نیروهای اصولگرا اکنون در کدامین مرحله عمل سیاسی قرار دارند؟ اقتضای نظری و عملی این مرحله چیست؟ در این شرایط کدامین استراتژی میتواند اینان را یک گام به اهداف و آمال خود نزدیکتر گرداند؟ بیتردید پاسخ به این پرسشها گام نخست برای ورود به بحث پیرامون تئوری و عمل، گفتمان و پادگفتمان، استراتژی و تاکتیک، گسست و پیوست، باید و نباید و قدرت و مقاومت در چهارچوب گفتمان اصولگرایی در شرایط کنونی است.
بیتردید پس از تعریف و تعیین مرحله عمل سیاسی است که نیروهای اصولگرا میتوانند در پرتو «تحلیلی مشخص از شرایط مشخص ذهنی و عینی، داخلی و خارجی» به پیرایش و آرایش خود همت گمارند و گامی به پیش در جهت تحقق اهداف و آرمانهای خود بردارند.
واقعیت آن است که مطالعه فرآیند تصمیمگیری در جریان اصولگرا به ویژه در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری تا انتخابات شوراهای سوم همگی حاکی از بروز نوعی مشکل در دستیابی به اجماع و وحدت است.
این مشکلات از کجا برخاسته است؟ به چه دلیل گرایشهای درونی جریان اصولگرا بعضا تا حدی از واگرایی پیش رفتهاند که ایجاد همگرایی در میان آنان گاهی بسیار دشوار و حتی در مواردی ناممکن مینماید. به گمان ما جریان اصولگرایی که برخلاف تبلیغات رقبا همواره از اصلاحات واقعی دفاع کرده است، برای حفظ موقعیت فعلی و یا ارتقای خود لازم است، ضرورت اصلاحات در جناح را نیز به عنوان بحثی جدی و بلکه حیاتی پیگیری نماید. در همین راستا بازشکافی حوزههایی که لزوم اصلاح در آنها احساس میشود ضرورت دارد. در حوزه مبانی و مفهوم (تئوری) هر چند که به ظاهر اختلافی جدی وجود ندارد؛ ولی به واقع ابهامات بسیاری وجود دارد که عدم تعریف و روشنسازی دقیق آنها ممکن است به پیدایش نوعی هویتهای گمراهکننده بینجامد که بر اساس آن کسانی خود را اصولگرا بدانند ولی حداکثر فاصله ذهنی و رفتاری را با اصولگرایان داشته باشند.
تردیدی نیست بدون تعریف دقیق و شناسایی ماهیت جناح امکان طراحی استراتژی و در پی آن تاکتیکها وجود ندارد و تا تعریف روشنی مبنای شناسایی افراد و گروهها قرار نگیرد عملا صفبندی و یارگیری سیاسی بیمعناست و حتی اگر در این فضای غبارآلوده هویتی ائتلافی هم شکل گیرد مسلما به سختی میتوان ائتلافی پایدار پدید آورد، بنابراین باز تعریف مفاهیم و ایجاد تفاهم و توافقی قابل قبول باید در دستور کار قرار گیرد. در این راستا بایسته است تعریف مقام معظم رهبری از اصلاحات و نیز اصولگرایی به عنوان مبنا مورد پذیرش همگان قرار گیرد.
چه باید کرد؟
1ـ کاهش اصولی چالشهای مجلس، دولت، شوراها.
2ـ گشایش جدی در فضا و مدار چرخش نخبگان جریان اصولگرا.
3ـ حذف و تعدیل جدی و محسوس افراد رادیکال جریان.
4ـ جهتگیری کاملا کارشناسانه و ناظر بر مشکلات مردم توسط مجلس شورای اسلامی.
5ـ اتخاذ سیاستهای معطوف به نیازهای روزمره مردم توسط هیات دولت.
6ـ کاهش جدی تشنجات داخلی.
7ـ ممانعت جدی و اصولی از سیاهنماییهای اشخاص حقیقی و حقوقی.
در همین حال گروه سیاسی روزنامه «جوان» برای طرح اولیه این موضوع، گفتوگویی با دو تن از صاحبنظران انجام داده که در پی میآید.
یک کارشناس مسایل سیاسی گفت: برای جلوگیری از افول گفتمان اصولگرایی در میان تودههای مردم لازم است سریعا بازتعریفی تئوریک از گفتمان اصولگرایی در چهارچوب مفهوم پیشین اما با اقتضائات نوین مورد توجه قرار گیرد.
دکتر امیر محبیان در گفتوگو با جوان در خصوص بازتعریف اصولگرایی و مولفهاهی آن اظهار داشت: اصولگرایی به عنوان گفتمان در سطح جامعه مطرح شد و از سوی تودهها به عنوان جریان اصیل با هدف پالایش صحنه سیاست و اقتصاد از ناکارآمدیها و پارهای اشتباهات غیرقابل قبول پذیرفته شد. به عبارتی اصولگرایی از سوی مردم برگزیده شد تا شعارهایش را در مرحله اجرا به عمل آورد و طبعا در هر دورهای یا هر فاز عملیاتی اصولگرایی باید در چهارچوب استراتژی کلان خود شعارها و کارکردهای جدیدی را مطرح کند.
