اعلام اخیر از سرگیری آزمایشهای هستهای توسط رئیسجمهور جدید فرانسه، ژاک شیراک، باعث اعتراضها و عکسالعملهایی در داخل و خارج این کشور شده و این سئوال را ایجاد کرده است که در عصر به اصطلاح نظم نوین جهانی و جایگزینی مؤلفههای اقتصادی بجای مؤلفههای نظامی چرا فرانسه به اتخاذ چنین تصمیمی مبادرت ورزیده است؟
در یکی دو سده اخیر فرانسویها و رهبران آنان همواره خواهان تجدید عظمت فرانسه و افزایش نقش جهانی آن بودهاند و از سوی دیگر به علت درگیریها و جنگهای متعدد این کشور در سدههای معاصر، تفکر تامین امنیت و احساس ناامنی از دشمنان احتمالی جزء نگرانیهای دائم آنها بوده است. از همین رو فرانسه همواره سعی نموده است که کارایی قدرت هستهای خود را در سطح مطلوب و در هر شرایطی حفظ کند و با هر آنچه که این قدرت را خدشهدار سازد به مقابله بپردازد. بعنوان مثال اعلام طرح پروژه جنگ ستارگان (23 مارس 1983) توسط ریگان فرانسه را یکباره از خواب غفلت بیدار کرد زیرا در صورت برپایی این سیستم توسط آمریکا یا شوروی، قدرتهای هستهای دیگر مانند فرانسه و انگلستان توان هستهای خود را از دست میدادند. فرانسه با تز دفاع مشترک اروپایی، در مقابل جنگ ستارگان، پروژه اورکا یا «یافتم» را طرح نمود و کشورهای اروپایی را دعوت کرد تا با ایجاد یک «تکنولوژی اروپایی» در برابر تکاپوی آمریکا متحد شوند ضمن آنکه خود نیز به بررسی راههای مقابله با سیستمهای دفاع ضد موشکی پرداخت. جنگ ستارگان باعث افزایش فعالیتهای نظامی فرانسه در فضا و طرحریزی پروژه عظیم نظامی فضایی وی.ای.سی (دیدن، شنیدن، انتقال دادن) گردید.
باید اذعان کرد که تحرک جنبشهای صلح و خلع سلاح نیز در فرانسه به نسبت سایر کشورهای اروپایی کندتر و کم فروغتر بوده است. اتفاق نظر وسیع مردم این کشور درباره ضرورت داشتن سلاح هستهای و جدایی فرانسه از فرماندهی نظامی ناتو و همچنین عدم پذیرش استقرار موشکهای آمریکایی پرشینگ (در خلال بحران موشکهای اروپایی) در خاک فرانسه در تعدیل و تخفیف دامنه این جنبش در این کشور بسیار موثر بوده است. در گذشته نیز اعضای این جنبشها چه در فرانسه و چه در اروپا معمولا تحت تاثیر گروههای چپ و کمونیست بودند و این در حالی است که کمونیستهای فرانسه در ائتلاف با حکومت سوسیالیستها از داشتن سلاحهای هستهای مستقل فرانسه دفاع میکردند. این امر باعث رکود جنبش صلح در فرانسه گردید. با این وجود غرق کشتی موسوم به «رزمنده رنگین کمان» در سال 1985 که متعلق به هواداران محیط زیست یعنی حزب سبزها بود منجر به ایجاد بحرانی در سیستم جاسوسی فرانسه گردید و به حیثیت بینالمللی فرانسه لطمه وارد ساخت. در حال حاضر هم با شروع مجدد آزمایشهای هستهای، حزب سبزها اعتراضات خود را آغاز نموده و در خارج از فرانسه نیز گروه موسوم به جبهه مردمی اقیانوس آرام مسئولیت بمبگذاری در کنسولگری فرانسه در شهر «پرت» استرالیا را برعهده گرفته است.
