بسماللهالرحمنالرحیم
میگویند که در قدیم الایام یک شیپورچی ناشی زندگی میکرد و چون از اصول نواختن شیپور اطلاعی نداشت، براساس تصورات خودش عمل میکرد و همیشه سعی داشت که شیپور را از طرف گشادش بدمد. طبعاً هیچگاه صدای مطلوبی هم حاصل نمیشد ولی بهرحال آن شیپورچی به تجربیاتش ادامه میداد و امیدوار بود که روزی موفق شود صدای مطلوبی را هم به سمع دیگران برساند.
ماجرای شورای همکاری و جلسات تکراری این شورا، به احوال آن شیپورچی ناشی، بیشباهت نیست و ظاهرا اعضای شورای همکاری با سماجت اصرار دارند که با تکرار چنین جلساتی، بالاخره روزی راه و رسم نواختن شیپور را بیاموزند ولی فعلا به تجربیات ارزنده خود برای نواختن شیپور از طرف گشادش همچنان ادامه میدهند.
اجلاس اخیر وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که در مقر این شورا در ریاض برگزار شد، به همه چیز پرداخت، دربارۀ همۀ مسائل اظهارنظر کرد بجز همان مسائلی که امروزه بعنوان اصلیترین مسائل منطقه مطرح است و در صدر مسائل منطقه و حتی جهان قرار دارد. موضوع تحرکات نظامی عراق، ماجرای اقدامات جنایتآمیز آمریکا در انجام حملات موشکی علیه عراق، موضوع تجاوز نظامی ترکیه به عراق و تلاش برای ایجاد یک منطقه حائل در شمال عراق که نقض حاکمیت یک کشور عرب تلقی میشود، ادامۀ حضور نظامی آمریکا در منطقه و دهها مورد دیگر از مسائلی که افکار عمومی منطقه و جهان دربارۀ آن حساسیت دارند، جزو مسائلی است که شورای همکاری تعمداً آنرا بفراموشی سپرده و یا آنکه از اربابانش اجازۀ موضعگیری در این مورد را نداشته است.
در چنین شرایطی، اجلاس مذکور با روش ابلهانهای به صدور بیانیه درباره جزایر ایرانی در خلیج فارس پرداخته و متن و محتوای بیانیههای قبلی را با کمی دستکاری و در بعضی قسمتها عیناً با همان جملهبندیهای گذشته، تکرار کرده است.
ممکن است کسانی بپرسند که اعضای شورای همکاری با صدور این بیانیه، چه اهدافی را دنبال میکردهاند؟ اما این یک سئوال اشتباهآمیز است و بایستی متن آن اینگونه تصحیح شود که اربابان آمریکایی شورای همکاری از اعمال فشار برای صدور چنین بیانیهای چه انتظاراتی داشتهاند؟ طبعاً همه میدانند که شورای همکاری، یک تشکیلات در خدمت اهداف آمریکا تلقی میشود و اگر نزد سران کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس اینگونه القاء شده است که گویا اهداف و نظرات آنها را در این شورا عنوان میشود، این یک مغالطهکاری آشکار است و شورا هیچگاه در خارج از چارچوب منافع آمریکا عمل نکرده، نمیکند و یقیناً نخواهد کرد.
فراموش نکنیم که شورای همکاری در طول دوران اشغال کویت توسط عراق هم نتوانست حتی یک بیانیه کوتاه صادر کند و اشغال خاک یک کشور عضو شواری همکاری را محکوم و علیه آن موضعگیری نماید. طبعاً امروز هم اعضای شورا اجازه ندارند که در این قبیل موارد، فکر کنند تا چه رسد به اینکه بیانیه بدهند. اما بطور همزمان برای کمک به اهداف آمریکا در منطقه ماموریت دارند تا با جوسازی و تبلیغات ناشیانه، شرایطی را بوجود آورند تا بلکه افکار عمومی منطقه از مسائل عراق و محکومیت وحشیانه آمریکا علیه مردم مظلوم عراق بسوی دیگری منحرف شود.
در اینجا نکات عمدهای وجود دارد که متاسفانه شورای همکاری حتی اجازه ندارد که درباره آن بیندیشد و موضع روشنی را درباره آنها اتخاذ کند. نکته اول آنکه تجاوز وحشیانه آمریکا به عراق، نقض حاکمیت ملی یک کشور عرب است که شورای همکاری درباره آن تعمداً سکوت کرده است.
نباید از نظر دور داشت که ممکن است برخی کشورهای عضو شورای همکاری با رژیم بغداد مسئله داشته باشند ولی این پدیده نباید باعث شود که در برابر حملات جنایتکارانه آمریکا علیه مردم مظلوم عراق سکوت اختیار کنند و احیاناً به توجیه و حمایت از چنین جنایاتی بپردازند. البته ممکن است سران عربستان و کویت از هر ضربهای که به رژیم بغداد وارد میشود استقبال کنند و حتی از آن خشنود شوند ولی جنایات اخیر آمریکا کمترین لطمهای به رژیم بغداد نزده بلکه مردم غیر نظامی هدف اصلی آن بودهاند و همه دیدند که پنتاگون وزارت دفاع آمریکا هم در توجیه این حملات وحشیانه علیه مردم عراق خاطر نشان ساخت که موشکهای کروز، فاقد چنان دقتی هستند که بتوانند هدف را دقیقاً مورد اصابت قرار دهند و ممکن است با اختلاف فاصله،به اطراف هدف اصابت کنند و احیانا" مناطق مسکونی را تخریب نمایند.
نکتۀ دوم تجاوزات اخیر ترکیه به عراق است که بمنزلۀ نقض حاکمیت ملی یک کشور عرب و تلاش برای تجزیۀ آن تلقی میشود لکن شورای همکاری، باز هم بدستور آمریکا و بخاطر کینۀ انباشتۀ سعودیها و کویت، از کنار آن میگذرد و مایلست که افکار عمومی را هم از این حوادث بسوی دیگر منحرف سازد.
بیانیه اخیر شورای همکاری در مورد طرح موضوع کهنه جزایر ایرانی و تکرار تبلیغات بیحاصل گذشته، تلاش ناشیانهای است که حتی اهداف این ماموریت آمریکائی را هم برآورده نمیکند و فقط شورای همکاری را نزد ملتهای منطقه، بیآبروتر میسازد. تنها توصیهای که در این زمینه میتوان به شواری همکاری ارائه کرد اینست که خوبست آنها بیانیههای بعدی خود را به افراد عاقل و چیز فهمی که اوضاع منطقه را درک میکنند، نشان دهند تا بلکه بیش از این مورد تمسخر قرار گیرند و یا اساساً از آنها بخواهند که از این پس، بجای شورای همکاری، بیانیه صادر نمایند و زحمت شورای همکاری را هم کمتر کنند.