وی با اشاره به فراز و نشیبهای مفهوم اصولگرایی در سه سال گذشته گفت: اصولگرایی ضعف گفتمانی و ضعفهای روشن ساختاری دارد که باید پس از نقد دقیق مورد اصلاح قرار گیرد. این فعال مطبوعاتی در ادامه بیان کرد: در حال حاضر جریان اصولگرایی فاقد ساختار مدیریت متمرکز بوده و نگرانی آن است که با ادامه روند فعلی شاهد بازگشت جریان دوم خردادی باشیم که از سوی جریان اصولگرا به عنوان جریانی ناکارآمد معرفی شده بود. لذا چنانچه در اسرعوقت اصلاحات لازم صورت نگیرد متاسفانه با جریان اصولگرا به عنوان گفتمانی افول یافته روبهرو خواهیم بود.
عضو هیات موسس حزب نواندیشان ایران اسلامی این نکته را هشداری برای اصولگرایان دانست و افزود: این جریان باید به بازسازی مجدد گفتمان ساختار و رویکرد عمومی خود بپردازد.
این کارشناس مسایل سیاسی گفت: اصولگرایی باید حول سه محور کارآمدی ـ عملگرایی در چهارچوب اصول و پیشرفتخواهی (آیندهنگری) برای کشور خود را نشان دهد و از درون این رویکردهای عملی اتکا بر دو اصل عقلانیت و اعتدال از سوی اصولگرایان باید برای مردم ثابت شود، به عبارتی در تعریف نوین، اصولگرایی باید مظهر عقلانیت، اعتدال و آیندهنگری باشد.
وی با تاکید بر لزوم وحدت درون اردوگاه اصولگرایان خاطرنشان کرد: باید تعریفی حداقلی از اصولگرایی ارایه داد تا طیف وسیعتری درون این اردوگاه قرار گیرد والا اگر تعاریف تنگ و سختگیرانه باشد در نهایت معلوم نیست حجم توان جذب اصولگرایان تا چه اندازه خواهد بود.
پس ضروری است اصولگرایی را به نحوی تعریف کرد که شعاع آن فراگیر و گستردهتر باشد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: به هر میزان تعاریف از اصول فاصله گرفته و به سلیقهها نزدیک شود بخشهایی از اصولگرایی از محدوده این تعریف خارج شمرده شده و عملا به طیف گروهی محدود منحصر خواهد شد. بنابراین تعریف حداقلی از اصولگرایی باعث میشود مصادیق گستردهتری از آن در کنار هم قرار بگیرد که در یک روند دمکراتیک بتوانند با طرح دیدگاههای خود این جریان را به پیش ببرند.
محسن کوهکن نیز در بازتعریفی از اصولگرایی با تاکید بر اینکه اصولگرایی حزبگرایی نیست، گفت: لازم نیست فرد اصولگرا حتما در حزب، گروه یا جریانی عضویت داشته باشد بلکه پایبندی به یکسری اصول و مبانی در مرحله ادعا و عمل از انسان مدرن، فردی اصولگرا میسازد.
عضو هیات رییسه مجلس در گفتوگو با جوان در خصوص ویژگیهای شخصیت اصولگرا اظهار داشت: فرد اصولگرا اساسا به دنبال انجام تکلیف است و با پذیرفتن مسوولیتی خدمت صادقانه را هدف اصلی خود قرار میدهد. فرد اصولگرا فردی کمهزینه و پرفایده است و در جذب و دفع دچار دایره تنگ گروهگرایی و وامگرایی نمیشود و در ارتباط با دشمنان ملت مرعوب نمیگردد.
نماینده لنجان جریان اصولگرا را در بخشهای مختلف، جریانی موفق دانست و خاطرنشان کرد: این جریان از ابتدا به دنبال تشنجآفرینی، اختلافافکنی و ایجاد نگرانی میان جریانات رقیب و تودههای مردم نبود و همواره خدمترسانی را سرلوحه اهداف خویش قرار داده است. وی افزود: هیچکس نمیتواند منکر شود که شورای دوم از زمان روی کار آمدن اصولگرایان آهنگ خدمت را در پیش گرفت. کوهکن در خصوص موفقیتهای اصولگرایان در مجلس گفت: در مجلس هفتم نیز همخوانی و ارتباط صمیمی میان مطالبات مردم و مصوبات وجود داشته و توجه به این مطالبات در صدر کار مجلس قرار داشته است.
وی ضعف این جریان را به دلیل نشناختن حد برای انجام تکلیف دانست و افزود: جریان اصولگرا اگر میتوانست از تمامی فرصتها استفاده کند، استفاده میکرد.