بطور کلی در مورد سیاستهای دفاعی امنیتی فرانسه باید اذعان کرد که در زمینه اهداف و سطوح عملکردی این سیاست و خطمشیها و ارکان آن تغییر اساسی مشاهده نمیشود و از جمهوری پنجم تا به امروز کلیه زمامداران فرانسه نسبت به تقویت و توسعه بازدارندگی هستهای اتفاق نظر داشته و حتی سوسیالیستها نیز که تا قبل از روی کار آمدن مخالف چنین سیاستی بودند با بدست گرفتن حکومت خود از همه گلیستتر شدند و به تقویت و تجهیز سلاح هستهای و آزمایشهای آن سرعت بخشیدند. البته بعد از دوگل، سایر روسای جمهوری فرانسه نسبت به مقابله با نفوذ آنگلوساکسونها و مبارزه علیه اتلانتیسیسم با تعدیل بیشتری برخورد کردند و به سبب ضرورتهای اقتصادی و سیاسی به همکاری بیشتر با آمریکا و ناتو روی آوردند و شعارهای تند دوگل و سیاست تک روانه او را تا حدی بکنار گذاشتند. بر همین اساس میتران با اصرار امریکا و فروپاشی شوروی (و روند کاهش تسلیحات اتمی آن) آزمایشهای هستهای کشورش را در سال 1992 به حال تعلیق درآورد. اکنون ژاک شیراک شروع مجدد آزمایشهای هستهای را از ماه سپتامبر (شهریور) اعلام کرده است. بنا به گفته شیراک هشت آزمایش آتی احتمالا تا ماه مه 1996 طول خواهد کشید و برای تضمین اطمینان و اعتماد و امنیت نیروی ضربتی فرانسه ضروری است. این امر بدین خاطر است که از دید فرانسویان تسلیحات هستهای تنها یک برگ برنده نظامی نیست بلکه سلاحی سیاسی و دیپلماتیک است که در سطح بینالمللی به فرانسه وجهه و برتری عطا میکند و امیال جهانی و عظمتخواهی این کشور را ارضا مینماید. بهمین خاطر دولتمردان امروز فرانسه به اعتراض کشورهای حوزه جغرافیایی جزیره مورووا که آزمایشهای هستهای در آنجا انجام می شود اهمیتی نمیدهند. این در حالی است که کشورهای آمریکا، استرالیا، نیوزیلند، ژاپن، هلند، دانمارک، سوئد و نروژ رسما به این تصمیم اعتراض کرده، و ویلیام پری وزیر دفاع آمریکا در قبال تصمیم فرانسه، احتمال از سرگیری آزمایشهای هستهای کشورش را اعلام نموده است. معهذا پارهای از صاحبنظران انجام قریبالوقوع آزمایشهای زیرزمینی هستهای آمریکا را مبین شکست عمده در امر کنترل اشاعه تسلیحات هستهای در جهان میدانند و معتقدند که نظم باصطلاح نوین جهانی آمریکا نتوانسته است برای جهانیان صلح به ارمغان آورد و با فروپاشی شوروی همچنان روند نظامیگری ادامه دارد.
