای سخت و نفسگیر، او را همراه و کارگشا دیدهاند. خطبههای پرشور هاشمی در نماز جمعه تهران پیرامون عدالت اجتماعی، ضرورت مقابله با تروریستهای اقتصادی و خطر سرمایهداران گردن کلفت و بیهویت برای همیشه در «خاطره تاریخی» ملت ثبت و ضبط است.
چند سال پیش، رهبر معظم انقلاب در جمع کوچکی از برادران درباره ضرورت تفسیر و تحلیل مبانی انقلاب سخن میگفتند و اشاره میکردند که «عمار یاسر» در دوران حکومت حضرت امیر علیهالسلام، این نقش را برعهده داشت و در همان حال از آقای هاشمی رفسنجانی با عنوان کسی که در طول انقلاب، نقشی شبیه عمار یاسر داشته است یاد کردند، و البته ایشان، با تواضعی که خاص رهبران الهی است، از خود –که سرآمد همه بودهاند و هستند- سخن به میان نیاوردند.
و اما رزمندگان جان بر کف و پاکباز نیز، مردی را میشناسند که در دوران دفاع مقدس و روزها و شبهای خون و آتش و دود، هیچگاه از آن آوردگاه غافل نبوده است. هاشمی را در لباس بسیجی دیدهاند که دستی به حمایت بر جبهه و دستی بر استعانت و فرمانپذیری به جماران و دامان پرفیض امام داشته است...
ما، هاشمی را اینگونه میشناسیم و امروز که آخرین روز از دوران هشت ساله ریاست جمهوری ایشان است و در حالیکه همگان خدمت ارزنده و ماندگار او را در عرصه توسعه و سازندگی به تقدیر و تجلیل نشستهاند، بر این باوریم که شخصیت هاشمی رفسنجانی در دستآوردهای شگفت دوران سازندگی خلاصه نمیشود، بلکه با توسعه و سازندگی کشور از شخصیت انقلابی و دینباوری این روحانی که همیشه در خط اصیل رهبری بوده است، ریشه میگیرد. کسانی که هاشمی را از این زاویه مینگرند، یاران و حامیان واقعی او هستند و به طور طبیعی گاهی میبینند، تجلیل و تقدیر از ایشان تنها با تکیه بر دستآوردهای سازندگی صورت میپذیرد، نگران میشوند که مبادا همۀ ارزشها در ساختن سد و پل و نیروگاه و پالایشگاه و کارخانه و جاده و... خلاصه شود و خواستگاه اصلی این دستآوردهای شگفت به فراموشی سپرده شود. و باز هم طبیعی است که کارهای عظیم، برخی از کاستیها و احیاناً سوءاستفادهها را نیز در کنار خود داشته باشد، چرا که «فقط دیکته ننوشتهها، غلط ندارند». بنابراین اگر نسبت به این کاستیها و یا برخی از سوءاستفادهها انتقادی صورت میپذیرد، مقصود آن است که زنگار ناشی از کاستیها زدوده شود و البته کسانی که به دلیل وابستگیهای جناحی زبان به انتقاد میگشایند و یا بخاطر فراز و نشیبهای خطی خویش، گاهی ثناگو و زمانی دیگر انتقادکننده هستند، حساب جداگانهای دارند و بدیهی است که رویکردها و عقبگردهای آنان را نمیتوان و نباید جدی گرفت. ولی متأسفانه در این میان، برخی از چاپلوسها و تملقگوها، که یک شبه حامی و طرفدار آقای هاشمی شدهاند! و شاید بخشی از این انتقادها، متوجه آنان نیز باشد، بهزعم خود و با نوعی باصطلاح زرنگی! صورت مسئله را تغییر میدهند و طوری وانمود میکنند که گوئی مقصود از این انتقادها، نادیده گرفتن دستآوردهای عظیم توسعه و سازندگی است ولی ما تردیدی نداریم که هاشمی، سره را از ناسره تشخیص میدهد و بهخوبی میداند که در روزهای سخت و پر حادثه کسانی در میدان میمانند که انقلاب و یاران انقلاب را آنگونه که واقعاً که هستند، میشناسند و منافع گروهی و خطی و موقعیتهای شغلی و مادی آنان را به صحنه نیاورده است که اگر خللی در این منافع پدید آید، صحنه را ترک کنند.
در آخرین روز این دوران هشت ساله ریاست جمهوری جناب آقای هاشمی رفسنجانی به ایشان و آنان که همراه ایشان صادقانه در خدمت نظام اسلامی بودهاند «خسته نباشید» میگوئیم و برای توفیق رئیسجمهور جدید جناب آقای سیدمحمد خاتمی دعا میکنیم.
تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلمالله الذین آمنوا و یتخذ منکم شهدآء.