بسماللهالرحمنالرحیم
اجلاس وزرای خارجۀ پیمان 2+6 در قاهره سرگرم بررسی مسائلی است که در دستور کار این اجلاس گنجانیده شده است. هنوز کاملاً روشن نیست اجلاس قاهره چه دستاوردهائی را داشته باشد اما بررسی کارنامۀ پیمان 2+6 دیگر جائی برای خوشبینی باقی نگذاشته است.
از همان آغاز تشکیل این پیمان، مجموعۀ 2+6 متشکل از 6 عضو شورای همکاری خلیجفارس بعلاوه مصر و سوریه، در مسیر اشتباهآمیزی گام برداشت و سران رژیم قاهره مأموریت داشتند تا از اوضاع متشنج خلیجفارس و از روحیۀ مرعوب سران شورای همکاری در پرتو تجاوزات رژیم بغداد به کویت، بهرهگیری کنند تا بلکه جای پای اطمینانبخشی را برای رژیم کمپ دیویدی قاهره در ساختار شورای همکاری بوجود آورند و از آن طریق و در مرحلۀ بعدی بتوانند پای صهیونیستها را که در تاروپود رژیم کمپ دیویدی مصر نفوذ کردهاند، به کشورهای عضو شورای همکاری بکشانند.
البته رژیم قاهره در انجام این مأموریت خود، فعالانه وارد عمل شد و انصافاً سنگ تمام گذاشت و باعث شد که پای صهیونیستها بتدریج در کشورهای عضو شورای همکاری باز شود اما صهیونیستها اکنون سعی دارند روابط مستقیمی را با اعضای شورای همکاری برقرار سازند تا دیگر نیازی به واسطهگری رژیم قاهره نباشد. معنی صریح این عبارت آنست که امروزه پیمان 2+6 فلسفۀ «وجودی» خود را از دست داده و دیگر حتی صهیونیستها هم اصراری به نقشآفرینی قاهره در معادلات سیاسی خلیجفارس ندارند.
با اینهمه، رژیم کمپ دیویدی قاهره امیدوار است بتواند نقش رهبری دنیای عرب را دست کم بر روی کاغذ و در صحنۀ تبلیغات، احیاء کند و چنین وانمود سازد که گویا هنوز هم یگانه عامل وحدت دنیای عرب، رژیم مصر است که علیرغم حفظ زنجیرههای اسارت در چنگال اسرائیل، همچنان برای وحدت دنیای عرب دل میسوزاند.
البته شاید مبارک و دستیاران صهیونیست وی برای القای این شبهه، باز هم اصرار داشته باشند لکن سیر تحولات منطقه بسمت و سوی دیگری است که مبارک و صهیونیستها از آن بیم دارند. بیداری اسلامی در کلّ منطقه، حرف اول را میزند. حتی علیرغم خیانت عرفات و برخی رژیمهای مرعوب عرب، هنوز هم صهیونیستها نتوانستهاند اهداف و برنامههای زمانبندی خود را محقق سازند.
این در حالیست که موج بیداری اسلامی، ارکان رژیم کمپ دیویدی قاهره را تهدید میکند و مبارک به کمک شبکۀ امنیتی اسرائیل، سرگرم دستگیری و قلع و قمع وسیع فعّالان اسلامی در سراسر مصر است. موج گستردۀ عملیات پلیسی در مصر اگرچه طیف وسیعی از فعالان اسلامی را هدف قرار داده اما گستردگی امواج بیداری اسلامی در سرزمین مصر بقدری است که اگر قرار باشد این طرح صهیونیستی ادامه یابد، بایستی همۀ مردم مصر را دستگیر سازند و زندانی به بزرگی تمامی سرزمین مصر ایجاد شود تا بتوان همۀ مردم مصر را در آن جای داد.
نکتۀ مهم در این میان آنست که درون مجموعۀ عظیم نیروهای نظامی - انتظامی و امنیتی مصر هم شبکۀ گستردۀ فعالان اسلامی آنچنان پرنفوذ است که هر لحظه احتمال چرخیدن سلاحها بسوی مبارک و رژیمش وجود دارد. آیا ممکن است «خالد اسلامبولی» دیگری از درون شبکۀ نیروهای نظامی - انتظامی - امنیتی مصر وارد عمل شود و تیر خلاص رژیم مبارک را بچکاند؟ شواهد و قرائن موجود، این احتمال جدّی را تقویت میکند و نشان میدهد که رژیم قاهره حتی درون سرزمین مصر هم فاقد پایگاه مردمی است و فقط به زور سرنیزه متکی است.
طبعاً رژیم قاهره بدون پشتوانۀ مردمی، در حدی نیست که بتواند امنیت خود را تضمین کند تا چه رسد به اینکه امنیت سایر کشورهای عرب را عهدهدار شود. بعبارت بهتر، سپردن امنیت کشورهای عرب به رژیم ناپایدار مبارک، دقیقاً «نقض غرض» است و رژیم قاهره در این میان چیزی در اختیار ندارد که بتواند کمکی به کشورهای عرب منطقه در جهت حفظ و تأمین امنیت آنها تلقی شود.
سستی پایههای حکومت مبارک، نکتهای نیست که از دید اعضای شورای همکاری پنهان مانده باشد و دقیقاً بهمین دلیل است که علیرغم اصرارهای مکّرر قاهره برای حضور جدّی در ساختار نظامی - امنیتی شورای همکاری، این درخواستها با استقبال سرد شورای همکاری مواجه شده است. مبارک اگر قدرتی برای حفظ امنیت داشت، در درجۀ اول امنیت رژیم متزلزل خود را تضمین میکرد و اینگونه برای تأمین ابتدائیترین نیازهای امنیتی خود، دست بدامان اسرائیل نمیشد.
البته قاهره هنوز هم برای تحقق این خواسته اصرار دارد. چرا که این یک مأموریت برای مبارک است که در پشت آن صهیونیستها قرار دارند و میخواهند از طریق مبارک در ساختار نظامی - امنیتی شورای همکاری رخنه کنند و تاروپود این مجموعه را در اختیار بگیرند. این همان نکتهای است که زنگهای خطر را در گوش اعضای شورای همکاری به صدا در میآورد و به آنها میفهماند که مبارک، نماینده صهیونیستها است و «خطر اسرائیل» از طریق رژیم قاهره آنها را تهدید میکند.