لازم به ذکراست که قبل از تصمیم جدید شیراک نیز فرانسویها پنهان نمیداشتند که در ده سال آینده تلاش در جهت ارتقاء توانایی هستهای خود را ادامه خواهند داد. تا قبل از فروپاشی شوروی ایدهآل فرانسه در نظام دوقطبی حفظ جایگاه سومین قدرت جهانی و پیشاهنگی در گروه نسبتا متجانس کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه و ژاپن بود و سلاح هستهای این مزیت را خصوصا در بعد نظامی تضمین میکرد. حال نیز بدون شک فرانسه مایل است که با فروپاشی شوروی، با حفظ سرگروهی، دومین قدرت نظامی جهان در قالب اروپای متحد گردد و به همین دلیل با رقابت شدید سه کشور آلمان، ژاپن و انگلیس روبرو است. فرانسه به شدت با دستیابی ژاپن و خصوصا خصم دیرینه و متحد امروزش آلمان به سلاحهای هستهای مخالف است و آن را از مهمترین تهدید علیه خود میپندارد. تقویت سلاح هستهای فرانسه و لزوم خلع سلاح و نابودی سلاحهای هستهای شوروی سابق از مهمترین تضمینهای دستیابی فرانسه به مقام دوم نظامی در جهان است به همین دلیل با زوال شوروی، فرانسه همچنان تقویت توانایی هستهای را در دستور کار خود قرار داده و این قدرت عمدهترین اهرم این کشور در تضمین امنیت و تصاحب جایگاه برتر در صحنه بینالمللی است. در هر حال معلوم نیست که با استمرار قاطعانه این سیاست توسط فرانسه، کشورهایی مانند آلمان و ژاپن با قدرت عظیم اقتصادی خویش تا چه هنگامی محرومیتشان را از دستیابی به سلاح هستهای و نیز عضویت در شورای امنیت و تصاحب حق وتو تحمل نمایند. از سوی دیگر چین نیز با قدرت هستهای خود برای فرانسه رقیبی نیرومند است و فرانسه برای بلندپروازیهای سیاسی نظامی خود با دشواریها و رقابتهای عمدهای روبرو است. بعنوان نمونه بودجه جاری سال 95 این کشور با کسری 275 میلیارد فرانکی روبرو است و این کشور در همین سال 1/2 میلیارد دلار از بودجه دفاعیش کاسته است. دولتمردان فرانسه امیدوارند که امسال 19 میلیارد فرانک صرفهجویی داشته باشند. همچنین این کشور از نظر امنیتی در سطح عملکرد سیاست دفاعی خویش یعنی «فرانسه»، «اروپا» و «ماورای اروپا» احساس ناامنی بیشتری میکند. اینک اروپا با چالشهایی مانند بحران بالکان روبرو است که ضریب امنیتی این قاره را نسبت به قلمرو دو قدرت آمریکا و ژاپن کاهش داده است. مسئله کنترل 35000 سلاح هستهای شوروی سابق و نبود کنترل لازم بر مهندسان و دانشمندان هستهای این کشور نیز باعث نگرانیهای امنیتی اروپا و فرانسه شده و این احتمال که یک یا چند کشور باقی مانده از فروپاشی اتحاد شوروی تسلیحات هستهای خود را حفظ کنند یکی از عوامل تشویق کننده فرانسه در تشدید و تقویت سیاست بازدارندگی هستهای است. از عوامل دیگر استمرار این سیاست توسط فرانسه، توجه به این حقیقت است که پارهای از کشورهای جنوب (در مقیاس شمال - جنوب) در آیندهای نزدیک دارای سلاحهای هستهای و موشکهایی با قدرت انهدام اهداف اروپایی خواهند بود. به عبارت دیگر در این کشورها سیستمهای موشکی در بالاترین حد خود تکثیر میگردند و کشورهای اصلی تکثیرکننده (بجز کره شمالی) در منطقهای از الجزایر گرفته تا پاکستان قرار دارند. از دید سیاستمداران فرانسوی میتوان متحمل دانست که روزی شهرهای اروپایی در زمره اهداف بالقوه این سلاحها محسوب گردند. رجزخوانیهای ایالات متحده آمریکا در رهبری بلامنازع دنیا و سیاستهای تسلیحاتی این کشور از دیگر عوامل نگرانی فرانسه است. در شرایط کنونی اگرچه مولفههای [اقتصادی] در عرصه بینالمللی از اهمیت زیادی برخوردار شدهاند ولی هنوز هم مسائل نظامی و تسلیحاتی از جایگاه ویژهای در عرصه کشورهای مختلف خصوصا قدرتهای بینالمللی برخوردارند. برای مثال «لس آسپین» وزیر دفاع وقت آمریکا در سال 93 با تغییر نام «طرح دفاع استراتژیک جنگ ستارگان» به «دفاع موشکهای بالستیک» تقاضای 38 میلیارد دلار برای طرح جدید نمود.
دولت کلینتون در آن زمان در توجیه این قضیه گفت که این سیستم جدید برای مقابله به روسها طراحی نمیشود بلکه هدف آن جلوگیری از پرتاب موشکها بطور اتفاقی یا بوسیله تروریستها است!
