«هلن کارردانکوس» کارشناس سیاسی نامدار در امور روسیه معتقد است در انتخابات آینده دومای روسیه، احزاب چپگرا مانند کمونیستها و کشاورزان به قدرت خواهند رسید.
وی میگوید: حتی اگر آنان همه کرسیها را به دست آورند قدرت ایجاد تحول عمده برای باز گرداندن روسیه به گذشته را نخواهند داشت.
خانم «کارردانکوس» اهل فرانسه اولین نظریهپرداز قرن بیستم است که در سال 1978 با انتشار کتاب «امپراطوری گسسته» در زمانی که سیاستمداران سرد و گرم چشیده آن روزگار حتی فکر انجام اصلاحات در اتحاد شوروی به مغزشان خطور نمیکرد، فرضیه فروپاشی آن را در کوتاه مدت مطرح کرد.
وی در مصاحبه با روزنامه «سیودنیا» چاپ مسکو گفت: در کل، بازگشت کمونیستها پس از دوره سخت اصلاحات مانند آنچه در لهستان یا لیتوانی اتفاق افتاد، چیزی را عوض نمیکند، اما درگیری در میان اصلاحطلبان، میتواند بسیار نامطلوب باشد که بلغارستان نمونه کامل آن است.
دانکوس میافزاید: حتی اگر کمونیستها و کشاورزان اکثریت مطلق را به دست آورند، امکان تدارک کودتای دولتی و از بین بردن اصلاحات اخیر را نخواهند داشت، زیرا روسیه پس از مدت کوتاهی شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود و کمونیستها به امید پیروزی در آن به ایجاد دوره وحشت و درگیری نخواهند پرداخت.
وی در مورد نتایج احتمالی انتخابات آینده ریاست جمهوری در روسیه پیروزی کسانی مانند «گنادی ژیوگانف» رهبر حزب کمونیست را بعید دانست و گفت: با ترکیب جدید پارلمان و قدرتگیری کمونیستها، انتخابات ریاست جمهوری بسیار پر سر و صدا خواهد بود.
کارردانکوس همچنین پیروزی مجدد «ژیرینوفسکی» را به این دلیل که وی تازگی و جذابیت خود را از دست داده و به وسیلهای روزمره مبدل شده است، رد میکند و میگوید: ژیرینوفسکی با انجام اعمال زشتی مانند کتک زدن یک نماینده زن در دوما، یا ریختن آب میوه بر روی استاندار یکی از مناطق، نشان میدهد که هنوز دوست دارد مرکز توجه همگان باشد.
وی همچنین فزونی روزافزون شمار ژنرالها را در جناحهای انتخاباتی، نشان دهنده علاقه مردم روسیه به نظم و امنیت دانست و افزود: ژیرینوفسکی نمیتواند شیوه برجسته ماندن را در شرایط کنونی محاسبه و درک کند.
وی با آگاهی از این که حرفهایش دیگر جالب نیست، جنجال به راه میاندازد در حالیکه این اقدامها به حیثیت ملی او لطمه میزند.
این تحلیلگر فرانسوی در ارتباط با استفاده مجدد از عنصر ملیگرایی در فضای سیاسی روسیه، سیاستمداران این کشور را به جعل یا عدم شناخت مفهوم روسی این عنوان متهم میکند و تاکید دارد که آنها هنوز نمیدانند که مفهوم ملت روس و اهداف لازم برای آن چیست؟
به عقیده وی، اهالی روسیه بیش از آن که بخواهند سرکوب شدید افکار و تصورات سیاسی خود را در عصر کمونیستی جبران کنند، باید به ترمیم آگاهیهای ملی خود بپردازند.
وی میگوید: سیاستمداران روسیه، با اتکا بر این فرضیه غلط که روسها طبیعتا جهتگرا هستند در عملکرد خود راه اشتباهی را میروند، در حالیکه برخلاف این ادعا، روسها بسیار فردگرا و تکرو هستند و در روسیه امروز باید به تکوین شخصیت ملی هر فرد در بطن اجتماع بسیار بزرگ فکر کرد.
وی تصریح میکند بوریس یلتسین نه با عقل و استدلال، بلکه براساس خواست ذاتی خود درک کرده است که باید مفهوم جمعیت ملی را در اذهان مردم پرورش دهد.
این تحلیلگر فرانسوی معتقد است، تحول مفهوم ملت در روسیه با آن که در قرن نوزدهم با کیفیت مطلوبی انجام میشد با حکومت 70 ساله شوروی دچار وقفه طولانی شد و اکنون ژیرینوفسکی، کمو
نیستها و دموکراتها با برداشتی سطحی از آن به سیاست بازیهای خود پرداختهاند.
وی میافزاید: خواست اصلی جامعه کنونی روسیه، بهبود وضعیت اقتصادی و برقراری امنیت در مفهوم فردی و اجتماعی است و این که بگوییم آنها حسرت روزهای گذشته را میخورند. تصوری غلط است، زیرا هم اکنون فروشگاهها از بهترین کالاهای مصرفی انباشته است و در مقابل قدرت خرید مردم بسیار پایین است.
کارردانکوس پیشبینی میکند که با استقرار تدریجی صلح در چچن و بالکان و پذیرفته شدن روسیه به عضویت در جامعه اروپا، در انتخابات آینده ریاست جمهوری افرادی مانند «الکساندر روتسکوی» که با تکیه بر تحقیر شدن ملت روسیه، عظمت و جلال گذشته کشورشان را جستجو میکنند، پیروزی چشمگیری را به دست نیاورند.
این تحلیلگر فرانسوی پیدایش عنوان پرجنجال تحقیر روسها را حاصل عملکرد منفی غرب میداند و اظهار میدارد: در بلوک غرب هیچ کشوری به جز آمریکا مفهوم ابرقدرت بودن روسیه را درک نمیکند و به همین دلیل، اروپاییها هرگاه صحبت از کمک به روسیه میشود، به تحقیر آن میپردازند و مانند «ژاک شیراک» دلیل انجام آزمایشهای اتمی خود را مقابله با خطر بالقوه روسیه عنوان میکنند.
وی میگوید: جامعه اروپا با طرح امکان احیای امپراطوری روسیه به گسترش دایره نفوذ ناتو در شرق این قاره پرداخته و همواره میکوشد راه ترقی همه جانبه روسیه را سد کند.
«کارردانکوس» میگوید: اروپا باید در اینجا تعریفی از خود ارائه کند و در فکر ساختاری غیر از «ناتو» برای تامین امنیت در این قاره باشد و روسیه میتواند همکار بزرگی در این راه باشد.
کارردانکوس معتقد است: اروپای غربی با اتخاذ سیاست غلطی، روسیه را رودرروی خود قرار داده است و این امر، لاجرم رشد ملیگرایی افراطی را در روسیه به همراه دارد.
کارردانکوس میگوید: اروپا حتی به ترساندن اتباع خود از روسیه با بزرگ کردن عیبهای کوچک روسها پرداخته است.
برای مثال، روزنامههای فرانسوی اخیرا در مورد یک آدمخوار روس چنان قلمفرسایی کردند که گویی آن کشور در قحطی کامل به سر میبرد، در حالیکه هر روز نظیر چنین حوادثی در اروپای غربی تکرار میشود.
«کارردانکوس» در تشریح وضعیت رهبران سیاسی روسیه تاکید کرد: روشنفکران و نظریهپردازان، به شدت از عملگرایان که رهبری کشور را در دست دارند، فاصله گرفتهاند.
روشنفکران با آنکه در طول دوره اصلاحات اجتماعی و انحلال شوروی سابق نقش بارزی را داشتند، اینک با زوال فاحش اخلاقیات، منزوی شدهاند.
هلن کارردانکوس امیدوار است نسل آینده روسیه با بهرهگیری از آموزشهای کارآمدی که حاصل چالشهای حرفهای پدرانشان است، به عنوان مظهر ملت اصیل این کشور ظاهر شوند.