مهدی محمدی
دیروز ایران از نقطه غیرقابل بازگشت هستهای عبور کرد. اکنون ایران به طور بالفعل یک کشور هستهای است و وزن متغیری به نام ایران در هر نوع معادله امنیت منطقهای یا فرامنطقهای را باید با ملاحظه این واقعیت محاسبه کرد. راهاندازی و تست موفق 3000 ماشین سانتریفیوژ با تزریق گاز، به این معناست که ایران در فناوریهای تولید گاز هگزا فلوراید اورانیوم با درجه خلوص مطمئن، ساخت قطعات و مونتاژ ماشینها، طراحی سالنهای آبشار، تزریق گاز و جمعآوری محصول (گاز غنی شده) به اندازه کافی مهارت پیدا کرده و از این پس فارغ از محدودیتهای فنی میتواند اهداف برنامه هستهای خود را انتخاب نماید. اینجا آخر خط است. آنچه میماند فقط اراده سیاسی ایران است که باید دید به چه چیز تعلق خواهد گرفت. اگر ایران مورد تهدید قرار بگیرد و دیگران بخواهند «بیقانونی» کنند معلوم است که این اراده به سمتی خواهد رفت و اگر بیقاعده و قانون رفتار کنند ـ چیزی که فعلا دارد اتفاق میافتد ـ ایران اراده دیگری خواهد کرد؛ هر چه باشد، مهم این است که ایران اکنون پشتوانه فنی لازم برای تعقیب هر نوع ارادهای را دارد.
اتفاقی که دیروز در نطنز رخ داد پیام کاملا واضحی برای غرب دارد: راهی که میروید اشتباه است. ایران چند ماه است به روشهای مختلف سعی میکند این موضوع را به غربیها بفهماند. به طور مشخص ایران در حال تعقیب دو مسیر است، 1ـ کار فنی خود را به سرعت جلو میبرد و 2ـ به تدریج و به طور مرحله به مرحله دسترسیهای آژانس به تاسیسات هستهای خود را کاهش میدهد (و این البته به شرطی است که پرونده ایران همچنان در شورای امنیت باقی بماند و روند غیرقانونی صدور قطعنامهها تداوم پیدا کند).
تعقیب همزمان این دو مسیر به این معناست که ایران تصمیم گرفته است در شرایط تهدیدآمیز و غیرمنصفانه فعلی نوعی سیاست ابهام استراتژیک در پیش بگیرد. از زمان ارجاع غیرقانونی پرونده ایران به شورای امنیت چشمهای آژانس ـ بخوانید سازمانهای اطلاعاتی غرب ـ در تاسیسات هستهای ایران روز به روز کمفروغتر شده است. به محض گزارش پرونده به شورای امنیت در آغاز زمستان گذشته ایران اعلام کرد دیگر بروتکل الحاقی را اجرا نمیکند. چند ماه بعد وقتی قطعنامه 1737 صادر شد ایران اعلام کرد نصب 3000 ماشین سانتریفیوژ را در نطنز آغاز میکند (گفتوگوی اختصاصی علی لاریجانی با کیهان). وقتی قطعنامه 1747 تصویب شد ایران با توقف اجرای موافقتنامه مربوط به ترتیبات فرعی دسترسیهای آژانس را باز هم محدودتر کرد و حالا در حالی که کمتر از 15 روز از مهلت دو ماهه 1747 به ایران گذشته است ایران ورود خود به جمع تولیدکنندگان صنعتی سوخت هستهای را جشن گرفته است. مسیر کاملاً واضح است. ایران در همان حال که ابزارهای هر چند کارآمدتر و از دید دشمنانش خطرناکتری را در مشت خود جمع میکند، تلاش میکند مشت خود را بسته نگه دارد. از این به بعد غربیها هر لحظه باید در انتظار یک شوک از جانب ایران باشند. درست است که دست ما در شورای امنیت سازمان ملل بسته است و توان چندانی برای جلوگیری از زورگوییهای آن نداریم اما غربیها نباید از یاد ببرند که دست ایران در تاسیسات هستهایاش کاملا باز است و هر قطعنامهای در نیویورک همچون سنگی عمل خواهد کرد که بر پدال گاز پیشرفت فنی در نطنز آویخته میشود. غافلگیری تازه آغاز شده است.
توجه به یک مورد خاص در اینجا جالب خواهد بود. طبق الزامات موافقتنامه پادمان ایران صرفا موظف است تاسیسات هستهای خود را 180 روز قبل از وارد کردن مواد هستهای به آن (Start) به آژانس اعلام کند. یعنی ایران ـ یا هر کشور دیگر عضو معاهده ـ میتواند تاسیسات دلخواه خود را با حوصله طراحی کرده و بسازد و وقتی همه چیز تمام شد و کار به نهایت رسید آن را به آژانس اعلام کند. با این وجود موافقتنامهای هست به نام موافقتنامه مربوط به ترتیبات فرعی (که اصطلاحا با عنوان 3.1 شناخته میشود) که اگر کشوری آن را بپذیرد موظف میشود تاسیسات هستهای خود را از هنگام شروع مراحل ساخت (نه 6 ماه قبل از راهاندازی) به آژانس اطلاع دهد. ایران که از خرداد ماه سال 1382 این موافقتنامه را اجرا میکرد پس از تصویب قطعنامه 1747 اعلام کرد که این کار را متوقف خواهد کرد. خیلیها معنای این اقدام ایران را نفهمیدند اما آنها که دستی بر این آتش دارند همان لحظه اول دانستند قصه چیست. «دیوید آلبرایت» بازرس سابق تسلیحاتی سازمان ملل و رئیس موسسه علوم و امنیت بینالمللی ـ موسسهای که اولین بار در مرداد 1381 عکسهای تاسیسات هستهای ایران توسط آن منتشر شد ـ چند ساعت بعد از اعلام این خبر توسط سخنگوی دولت ایران به آسوشیتدپرس گفت: میدانید ایران چه چیز میخواهد به ما بگوید؟ ایران دارد میگوید از این به بعد تاسیسات غنیسازی جدیدی خواهد ساخت بیآنکه الزامی برای مطلع کردن آژانس از آنها داشته باشد. ابهام استراتژیک یعنی همین.
ایران در واقع در حال اعلام این نکته به غرب است که اگر شما میخواهید راه خود را بروید ما هم راه خودمان را خواهیم رفت بیآنکه اجازه بدهیم تا قبل از رسیدن به یک نقطه مطمئن شما از کار ما سر در بیاورید.
بازی تازه آغاز شده است.