از سوی دیگر بودجه نظامی مصوب اخیر دولت آمریکا 267 میلیارد دلار است که 5/9 میلیارد دلار بیش از لایحه پیشنهادی دولت کلینتون است! تجارت تسلیحات هنوز دوران پررونق خود را میگذراند، روسیه شش برنامه ساخت سلاحهای میکروبی رادر دستور کار دارد و در مرداد امسال مانور مشترک اعضای ناتو و پیمان سابق ورشو در فوت پولک آمریکا برگزار میشود.
همچنین کاهش تصنعی بهای دلار توسط آمریکا اخیرا باعث ضربه خوردن صنایع هوایی و نظامی اروپا شده است زیرا بدین سبب تولیدات آنها 20% گرانتر از صنایع مشابه آمریکایی تمام میشود. بتازگی «آلن ژوپه» نخستوزیر فرانسه با اشاره به این مطلب خواستار رقابت شرافتمندانه با صنایع آمریکایی شده است و حمایت دولت خود را از طرحهای دفاعی اروپایی فرانسه در چارچوب سازمان دفاعی اروپا اعلام نموده و بر تاسیس آژانس تسلیحاتی اروپا و طرحهای مشترک ساخت سلاح بین فرانسه و آلمان و سایر کشورهای اروپایی پای فشرده است.
با این وجود در پایان باید تصریح کرد که اینگونه رقابتهای درونی در بین قدرتهای شمال به هیچوجه مانع ائتلاف و اتحاد منافع آنها علیه جنوب نگردیده است. بعنوان مثال جنجال همه جانبه این کشورها علیه ساخت نیروگاه هستهای کشورمان در بوشهر و متهم نمودن ما به نظامیگری و تسلیح روزافزون از این نوع است. این در حالی است که غربیها بارها اعتراف کردهاند که ایران هیچ برنامه تنظیم شده و مشخصی برای ساخت بمب اتمی ندارد.
هم اکنون 18 نیروگاه هستهای در اروپای شرقی، چهار نیروگاه در فرانسه و یک نیروگاه در انگلیس در دست ساخت بوده و 424 نیروگاه اتمی در جهان مشغول بکارند. در سال 93، 29 درصد از کل تولید برق جهان متعلق به 109 نیروگاه هستهای در آمریکا بوده است و نیروگاههای هستهای فرانسه 11 درصد از کل تولید برق جهان را بخود اختصاص دادهاند و این مطلب نشانگر انحصارطلبی و منفعتخواهی کشورهای شمال در استفاده از مزایای انرژی هستهای است و بنظر میرسد که تنها کشورهای جنوب میبایستی محدودیتها و معاهدات خلع سلاح را امضاء نموده و پایبند باشند.
هم اکنون با وجود تکیه فرانسه به تز «نیروی سوم» و تز «استقلال عمل»، آتلانتیک گرایانی نیز در فرانسه وجود دارند که معتقدند اروپا بویژه فرانسه بهمراه آمریکا به عنوان کشورهای شمال میبایستی در مقابل کشورهای جنوب و خطرهای فزایندهای که از ناحیه آنها ایجاد میشود صفآرایی کنند. این دسته چنین خطرهایی را فقر شدید، تراکم جمعیت، ناآرامی و بیثباتی سیاسی، بنیادگرایی مذهبی، تکثیر سلاحهای موشکی و نظامیگرایی این مناطق میدانند.
بنابراین در نهایت میتوان گفت که آزمایشهای اتمی و سیاست هستهای مستقل فرانسه عملی در جهت تضمین افزونتر منافع ملی این کشور بوده و نفعی برای جهانیان و خصوصا کشورهای جنوب ببار نخواهد آورد و نمیتوان در منفعت سیاستهای مستقل مقطعی این کشور برای کشورهای جنوب چندان خوشبین بود ضمن آنکه حکومت شیراک همانند حکومتهای قبلی و آتی خود به افزایش توان هستهای فرانسه عنایت و اهمیت تام و دائم خواهد داد و هیچکدام از این دولتمردان تضعیف مهمترین ستون سیاست دفاعی کشورشان را تحمل نخواهند کرد.