تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - ۱۳:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۱۰۴۴

جنگ روانی و لزوم تقویت دیپلماسی افکار عمومی


به طور کلی تأثیرگذاری بر افکار عمومی را در شکل منفی آن، جنگ روانی می‌خوانندکه در این فرآیند رسانه‌ها ابزار اساسی محسوب می‌شوند. رسانه‌ها ابزار حساسی هستند که می‌توانند کاربردهای متعدد و حتی متعارضی داشته باشند؛ هم می‌توانند به مثابه یک سلاح در خدمت منازعه و جنگ عمل کنند و هم می‌توانند به ابزاری برای کمک به حل منازعه، استقرار و تحکیم صلح تبدیل شوند.

بر این اساس اگر رسانه به دست حاکمان مستبد و تمامیت خواه بیفتد به ابزاری خطرناک تبدیل می‌شود که با اشاعه تعصب، عدم تساهل و اطلاعات سوء، افکار عمومی را در جهت اهداف آنان مورد دستکاری سیاسی قرار می‌دهند. در این شرایط رسانه می‌تواند به عنوان یک ابزار سرکوب عمل کند. به علاوه ، زمانی که استفاده از رسانه مبتنی بر معرفت و آگاهی‌های لازم نباشد، ضربه‌های قابل توجهی به جامعه و صلح میان کشورها وارد می‌شود.

در این راستا و به دنبال تهدیدهای صریح سران کاخ سفید علیه کشورمان، به نظر می‌رسد در حال حاضر یکی از ابزار کارآ در پاسخگویی به جنگ روانی آمریکا در منطقه، راه‌اندازی دیپلماسی قوی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است.

طرح حمله آمریکا به ایران چند وقتی است که در محافل رسانه‌ای مطرح شده و هر چند کاخ سفید این شایعات را رد کرده، اما باز هم برخی از مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی در ادامه جنگ روانی خود علیه ایران، گزینه نظامی را راهی به زعم خود برای توقف فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز تهران و قدرت روزافزون ایران در منطقه عنوان می‌کنند.

در این میان بوش به عنوان رئیس‌جمهور و مرد اول صحنه تصمیم‌گیری در واشنگتن قصد دارد تقابل سیاسی و یا نظامی با ایران را هم در فهرست جنگ طلبی‌های خود در عراق و افغانستان اضافه کند. براندازی طالبان و ساقط کردن حکومت بعث در عراق و اعدام صدام از عوامل تشویق کننده مسیر تهاجمی سران کاخ سفید است.

اما تمام اقدامات احتمالی در عرصه نرم‌افزارانه و سخت‌افزارانه در این دو کشور زمانی با واقعیت موجود حوادث در ایران قابل تطبیق خواهد بود که قدرت منطقه‌ای ایران نیز به نقطه ضعف همپای عراق و افغانستان کشیده شود.

در همین رابطه برخی بر این باورند که بوش با تصمیم اخیر مبنی بر افزایش بیست و یک هزار نیروی نظامی در عراق، نیروهایی را به حوزه خلیج‌فارس فرستاده که ربطی به وضعیت عراق ندارد. همچنین ارسال موشک ضد موشک پاتریوت، ناو هواپیما و کشتی‌های حامل موشک همگی نشان دهنده آن است که کاخ سفید از قدرت منطقه‌ای ایران و نفوذ آن در عراق به شدت نگران است. بسیاری از تحلیلگران، این آرایش را نشانه‌ای از آمادگی هر نوع اقدام از سوی آمریکا برآورد می‌کنند.

رئیس‌جمهور آمریکا که پیش از اعلام استراتژی جدید درباره عراق به توصیه‌های گروه مطالعاتی بیکر ـ همیلتون، در مورد جنگ در عراق گوش داده بود، اما در عمل به مرکز مطالعاتی آمریکن اینترپرایز و نئومحافظه‌کاران گوش داد. به خصوص که افتضاح عراق باعث شده بود که نئومحافظه‌کارها در حاشیه قرار بگیرند.

پیشبرد اهداف آمریکا در برابر ایران اگر چه از چشم‌انداز حمله نظامی به مرکز حساس نیز محل بررسی است، اما دستیابی به خواسته‌ها با جنگ روانی در ابتدای اولویت‌های آمریکا می‌باشد. جنگ روانی که بخش مهمی از فعالیت‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و تبلیغاتی کشورهای غربی را تشکیل می‌دهد، این روزها یکی از ابزارهای گره‌گشا برای آمریکا محسوب می‌شود. این جنگ روانی که هدف عمده آن تخریب، تضعیف روحیه حریف و تغییر در نگرش و تصمیم آنها است به دلیل ناتوانی سیاسی کشورهای غربی در مقابل ایران و مخرب بودن تبعات حمله نظامی اتخاذ شده است.

سفرهای دیپلماتیک به کشورهای عربی، و استقرار موشک‌های تدافعی و تضمین‌های حمایتی از کشتی‌های نفتی، دستگیری دیپلمات‌های ایرانی در اربیل به همراه اعمال فشار به مقام‌های عراقی برای تجدیدنظر در مناسباتشان با ایران برای وارد کردن تهران به توقف برنامه‌های  بازدارندگی از جمله برنامه‌های هسته‌ای تلقی می‌گردد.

در این سطح از تبلیغات، ایالات متحده با توسل به ادبیات سیاسی رایج جهانی در صدد است افکار عمومی داخلی و خارجی را با خود همراه کند، تا در صورت وقوع هر نوع اقدام قهری حمایت کشورهای مختلف را در اعمال منطقه‌ای بر علیه ایران جلب کند. ادبیات سیاسی رایج بر ضد ایران با تهدید خواندن برنامه‌های هسته‌ای در سطح جهانی و صدور نفوذ شیعه در بعد منطقه‌ای ترویج می‌گردد.

جنگ روانی کشورهای غربی برای پیشبرد اهداف گسترده و در هماهنگی با طرح‌ریزی استراتژیکی‌شان در عراق طراحی شده و با نیت ایجاد مانع در مقابل نفوذ ایران در آینده می‌باشد.

اگر چه تمام جنگ‌های روانی منتهی به مبارزه فیزیکی نمی‌گردد اما از آنجا که جنگ روانی مقدمه اقدامات سخت‌افزار آنهاست لذا نباید به سادگی به آن نگریست. دولت آمریکا شورای امنیت و قطعنامه 1737 را به مثابه تیر در چله کمان در اختیار دارد و فقط نیازمند جلب افکار عمومی کشورهای مخالف و بی‌طرف در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی است لذا نباید به جنگ روانی راه‌اندازی شده، اجازه پویایی داد و باید با هوشیاری به اطلاع رسانی صحیح و مقابله با جنگ روانی موجود پرداخت و دیپلماسی افکار عمومی را قوت بخشید.

از دیگر سوی فعال شدن دستگاه دیپلماسی خارجی و دستیازی به همکاری‌های منطقه‌ای با فرصت‌های اقتصادی و کشاندن فضاها از بعد سیاسی و نظامی به اقتصادی بهترین وسیله برای خنثی کردن طرح‌های تفرقه‌افکنانه آمریکا و متحدینش می‌باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات