جمعه، سیزدهم آبان، یادآور خاطرهای ملی و تاریخی است. ملتی که سیاهنامهای از ستمها و سلطهجوییها و دیکتاتوریهای قدرتمندان آمریکایی علیه نهضت مردمی و دینی و استقلالطلبانه ایرانیان در دست داشت، اقدام انقلابی فرزندان جوان خویش را در جهت تصرف سفارت آمریکا به منظور فراهم آوردن فرصتی برای مقابله افشاگرانه با دولت آمریکا مورد تأیید قرار داد.
سفارت آمریکا _ که به سرعت با نام و نشان «لانه جاسوسی» شهرت یافت _ بهانهای بود تا بدینوسیله ملت ایران و شرح پریشانیها و شکنجه شدنها و غربتها و ستمکشیهای این ملت در افکار عمومی جهان مورد توجه و تأمل قرار گیرد. وگرنه مردم دیندار و مهماننواز و صبور این سرزمین، کینه شخصی و تعصب نژادی نسبت به کارمندان آمریکایی شاغل در سفارت نداشتند. به همین دلیل نخست زنان و سیاهپوستان را به موطن خودشان _ آمریکا _ بازفرستادند و آنگاه پس از چندی همه کارکنان سفارت را براساس رهنمود امام خمینی رضوانالله علیه و با توجه به آنچه در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید، آزاد کردند.
چنین است که امروز نیز پس از بیست سال از زبان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران میشنویم: « 13 آبان روز تجلی آزادگی ، شجاعت و غیرت انقلابی ملت ایران است. 13 آبان روز اعلام پایداری ملت در برابر آمریکا است.» حقیقت اینست که قدرتمندان حاکم بر ایالات متحده، هنوز هم همان روحیه اربابیگری و سلطهطلبی گذشتگان و در گذشتگان خود را حفظ کردهاند و دنیای کنونی را حتی در نخستین سالهای ورود به قرن بیستویکم و هزاره سوم همچنان از این منظر مینگرند. آنها گرچه در حوزه روابط و مناسبات سیاسی و اجتماعی درون سرزمین خودشان از دمکراسی سخن میگویند، اما رفتارشان در سطح جهانی و از جمله در منطقه خاورمیانه همانند آنچه در گذشته از آنها دیدهایم، کماکان رفتار دیکتاتور مآبانه و طلبکارانه است. گویی در باطن هنوز خود را «خان جهان» و خان منطقه خاورمیانه و نتیجتاً ملتهای جهان و منطقه را رعایای آمریکا میدانند.
کلام رهبر انقلاب به همین واقعیت اشاره دارد:«دوبت آمریکا روشهای متفاوت مانند ابراز تأسف از اقدامات خود در ایران و تصویب قانون بر ضد ملت ایران در سنای آمریکا، حمایت از خائنترین و روسیاهترین گروهکهای ضدانقلاب، اختصاص پول برای سرنگونی نظام اسلامی، حملات شدید سیاسی به جمهوری اسلامی ایران به علت مخالفت مردم ایران با صهیونیزم و تلاشهای بیگانه را بکار میگیرد و به محض آنکه گوشهای از خاکریز عظیم و پرصلابت ملت ایران در مقابل بیگانگان را سست احساس کند، از همان گوشه برای رخنه و نوفذ در ایران و تأثیرگذاری بر گروهها و شخصیتها تلاش میکند».
آمریکاییها از یکسوی خطاب به ملتهای مسلمان و مردم خاورمیانه و ملت ایران ادعا میکنند که اهل صلح و عدالت و احقاق حق و طرفدار استیفای حقوق بشراند و حتی به خاطر نقض حقوق بشر در برخی از کشورهای جهان خواب راحت ندارند، اما د رهمان حال و از سوی دیگر دولت صهیونیستی غاصب فلسطین را در صحنه خونین قتلعام جوانان مظلوم و مقاوم فلسطینی با تمام توان یاری میکنند. آنها از یک طرف ایران و برخی دیگر از کشورها را متهم میکنند که در جهت دسیابی به تکنولوژی سلاحهای اتمی و نظائر آن کوشش کردهاند، اما از طرف دیگر قویترین زرادخانه هستهای و سلاح اتمی در منطقه خاورمیانه را به دست اسرائیلیها میسپارند و آنان را برای دستیابی به چنین تجهیزات هولناک و پدبشری و تجاوزکارانهای شایسته میدانند. براستی چنین سیاستهای دوگانه و معارض و تبعیضآمیزی را چگونه میتوان جمع کرد و توجیه کرد و از مردم ایران نیز خواست که سلامت این سیاستها را باور کنند؟!
گاه از کودتای 28 مرداد 32 یاد کردن و از دخالتهای آمریکا در وقایع تاریخ معاصر ایران ابراز تأسف کردن، آنگاه از طریق مصوبه سنای آمریکا علیه همین ایران و علیه داراییهای همین شهروندان ایرانی تاخت و تاز کردن و چنگ و دندان نشان دادن؟ این روشها و شیوهها را چگونه میتوان دید و باز هم ادعای سلامت و حسن نیت را پذیرفت؟
داستان تمثیلی پرنده و جوجهاش روایتگر موقعیتی است که آمریکا در آن قرار دارد. فصل زمستان بود و در عین حال شکارچی با تفنگ در پی شکار میگشت. جوجه عقاب به مادرش گفته بود: این شکارچی چندان هم سنگدل و بیرحم نیست، نگاه کن از چشمهایش گاهی قطرات اشک فرو میچکد. عقاب مادر، روی به فرزندش، گفت: تو به چشمهای شکارچی نگاه نکن که از آن ( به علت سوز سرمای زمستان) اشک میریزد، به دستهایش نگاه کن که از آن خون میریزد!
یادآوری آیه شریفه قرآنی در اثنای سخنان مقام معظم رهبری، در واقع یادآوری یک معیار مستند دینی برای تنظیم نوع روابط و مناسبات است و همچنین ناظر است به همبن واقعیت یعنی قطرات خونی که از دستهای شکارچی میریزد، نه قطرات آبی که از چشمهای او فرو میچکد. «در آیه شریفه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم اشداء علی الکفار یعنی دیوار مقاومت ملت و نظام در برابر دشمن باید کاملاً مستحکم باشد و هیچگونه رخنهای نداشته باشد. به همین دلیل ضمن گله از بعضی اشخاص و مطبوعات بارها به جناحها و گروهها و شخصیتهای سیاسی تأکید کردهام که در مقابل دشمن به گونهای عمل نکنید که امکان رخنه و نفوذ را در ذهن او به وجود آورد و تقویت کند».
البته همه آنانکه با منطق قرآن و احکام فقهی و بینش فقاهتی امام خمینی و رهبر معظم انقلاب به صورت جامع و همه جانبه آشنایی دارند میدانند که منظور از «شداء علی الکفار» لزوماً این نیست که مسلمانان باید جنگطلب و مهاجم و آغازگر حمله نظامی و فیزیکی باشند. از نظر فقهی و دینی، کفار نیز دارای تعاریف و درجات و حالات و دستهبندیهای مختلف هستند. حکم کافر «حربی» با حکم کافری که حربی نیست بلکه حتی با جامعه اسلامی «معاهده» دارد، متفاوت است. تفاوتها و درجهبندیهای دیگری هم هست. کافر «ذمی» نیز نوعی از کفار است. برخی حتی از کافر «ضال» و تفاوت آن با کافر «مغضوب» سخن گفتهاند. غنای معارف اسلام و حقوق اسلامی و فقه شیعی، موجب این درجهبندیها و دقتها و عدالتها و تعیین حد و مرزها بوده است.
بنابراین «اشداء علی الکفار» همچنانکه از زبان مقام معظم رهبری شنیدهایم، بدین معنا است که ملت و نظام و جامعه اسلامی باید بویژه در هیأت ملی و اجتماعی خویش دیوار مستحکم و بیرخنه و نفوذناپذیر مقاومت را همواره مستحکم و مقاوم و رخنهناپذیر نگاه دارد. «دیوار مقاومت ملت و نظام در برابر دشمن باید کاملاً مستحکم باشد و هیچگونه رخنهای نداشته باشد».
با توجه به این ضرورت تاریخی و این حقیقت قرآنی است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب:«اگر کسی با عمل و گفتار خود به دشمن میدان مانور میدهد، روز 13 آبان یعنی روز اعلام پایداری ملت در برابر آمریکا را به روز ذلت تبدیل میکند و مدام در حال ایجاد تفرقه و اختلافات است و نمیتواند خود را طرفدار عزت کشور و منافع ملی قلمداد کند».